De første 200 linjer.
.زمين در آرامش است
.گرسنگي وجود ندارد
.خشونتي در کار نيست
.محيط زيست، بهبود يافته است
.همه صادق، مودب و مهربان هستند
.دنيا هيچوقت تا به اين حد، بينقص نبوده
.فقط اينکه ديگه دنياي ما نيست
.يک نژاد فضايي به ما حمله کرد
تقريباً جسم تمامي انسانهاي روي .کره زمين را تسخير کردند
...و معدود انسانهايي که نجات يافتند
.در حالِ فرار هستند
.خواهش ميکنم، با ما بيا - .بهت کمک ميکنيم -
.خواهش ميکنم مراقب باش - .لطفاً به خودت آسيب نرسون -
.ما نميخوايم به تو آسيب بزنيم
.آره جون خودت - .نه -
تقريباً تمام استخونهاش شکستن و .اعضاي بدنش پاره شدن
.نميتونم بگم چرا نمُرده
.اين ميخواد زنده بمونه
.سلام. من درمانگر "فوردز" هستم اسم تو چيه؟
تو زندگيهاي زيادي در .دنياهاي زيادي داشتي
.آوارهي مثل تو حتماً يه اسمي داره
...بهم
...بگين
.آواره
از کي ميتونه کارش رو شروع کنه؟
.الان نميشه صحبت کرد - .البته -
.نه. نه. نه
.من نمُردم. من نمردم
.درسته. من هنوز اينجام .فکر نکن اين بدن توئه
.اين بدن مال منه
.نه، مال منه
نميدونم چقدر از شرايط اين .دنياي جديد مطلع هستين
.تقريباً تمام انسانها با موفقيت تسخير شدن
...مثل ساير دنياهايي که تسخير کرديم
اين دنيا رو هم تغيير نميديم؛ .بلکه تجربهاش ميکنيم
.و به کمال ميرسونيمش - چي فکر ميکردي؟ -
فکر ميکردي همينطوري بيخيال ميشم؟ - ...بهرحال -
هنوزم نشونههايي از مقاومت انسانها ديده ميشه
.که آرامشمون رو تهديد ميکنه .جسم سابقت هم جزئي از همون آدما بود
ازم ميخواين خاطرات جسمم رو بازيابي کنم؟
بله. با اون خاطرات ميتونيم جاي .بقيهي شورشيها رو پيدا کنيم
.موفق باشي - .اما بايد بهت هشدار بدم -
اکثر مواقع خاطرات قابل بازيابيه ولي مواردي هست .که جسم با اين امر مقابله بکنه
.اسمش "ملاني استرايدر"ـه
.توي "لويزيانا" به دنيا اومده
.خانوادهاش از دست مستعمرين فضايي فرار کردن
.اما فقط مسئله زمان بود
.پدرش به تنهايي کشف شد
ترجيح داد خودش رو بکشه تا اينکه اجازه بده پژوهشگرامون دستگيرش کنن و
.جون بچههاش رو هم به خطر بندازه
...از اون زمان "ملاني" در حال فرار بوده با - .نه، نگو. اسمش رو نگو -
.خواهش ميکنم، التماس ميکنم - داره مقاومت ميکنه؟ -
.اسمش جيمي استرايدره
.ازت متنفرم .اي کاش ميتونستم بزنمت
.درک ميکنم که چرا مقاومت کردي
فکر ميکني از دست دادن قدرت ارادهات .براي قرباني کردن خيلي زياديه
.اما ما بايد به فکرِ صلاح جامعه باشيم
.هرچي ميخواي اسمش رو بذار .اين قتله
.صدات در بياد مُردي - .بُکش. ترجيح ميدم بميرم -
.غيرممکنه. تو يه انساني
.صبرکن. وايستا
.نگاه کن. منو نگاه کن
.منم يه انسانم. مثل خودت
.بلند شو - .ببخشيد -
.اسم من "جَرِد هاو" هستش .نميخواستم بترسونمت
.سه ساله با هيچ انساني صحبت نکردم
.گمونم يه مدتي هم ميشه که کسي رو نبوسيدي
.ملاني استرايدر
.يه نفر منتظرمه
تنها نيستي؟ - .برادر کوچيکترمه -
.گرسنشه. دو ساعت دويدم تا رسيدم به اين خونه
.ميتونم برسونمت .از دويدن که سريعتره
.حتي از دويدن تو هم سريعتره
ميخواي تظاهر کني که الان هيچي رو احساس نکردي؟
.ميدونم که احساسش کردي
.تمومش کن. بسه
.کاري که داري ميکني اشتباهه و خودتم اينو ميدوني
بعد از آشنا شدن با جَرِد هاو، ملاني و .برادرش، پيشش موندن
به يه جاي متروکه نقل مکان کردن
.که هنوز توسط ما کشف نشده بود
تقريبا ديگه ميتونستن تسخيري که در اطرافشون .در حال جريان بود رو فراموش کنن
.از همون شب اول ديگه منو نبوسيدي
.مجبور نيستي
ممکنه ما آخرين بازمونده ها باشيم
،و حتي هم اگه باشيم
،و دنيا بدون ما بدون انسان بشه
.بازم مجبور به اينکار نيستي
.خودم ميخوام
...وقتي منو لمس ميکني
.نميخوام کارت رو متوقف کني
.بايد بخوابي - .با من بخواب -
...تمام چيزي که من ميگم اينه که
.ما بايد پنهان بشيم - .تو که مطمئن نيستي -
معلوم نيست که چندماه يا چندروز وقت داشته باشيم
.امکانش هست هر لحظه دستگير بشيم
.فقط اين رو داريم. زمان حال
بله جستجو کننده؟ - .چندین دقيقهست حرفي نزدي -
اونا عاشق هم بودن؟
اين آدما مثل اونايي که قبلاً .باهاشون آشنا شدي، نيستن
.يه جور خواست غيرطبيعيِ قويِ فيزيکي دارن
.بايد حواست جمع باشه - .چشم -
جستجوگرها رو نزديک محل زندگيشون ديدن. پيدا نشدن ولي .فهميدن که بايد نقل مکان بکنن
...رفتن به .نميتونم بگم کجا
.يک مکان امن پيش يه عده ديگه
...اميدوارم
قبل از شروع سفر طولانيشون، شب رو در هتلي .که فکر ميکردن امنه، گذروندن
.جَرِد بيرون مشغول گشتن دنبال آذوقه براي سفر بود
.يالا. بيا. يالا
.همينجا بمون و تکون نخور
.ميخوام باهات بيام - .حواسشون رو پرت ميکنم و برميگردم -
.قول ميدم. يالا
.نـه
.حالا ميدوني که هرکاري از دستم بر مياد
.ادامه بده
.فعلاً چيز ديگهاي نيست - .بايد بازم باشه -
.به تلاشم ادامه ميدم
.خواهش ميکنم تلاش کن، آواره
.نه، نه... صبرکن. صبرکن
.قرار نبود اون رو ببيني. نبايد ازش باخبر بشي .اينکار ميتونه بکُشش
.همين الان از شرش خلاص شو. خواهش ميکنم
.نبايد اونا ببيننش - .ساکت باش -
.آواره، خواهش ميکنم
بعد از تمام اون چيزايي که ديدي، چطوري ميتوني هنوزم بهشون کمک کني؟
.سورپرايز سورپرايز، ببين کي اينجاست
.چه سورپرايز خوبي، جستجوگر من رو تعقيب کردي؟
.محض اينکه شايد بهم نياز پيدا کني - .آره حتما. پُره از اين مزخرفات -
اينجا چکار ميکني؟
.گفتم تغيير منظره شايد کمک حال باشه
تغيير؟
آخرين سيارهات مگه کاملاً با آب پوشيده نشده بود؟
.از آخرين باري که اطلاعات جديد داشتي چند هفته ميگذره
ميدوني اونا کجان؟
اگه نميتوني بگي "نه"، پس هيچي نگو .راهت رو بکش و برو
دلت براشون ميسوزه؟ انسانها؟ - دل خودت نميسوزه؟ -
در زندگيهاي ديگه، اصلا حس ترحم داشتي؟
.اونا خشن بودن. همديگه رو ميکشتن .سياره رو نابود کردن
.متاسفانه هم تا جايي که ميشد، جون سالم به در بردن
.اما من خبر خوب هم دارم
.اطلاعاتت راجب "جَرِد هاو" کمک حال بود
.يه ردي ازش پيدا شده .مطمئنم که پيداش ميکنيم
.نه
.جستجوگر، من واقعا متاسفم .نميدونم داشتم چکار ميکردم
.شايد به خاطر اينکه خودت اينکارو نميکردي - .به اندازه کافي بهت دردسر داديم -
.ظاهرا داري مقاومت نشون ميدي
تو به يه بدن کم دغدغه و راحت، منتقل ميشي
همون چيزي رو داره ميگه که من بهش فکر ميکنم؟ - چه بلايي سر اين بدن مياد؟ -
.وقتشه تا يه نفر ديگه خاطراتش رو جستجو کنه
اون؟
تو؟ - .بله -
جسم من برام نگهداري ميشه تا زماني که
.اطلاعات مورد نيازمون رو بدست بياريم
پس چه اتفاقي براي "ملاني استرايدر" ميوفته؟ - .همونطور که از اول ميخواست، ميميره -
برخلاف نوع کشتار توسط انسانها، اين .قتل به صورت انساني انجام ميشه
.جلوش رو بگير. يه کاري بکن
درمانگرم با اينکار موافقه؟ - .نه -
.اون به "فورت ورث" منتقل شده
حس بدي نداشته باش. فقط تو نيستي. کساي ديگهاي .هم بودن که قدرت کافي رو نداشتن
کِي؟ - .فردا انتقال رو انجام ميديم -
امشب بيرون اتاقت نگهباني داده ميشه .تا آسيبي به تو نرسه
.يا به بقيه
.خواهش ميکنم، برام مهم نيست که بميرم يا نه .فقط نبايد اون وارد ذهنم بشه
.ملاني، من بايد وظيفهام رو انجام بدم - .تو بايد کار درست رو انجام بدي -
.تو خانواده من رو کشتي .جيمي، جَرِد، تو اونا رو کُشتي
آواره، خواهش ميکنم. درمانگرت، فکر ميکني کمک کنه؟ - .فکر کنم -
.ولي نميدونم چطوري پيداش کنم - .بايد پيداش کنيم -
.ما بايد از اينجا فرار کنيم
ما؟ - .آره -
.صندلي رو بذار جلوي در
.نه، از اون طرف
خب اين به چه دردي ميخوره؟ .هيچ راه خروجي نيست
.چرا هستش. اون طرف
.انجامش بده، آواره. يالا
.بازش کن
.يالا، از پسش بر مياي
.ارتفاعش زياد نيست. چيزي نيست که
.مشکلي پيش نمياد .برو بالا
.حالا بپر - .نميتونم -
اگه من بتونم چي؟
.شنا کن
آواره، حالت خوبه؟
.ميتونستي ما رو به کشتن بدي - .فرار کن -
.برو کنار
.شرمندم
.بايد يه ماشين بدزديم .نگران نباش، قبلاً اينکارو کردم
.بذار خودم ترتيبش رو بدم - .تو؟ چکار ميکني؟ صبرکن -
.ساکت
کمک لازم دارين؟ - ميتونم ماشينتون رو قرض بگيرم؟ -
.خواهش ميکنم. قضيه مهميه - .حتما -
ميخواين همراهتون باشم؟ - .نه، ممنون -
.اين يه مدل ماشين کاملاً قابل اطمينانه
.باک بنزينش هم پُره
.چه حقه خوبي - .حقه نبود -
.ما دروغ نميگيم. بهمديگه اطمينان ميکنيم - .کلا بايد همش ضدحال بزني -
کجا ميريم؟
."ميبرمت پيش درمانگرم در "فورت ورث
حتي اگه درمانگرت موافقت کنه که من رو ...درونت نگه داره
.بازم يه زنداني باقي ميمونم - .ولي زنده ميموني ديگه -
.همينطورم کسايي که دوستشون داري
.جستجوگر ممکنه خيلي چيزا باشه ولي احمق نيست
.دير يا زود ميفهمه داري کجا ميري
No comments yet. Be the first to leave one.