De første 200 linjer.
پارک "کروشنياک" در خارج از شهر "بلگراد" ،پايتخت صربستان
تقديم به تمامي دوستداران مستند
در ماه مي سال 1914 يک "دانش اموزي بوسنيايي به نام "گاوريلو پرنسيپ
"با يک اسلحه کمري "بروانينگ براي تمرين تير اندازي
به اينجا آمد
اون 19 ساله بود
به گفته اموزگار وي اون تير انداز ماهري نبود
دانش اموزان ديگر اما مطمئن تر تير اندازي ميکردند
هنگامي که تير "پرينسيپ" خطا ميرفت مردم به وي ميخنديدند
اين عمل آنها او را به گريه مي انداخت
در جنگل،دور از چشم مردم ، او ميتوانست چشمان خود را دقيق تر کند ؛ با تيراندازي به درختان
هدف نهايي وي بسيار جاه طلبانه تر بود
من يکي از طرفداران راديکالي حکومت "آنارشيستي" هستم **آنارشيسم در زبان سياسي به معناي نظامي اجتماعي و سياسي بدون دولت، يا به طور کلي جامعهاي فاقد هرگونه ساختار طبقاتي يا حکومتي است**
تفکري که هدف آن از بين بردن حکومت فعلي آن زمان به وسيله تروريسم بود
در سال 1914 "پرينسپ" بورسيه شد
تصادفا جنگ جهاني اول هم تقريبا شروع شده بود
و به همان گونه هم پايان يافت
در اين ميان ، اين مخرب ترين نبرد تا آن زمان بود
بيشتر مردم انگلستان ، فرانسه ، و ايتاليا در طول جنگ هاي جهاني جان خود را از دست دادند
. اين اولين نزاع بين کشور هايي از سرتاسر دنيا بود ستيزي که تنها به مرز هاي فرانسه و فلاندر محدود نميشد **فلاندر : به منطقه بزرگي از فرانسه و بلژيک گفته ميشد اما اکنون يکي از ناحيههاي بلژيک است**
نه تنها در بالاي کوهستان ها ، بلکه در سراسر صحرا ، دريا ها و اسمان جنگ در جريان بود
جنگ جهاني اول به قرن 21 شکل داد
اين جنگ دليل انقلاب روسيه بود
. اين جنگ آمريکا را ابر قدرت کرد
مقصر دانستن يک کشور باعث شکست صلح شد
که 20 سال بعد منجر به جنگ جهاني وحشتناک دوم شد
و بعد از آن جنگ سرد
ولي تفکر يک مرد در سال 1914
در جنگ باعث شکل گيري دنياي امروز ما شد
ملي گرايي و دموکراسي ، قانون حکومت جهاني ... و حق داشتن تمامي کشور ها
حالا ، بعد از متلاشي شدن کمونيسم
نقشه اورپا دوباره بعد از جنگ جهاني اول از نو کشيده شد
و حالا ما با اين تصميم حل نشده ي تلخ رو به رو هستيم
در خاور ميانه و بالکان
اين مسئله در "بالکان" نزديک به صد سال پيش شروع شد
در اوايل قرن بيستم
بالکان" ؛ اين منطقه ناپايدار اورپا"
اينجا ؛ سه حکومت بزرگ بر سر قدرت و نفوذ بيشتر در جهان به نزاع پرداختند
امپراطوري اتريش-مجارستان ؛ روسيه و امپراطوري عثماني
براي صد ها سال ترک هاي عثماني قدرت را در دست داشتند
صربستان ، بوسني و آلبانيا در آن زمان تحت کنترل عثماني ها بودند
آنها بيشتر از 80 مسجد را در "بلگراد" ساختند
ولي از سال 1900 به بعد تنها همين يکي باقيمانده است
صرب ها ترک ها را از کشور خود بيرون کردند ، و خود را به عنوان يک کشور مستقل "اسلوني زبان" معرفي کردند
ولي درست در مرز هاي صربستان ، چالشي بزرگ تر بر سر مليت گرايي اسلونيايي بر قرار شده بود
و آن هم امپراطوري اتريش-مجارستان بود
ترک ها جنوبي رفته بودند
ولي دشمن جديد از شمال ظهور کرده بود
بسيار ترسناک تر و خطرناک تر از دشمن قبلي
هدف آنها گرفتن ازادي ما ، زبان ما و نابود کردن ما بود
گاوريلو پرنسيپ" در منطقه ي فقير نشين و" کوهستاني در بوسني به دنيا امده بود
خانه او در طول جنگ بالکان در سال 1990 تخريب شده است
اولين حکاکي وي در سال 1909 يکي از اندک نشانه هايي است که نشان ميدهد که او در اينجا زندگي ميکرده
يک سال بعد
کنترل بوسني به زور توسط امپراطوري اتريش-مجارستان از ترک ها گرفته شد
دشمني که "پرينسيپ" خواستار نابودي آن بود
هدف اصلي وي رسيدن به تاج و تخت امپراطوري اتريش-مجارستان بود
فرنز فرديناند" عضوي از خانواده" "سلطنتي "هاپسبرگ
اين امپراطوري خارف العاده به عنوان يه همزاد براي اتريش-مجارستان شناخته ميشد
که از يه امپراطوري يا پادشاهي يا يک ايالت کمتر بود
... "سپس دارايي هاي شخصي خاندان "هپسبرگ
که دارايي هايي ارثي بود روي بيشتر قسمت هاي اورپا نقش بسته بود
"اين امپراطوري توسط عموي "فرانز فرديناند فرانز جوزف" اداره ميشد"
اون روي دو تخت پادشاهاي نشسته بود
يکي به عنوان امپراطوري اتريش و ديگري به عنوان پادشاه مجارستان
در سال 1914 ، او در سن 66 سالگلي بر سر کار امد
اون ميخواست آنها را از تلاشي براي تغيير دور نگاه دارد
به ندرت در لباس نظامي ديده مشيد او از انديشه ترميم سياسي منتفر بود
"بر طبق گفته رئيس جمهور آمريکا "تئودور روزولت
تو مرا در قديم ديده اي
امپراطوري اتريش-مجارستان عامل توازن قدرت در اورپاي آن دوران بود
اين امپراطوري دوگانه صلح را در مرز هاي شرقي اروپا حفظ ميکرد
پايتخت آن ؛ "وين" يکي از بزرگترين شهر هاي چند فرهنگي اروپا بود ***منظور وجود اقوام مختلف به دليل وجود قدرت بسيار زياد اين امپراطوري در آن دوران بود***
اين امپراطوري کشوري بود که افرادي همچون "فرويد" ، "ماهلر" ، "شيلا" ، "کافکا" و "استراوس" ***به ترتيب : يکي از بزرگترين نظريه پردازان روانشناسي ، موسيقيدان ، موسيقيدان ، رمان نويس و موسيقيدان***
اين کشور دست کم ده مليت مختلف را شامل ميشد
و اين مليت ها تنها "اتريشي" ها "مجارها" نبودند ... بلکه "چک ها " و "اسلون ها" و
"لهستاني ها" ، "رمانيايي ها" ، "ايتاليايي ها" ، "کروات ها" و "بوسنيايي ها" را نيز در بر ميگرفت
اين سند که توسط دفتر خارجي انگلستان تهيه شده يود
کمک ميکند تا از ويژگي هاي خاندان ها و اقوام مختلف اگاه شويم
توتني ها" ، غير اسلوني هايي هستند که داراي" مردمان قدرتمند و بسيار بد مشرب هستند ***توتني ها از نژاد هاي قديمي ژرمن هستند***
مرد صفت و ميهن دوست با دماغ هاي بسيار بزرگ
اسلواک ها" مردماني نادان هستند" اما در عين حال هنرمند نيز ميباشند
روثين ها" مردماني نادان و وحشي" اما در موسيقي تبحر دارند ***روثين ها مردماني از نژاد وايکينگ ها هستند که نوادگان قديمي روس ها ميباشند***
چک ها" ، پرتلاش ، قوي و بسيار ملي گرا"
ولي در عين حال اين کشور ،کشوري همراه با يک بحران پايدار نيز بود
لهستاني ها" که تمام تلاششان اعلام" استقلال خود به عنوان کشوري مستقل ميباشند
"بوسنيايي ها ي صرب ها و يوگوسلاو ها"
ايتاليايي ها" مردماني بر ضد "اتريشي" ها هستند"
در اين امپراطوري تنها "مجارها" و اتريشي" ها قدرت واقعي را دارا بودند"
و مجار ها از تقسيم اين قدرت و برداشته شدن فشار ها امتناع ميکردند
براي کشوري به مانند صربستان امپراطوري اتريش مجارستان يک زندان ملي بود
يک کشور سرکوب گر ، غير مردم سالار که اين کشور را به جهنمي براي مردم تبديل کرده بود
در سال 1905 در طي يک تظاهرات ملي گرايانه در وين
در سال 1912 شورشي در بوداپست
در سال 1914 ، زماني بود که اشوب هاي قومي سرتاسر امپراطوري اتريش-مجارستان را فرا گرفته بود
پارلمان هاي محلي معلق شدند دستورات سربازان پس گرفته شد
اين مشکلات امپراطوري اترش مجارستان فرصتي براي دشمنان اين کشور بود
صربستان خواهان استقلال از امپراطوري بود
و با اغوش باز از اين اشوب ها حمايت کرد به ويژه اشوب ها در کرواسي و بوسني
با حمايت "اسلاو هاي روس" ، صربستان خود را با تنها اميد استقلال براي
اسلاو هايي که تحت حکومت بالکان زندگي ميکردند روبه رو ديد
صربستان ميخواست که تمام اين ملت ها در غالب يک کشور اسلوني جنوبي متحد کند ، و آن ملت "يوگوسلاوي" بود
دراگوتين ديميتريوويچ" يک افسر در" ارتش صربستان بود
اون مخالف هر گونه دوستي با اتريشي ها بود
هر گونه تسليم شدن کوکورانه به اغوش اتريش
يک خيانت ننگين به سنت هاي صربستان است
به نظر من صربستان بايد با قدرت کامل به يک رهبر تبديل شدو و آن هم نه فقط براي صرب ها
بلکه براي تمام يوگوسلاوي
ديميتريوويچ" باور داشت که کشتن" پادشاها ميتواند تغييرات حکومتي را باعث شود
اين روش قبلا براي وي کار ساز بود
در سال 1903 در طي سوق داده شدن به سمت اشوب پادشاه سابق صربستان را به قتل رسانده بود
کسي که به اتريش بسيار نزديک بود ان هم براي اينکه ارتش مايل به انجام چنين کاري بود
تا فردي جديد را بر سر کار بياورند
جمعيت شادي و سرور خود را ابراز ميکردند
آنها تمام خانه هاي خود را تزيين کردند
پنجره ها با پوستر ها و گل ها و تاج هاي گل ازين بندي شده بود
تمام بلگراد در جشن بود
بقيه جهان در وحشت کودتاي خونين صربستان بودند
صربستان به مانند کندن يک علف هرز خيانت کرده بود
"لانه انقلابيون" شکايتي از وزير امور خارجه
تنها دو کشور بودند که سفير به مراسم شاه پيتر فرستادند
روسيه" متحد اصلي صربستان"
و اتريش ، بزرگترين دشمن وي
ديميتريوويچ" همچنين يکي از بانيان" انجمن "دست سياه" نيز بود
انجمني سري و نظامي
انجمني که از تروريسم و قتل براي تاسيس يوگوسلاوي استفاده ميکرد
او به اجبار افرادي را براي قتل وزراي کابينه و ... سران نظامي امپراطوري اتريش-مجارستان
اعزام کرد
و بر طبق ادعاي وي ، او براي کشتن امپراطور "فرانز جوزف" هم نقشه اي داشته
در بهار سال 1914
گاوريلو پرينسي" نيز در بلگراد به سر ميبرد" و در مورد انقلاب با دوست خود صحبت ميکرد
سپس از آن جوان بوسنيايي شنيد که دوک بزرگ فرانز فرديناند" قرار است که با "ساراجوو" در ماه ژوئن ديدار کند"
اين فرصتي بود براي به قول خود عمل کند
و از روي شانس خوب ، نقشه هاي آنها به گوش ديميتريوويچ" و دست سياه نيز رسيد"
ديميتريوويچ" در استحکامات نظامي" فورترس" در بلگراد مشغول به کار بود"
و آن هم به عنوان رئيس اطلاعات صربستان
در بهار سال 1914 سرگرد "ووجا تانکوسي" که سياه پيوست مشغول بود
با يک سوال به سمت دفتر خود قدم ميزد
" اونها شنيده بودند که "فرانز فرديناند به بوسني مياد
اونها از من خواستن که بذارم برن اونجا>
شما بودين چي ميگفتين؟> مجبور بودم که بهشون بگم "نه>
ولي اونها بهم امون ندادن>
فرانز فرديناند" براي تماشاي مانور نظامي ارتش اتريش-مجارستان" "در تپه هايي بيرون از شهر "سارايوو
در حال رفتن به بوسني بود
به عنوان رئيس دايره اطلاعات ، "ديميتريوويچ" واهمه اين را ... داشت که اين مانور نظامي سرپوش و استتاري براي
نقشه اصلي "فرانز فرديناند" که همان هجوم به صربستان است باشد
به عنوان رهبر دست سياه او اعتقاد داشت که هر چيزي که باعث تهديد اتريش-مجارستان بشود
براي کشور مورد علاقه وي "صربستان" خوب است
پرينسيپ" نقشه کشده بود تا" به بهترين نحوي "فرانز فرديناند" را بکشد
"و او چنين گفت "خوبه ، بذاريم بره
بر خلاف "گاوريلو پرنسيپ" دوک بزرگ فرانز فرديناند" يک هدف بسيار عالي بود"
"يکي از کاخ هاي وي "کانوپيشت که در حال حاضر در جمهوري چک واقع شده است
پر از مدارک است
در سن 50 سالگي وي 5000 گوزن قرمز را از پاي دراورده بود
و همچنين دويست هزار حيوان ديگر را
که به خوبي نيز شماره گذاري شده بود
"هر کسي که ارامش دوک بزرگ را در "کانوپيشت بر هم ميزد
و ان هم به وسيله ي انجام خطايي نا خواسته در ملک وي در هنگام گشت وي
سزاي کسي بود که جرئت کرده و براي بار دوم پاي در ملک وي ميگذارد
"در سال 1914 "فرانز فرديناند منتظر جلوس بر تخت پادشاهي بود
همه اين را ميدانستند که اون نميتواند ديرتر از عموي خود فوت کنند
حتي نقاشي رسمي وي نيز کشيده شده بود ***نقاشي اي که قبل از تاج گذاري و هنگام قطعي شدن وليعهدي کشده ميشود و معرف پادشاهي فرد است***
فرانز فرديناند" به همراه ستاره ها و قپه ها" لباسي که تنها امپراطور توان پوشيدن آن را دارد
اون وقتي براي اجرا رسم ها و کنوانسيوني که در دادگاه ژنو بسته شده بود نيز نداشت *** کنوانسيون ژنو قراردادي است که براي حمايت از حقوق زخمي و ها بيماران جنگي بسته شده است***
او عموي خود را با ازدواج با "سوفي چوتگ" که اصيل زاده نبود و خون سلطنتي در رگ نداشت ناديده گرفت
هوشمندانه ترين عملي که من در کل زندگيم انجام داده ام
ازدواج با "سوفي" خودم بو
همسر من ، مشاور من
من ، فرشته نگهبان من i>دکتر/>
در يک کلام تمام شادي من بود
فرانز فرديناند" همچنين تفکراتي راديکالي" در رابطه با اصلاحات سياسي داشت
او اقليت هاي ملي من قدرت را ... به رسميت شناخت
سيستم قديمي به قوم ژرمن و مجار ها اين اجازه را ميداد که بر دولت دسترسي داشته باشند
اين سيستمي بود که نميتوانست سيستم نهايي باشد
من نمي توانم در اين حال که از اين موضوع> که هيچ وفاداري اي وجود ندارد در تعجبم>
بايد اون کشور ها رو گرد خودم جمع کنم> اين تنها راهيه که ميشه به آينده اميدوار بود>
در سال 1914 ، امپراطور آلمان براي ديدار با فرانز فرديناند" به "کانوپيشت" آمده بود"
امپراطور يک راه حل بسيار ساده براي کنار امدن با اقليت هاي قومي که دردسر ساز بودند داشت
اسلاو ها براي حکومت به دنيا نيامده اند> بلکه براي اطاعت زاده شده اند>
و اين دليليه که اونها رو به خونه بر ميگردونه
و اگر اونها تصور کنن که ميتونن به بلگراد به چشم يه راه نجات نگاه کنن
بايد که اين باور رو به راه حل بدل کنن
ولي "فرانز فرديناند" ايده بهتري در سر داشت
او فکر ميکرد که اصلاحات سياسي بهترين راه است که ميتواند امپراطوري چند مليتي اتريش را زير سلطه خود داشته باشيد
و اينده خود به عنوان يک امپراطور رو تضمين کند
او اين نقشه را ترسيم کرد
که نشون ميده چطور ميشه "امپراطوري هاپسبورگ" رو به "ايالات متحده اتريش کبير" تبديل کرد
علاوه بر اين "فرانز فرديناند" تمايل به دور ماندن از جنگ در بالکان رو داشت
يک شب او براي بعد از شام نان تست درست کرده بود
براي صلح
چرا ما بايد با صرب ها وارد جنگ بشيم ؟
به جاي اينکه جون مردان جوون رو بگيريم <کنيم<i و واسه اين کار پول خرج کنيم بهتره که واسه چيزاي ديگه اين پول رو خرج کنيم <i
تعدادي درخت آلبالو ، يه تيکه زمين پر از مدفوع بز و يه دسته از قاتلاي سرکش
گاوريلو پرنسي" از اينجا يعني رودخانه "درينا" براي" عبور از مرز هاي صربستان و ورود به امپراطوري اتريش مجارستان گذشت
اون تا جزيره "ايسکاکوويک" را پارو زد
جايي که پست هاي نگهباني صرب ها واقع شده بود
سربازهاي حاضر به او براي رفتن يه ساحل بوسني کمک کردند
از اينجا ، او راه خود را تا "سارايوو" جايي که شش نفر او را تا آنجا همراهي ميکردند ادامه ميداد
سرگرد صربستاني "تانکوسيک" آنها را با ... ، چهار اسلحه کمري ، شش بمب
و ادوات خودکشي براي مواقع دستگيري تامين ميکرد
No comments yet. Be the first to leave one.