De første 200 linjer.
اين يک داستانِ واقعيست
"وقايع نمايش داده شده در سال 2006 در "مينهسوتا رخ داده است
به درخواست بازماندگان، نامها تغيير پيدا کرده است
،مابقي اتفاقات، به احترام درگذشتگان دقيقاً به همان صورتي که رخ داده؛ گفته شده است
« فارگو »
اونا اين کارو نميکنن
اونم دست برنميداره، ميفهمي؟
...فرداش
من فقط يه سازنده بودم
...اميدوارم امشب اين کارو بکنن
وقتي که اون خوابه
ولي من ميترسم
زيرنويس از سعيد و کارن Red John & GodeatGod
به منم گفت پيراشکيِ گوشت درست کنم
من گفتم ما سالادِ ژله مياريم ولي "کيتي" گفت پيراشکيِ گوشت بياريد
...بعدش
!عزيزم
خب بعدش چي شد عزيزم؟
گفتم امشب جشن تولد "گوردو " ـه
بايد ساعت 4 بعد از ظهر، خونه برادرت باشيم
!اونم با پيراشکيِ گوشت
امروز... يه صداي ديگه ميده
نه؟
يه جورايي انگار عصباني نيست؟
دارم حوله ميشورم صداي حولهست
کيتي گفت که همين چند روز پيش يه دونه
از اون ماشين لباسشوييهاي چندکاره و شيک اروپايي گرفتن
!ميگه يه ماشينِ که هم ميشوره، هم خشک ميکنه
!باورت ميشه؟
به نظرم پولشونو دور ريختن
داداشت از عهده پولش برمياد
کيتي گفت که تازگيا يه ترفيع رتبه گُنده هم گرفته
اونم تازه بعد از يک سال اونجا کار کردن
کيتي گفت يه دونه هم
از اون سينما خانگيهاي شيک خريدن
!گمونم بايد با اون يکي "نايگارد" ازدواج ميکردم
به کيتي هم گفتم، حسابي با هم خنديديم
خب، الان يه کم اوضاع کارم راکده
اوه عزيز دلم
...تو هميشه همينو ميگي
"راکد"
...خب
بهتره برم سرِ کارم
خودت هستي که پيروزيهات رو ميسازي
کيتي گفت "چاز" اينو بهش گفته
خودِ فروشندهها هستن که پيروزيهاشون رو ميسازن
بايد بيشتر تلاش کني عزيزم
!تو رو خدا لبخند بزن
شايدم بهتر باشه يه کراوات قشنگتر بزني
اين کراوات رو خودت به من دادي
خب اگه فروشنده بهتري بودي
!منم يه کراوات قشنگتر برات ميخريدم
دست کم يه نگاهي بهش بنداز
همش فکر ميکنم شايد به خاطر جاي نصبش باشه
کيتي ميگه چاز هميشه وسايل خونه رو تعمير ميکنه
ميگه آخر هفته تُستر رو باز کرده بوده
الان مثل روز اولش شده
حسابي نون رو سوخاري ميکنه
...پس اين
...همونطور که گفتم دو جور بيمه داريم
که شما بايد بهش فکر کنيد
...بيمهي مکمل هست
...و... بيمهي مکملِ ويژه
...که همون مزاياي بيمه مکمل رو داره به علاوهي
کلي مزاياي ديگه
خب ما فقط اومديم که "شارلين" هم تحت پوشش بيمه من قرار بگيره
با استفاده از اين قانون که من باردارم
آره، يه پسر... البته اميدواريم
يا يه دختر فسقلي
خيلي دوست دارم لباس تنِ يه دختر کوچولو بکنم
...آهان... آره
...حتي بيشتر هم
...اينم يه دليل ديگه براي اينکه
...چون چي ميشه ...چي ميشه
اگه سرِ کارتون، براتون يه اتفاقي بيفته؟
!من تو کتابخونه کار ميکنم - !آهان -
چي ميشه اگه با ماشين تصادف کنيد
و از شيشه ماشين پرت شيد بيرون؟
يا مثلاً بالاي نردبون وايساديد ...و داريد شيرووني رو تميز ميکنيد
و از اون لعنتي ميفتيد پايين و گردنتون رو ميشکنيد؟
اين اتفاقا هر روز ميفته
و ملت وقتي دارن تو تخت سيگار ميکشن خوابشون ميبره
!و جزغاله ميشن، ميميرن
...دارم ميگم که مُرده شورخونه پر از آدمهاييِ که
فکر نميکردن نيازي به بيمهي عمر داشته باشن
فقط محض آرامشتون دارم ميگم
...تا بدونيد که پسر کوچولو يا دختر کوچولوتون
درسته، يا دختر کوچولوتون ...به خوبي ازش مراقبت ميشه
بايد ساعت 4 خونه مامانم باشيم
...آره، پس ما
...باشه خب
...پس بذاريد يه کاتالوگ بهتون بدم
...يا از اين خودکارها برداريد
...از اين خودکارهاي خوشگل دارم، ببينيدش
...همه رنگش هم هست
...پس اگه نظرتون عوض شد ...به من خبر
لعنتي
داريد بهش نگاه ميکنيد؟
اين چيه بابا؟ - آره بابا، چيه؟ -
اين چيه؟
"اوه... سلام "سَم
پسرا... اين يه مردِ سياهه
اين که به نظرم سياه نيست بابا
آره بابا، به نظرم سياه نيست
!بيشتر شبيه يه کدو حلوايي گندهست - آره -
آره عين يه کدو حلوايي گنده و مسخره
"لستر... نيگارد"
بيخيال سم، "نايگارد" درسته وقتي فاميليش رو اشتباه تلفظ ميکنه شبيه واژه] [ميشه که عنوان توهينآميزيست به سياهپوستها Nigger
درست عين دبيرستان
تو با يه سياهپوست ميرفتي دبيرستان بابا؟
آره بابا، واقعاً؟ - !خفه -
حالت چطوره لستر؟
آره... خيلي خوبم
آره؟
آره - منم همينطور -
خوب پولي از شرکت حمل و نقل درمياد
کل منطقه درياچههاي بزرگ رو پوشش ميديم
همين تازگيا هم يه خونه تو بيرآيلند خريديم
خيلي قشنگه
يادتونه اون داستاني که بهتون گفتم
درباره يه پسري که انداختمش تو بشکه نفت
و توي اتوبان قِلش دادم؟
همينه بابا؟
آره بابا، همينه؟
خودِ خودشه - خودشه -
!لسترِ کير مداديِ خوب و قديمي خودمون
راستي بگو ببينم لستر
اسم اون دختره که تو دبيرستان باهاش بودي، چي بود؟
!ميدوني ديگه.. همون دختر کج و کُله
"پِرل"
!پرل... عجب جالباسياي ازش آويزون بودا
!بابا ميگه که سينههاي گندهاي داشته
!آره، ميدونم "جالباسي" چيه آقاي اِواخواهر
آره بابا، آره
!ميدوني، يه بار برام يه کف دستي زد
جشن بازگشت به مدرسه تو سال آخر دبيرستان با اون دستهاي خوشگل و گوشتالوش
واقعاً نرم بود دستاش
ما الان 18 ساله با هم ازدواج کرديم
!اوه بابا، زد تو بُرجکت
!آره بابا، بدجور زد تو بُرجکت
هيجده سال، آره؟
آره
اينم يه چيزيه خب
!جداً هيچوقت نفهميدم اون چي توي تو ديده
...خب من
...منظورم اينه که يه کمکي بهم بکن
...به خاطر کيرِ مدادي و مسخرهات بود
يا صورت موشيِ کوچولوت؟
...آره خب
...بايد برگردم سر کارم
بيخيال
تا حالا بهتون گفتم قبلاً چه جوري
اين فسقلي رو تو دبيرستان کتک ميزدم؟
با ماژيک اسمم رو، روي مُشتم مينوشتم تا
هر کسي ببينش، بفهمه کي اين کارو کرده
آره کار تميزي بود بابا - آره بابا، خيلي تميز بود -
يادته؟
...آره... خيلي وقته گذشته ولي
!عجب روزيه
ببخشيد خانوم؟
فکر ميکنيد... بازم بايد منتظر بمونم؟
!عين سگ درد ميکنه
اسمتون رو صدا ميکنيم
آره ولي من يک ساعته که اينجا نشستم
اسمتون رو صدا ميکنيم
ميشه يه قلوپ بخورم؟
آره بيا همش مال خودت
بدون ني، نميتونم لعنتي رو بخورم
مديونتون شدم
دماغت چي شده؟
...اوه اين
...فقط يه
سوءتفاهم بود
...تو باعث سوءتفاهم شدي يا
اون باعث سوءتفاهم شد؟
عذر ميخوام؟
کي باعث سوءتفاهم شد؟
...نه، دارم ميگم که
...اين
خوب نيست به اين چيزا گير بديم
چرا؟
عذر ميخوام؟
چرا خوب نيست به اين چيزا گير بديم؟
مخصوصاً چيزايي که کار آدمو به بيمارستان ميکشونه
...خب، اگه راستشو بخواي بدوني
من... برتري عددي نداشتم
سه به يک بوديم
...يعني آدمهاي گنده... خب يکيشون گنده بود
دو تاي ديگه بچه بودن
ولي به نسبت سنشون گنده بودن، ميدوني که؟
...اگه هر آدم ديگهاي جاي من بود
به سَم نشون ميدادم دنيا دست کيه
سم؟
هِس
قلدر دبيرستانمون، الانم قلدره
پس چرا اين کارو نکردي؟
چرا بهش نشون ندادي دنيا دست کيه؟
...خب
...پسرهاش باهاش بودن و
...گذاشتي يه مرد جلو چشم پسراش کتکت بزنه
No comments yet. Be the first to leave one.