Invisible City (Cidade Invisível) - Second Season

Invisible City (Cidade Invisível) - Second Season

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 2

Udgivelsesinfo

Invisible City S02E03 DUAL 1080p WEBRip x265-RARBG
Invisible City S02E03 PORTUGUESE 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-WDYM
Invisible City S02E03 PORTUGUESE WEBRip x265-ION265
Invisible City S02E03 PORTUGUESE 1080p WEBRip x265-RARBG
Invisible City S02E03 The Life We Always Dreamed Of 1080p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 Atmos H 264-WDYM
Invisible City S02E03 The Life We Always Dreamed Of 720p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 Atmos H 264-WDYM
En kommentar af Night_walker77
█⫸ وحید فرحناکی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

webrip
web
BRip
1080
x265
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
720p
720
Udgivet den: 2023-05-31
Downloads: 41
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 195 linjer.

‫ دیجی موویز در شبکه های اجتماعی: ‫ DigiMoviez@

‫وسایلم رو جمع کردم

‫حاضرم.

‫فردا از اول شروع می‌کنیم

‫خیلی دور از اینجا

‫کلاریس!

‫وناسیو، می‌فهمه.

‫می‌دونی دبورا چطور آدمیه.

‫کلاریس، امروز خیلی شجاع بودی.

‫پدر دختره باید تا الان می‌مرد.

‫از دبورا سر پیچی کردم.

‫ولی بعید می‌دونم دوباره بتونم تکرارش کنم.

‫نیازی هم نیست.

‫اون آمریکایی، هر کاری می‌کنه که ‫دخترش رو بر گردونه.

‫فقط دخترش رو پیدا کن، و در ازاش...

‫طلسمت برداشته میشه.

‫می‌تونی دوباره یه زن معمولی باشی، کلاریس.

‫اگه این‌کار رو کنم بعدش چی میشه؟

‫اون‌وقت می‌تونیم زندگی رؤیایی‌مون رو داشته باشیم.

‫یه جای دور از اینجا و آزاد ‫از بند کاستروها زندگی می‌کنیم.

‫مامان؟

‫بنتو!

‫بنتو!

‫دیگه طلسم ندارم، مامان.

‫الان دیگه فقط پسرتم.

‫وای دلم برات تنگ شده بود.

‫کی اونجاست، آنا؟

‫جوزوه...

‫یه معجزه‌ست. ‫دیگه طلسم نداره.

‫همیشه اینجا نگهت می‌دارن؟

‫لازو دیگه بهش عادت کرده.

‫ولی خانم لونا... حقش نیست اینجا باشه.

‫البته که حقم هست، تقصیر منه.

‫نباید اون معاملهٔ‌ احمقانه رو انجام می‌دادم.

‫تقصیر خانوم لونا نیست.

‫دختر جون، اونا خیلی قبل‌تر از این‌که

‫تو بیای اینجا مشغول شرارت‌ پراکنی بودن.

‫و لازو... کسیه که طلاهاشون رو براشون پیدا کرد.

‫کاش خواهرات اینجا بودن که ببیننت.

‫کلارا ازدواج کرد؟

‫وای،‌ جوزوه...

‫اهریمنی که درونت بود کجاست، بچه؟

‫آب شد رفت؟

‫بنتو...

‫مانیسوبات رو بخور.

‫همون‌جوری خوشت میومد درستش کردم.

‫ممنون، مامان.

‫ولی الان گوشت نمی‌خوام.

‫باید بخوریش، توله سگ.

‫باید بخوری و بهتره همین الان بخوری

‫مثل سگ بخور، چون‌که خودت سگی.

‫- جوزوه... ‫- ولم کن

‫یالا، بچه

‫زود باش

‫بهم حمله کن، زود باش.

‫حالا واقعاً باور کردم که عوض شدی.

‫دوباره همون بچه سوسول قبلی شدی.

‫منو باش فکر کردم که

‫بعد از این‌همه مدت از دیدنم خوشحال میشی.

‫تو عوض شدی، ولی پدرت نشده.

‫بیا بریم از اینجا. ‫من و تو و خواهرام.

‫قول میدم کمک کنم. ‫یه کار پیدا می‌کنم.

‫وای پسرم...

‫محاله. نمی‌تونم برم.

‫ولی تو، بنتو...

‫تو می‌تونی.

‫پدر.

‫بیا

‫کمکت می‌کنیم دخترت رو نجات بدی

‫اگه طلسم رو از روم برداری.

‫از کجا مطمئن بشم می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

‫همین یه‌کم پیش جونت رو نجات داد.

‫مجبوری با ما کار کنی

‫دبورا خیلی خطرناکه.

‫ذات درستی داری.

‫تونستی طلسم بنتو رو برداری.

‫اون طلسم نبود.

‫تو کی هستی؟

‫من کوکا هستم.

‫ولی نیازی نیست از من بترسی، پدر.

‫کاری به کار تو ندارم،‌ خب؟

‫این معامله‌ای که پیشنهاد میدی خطرناکه.

‫راهی نیست که مطمئن بشیم بعدش

‫چه بلایی ممکنه سرت بیاد.

‫یا سر تو.

‫راه دیگه‌ای نیست.

‫دبورا واسه ورود به مارانگاتو به دختره نیاز داره.

‫کجا بره؟

‫مارانگاتو.

‫یه سرزمین افسانه‌ای توی پاراست که کلی طلا داره.

‫خیلی‌ها سعی کردن راهی پیدا کنن

‫که برن داخلش،‌ ولی کسی نتونسته.

‫به‌جز دخترت.

‫کاستروها می‌خوان اونجا رو استمثار کنن

‫و واسه اینکار امشب پول جمع می‌کنن.

‫دبورا چشم ازش بر نمی‌داره.

‫تنها فرصتی که داری امشب توی مزایده‌ست.

‫اگه بد پیش بره چی؟

‫متأسفانه ممکنه دیگه دخترت رو نبینی.

‫کاستروها اونایی که به دردشون می‌خورن رو

‫می‌دزدن و ازشون سو استفاده می‌کنن.

‫اینس...

‫به کمکت نیاز دارم، خب؟

‫می‌دونم.

‫اونم همین‌طور.

‫نقشهٔ خطرناکیه.

‫اول این‌که همه باید باور کنن تو مُردی.

‫صبح به‌خیر کلاریس. ‫چه عجب بالاخره اومدی!

‫کاری که خواستی رو انجام دادم،‌ دبورا.

‫دیگه مزاحمت نمیشه.

‫کاستروها تنها کسایی نیستن که ‫دنبال مارانگاتو هستن.

‫خیلی‌ها حاضرن هر کاری کنن

‫که دستشون به اون طلاها برسه.

‫و همه‌شون امشب توی مزایده هستن.

‫بریم، عزیزم.

‫یالا. مهمونامون دارن می‌رسن.

‫نگهبان‌ها از همیشه بیشترن.

‫خب چطوری دخترم رو بیارم؟

‫توی یه سردابه.

‫از زیر زمین باید وارد شی.

‫سلول‌ها رو از فولاد درست کردن و همیشه قفلن.

‫ولی با طلسم اون پسر...

‫مشکلی برات ایجاد نمی‌کنه.

‫اگه دنیلو بیدار شه چی؟

‫ممکنه همه‌چی رو خراب کنه.

‫توی بیمارستان حواسم بهش هست.

‫افرادی که می‌تونن کمکم کنن رو می‌شناسم.

‫سخت‌ترین بخشش میشه این‌که

‫نذاریم دبورا گیرمون بندازه.

‫واسه این باید خون‌سردی‌ات رو حفظ کنی.

‫یه چیزی هست که عدهٔ معدودی در موردش خبر دارن.

‫دبورا یه افعیه.

‫اگه دمای بدنت بالا بره. ‫می‌بینه.

‫و می‌فهمه که کاری که خواسته رو نکردم.

‫چرا اخمات تو همه، کلاریس؟

‫سر زنده باش.

‫لبخند بزن.

‫فرصتت پیش میاد.

‫وقتی که لازو رو به نمایش می‌ذارن.

‫باید دنبالشون بری

‫وقتی که می‌برنش پایین.

‫متأسفانه ولی هنوز نمی‌دونم

‫چطور برات نقاب گیر بیارم.

‫خودم ترتیبش رو میدم.

‫بذار ببینم.

‫هوم؟

‫اون کیه؟

‫امری داشتین؟

‫فکر نکنم وقتی این‌جوری حس خواب‌آلود داری

‫خوب باشه که رانندگی کنی.

‫ولی خوابم نمیاد.

‫البته که میاد.

‫چشمات...

‫چشمات خیلی سنگینه

‫و نفسات هم...

‫از الان خیلی عمیق نفس می‌کشی.

‫هر چی نباشه مشتری...

‫درسته.

‫صدای لونا رو اینجا نمی‌شنوم،‌ اینس.

‫بوش رو هم حس نمی‌کنم.

‫کلاریس بهمون گفت که زیر زمین زندانی شده.

‫یالا. باید طبق نقشه پیش بریم.

‫کلاریس اینجاست.

‫اون یکی دبوراست.

‫تمرکز کن.

‫سعی کن حرفاشون رو گوش بدی.

‫پس یه پیرمرد ما رو می‌بره اونجا؟

‫اوهوم.

‫درسته. اون و یه دختر جوون.

‫خب، آقایون ‫وقتشه که شروع کنیم.

‫آقایون، لطفاً.

‫خانوم‌ها و آقایون، لطفاً از این سمت بیاید.

‫برنامه قراره شروع بشه. ‫بشینید.

‫خانوم‌ها و آقایون، اگر ممکنه

‫از این طرف لطفاً.

‫راحت باشید

‫خیلی از همگی ممنون که تشریف آوردین.

‫لطفاً بشینید.

‫لطفاً

‫برنامه در شرُف آغازه.

‫لطفا، بشینید.

‫باید استراحت کنه.

‫شب به‌خیر

‫بنتو، تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

‫برگشتن به خونه فکر بدی بود،‌ پدر روحانی.

‫بابام بهم اهمیت نمیده.

‫نه وقتی گرگ بودم ‫نه وقتی پسرشم.

‫- اصلاً براش مهم نیستم. ‫- آروم باش

‫بیا با هم یه فکری براش کنیم.

‫می‌تونی کمکم کنی؟

‫البته.

‫می‌خوام دوباره گرگ باشم، مثل قبل.

‫چرا؟

‫ها بنتو؟

‫چرا باز دوباره چنین رنجی رو تحمل کنی؟

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left