De første 200 linjer.
آقاي ميلز ، چطوريد ؟ - . خوبـم -
شما چطوريد ؟ - . خوب -
گمان ميکنم دوباره ميخواهيد ببينيش ؟ - . اگر مشکلي نداريد
. ميدوني کجاست - . اوه ، بله -
... اگر هر دفعه 1 دولار براي ديدن دستگاه
. ميگرفتم تا حالا مال تو شده بود ... . اينو همه حرفه اي ها استفاده ميکنن
. ماريا کري . بيانسه . جين استفني
جداً ؟ بيانسه کيه ؟
. شوخي کردم . ميبرمش
. ببخشيد آقا - . جشن بزرگسالها در جلو انجام ميشه -
. من پدر کيم هستم - . ببخشيد ، من کارمند پدرش هستم -
. پدر واقعيش هستم - . مشکلي نيست ، سيريل . بفرما -
. سلام ، بريان - . لينور -
. فقط ميخواستم هديه کيم رو بش بدم
. گذاشتيم بچه ها باهم بازي کنن
. بذار بقل بقيه هدايا - . ميخوام خودم بش بدم -
. هنوز هم در درک قواعد مشکل داري - . اوه ، ول کن ، لني -
. از خواسته بودم لني صدام نکني - . ببخشيد ، لينور -
! پدر - . اوه ، عزيزم -
. سلام - . سلام ، عزيزم -
. تولدت مبارک - ... داشتم به پدرت ميگفتم -
. که چطوري هدايا مرتب شده ... - . بيا -
... بي ادبيه که هديه يه نفر باز بشه
. و بقيه نشه ... - . زودباش ، باز کنش -
. چه باحال - يه ماشين موزيک ؟ -
. خب ، حساب کردم که هميشه دوست داشته خوانند بشه - . وقتي که 12 سال داشت ، بريان -
. از اون موقع گذشتيم - . مرسي ، پدر -
. خواهش ميکنم
. هنوز مي خوام خواننده بشم . به مامان نگو - . باشه -
. بيا . يه عکس براي کتاب
. يه عکاس حرفه اي داريم - . يه لبخند ، عزيزم -
. اينه دختر من
! اوه ،خداي من . اوه ، خداي من
! اوه ، خداي من ! اوه ، خداي من ! اوه ، خداي من
! اوه ، استوارت
! استوارت ، عاشقتم ! عاشقتم
. تولدت مبارک ، عزيزم
. اوه ، استوارت ، باورنکردني هستي - . ميدونم -
. سلام ، بريان - . استوارت -
ديگه يه دختر بچه نيست ، ها ؟ . به نظر نمياد -
براي نهار با ما باش ؟ . نه ، مرسي
. فقط ميخواستم براي تبريک گفتن اينجا باشم
. از ديدنت خوشحال شدم ، بريان - . و همچنين -
. مرسي
. هي - . هي -
. فراموش کردي
. بياين تو
. اينطوري نيست که يادآوري نکرده باشم سومين شنبه هر ماه مي ؟
گوشت قرمز ، شراب قرمز ؟ آشنا مياد ؟ - . حتماً سرش خيلي شلوغ بوده -
. آره ، زندگي پر مشغله يه بازنشسته . هر روز يه ماجراي جديد
مگه کار هاي يه بازنشسته چيه ؟ چرت زدن ؟ بازي گلف؟
بيوه ثروتمند بلند کردن ؟ - . اون فقط مشکل صبحها رو حل ميکنه -
. آره، ولي چرند نگين . شما ميدونيد چرا من اينجا هستم
آره ، چطور پيش ميره ؟
. خب . امروز تولدش بود
باورتون ميشه کيم من 17 سالش شده ؟
17؟
. به سلامتيش هنوز لني از تو خوشش مياد ؟
. ديگه لني نيست . لينور
. اوه ، پس هنوز خوشش مياد
و شوهر ؟ - . مثل اون . عاليه
. خوب بيل بزني يه چيزي پيدا ميشه - . ما مي تونيم بيلش بزنيم اگر بخواي -
چي ، فکر ميکني اين کار رو نکرده ؟
. مرسي ، برني
کيم چطوره ؟ - . خوبه . اون خوبه
آره ؟ اينجا مياد بخوابه ؟
. خب ، بايد بگم داريم روش کار ميکنيم
... اون از اينکه زندگيت رو ول کردي
که بهش نزديک تر باشي ، قدرداني ميکنه ؟ ...
عجب زندگيي ، ها ؟
هي ، بيروت يادت مياد بعد از اينکه رئيس غيبش زد ؟
برايان خيلي تو جناح شيخ حزب الله . نفوذ کرده بود
گفته بود ترتيبي ميده که وارد حلقه اونا بشيم . و نا گهان غيبش زد
... ما قبل از اينکه گرفتار بشيم
داشتيم به سختي خارج ميشديم ... و شما کجا بودي ؟
. قول داده بودم که ديگه تولدش يادم نره
... آره ، خيلي خوب پذيرفتن که
... وقتي فهميدن با هواپيما ...
برگشتي 9000 مايل به عقب . براي تولد دخترت
گفتي بعد از اون ماموريتت کجا بود ؟
. جاسوسي پنگوئنها تو قطب شمال
. نه ، پنگوئنها قطب جنوب هستند
. راستش ماموريتم آلاسکا بود منظورت چيه ، سم ؟
. منظورم اينه ما يه جاي خالي داريم . اسم ببر و مال تو ميشه
کي کم پز ميخواد ؟
. فعلاً بچه ها - . ميبينمت ، برايان -
. شب بخير ، بچه ها - . ميبينمت ، برايان -
. هي ، ببين ، ببين ... بدون شوخي ميگم
خيلي خوبه که داري گذشته ها رو ... . با کيم جبران ميکني
. ولي کار فردا ؟ تو همين شهر
... چهار ساعت و مزدش 2500 دولار ميشه
فقط بايد يه خواننده رو ببري . کنسرت و برگردوني
. ما يه نفر کم داريم - يه خواننده ؟ -
. نميدنم بهش چي ميخواي بگي . بيشتر يه ماشين پول سازيه
بيست ميليون نوار فروخته و . هنوز 25 سالش نشده
. کار خيلي آسونيه
. ما ميبريمش اونجا و مياريمش . تو کنسرت خودش محافظ داره
. باشه - باشه . باشه ؟
. آره - يعني قبوله ؟ -
. آره
. عالي ميشه . مثل گذشته ها - . حتي بهتر . کسي کشته نميشه -
. تا فردا . شب بخير ، بچه ها - . ميبينمت -
. برو عقب ، ويندي - . من هميشه عقب ميرم -
، خانم ، اگر ممکنه . فقط حرکت کنيد
. به مادرم ميگم خانم ، اگر ممکنه
. بسه ، ديگه دير شده . بريم - . باشه -
. برني ، کيسي ، شما بيرون باشيد . بريان ، تو اتاق باش
. باشه
. بريم ، بريم ، بريم
. مرسي از اينکه اومدي
. خيلي قشنگ بود
مرسي . گفتي اسمت چي بود ؟
. ميلز . بريان ميلز
. از آشناييت خوشبختم ، بريان ميلز . و همچنين
. شروع شد . زود باش ، بريم . باشه بچه ها
. منو ببخشيد ، دوشيزه
دخترم ميخواد خواننده بشه و ميخواست . ببينه شما نصيحتي براش داريد
. آره ، دارم
. بگو بره دنبال کار ديگه
. من دارم ... ما منتظر حمله هوايي بوديم
و همينطور که منتظريم تلفن ... . ماهواره ايم زنگ خورد
کيه ؟ - الو ؟ -
. عزيزم
. ببخشيد ، کيم زنگ زده
شلوغي ؟
. اومدم کنسرت
اين آهنگ رو ميشناسي ؟آره ؟
. آره ، خودشه . نه ، نه ، براي تفريح نيست
. نيومدم کنسرت ببينم
دارم براي حفاظت به . دوستام کمک ميکنم
. خب ، معلومه که ملاقاتش کردم
فکر ميکني کي محافظ مخصوصشه ؟
. خوشحالم افتخار ميکني
. هي ، از اينکه زنگ زدي خوشحال شدم
از اينکه زنگ زدي خوشحال شدم . چي ؟
نهار ؟ فردا ؟
. حتماً . حتماً . ميدونم کجاست
. ساعت 12:30 خوبه
. پس ميبينمت
اومدش . و ... ؟ - چي شد ؟ -
ميخواد فردا نهار برم - . خوبه -
. فقط ما دو تا - . بسيار خوب . عاليه
. ديدي ؟ پيشرفت داشتي . عاليه
. کي گيت رو بازکرد . بريان ، از اينجا دورش کن . جلو برو
! حرکت کن - ! برو ، برو
. محافظ بيشتري بفرستيد اينجا
. خوبه . حرکت کن
! کيسي
. برني ، آماده باش ، آماده باش
. برو ، برو - . بپا -
بيا ، اينو بگير . آب قند . شوک رو کم ميکنه
. بيشتر ، بيشتر بخور
. خوبه . خوبه . الان امني
. الان امني
. برني
. کيسي . رمبو
جدي ميگم ، بريان ، بايد با ما . ملحق بشي
. تو آماده هستي . ما کار زياد داريم
دخترت سال بعد ميره دانشگاه ؟ . آره -
. ديگه نمي بينيش - . يه سال وقت دارم با هاش باشم
.آقاي ميلز ، ميخوان شما رو ببينن
حالت چطوره ؟ - . بهترم -
پس دخترت ميخواد خواننده بشه ؟
. بله ، از 5 سالگي
. اينطور نيست که همه فکر ميکنن
، وقتي زرق و برق ميره کنار . ميشه زندگي تو هتل و کلي فرودگاه
. اونم همينو ميخواد
، تلفن اولي ماله جيوست . استاد صدام
. اگر تاييد کنه ، دخترت خواننده ميشه
، اون آموزش کافي رو ميده . و خرجش با من
. تلفن دومي ماله مدير برنامه است
، اگر جيو تاييد کنه . اون ميتونه امتحاني بخونه
. ممنونم - . نه ، آقاي ميلز ، من ممنونم
. اومدش - . پدر -
. سلام ، عزيزم . سلام
. زيادي هيجان زده نشون نده
. جا خوردم . فکر ميکردم فقط من و کيم باشيم
. من خواستم بياد
، موز و تمشک با گيلاس اضافي . دقيقاً همانطور هميشه دوست داريش
. مرسي - . لني -- لينور
چيزي ميخوري ؟ - . من خوبم ، مرسي -
خب ؟
. خب ، پدر ، حدس بزن چي
دوستم ، اماندا رو ميشناسي ؟ - . آره -
دختر عموهاش از ما خواستن تعطيلات رو . باهاشون بريم پاريس
خيلي باحاله ، نه ؟
چرا ميخواي بري پاريس ؟ پدر . الـو ؟
. لوور ، مجسمه ها ، موزه پيکاسو
. نميدونستم اينقدر هنر دوست شدي
شوخي ميکني ؟ من 100 بار رفتم . به موزه هنرهاي مدرن
، آماندا تابستون پيش رفت و برگشت . والان ميتونه فرانسوي صحبت کنه
... و چون زير 18 سال هستي
به اجازه کتبي من احتياج داري با بتوني از کشور خوارج بشي ؟
. پدر ، لطفاً . من خيلي خيلي ميخوام برم
. اونجا يه آپارتمان با منظره رودخانه دارن
فقط تو و آماندا ؟ - . و دختر عمو هاش -
. اين قضيه رو زياد بزرگش نکن ، بريان . فقط امضاء کنش
چي ؟ - . من با اين کار راحت نيستم -
. پدر . من دنيا رو ميشناسم ، عزيزم
. پدر ، لطفاً - . يه 17 ساله نبايد تنها سفر کنه -
No comments yet. Be the first to leave one.