De første 200 linjer.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
گاهي کابوسهايي ميبينم
مربوط به اين که آلمانها تو رو گرفتند و توي کمپ انداختندت
گاهي بدتر
گاهي توي خوابهام بخاطر تو جيغ ميزنم
تا هرکاري که لازمه رو برات انجام بدم
تا به اونها ملحق بشم
تا هرکاري لازمه براي زنده موندنت، انجام بدم
!دارند مياند
...دارند وارد ميشند
!جويي؟ نه
!چترهاي نجات
پيام اضطراري
بپر! بپر
جين؟
جين؟
جين؟، اينجا
حالت خوبه؟
به نظر ميرسه که تو، حالت خيلي از من بهتره داداش
بگذار ببينم
خيلي خوب
ميتوني تکون بخوري؟
فکر کنم به جاهاي حياتيم نخورده اما فکر ميکنم خيلي زود، بايد پيش يک دکتر برم
خيلي خوب، خيلي خوب حالت خوب ميشه
فکر ميکنم ساحل يک چندهزار مايلي، اونطرفتر باشه
سعي ميکنيم چندتا از دوستهامونو پيدا کنيم
و از اينجا بريم
جويي کجاست؟
اونجاست
همينجا بمون الان برميگردم
من هيچجا نميرم
جويي؟ جويي؟ من اينجام رفيق
من اينجام تو حالت خوبه؟
هي، جويي؟
خيلي متاسفم، رفيق
متاسفم رفيق، متاسفم
برگرديد، برگرديد
خواهش ميکنم، خواهش ميکنم خواهش ميکنم
خواهش ميکنم من همسر دارم
من همسر دارم، همسر دارم همسر دارم
من همسر دارم
من بچه دارم
برو داخل منتظرته
در بازه
قربان؟ ميخواستيد منو ببينيد؟
اوه، مکوين
بيا داخل درو ببند
تمرين توي ميدان چطور پيش ميره؟
آره، فکر ميکنم چندتا از نويدبخشترين سربازانمونو الان داريم
خوبه
به اونها نياز پيدا ميکنيم
منظورتون چيه؟
اوه، برنامههاي فوق سري
براي يک حمله عملياتي که به خطر افتاده
برنامههايي براي محلهاي فرود براي موقعيتهاي کشتي
تمام زمانهاي ناهار گرفته شدند
تا اطلاع ثانوي تمام عملياتهاي او.اس.اس در اروپا، تعليق شدند
و اس.او.اي بريتانيا و او.اس.اس به توافق رسيدند
اگه دست آلمانها به اون برنامهها برسه
ميتونيم جايگاه خودمون در فرانسه رو از دست بديم
و به احتمال خيلي زياد جنگ ميشه
ياخدا
بيا داخل
يکي از سربازان عالي که همين الان داشتيم دربارهشون حرف ميزديم
قربان؟
مامور دانکلم
اخيرا خيلي از تو اسم برده ميشه
متوجهم که نامزدت توسط فرانسه، تير خورده
بله قربان، نيروهاي مقاومت اونو پيدا کردند
چند هفته پيش بهش کمک کردند از کشور خارج بشه
از وقتي توي پنسيلوانيا
دوران نقاهتشو گذرونده، ديگه نديدمش
بايد خيلي دلتون براي همديگه تنگ شده باشه
بله قربان
بيمارستان، مدارکو تحويل داده
تو سختتر از هرکس ديگهاي توي اينجا کار ميکني
نامزدت بهت نياز داره
و اگه خيلي روراست بخوام بگم ميتوني از يک مرخصي استفاده کني
نميدونم چي بگم
ممنونم، قربان
و موضعگيري نظاميم در خارج از کشور چي؟
خوب، شايد اون روز روز خيلي خوبي باشه
اما در عين حال، اين نعمت موقتيو رو هم در نظر بگير
در زماني که واقعا تعداد زيادي از اونها وجود ندارند
ممنونم، قربان
الان واقعا بايد به مامور دانکولم مرخصي بديم؟
مکوين، تو در مورد نامزد پني، چي ميدوني؟
صبح بخير، قربان
دردت چطوره؟
خيلي خوب اما از مقياسي از يک تا ده، چند بهش ميدي؟
چهار- خيلي خوب-
قوي به نظر ميرسي- ستوان لوييز؟-
من کاپيتان مکوين هستم
ايشون همکارم هستند
مامور الکساندر، او.اس.اس
اشکالي داره يک دقيقه به صورت خصوصي، صحبت کنيم؟
بله، حتما
حالت چطوره؟
وقتي از اينجا بيرون برم خيلي بهتر ميشم
من که ميگم تو مرد خوششانسي هستي
چطور؟
خوششانسي که زندهاي
اوضاع ميتونست خيلي بدتر باشه
...نامزدت، پني دانکلوم
اون حالش خوبه؟
فوقالعاده عاليه
ميدوني که عموش صاحب ملکي در شماله؟
آره، اون اونجا بزرگ شده
چند روز پيش يک عمليات فوقالعاده حساس داشتيم
که به مخاطره افتاد
از اون به بعد اطلاعات متوجه چندتا
نقل و انتقال غيرمعمول شده
که تصادفا متعلق به محوطهاي نزديک به اون مزرعه بودند
بايد يک نفرو به اون بالا بفرستيم تا اوضاعو بررسي کنه
دقيقا چيو بررسي کنه؟
يک نگاهي به دور و بر بندازه و هرچيز عيرمعموليو گزارش بده
پني خبر داره؟
به اون براي ملاقات عمو و خالهش مرخصي داديم
فعلا که اينطوريه
اينکه بگذاريم اون عملياتو انجام بده
فقط نگراني غيرملزومي ايجاد ميکنه
اون مامور فوقالعادهايه
اونها سوالات زيادي برانگيختند
اينو که درک ميکني، درسته؟
گوش کن، فرزندم
ميدونم چه حسي داره که
عزيزانتو در جنگ از دست بدي
احساس خشم
شرم
اينطوري مبارزه ميکني
اينطوري ميتوني سهم خودتو انجام بدي
و هنوز خدمتي براي اين کشور باشي
از من ميخواي که به نامزدم و خانوادهش دروغ بگم؟
نه اينکه بهشون دروغ بگي
که ازشون محافظت کني
تو جاسوسي اونها رو نميکني
ميتونه پاي دشمن خطرناک فرصتطلبي در ميون باشه
و اونها اصلا خبر نداشته باشند
اصلا چارهاي دارم؟
ممنونم ستوان
ببخشيد قربان اين صندلي، رزرو شده؟
بله، حقيقتا رزرو شده
پني
جين
...من
باورم نميشه
...فکر کردم شايد هيچوقت
من هم همينطور
خوب، اين چيزها که در موردت ميشنوم، چيند؟
که تبديل به يک مامور زميني تمام عيار او.اس.اس شدي؟
اين حقيقت داره؟
خوب، همه ما نقش خودمونو توي اين جنگ داريم
فکر ميکنم نقش من هم اينه
هميشه خيلي فروتني
اما هميشه هم يک کمالگرا بودي
بهت افتخار ميکنم
ممنونم
نميتونم صبر کنم تا تو رو به عمو باب و خاله مايد معرفي کنم
بهعنوان نامزدم
قهرمان جنگي
مسافرين توجه کنيد
پرواز اکسپرس 245 به بوستون
اون مال ماست- اوه-
الان در حال رسيدن به سکوي سومه
و همونطور که گفتم: ميدوني ميدونم که ميدوني
و در تابستونها
توي غروب پيادهرويهاي طولانيمدت ميکنم
خيلي منظره قشنگي داره نفستو بند مياره
نميتونم صبر کنم تا ببينمش
چيه؟
خوب، فقط من ميدونم که تو چقدر عاشق اينجايي
فقط کاش توي يک شرايط ديگه به اونجا ميرفتيم
اگه بهش فکر کني ميبيني که
ما شانس پشت سر گذاشتن دنيا رو داريم
تمام ترسها
و عدم قطعيتها
من خيلي از اين بابت، سپاسگزارم
حق با توئه
من هم همينطور
صبح بخیر
مه اونقدر غليظه که به زور ميتوني جاييو ببيني
اما بعد اون مه از بين ميره و اونجا خيلي زيبا ميشه
عاشق اونجا ميشي
من چمدونهاتو ميبرم
ممنونم
!اونهاش
!عمو باب
!اينهاش
بگذار يک نگاهي بهت بندازم
دلم برات تنگ شده بود- خوب به نظر ميرسي-
بايد خيلي خوشحال باشي که به خونه برميگردي
هستي؟- آره، خيلي-
ايشون بايد جين باشه
اوه، آره عمو باب ايشون جين لوئيزه
خيلي از ديدنتون خوشحالم، آقا
مرسي که ما رو دعوت کرديد- خيلي خوش اومديد-
ملک خيلي زيبايي داريد
ممنونم
اوه و درست همينجا
No comments yet. Be the first to leave one.