De første 200 linjer.
ترجمه از ناصر٬ کیارش٬ رضا Naser, Kiarash_TopHero, GreatR
چپ چپ راست چپ
چپ چپ
چپ راست چپ
چپ چپ
چپ راست چپ
چپ چپ
چپ راست چپ
- هماهنگ با من - چپ چپ
چپ راست چپ
- چپ چپ - نظمتون رو حفظ کنید
- چپ راست چپ - محکم پسرها
چپ چپ - محکم -
چپ راست چپ
چپ چپ
چپ راست چپ
- سمت چپ پرچم پسرا - چپ چپ
- چپ راست چپ - میل به راست
چپ چپ
- چپ راست چپ - بالای تپه پسرا
درست اونور خرپشته
چپ راست چپ
چپ چپ
چپ راست چپ
- به زانو - چپ چپ
چپ راست چپ
چپ چپ
چپ راست چپ
چپ چپ چپ راست چپ
چپ چپ
- چپ راست چپ - آماده
چپ چپ
چپ راست چپ
آتش
چپ راست چپ
چپ چپ
چپ راست چپ
چپ چپ
چپ راست چپ
داریم میرسیم پسر داریم میرسیم
- پام - میدونم پات هست
درد میکنه
آره٬ اونا اِتر(مادهی بیهوشی) دارن
داریم میرسیم داریم میرسیم
فشار بده اینجا رو فشار بده
بذار اینو در بیارم
فکر کنم تو یه افسر باشی زودتر درمانت میکنن
آره٬ درمانت میکنن بیا بریم
یک دو سه
آب تمیز میخوایم
اینجا رو فشار بده
پروردگار قلعهی زندگی من هست
سروان جفری بیلی اینجاست هنگ هفت تنسی
ران چپش تیر خورده
سروان یه سروان اینجاست
- اول سروان٬ اول سروان - نگهش دارین
بخوابونش نگهش دار
کجا میرن؟
چارلستون
چارلستون
اون هنگ سوم کارولیناست بعضیاشون برگشتن خونه
قانون بیست تا کاکاسیاه
اگه بیست تا کاکاسیاه داشته باشی میتونی بری خونه
از کِی؟
فکر کنم از اول
قانون جدید سربازی ِ
مَرد فقیر جنگ مرد پولدار رو میجنگه
آره
یه خونه تو "نَچِز" دارن که دستگیرههاش از طلاست
نه که رنگش طلایی باشه
طلا٬ طلای واقعی
"ولی تمام طلاهاشون و تمام نقرههاشون٬
"اونارو از خشم خدا در امان نگه نمیداره
تو خیلی باهوشی جسپر چطوریه که هنوز اینجایی؟
"بزرگترین پسر در این مزرعهها
که بیست کاکاسیاه یا بیشتر رو مالک هستن یا اجاره کردن
بدینوسیله معاف از خدمت در نیروهای متحد ایالتی میشن
از این به بعد٬ هر مزرعهای
که مجموع کاکاسیاههای تحت تمّلک یا اجارهایش برابر با چهل نفر باشه
"بزرگترین و دومین پسر از خدمت سربازی معاف میشن
تو و یه برادرت رو شامل میشه
و بعد میرسه به یک عضو خانواده در قبال هر بیست کاکاسیاه
خب چی٬
اگه هممون دُنگ بزاریم و یه کاکاسیاه برا خودمون بخریم
چند هفته مرخصی میگیریم؟
به خدا از این چیزا خسته شدم جسپر
از اینکه برا اونا بخاطر پنبهی لعنتیشون بجنگم خسته شدم
تو که اصلا نمیجنگی یه پرستاری
آره٬ فردا باید بزنی شکم چند نفر رو بترکونی٬ ویل
چرا نمیری بری یه افسر توپخونه پیدا کنی؟ شاید تونست کمکت کنه
من برای پنبه نمیجنگم من برای افتخار میجنگم
خوبه ویل
من مطمئنا متنفرم از اینکه برا پنبه بجنگم
کی اونجاست؟
عمو نیوت
دَنیل
خودتی پسر؟ بیا اینجا
هی هی هی هی
چی شده؟
اونا من رو به زور آوردن
و قاطر رو گرفتن و خوکهامون
نصف ذرت رو کِش رفتن
و بهم گفتن من الان سربازم
میشه پیشت بمونم؟
البته که میتونی پسر تو خویشاوند منی
من رو دادن به یه شرکت دیگه
و من یجوری فرار کردم و تمام روز رو دنبالت گشتم
این مَرد رو دیدم و بهش گفتم من اهل "جونز" هستم
...و اون گفت اون هنگ هفت میسیسیپی بود٬ و پس
هواتو دارم پسر هواتو دارم
دارمت دارمت
دارمت دارمت
پیش منی
دیگه پیش منی
فردا اونجا پیشم خواهی بود؟
آره٬ فردا اونجا پیشت خواهم بود
شنیدی؟ فردا اونجا پیشت خواهم بود
باید خودمون رو برسونیم به اون جنگل که تو چهارصد متریمون هست
به حرف هیچ استوار یا افسری گوش نمیدی فقط من٬ فهمیدی؟
وقتی بهت گفتم برو٬ سریع حرکت کن و نزدیکم بمون
باشه؟ تفنگت پُره؟
بالا ضامن پایین آتش
فرقی با شلیک کردن به پرنده یا آهو نداره دنیل
فرقی نداره فهمیدی؟
باشه
دارن توپ شلیک میکنن
بجنب٬ حرکت کن درست از اینور
خم شو٬ خم خم شو
اون سنگر تو ۴۵ متریمون رو میبینی؟
قراره اونجا بریم
قراره اونجا بریم
آمادهای؟ آمادهای؟
! بریم ! برو برو برو
پشت سرم بمون
بپر پایین
خوبی؟ خوبی؟
خیلیخب خیلیخب
خیلیخب٬ پایین بمون
اونجا تکتیرانداز دارن
ما خودمون رو میرسونیم به اون جنگل٬ باشه؟
یه پناهگاه پیدا میکنیم و قایم میشیم
خوبی؟
خیلیخب٬بریم خم شو
مراقب باش پایین پایین
از کدوم یگان هستید؟
"هنگ پنج میسیسیپی٬ شرکت "اِف
فقط ما زنده موندیم
باشه٬ الان عضو ما هستید ما باید برسیم به اون خرپشتهی سمت راست
پس سرنیزههاتون رو بذارید
- سرنیزهت رو بذار پسر - آره٬من میذارم
بیا
گذاشتم
- باشه - آمادهای؟ آمادهای؟
باشه
به فرمان من
آمادهای؟
- برو برو برو - برو برو برو
! برو پسر! تکون بخور
وایسا وایسا وایسا وایسا دنیل٬ وایسا
! - برو ! - وایسا
لعنتی
عمو نیوت
نه
عمو نیوت
دارمت پسر٬ خوب میشی٬ چیزی نیست
- درد میکنه - میدونم که درد میکنه
فقط من رو محکم بگیر من رو بگیر
- من میمیرم؟ - تو نمیمیری٬ من درمانت میکنم
میشه کمکم کنین؟
این پسر باید درمان بشه این پسر باید درمان بشه
این پسر باید درمان بشه
و من افسرهایی دارم که وقت نمیکنم پیششون برم
درد میکنه
دارمت پسر دارمت پسر
دارمت٬ دارمت٬ یه دکتر برات میارم یه دکتر برات میارم
طاقت بیار طاقت بیار
- میشه یکم آب بهم بدی؟ - یه لحظه وایسا٬ یه لحظه وایسا
خیلی تشنهام
چرا انقدر تشنهام؟
طاقت بیار پسر طاقت بیار پسر
طاقت بیار پسر طاقت بیار طاقت بیار
بیا٬ بیا٬ بیا
خدا رو دوست داری٬ مگه نه دنیل؟
بله
چیزی نیست
- میترسم - میدونم
ولی خدا رو دوست داری و خدا دوستت داره
میفهمی؟
مسیح دوستت داره پسر
تو نمیمیری
تو نمیمیری
تو نمیمیری
تو نمیمیری
میدونی که به فراریها شلیک میکنن٬ مگه نه؟
بههرحال اینجا به همه شلیک میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.