De første 200 linjer.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
کارآگاهی به اسم دنی کلی رو میشناسی؟
با هم تو قتل شمال بروکلین کار میکردیم.
این همون افسریه که گفتین باهاش رابطه عاطفی داشتین؟
اون اون نبود. یکی دیگه بود.
هی.
با یه کارآگاه قرار میگذاشتم.
منو بستری کرد.
و وقتی به سروانم گفتم، همه کسایی
که باهاشون کار میکردم و باهاشون بزرگ شدم،
دیگه بام حرف نزدن.
برگشتی دیگه. مارشال میگه "سلام."
برو گمشو، مایکی.
اسم فرد مرده کیلب ایستون هست.
میدونی این مصرف بیش از حد نیست.
آدریان مورادو یه مورد مصرف بیش از حد بود که درست قبل از رفتن من اومده بود.
همون چیز بود.
اون دوست دختره؟
آره. از دوربینهای امنیتی چند تا همسایه.
- همیشه صورتش رو قایم میکنه. - کسی باهاش حرف زده؟
ولی یه خالکوبی داشت. مثل یه گل قرمز کوچیک.
پس فکر میکنی دوست دختره؟ و فکر میکنی یه قاتل زنجیرهایه؟
از دوره آزمایشیت رد نمیشی.
- و کارت شناسایی داری؟ - کارت اسنپ دارم.
الان امنی.
لپ تاپ داری؟ راهی هست که بتونم قرضش بگیرم؟
آره. الیور چارلز کیه؟
تو کامپیوتر من، داری یه پسر رو چک میکنی.
خیلی زیاد. وکیل متمول و خوشگلی که میخوای گیر بیاری.
حسودیت شده.
ازت عکس گرفتم.
فقط نیاز دارم چند چیز دیگه برام بیاری.
دارم استرس میگیرم. نباید مواد رو بهت پس میدادم.
- بابا؟ - اون مُرده.
من بابات رو دیدم وقتی همسن تو بودم.
و به من آسیب زد، میرا.
آدم خوبی نیست.
یه راز بهت بگم؟
اون قیچیها اون بیرون اونا رو ترسونده.
فکر میکنی میتونی بهم بدیشون؟
نه؟
هنوز آماده نیستی.
هر وقت آماده شدی بهم بگو.
میتونم این رو بندازم دورت تا گرم بشی؟
خیلی خوب بود.
عالی بود.
ممنون بابت اینا.
کیف کوله ام.
- کیف کولیت چی شد؟ - کیف کولیم رو برد.
آره؟ چه شکلی بود؟
قرمزه و سنجاق داره، و من میخوام پس بگیرمش.
- میخوام پس بگیرمش. - ما میگیریمش.
- میرا! - خواهش میکنم، خانم.
- هی، ببخشید. - مامان؟
اون همونجاست، میدونم همونجاست.
- بریم پیش مامان. - خانم، خواهش میکنم.
باشه؟
فقط بذار برم.
- مستقیم جلو رو نگاه کن. - جدی میگم.
- مستقیم جلو رو نگاه کن. - خانم. خانم، خواهش میکنم!
- عزیزم! - مامان؟
عزیزم. عزیزم. باشه.
گرفتمت.
بیا.
بریم خونه.
مارشال.
هی.
بفرما.
هی، آلیس؟
من فرانک چوی هستم. چ-ا-و-ی، چوی.
تو C-20 با نورا.
- اون فرستادم که این رو باهات کار کنم. - عالیه، مشتاقم.
میدونی، این برای یه مأمور تازهکار خیلی کار بزرگیه.
شانس آوردی.
آلیس. یه دقیقه میتونم باهات حرف بزنم؟
مأمور چوی، این کارآگاه کانلی هست. اون رهبر این پرونده قتله.
شما دو تا همدیگه رو از قبل میشناسین؟
ده سال با کارآگاه اصلی پرونده قرار گذاشته.
- بفرما. - آره.
تو دبیرستان، و بعد دوباره باهم بودن،
یا یه چیز دیوونهوار و محارمگونه پلیسی.
ما سه جسد و یه فراری داریم.
اونا پنج دقیقه هست مأمور شده.
من اینجا کلاس اول آموزش نمیدم.
نمیتونی بذاریش روی این. آماده نیست.
ببین، من رهبریت رو زیر سوال نمیبرم.
- آره، ممنون که هیچوقت زیر سوال نمیبری... - ولی این
- این یه اشتباهه. - رهبری من، واقعاً ممنونم.
کراوات خیلی جذابی داره، فرانک.
عاشق این رنگ آلو پررنگ و غلیظ هستم.
نورا، اشتباهه.
آلیس؟
هی، یه دقیقه.
چوی بهم گفت که کارآگاه اصلی رو خوب میشناسی.
همین الان باید بهم بگی که میتونی از پسش بربیای.
میتونم از پسش بربیام.
پس خودت رو جمع و جور کن و برگرد اونجا،
و نذار فرانک پرونده تو رو به دست بگیره.
قبلاً هیچکدوم اینارو انجام ندادم.
همکاری پلیس با فدرالها، اقدام مشترک، هر چیز لعنتی.
تو تا حالا انجام دادی؟
نه.
خوبه دوباره باهم کار کنیم.
- آره. - خوبه.
آره.
- هی. - سلام.
ح-حالت چطوره؟
خوبم. آره.
م-من هر چی خواستی برات آوردم،
و، من فقط...
د-دیگه نمیتونم این کار رو بکنم.
پس هر کار لعنتی دلت میخواد با اون عکسا بکن چون...
تموم کردم.
فکر میکنی آدم خوبی هستی؟
نه.
نه، نیستم، من یعنی، نه بعد از این.
نه.
میخوای باهام های کنی؟
یالا.
چکار دیگهای میخوای بکنی؟
صبر کن.
خب، همه بشینن.
این یه اقدام مشترک با پلیس نیویورکه.
آلیس بلک و فرانک چوی از طرف اداره رهبری میکنن.
کارآگاه دنیل کلی رهبر پرونده قتل کیلب ایستونه،
و کارآگاه مارشال کانلی برای الیور چارلز.
آلیس، برامون توضیح بده تا الان چی داریم.
سه قربانی که میدونیم:
آدریان مورادو، کیلب ایستون، الیور چارلز.
همگی مصرف بیش از حد مشکوک با روش مشابه.
قربانیا به هم ربط دارن؟
بله.
کیلب ایستون نقطه اتصاله.
کیلب ایستون و الیور چارلز
باهم دانشکده حقوق رفتن و دوست بودن.
ارتباط بین کیلب ایستون و آدریان مورادو
تو این فیلم امنیتی از سال ۲۰۱۲ هست.
اینجا، میتونین آدریان مورادو رو ببینین
که به زور یه زن رو از خواربارفروشی بیرون میکشه.
از پشت پنجره، یه مرسدس بنز مشکی پیداست.
این ماشین به اسم کیلب ایستون ثبت شده.
مظنون زنه.
سفید، اواخر 20 سالگی، ویژگی خاصی نداره
غیر از خالکوبی خشخاش روی لگنش.
تصاویری از رفت و آمدش داریم
از خونههای کیلب ایستون و الیور چارلز.
و در مورد کیلب ایستون، هفتهها اونجا مونده بود
و به عنوان دوست دخترش معرفی شده بود.
هیچ عکسی از صورتش نیست.
چطور ممکنه؟
تو مکانهای عمومی ماسک میزنه.
سیستم امنیتی الیور چارلز رو نابود کرده.
این عمدیه. میدونه داره چیکار میکنه.
فکر میکنیم احتمال زیادی هست که کودکی قاچاق شده.
پس، از ۱۲، ۱۳ سالگی آموزش دیده
تا در جمع گم بشه.
این چیزیه که قاچاقچیا بهشون یاد میدن. این چیزیه که بلدن.
خب، پس دنبال چیه؟ پول؟
چقدر تو مسائل مالی تحقیق کردین؟
واقعاً معتقدم یه انگیزه عمیقتر اینجاست.
این یه زن جوان جذابه با سابقه روسپیگری.
فکر نمیکنی داره مردای پولدار رو شکار میکنه و پولشون رو میگیره؟
نه، ن-نه.
هیچ برداشتی نبود. هیچ انتقال بانکی نبود.
مورادو مظنون به قاچاق دخترای زیر سن بود.
واقعاً فکر میکنم این قتلها یه جور انتقامه.
م-من فکر میکنم تو یه ماموریت انتحاریه.
چیزی نیست که پشتش باشه.
چرا دختر الیور چارلز رو زنده گذاشته؟
چ-چطور میتونه انقدر دقیق خودش رو قایم کنه
و بعد یه شاهد زنده بذاره؟
نمیخواد یه بچه رو بکشه.
یا میدونه آدما همیشه حرف یه نوجوان آسیبدیده رو
باور نمیکنن.
اگه قاچاق شده بود، پس این رو خوب میدونست.
باید با دختر حرف بزنیم. تو محل جرم باهاش حرف زدیم؟
تو شوک بود.
مظنون مجبورش کرد موهاش رو با قیچی ببره.
یا خودش این کار رو کرده باشه.
اون با جسد پدرش اونجا بود.
شاید ترسیده یا عصبانی بوده.
ببین، هیچکدوم اینا الان کمکی به پیدا کردنش نمیکنه.
چ-چطور پیداش کنیم؟
قاتل ما کجاست؟
هنوز فیلمهای امنیتی برای بررسی داریم.
مظنون با الیور چارلز
تو یه مهمونی تو شرکت حقوقیش آشنا شده.
برا یه شرکت پذیرایی به عنوان پیشخدمت کار میکرده،
پس ما سوابق کاری رو آوردیم،
و، با مدیرش حرف میزنیم.
بوم. خوبه.
با همه کسایی که اون شب کار میکردن حرف بزنیم و اسمش رو پیدا کنیم.
یوتی، ممنون که شیفتهای من رو پوشش دادی.
هی. مامانت خوبه؟ انقدر دور بودی.
آره.
احتمالاً باید دوباره به دیدنش برم.
- ولی به شیمی درمانی خوب جواب داده. - ونسا.
یه چیزایی پیدا کردم که مال توئه تو اتاق مادر.
الان یه جا برای موندن داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.