The Blair Witch Project

The Blair Witch Project

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

The Blair Witch Project 1999 720p BluRay X264-AMIABLE
En kommentar af bahman1985
من فقط با این نسخه هماهنگ کردم در ضمن با نسخه اسکورپ هماهنگه

Tags

BluRay
x264
720p
720
Udgivet den: 2012-09-16
Downloads: 101
Hørehæmmede: Yes

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

در اکتبر سال 1994 سه دانشجو فيلم ساز در جنگلي نزديکي هاي بورکيتسول در ايالت مريلند

که براي ساخت يک فيلم مستند رفته بودند ناپديد شدند . يک سال بعد وسائل آنها يافت شد

دارم مي گيرم خوب

اينجا خونه منه

تار شدي بزار زوم رو ببرم عقب باشه

صبح بخير

درست شد آره درسته

اينجا خونه منه

ما براي آخر هفته به اينجا آمديم

تا در مورد جادوگر بلر تحقيقات کنيم

نوشته اينشتن : چطور درون جنگل زنده بمانيم

چون هرگز نمي دوني قرار چه اتفاقي بيافته

و اين يک کتاب خيلي مهمه

چون درون اين نوشته شده که چه بلايي سر کافين راک اومده

چقدر قديميه

بله درسته و اين هم مقاله اي از رشته خودمه

هي ايشون آقاي بادقت هستند

امروز صبح حالت چطوره ؟

خسته

الان سي پي رو دراوردم

خوبه

مشکلي براش پيش اومده

هيچ کسي نمي فهميد ولي من فهميدم

خيله خوب بيرم توي خونه زودباش

منم مي بينمت

الان پام ميره توي پشکل دارم عقبکي ميرم

خيله خوب بهتره دوربين ها رو خراب نکنيم

مايکي کجاست ؟

بايد بريم دنبالش باشه

بهش گفتم ساعت هشت و نيم

باشه

ما از برنامه جلو هم هستيم اما مهمه که همه چيز رو چک کنيم

عاليه

فکر کنم مايک تو باشي

هي صبرکن وايسا

ميشه بيايم مامانت رو هم ببينيم ؟

مي بينمت مامان

چطوري مايک از ديدنت خوشحالم

خسته ام اما خوبم

من واقعا خوشحالم دارم باهاتون ميام از فرصتي که بهم داديد ممنونم

باعث افتخار منه . متشکر از تو که اين همه وسائل آوردي

به اندازه کافي باطري با خودمون داريم

و همينطور سوخت براي يک ماه

برنج خريديم . چيپس ميوه جات

آرد جو و کشمش عزيزم

کلي کمپوت خريديم

چقدر نرمه

شيرينه هي جونور از گاري من برو کنار

شما به روح اعتقاد داريد

تا حالا در مورد جادوگر بلر شنيدي ؟

در واقعا از خواهر بزرگترم قبلا چيزي در مورد دبيرستان بلر شنيدم

جنگل در زمان هالووين خيلي ترسناک ميشه

ميشه بيشتر توضيح بدي نمي خواهم يک چيز مسخره بسازم

مي خواهم حقيقت رو نشان بدم

و فکر مي کنم افسانه خودش به تنهايي کافي باشه

مي خواهي

اولين سکانس يک جشن باشه

قطعا

اين هم از اولين سکانس از فيلم ما

الان بايد انگشت هامون رو نشون بديم که پر از خون هستند

کمي خون بريزم روي اين اسليت

نه اين کارها براي بعد

اسليت رو بوس کن

اين اولين اسليته

بزار با رژلبم روش نشان بزارم

مايکي اولين اسليت رو بوس کن . موفق باشي

اوه اون گازش گرفت خدا به دادش برسه

نبايد بخوريش فعلا لازمش داريم

اينجا بورکيتسويل است که قبلا بلر ناميده مي شد

يک شهر کوچک در مريلند

مثل همه شهرهاي کوچک ديگر

بيشتر از 20 خانواده طي 200 سال اخير اينجا دفن شدند

تعدادي از آنها اينجا ماندند روي اين تپه

يا در پايين همين شهر

تعداد باور نکردني بچه اينجا به خاک سپرده شدند

اکثر آنها مطعلق به سال 1940 هستند

هنوز کسي به ما در مورد اون زمان چيزي نگفته

شايد به ما نگفته اند

اما افسانه چيز ديگري ميگه

که مدارک اين موضوع در اطراف ما به چشم مي خوره

حکاکي هاي روي سنگ ها

خوب ما اولين سکانس رو گرفتيم توي قبرستان

به طرف سکانس هاي ديگر

ما داريم يک مستند در مورد جادوگر بلر مي سازيم

در موردش شنيديد ؟ اوه اين يک داستان خيلي قديميه

تا جايي که يادمه

آقاي پار يک گوشه گير پير بود

اون بالا کوهستان زندگي مي کرد و اونجا براي خودش جايي داشت

و مدتها اونجا زندگي مي کرد

شما در مورد جادوگر بلر شنيديد ؟ چند باري

و اولين بار کي بود ؟

من داستان رو از دوستان و همسايه ها شنيدم

ولي يک مستند هم در موردش توي تلوزيون ديدم

در مورد اون و افسانه اش و روحي در مريلند

مادربزگم داستانهايي در موردش بهمون مي گفت تا زود بريم بخوابيم

مي گفتند اگر موقع تاريکي هنوز بيدار باشي يا بري اطراف خونه

جادوگر بلر مياد مي گيرتت

در پاييز يا زمستان سال 1940 بود

چند بچه کوچک شروع به ناپديد شدن کردند

هيچ کسي نمي دونست

چرا اونها ناپديد شدند

داستانهاي ترسناکي در مورد اون شنيدم چيزي شبيه يک پيشگويي بوده آره ؟

دو مرد رفته بودند به جنگل براي شکار

و در کمپي که زده بودند يک زن هم همراهشون بوده

نه نه

ولي اونها براي هميشه ناپديد شدند

من فقط دارم يک داستان ترسناک مي گم ولي حقيقت نداره

آره حقيقت نداره

بالاخره يک روز آقاي پار پير آمد پايين به فروشگاه

و گفت : بالاخره کارم تمام شد

منظورش از اين حرف چي بود ؟

کسي اول متوجه نشد

و بالاخره پليس

يک تيم بالاي کوهستان فرستاد

و اونها جنازه 7 کودک رو اونجا پيدا کردند

او بچه ها رو 2 به 2 به زيرزمين مي برده

و اون به يکي مي گفته رو به ديوار بايست

و بعد نفر دوم رو مي کشته

بعد مي رفته سراغ اون يکي بچه رو مي کشته

آنها همان 7 بچه اي بودند که گم شده بودند

سپس يکي يکي بچه ها رو از جنگل بيرون آوردند

واقعا چيز وحشتناکي بود . اشک همه رو درآورده بود

او مي گفته نمي تونسته توي چشمان بچه نگاه کنه

براي همين بهش مي گفته رو به ديوار بايسته

در تمام زندگيم من اعتقاد کامل به

جادوگر ها و ارواح و اين چيزها داشتم

فکر مي کني توي اين منطقه هم از اين چيزا باشه

اوه قطعا

به جادوگري اعتقاد داريد نه

شما مرد مذهبي هستيد بله

خيلي خوبه

کارهاي ترسناکي ميکرد ولي فکر ميکنم يک بلايي سرش اومده بوده

و فکر مي کنيد امکان داره هنوز اون بالا باشه ؟

من اون بالا نرفتم نرفتيد ؟س

جرات ندارم برم اون بالا

همه مي گفتند که جنگل خودش شکار مي کنه و از اين حرفها

چي مي گفتند چطور جنگل شکار مي کرده

تعداد زيادي نبودند که مي گفتند اون يک شکارچيه

اما يک زن پير بود که اين رو مي گفت به اسم مري برون

مري برون ؟

آره ولي يک جورايي ديوانه بود

از ديد مردم اون چطور آدمي بود ؟

ديوانه

همين جاست اونم پرچم آمريکا اينجا خونه مريه

ميرم بيارمش بيرون

تو هم ببين کجا نور بهتري داره باشه

باشه

اينم حصار مري است

حتي نمي دونم چطوري بايد بازش کنم

و چيزي که برامون جالبه اتفاقيه که براي شما افتاده بوده

شما با جادوگر بلر مواجه شديد ؟

بله

و اين واقعا

داستان ترسناکي داره

آخرين بار که ديدمش

من و پدرم

رفته بوديم رودخانه تپي براي ماهي گيري

در شهر بورکيتسويل

من روي برگهاي درختان دراز کشيده بودم

و با چوبي که دستم بود به آسمون نگاه مي کردم

بعد ناگهان احساس کردم چيزي کنارمه

و احساس وهم کردم

اون يک زن بود

روي دستانش

و همه جاي بدنش

پر از مو بود

خيلي تاريک بود و موهاي سياه

درست مثل يک اسب

موهاش رو ميگم مثل موهاي خز دار اسب بود

و روي شونه هاش

يک شال هم بود

بعد اون ترساندتون يا بهتون حمله کرد

اون چيزي نگفت فقط سيخ نگاه مي کرد

و بعد شال خودش رو باز کرد

اون زير چي بود ؟

روي تمام بدنش مثل يک اسب پر از مو بود

از نوک انگشت تا سر پر از مو بود

آره همينطور پاهاش

نمي شد تشخيص بدي اون يک زنه صورتش چطوري بود ؟

خيلي عجيب نگاه مي کرد

خدا رو شکر اين زنه فيلم ساز نيست

اون فکر مي کرد که داره فيلم بازي مي کنه وقتي حرف ميزد مي خواست برقصه

برو بابا

مي گفت که يک تاريخ نويسه

اره شنيدم

و اينکه اون يک دانشمنده ويکي از اعضاي نيروي هسته ايه

گند بزنم اين مري رو با اون حرف هاي مسخره اش

داري مسير رو متر ميکني ما که تو اروپا نيستيم

اون لنز لعنتي يک متر سنج هم داره

سيستم هاي خودمون هم بايد داشته باشند

نه اين يک متر سنجه ببين

اما اين يک دوربين آمريکاييه

همشون مترسنج دارند

اون قهوه اي چطور ؟

اون قهوه اي هم داره

همان قهوه اي که اونجاست رو مي گم

آره اما سفيده دقيق تره

قبلا از اين دوربين ها استفاده نکردي ؟ چرا يک بار

چه احساسي نصنبت به امروز داريد بچه ها

من خيلي چيزها ياد گرفتم

More Farsi Persian subtitles for The Blair Witch Project

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left