De første 200 linjer.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
« دودمــان » " قسمت هشتم از فصل اول "
هیچوقت فکرنمیکنی که این اتفاق ها برات بیوفته
یه سری اتفاقات وحشتناک واسه همسایهات رخ میده
و تو هم فکرمیکنی "خدا رو شکر که ما جای اونا نیستیم"
"خدا رو شکر که اون خانواده ما نیستیم" - !تف تو رحت -
حلش میکنم، حلش میکنم اوه، میدونم، میدونم، خودم میدونم
بعد که یه روز از خواب پا میشی خودت رو جای اونا میبینی
،میخوای با دنی چیکار کنی جان؟ ها؟ کاری میکنی یا نه؟
ببین چی میگم، من اون کسیام که باید این قضیه رو درستش کنه، میفهمی؟
و دوباره نمیتونی مثل سابق به خودت نگاه کنی
کوین
کوین
کوین، صدامو میشنوی؟
کوین
کوین، پاشو پسر، بیدارشو
کوین
لعنتی
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
اوه، لعنتی، لعنتی
خیلی خب، حالا آروم، آروم سعی کن تکون نخوری، باشه؟
فقط سعی کن تکون نخوری، تکون نخور
میخوام آمبولانس خبرکنم فقط تکون نخور
لعنتی
واقعاً احمقی که همینطوری سرت رو انداختی اومدی اونجا
خب، منم آدم احمقیام
آره، فکرمیکنی جوابش چیه؟
فکرمیکردم پیشنهادم خوب بود گفتم همینطوری بهش پیشنهاد بدم
تعجب کردم که الان نَمُردی و تو دریا ننداختنت
خب فکرمیکنی میخواد منو بُکشه یا چی؟
واسم مهم نیست، پسر این تصمیم رو اون باید بگیره
اوه هی، داداش
بیا اینجا رفیق، بیا پیشمون بشین
اون اینجا چیکار میکنه؟ - من بهش زنگ زدم -
چه خبره؟
بشین دادا، واست یه آبجو میگیرم
داداش آروم باش، بشین
شما دوتا، چیه...؟ الان با هم رفیق جون جونی شدید یا چی؟
فقط داریم همدیگه رو میشناسیم
آره، از نظرت ایرادی که نداره رفیق؟
نه، نه، عالیه، مشکلی نیست
بشین، واست یه آبجو میگیرم، یه صندلی بیار
بیخیالش
میخواین امشب کمی پول بزنید به جیب؟
البته، آره دوباره برمیگردیم به کار؟
راه های دیگهای هم هست
دنبالم بیاید
با این عوضی داری چیکار میکنی؟
هیچی، فقط خودم رو بهش معرفی کردم - بدون اینکه به من بگی رفتی سراغش؟ -
نه، همینطوری پیش اومد
اینی که گفتی یعنی چی؟ - ببین -
نگران نباش، باشه؟ این موقعیت میتونه واسمون خوب باشه
بیا اینجا
این دیگه چیه؟
هدیه و انعامی از کارگاه کوین ریبورن
نه پسر، نگهش دار
بیخیال، خودت بهم زنگ زدی
من فقط لذتش رو بُردم - نگهش دار -
این عوضی ما رو داره کجا میبره؟
نمیدونم
!آه
آره، واسه چند روز آینده کمی اذیت میشی
امیدوارم کسی باشه که کمکت کنه لباسات رو عوض کنی
سه تا شکستگی دنده داری
مچ دستت نشکسته اما آسیب بافتی زیادی داری
آره، نفس میکشم اذیت میکنه
آره خب، هر جوری شده باید نفس بکشی
میخوام که در روز دوبار تو این فوت کنی
بیشترین آسیب ابتدایی شکستگی دنده های ذات الریه هست
باید شش هات در جنبش باشن
!همین؟ آه - وایسا، بشین -
همینطوری بمون
تکون نخور، باشه؟ دعوا کردی؟
...آره، فقط
زیادی مشروب خورده بودم، با اون یارو درگیر شدم، کار احمقانهای بود
اگه مورد ضرب و شتم قرار گرفتی میتونی شکایت کنی
نمیخوام شکایت کنم کسی بهم حمله نکرده، گفتم که
فقط من بودم، فقط من احمق بودم
من احمق لعنتی
خیلی خب، گوش کنید رو چیزی که من شرط میبندم شرط بندی کنید
من این آدما و این مرغ ها رو میشناسم
خدای من
هرکاری دوست داری بکن اریک، اریک، اینو ببین
اون مرغ لعنتی رو میبینی اونجا؟
میشه یه آبجو بهم بدید؟
اون مرغ لعنتی منه ای جوووون
اون مرغ منه
هی، بیا اینطرف
اون مرغ منه، نه، نه امکان نداره، مرغ خودمه
!اون لعنتی رو بزن، بزنش !آره، خودشه! خودشه
!آره! لعنتی، آره! جووونم
!مرغ لعنتی خــودمـه !مرغ لعنتی خــودمـه
پولم رو بده، بریم
بازی دیگه بسه، بریم
جونمی جووون
سلام، کارلوس
آقای ریبورن، چطورید؟
خوبم
خواهرم بخاطر تو این همه تو زحمت اُفتاد
مادرم یه عالمه بهت پول داد
شرمندهام، آقا میدونم بنظر بد میاد
بهشون گفتی سر عقل اومدی
درسته، سرعقل اومدم
دارم سعی میکنم، مرد
هی، میدونی چیه؟
خوشحالم که داری سعیت رو میکنی
بیا پسر، شاید بتونیم به همدیگه کمک کنیم، بیا پسر
یالا
چیکارا میکنی؟
ببخشید، جناب
آقا میبخشید، سلام
احتمالاً چیزی در این مورد میدونید؟
نه
نه، نه، نه
چی شد؟ - اون عکس رو بده -
این یکی؟
هی رفیق، آقا
درباره این دختر چیزی میدونی؟
اون یه سال پیش از گواتمالا اومده اینجا زنش و با چهارتا از بچه هاش رو اونجا ول کرده
و از وقتی که اومده اینجا داشته سعی میکرده
به اندازه کافی پول دربیاره تا اونا رو هم بیاره اینجا
از دور و اطراف پرسیده یه شماره گیر آورده، به اون شماره زنگ زده
با یه آقایی صحبت کرده که بهش گفته باید بره ببینتش
میگه که اون طرف 3000 هزار دلار واسش خرج برداشته که دخترشو بیاره اینجا
نه، نه
اون نبود
این قرار بود یه 3000 هزار دلار
...دیگه هم موقع رسیدن دخترش بده، اما
...دخترش هیچوقت
هیچوقت نتونست موفق بشه
مردی که پول داد این سعی کرد که باهاش ارتباط برقرار کنه؟
اون شماره، کار نمیکنه
طرف ناپدید شده
میخواید منو دیپورت کنید؟
نه
...نه، فقط میخوایم
بهش بگو فقط میخوایم بفهمیم که چه بلایی سر دخترش اومده
ازش بپرس اون طرف رو میتونه شناسایی بکنه یا نه
میگه اون یارو رو تو یه لنگرگاه دیده یه لنگرگاه شلوغ با یه عالمه قایق
میگه میدونه اونجا کجاست
خوبه، بهش بگو باید ما رو ببره به اون لنگرگاه
و ببینه که میتونه کسی رو شناسایی کنه یا نه
بریم اون یارو رو پیدا کنیم
میخوام منوها رو عوض کنم - مگه منوها چِشونه؟ -
مامان، انگار که همه رستورانها رو اینجا جا جمع کردی، همشون یه جوره
ماهی هست، ماهی خاردار هست
ماهی خوک پوز هست، ماهی کباب پز شده هست ماهی سوخته شده هست، ماهی سرخ شده هست
به علاوه غذای مورد علاقه تو هم هست
غذای مورد علاقه تو رو نمیشه از قلم انداخت
خب، این دستورالعمل جدید چقدر قراره برامون هزینه برداره؟
میدونستم میخوای امتحانش کنی این بهترین غذاست
برامون هزینهای برنمیداره
در حقیقت، قراره ارزون تر هم باشه
واقعاً؟ - با خوراک دریایی شروع میکنیم -
ببین، ببینش
...یعنی، این
این خیلی عالیه
من تو آشپزخونهها کار کردم، تابحال ندیدم کسی بخاطر اونا پول زیادی بده
خب، این فروشنده هایی که باهاشون کارمیکنیم مورد اعتماد پدرت بودن
اوه نه، اونا ما رو تیغ میزنن
واقعاً اینکارو میکنن...یعنی، من ده نفر از بهترین ها رو میشناسم
که میتونیم ازشون ارزون تر بخریم
ببین، اگه اینجا جای من نیست فقط بهم بگو، منم میکشم کنار
نه
اینطور نیست که رابرت اینجا باشه و اعتراض کنه پس اگه فکرمیکنی میتونی بهتر انجامش بدی
کارت رو شروع کن
اما، تو مطمئنی؟ - آره -
بیا انجامش بدیم، بیا یه تغییری ایجاد کنیم
من چندتا غذای خوراک دریایی ارزون قیمت رو چک میکنم
و بعدش یه سری منو تنظیم میکنم، و تو هم قراره ازش خوشت بیاد
...آه
این قراره لذت بخش بشه
نه، مامان، مامان، مامان
لذت تازه داره شروع میشه
اوه نه، مطمئن نیستم که خوشم بیاد
سلام، رفیق خودم چی میتونم برات بیارم؟
تو آرون دیویس هستی، آره؟
آره
فهمیدم که علیه کارلوس مهیا میخوای شهادت بدی
چی میخوای؟
مشکل اینجاست داداش
کارلوس یکی از دوستای دوستمه
فکرکردم که شاید بتونیم یه گپ کوچولویی باهم بزنیم
ممنون، تام
مگ
سلام کارن، سر پرونده مهیا خبری ازت نشد
عجب دختر خوش شانسی هستی - چرا؟ -
نمیدونم چطوری سوابق تلفنش رو گیرآوردی
اما شاهدم اون یارو متصدی بار ترسیده
آرون دیویس نمیخواد شهادت بده؟ - ظاهراً که خیر -
پس دوست خانوادگیت از این مشکل نجات پیدا کرد
واقعاً تموم شده
شاهدی ندارن پس پرونده ای هم ندارن
گاهی اوقات مشکلات به راحتی حل میشن، کارلوس
ممنون - خواهش -
اما باید این مسئله رو جدی بگیری، باشه؟
اگر دوباره همچین کاری بکنی سخت باهات برخورد میکنن
همونطور که باید اینطور باشن - متوجهام -
شما منو نجات دادید
خوشحال شدم که کمکت کردم بنظرم مردم لایق شانس دوم هستن
No comments yet. Be the first to leave one.