De første 200 linjer.
اوه سلام جويي- هوم-
سلام- من بايد يه چيزي ازت بپرسم-
ميدوني ناپدريم توي زندونه؟
آره- آره-
ميخواست آخر هفته رو مرخصي بگيره تا بياد عروسي
...اما الان زنگ زد و
و ظاهرا ناپدريم تا دوشنبه هم توي زندان تشريف داره
پس نميتونه بياد؟- نه-
...خوب کسي نيست که منو تا جايگاه عروس و داماد بياره
دوست دارم تو اينکارو واسم بکني
جدي ميگي؟- آره-
ميدوني تو يه جورايي جاي پدر رو برام داشتي
تو هميشه ازم مراقبت ميکردي و دانشت رو باهام شريک ميشدي
من واقعا خبره هستم
خوب چي ميگي؟
شوخي ميکني فيبي؟ اين واسم يه افتخاره
اوه مرسي
...اميدوارم
اميدوارم بدوني چقدر برام ارزش داري
...گوش کن من اميدوارم
...اميدوارم،ميدوني
نميخوام تو گريه پدرتو ببيني برو توي اتاقت
اوه- اوه نه نه بذار پدرت حساب کنه-
اوه برنامه ريز عروسيمه داره ديوونم ميکنه
الو ببين داد نزن
باشه ماهي هاليبوت خوبه
خيلي خوب ماهي قزل آلا فرقي نميکنه
واسم مهم نيست- خوب واسه من مهمه-
خوب واسم مهم نيست.خودت انتخاب کن
تو تلفن رو روي من قطع کردي؟
امشب بايد سر ساعت 1800 واسه شام آماده باشي
خوب حالا اين يعني چي؟
تو ساعات نظامي رو نميدوني؟
حتما اون روز که داشتن اينو ياد ميدادن من داشتم آموزش پرتاب موشک ميديدم
دوازده تا کم کن
...خيلي خوب پس 1800 منهاي 12 تا
ميشه 1788 تا
6 ساعت- باشه-
صبر کن گلر هستم
نه گفتم تا ساعت 4 بايد اونجا باشه خدافظ
مگه درست کردن يه مجسمه يخي چيکار داره؟
اين کار به نظر خيلي پرهزينست
من که گفتم يه عروسي ساده ميخوام
خواهش ميکنم عزيزم اين کارا رو به من بسپار
من ميخوام اين روز رو برات تبديل يه روز خيلي خاص بکنم
من دارم فکر ميکنم بهتره که نوازنده چنگ لباس سفيد بپوشه
نوازنده چنگ؟دوستم مارجوري ميخواد طبل بزنه
اوه اون کشيد کنار- جدا؟چرا؟-
من مجبورش کردم
طبل به درد عروسي نميخوره
همين مارجوري هم قيافش به اين کارا نميخوره- هي-
اون اگه وقت داشته باشه خيلي به خودش ميرسه
سلام خيلي خوشتيپ شدي- تو هم همينطور-
خيلي خوشحالم که امشب شام عروسي داريم من خودمو براي اين غذا آماده کرده بودم
حالا چي ميخواي بهمون کادو بدي؟
جکهاي مسخره نميگم ولي يه عالمه خوبشو براي اين عروسي آماده کردم
کارتو بکن
سلام
ممنونم که اومديد بچه ها-
من ميخواستم باهات دست بدم
به همين دليل دست تو به محل انشعاب من چسبيده
دقيقا- خيلي خوب-
ريچ اما کجاست؟
مونيکا مجبورم کرد که بزارمش پيش مامانم
ظاهرا بچه ها و عروسي با هم جور در نميان
تو هنوز داري بخاطر او بچه لعنتيت گريه ميکني؟
فيبي تو بايد طبق برنامه پيش بري بيست ثانيه براي هر نفر وقت داري که بهشون خوش آمدگويي کني
تو که هميشه اين دلقک ها رو ميبيني
سلام شما پدر و مادر مايک هستيد درسته؟- بله-
بچه ها مون خيلي زود بزرگ شدن نه؟
بله؟- ميدوني-
از يه طرف خيلي براشون خوشحالي ولي از طرف ديگه از اينکه دارن ميرن خيلي سخته
محض رضاي خدا اسمتون چيه؟
منم همچين عاشق شما نيستم فقط ميخوام به خاطر بچه ها باهاتون خوب برخورد کنم
ميدونيد ما هيچ برنامه اي براي عروسي فردا نداريم
من فکر کردم ما بايد ساقدوش باشيم اونا نبايد بيان از ما درخواست کنن؟
کي اومدن از تو درخواست کردن که ساقدوش عروس باشي؟
نوامبر- مثل اينکه اوضاع اينجور که به نظر مياد خوب نيست-
هي فيبز- بله-
تو هنوز به اين دو تا نگفتي فردا کارشون چيه؟
اوم خوب اينا توي عروسي نيستن
چي؟
...خوب
اين واقعا ضايعست
اوه من بايد برم
متاسفم بچه ها ولي مايک برادر هم داره و دوستان دوران مدرسش هم هستن
...ميدونين
شما هم ميتونستين انتخاب بشين فقط اونا اولويت داشتن
اوه
اين عروسي مثل چينش دوباره تيم اسکيت ميمونه
منظورم ورزش شنا بودش
منظورم ژيمناستيک بودش
کمکم کن- فوتبال-
متشکرم
هي فيبز اونو تف کن توش گوشت خوک داره
اوه اوه
من فکر ميکردم پيراشکي توش گوشت نميريزن
آره من پختشونو عوض کردم من يه فکس در موردش برات ميفرستم
من که دستگاه فکس ندارم
پس چند تا سورپرايز برات دارم
باورم نميشه ما تنها کسايي هستيم که توي عروسي هيچ سهمي نداريم
آره من نفرت دارم که منو از يه چيزي کنار بزارن- تازه اين عروسيه-
خيلي عجيبه که من توش سهمي ندارم
بچه ها اوضاع چطوره؟- بد نيست-
اينجا نشستيم تنها بيکار اين کاريه که قراره فردا بکنيم و داريم تمرينش ميکنيم
ببين در مورد فردا يه سوالي ازتون دارم
ميخواستم بدونم چون يکي از ساقدوشها کار اضطراري براش پيش اومده و نميتونه حضور داشته باشه
چه مشکلي واسش پيش اومده؟- به ما چه؟؟ خوب داشتي ميگفتي؟-
...ميخواستم بپرسم يکي از شماها
من اينکارو ميکنم- من من-
جفتتون اينکارو ميکنيد؟ اين کار فقط براي يه نفره
منو انتخاب کن من توي لباس رسمي فوق العادم و تمرکزمو از دست نميدم
نه مايک تو بايد منو انتخاب کني منظورم اينه که منو ببين
چطوره؟
ميدونيد برام انتخاب بين شماها راحت نيست
فيبي شمارو بهتر ميشناسه بهتره اون انتخاب کنه
اگر فيبي ميخواد انتخاب کنه به ساقدوش بعدي مايک سلام منو برسون
اوه حتما ولي من به يه آينه احتياج دارم
که توش عکس منه
تو رو انتخاب نميکنه- حتما تو رو انتخاب ميکنه-
بخاطر اون صحبتهاي چينش تيم اسکي؟
من نميدونستم تا حالا اينکارو نکردم
من براي فيبي کار ناپدريرو انجام ميدم درسته؟
آره آره متشکرم بابتش- باعث افتخاره-
برنامه هاي آينده تو براي فيبي من چيه؟
من قصد دارم باهاش عروسي کنم- اوه کار پسنديده ايه-
ميخواستم بهت بگم که بهتره خانومتو با نواختن پيانو همراهي کني
اين شرايط براش سخت نيست؟
نه به اندازه نقش بازي کردن تو- فرصت دوم-
تو درست ميگي شايد اون کاري ميخواد واسه من بکنه
بابا تو چرا نمياي با ما زندگي کني؟
فرصت سوم
تو فقط يه فرصت ديگه داري مايک
خوب؟ تصميمتو گرفتي؟
من تصميم دارم بشاشم
تو بايد يکي از ماهارو براي عروسيت انتخاب کني
يکي از ساقدوشها کنار رفتن- اوه نه نه-
من نميتونم بين شما دوتا يکي رو انتخاب کنم من هر دوتون رو دوست دارم
ولي نه اوقدر که جايي برامون توي عروسيت داشته باشيم
ولي من نميتونم انتخاب کنم
اوه ريچ صبر کن- ها؟-
من يه کار خيلي مهم ميخوام بدم به تو
چه خوب چي هست؟
فقط يه جاي خالي براي ساقدوشها داريم
و تو بايد بين راس و چندلر يکي رو انتخاب کني خوب موفق باشي
چي؟چي چي چي؟ من اينکارو نميکنم
خوب فکر ميکنم بايد يه ساقدوش عروس ديگه پيدا کنم
من اينکارو ميکنم
خيلي خوب ساعت نه هستش
موقع خوردن مشروبه- وقت دارم برم دستشويي؟-
توي بايد ساعت هشت و نيم ميرفتي دستشويي سر وقت بشاش مايک
توي صحبت هنگام تعارف مشروب بايد کوتاه و مفيد صحبت کني
هيچ چيزي مثل فک زدن زياد شام عروسي رو خراب نميکنه
تو مياي داخل کارتو ميکني و ميري بيرون
اين همون چيزيه که به چندلر گفتي؟
ساعت نه و يک دقيقست و من وقتي براي کل کل ندارم
خيلي خوب
عروس و دوماد يه مقدار حرف براي گفتن دارن
خوب سلام به همه
از همتون متشکرم که اينجا اومدين فردا روز بزرگيه
ممکنه بعضي از شما ندونين ولي من و مايک با هم آشنايي خوبي نداشتيم
خوب من و دوستم جويي
تصميم گرفتيم که همديگه رو با دوستامون آشنا کنيم
اوه باشه
من خيلي فکر کردم تا اينکه جويي رو با مري الن آشنا کردم
...اون امشب نتونست بياد چونکه
خب مهم نيست اون مرکز ترک اعتياده
به هر حال جويي بهم گفت که ميخواد منو با دوستش مايک آشنا کنه
ولي دوستي به نام مايک نداشت و اين مايک رو همينجوري پيدا کرد
اما با اين وجود خيلي خوب پيش رفت
ميخوام يه اشاره اي به مامانم بکنم کسي که نميتونه اينجا باشه
اوه خدا
و وقت تمومه
اوه باشه اوه نه فراموشش کن
من فراموشش ميکنم اوه اين خيلي بامزست
اوه خوب بود که اينم بهتون ميگفتم
خوب اوه باشه
من باشه
خوب مونيکا من نميتونم اينکارو بکنم
اين عروسيه منه خوب؟ من اينکارارو نميخوام
يا اين يا اين
خوب؟ من فقط يه عروسي ساده ميخوام
نامزد من هر موقع دلش بخواد ميتونه بره دستشويي
ميدوني چيه؟کار تو تمومه-
تو اخراجي
به سلامتي
سلام- عروسيتون مبارک-
منم عروسيمو بهت تبريک ميگم
جويي اينجا ميشه جايي که ساقدوشها مي ايستن
آرايش و مدل مو توي دستشويي
من بايد يه سري چيزارو توي يخچال جاسازي کنم تا اتاقو گل بزنم
من نميتونم صبحونه بخورم اگر قراره اينجا گل کاري بشه
سلام
در مورد ديشب
من ميدونم تو يکم استرس داري
و اينم ميدونم اون چيزايي که بهم گفتي يه ذره ناراحتم کرد
حرف من اينه
من ميخوام کارمو پس بگيرم
اوه باشه مشکلي نيست
من فکر ميکنم تو بهتره اينجا باشي به عنوان ساقدوش عروس
No comments yet. Be the first to leave one.