De første 200 linjer.
«آژانس»
خب، چطور پیش رفت؟
چطور پیش رفت؟ همینجوری یه حدسی بزن
کِی بهش گفتی؟
امروز صبح
جایی میری؟
دارم میرم
یه پیشنهاد کاری
توی یه مدرسه بینالمللی در اردن بهم دادن
تا کِی؟
نمیدونم
...منظورت از رفتن اینه که
...داری میری یا...
جفتش
از چه استراتژیای استفاده کردی؟
از استراتژی بزدلی
با مقداری رقت انگیزی و یه نمه خودخواهی، استفاده کردم
دقیقا چی گفتی؟
گفتم دیگه نمیدونم دلیلم از موندن توی آدیس چیه
،از شغلم خسته شدم نمیتونم با طلاقم کنار بیام
دلتنگِ دخترمم
از این چرت و پرتهای نمیتونم فراموش نمیکنم" و اینا"
کِی میری؟
امشب
اوه
اونوقت اون چی گفت؟
.عصبانی شد داد زد
،همون چرندیات همیشگی جدایی ولی این یه خرده وحشیانهتر بود
بهگمونم بایستی اینجوری میشد
میدونستم که تا ابد نمیمونی
بهخصوص با وجود اتفاقاتی که داره میافته
طوریم نمیشه. میتونم برم خارطوم
و پیش خانوادهم زندگی کنم
دانشگاهِ اونجا ازم کمک خواسته
ناراحتی؟
من هم همینطور
دوران خوبی داشتیم
خیلی خوب
گریه کرد
سعی داشت بزنتم
ممنون که زودتر بهم نگفتی
اونجوری دردناکتر میشد
گفت دیگه نمیخواد ریختم رو ببینه
الان چه حسی داری؟
بهتر از این نبودم
نخاع کیری...
جدی میگم، رفیق
،قبلا هم درد کشیدم هم تیر خوردم
هم با لگد زدن توی خایههام
.اصلا با این قابل قیاس نیستن مثل این میمونه
یکی دست کرده باشه توی کونت - کجا میریم؟ -
هوابند - مثل این میمونه یکی -
...دست کرده باشه - هوابند عقبه -
بعضیها خیلی وقته غایب بودن و همهچیز یادشون رفته؟
مثل این میمونه یکی
دستش رو بکنه توی کونت، خب؟
و تا نخاعت فرو ببرتش
مثل یه بیماری سیستم عصبی مرکزی میمونه
صحیح - اون میگفت میگرنه -
...من هم گفتم این عمرا
از این به بعد، همیشه با هوابند
جابجا میشی
و اگر داشتی میرفتی منطقه ناین اِلمز
باید توی راه، وسیله نقلیهت رو عوض کنی
اگر سوار دو یا چهار چرخ بودی
سوار اتوبوس شو و بالعکس - سوار اتوبوس شم و بالعکس -
کیر توش
اینجا بود که جلوی کایوت رو گرفتن
خیابان لنین، توی آزادراه
در مرکز شهر مینسک در نزدیکیِ سالن کنسرت
این مسیر کایوته که از طریق دکلهای مخابراتیای که بهشون وصل شده، مشخص کردیم
دوربینهای تقاطع نشون میدن که قبل از تصادف، چراغ قرمز رو با دستی کشیدن
و با سرعت 100 تا
رد کرده - داشتن تعقیبش میکردن؟ -
تایید نشده. شاید فکر میکرده که داره تعقیب میشه
یا شاید هم فکر کرده بتمنه
توی بازداشتگاهِ اداره پلیسِ خیابانِ سوخایاست
تیممون یه بلوک فاصله داره و آمادهست که وارد عمل بشه
توی همون محدوده یک دستگیری انجام بده
و یکی رو بفرست داخل - خیلیخب -
و به محض اینکه گزارش دادن میخوام مطلع بشم
خیلیخب
فرانک
کی واسه بازجویی در حالت غیر هوشیار
تعلیمش داده؟
من
نوارش رو برام بیار
حتما
این رو برات آوردن
چرا با همچین لحنی میگی؟
.میدونی که کمردرد دارم قرص مصرف میکنم
هوم
تستش کردم. امیدوارم ایرادی نداشته باشه
واسه یه همچین مرغدونیای خیلی باکلاسه
خب، بهنظر من که عالیه
واسه همین خریدمش
کایوت رو دستگیر کردن
لعنتی
دنبال چی میگردی؟
طبق معمول
دنبال هرچیزی
،من اوون تیلور هستم رابط اطلاعاتی جدیدت
بلیر کجاست؟ - منتقل شد -
به کجا؟
محرمانهست
.خیلیخب. پس خداحافظ، بلیر سلام اوون
شروع کنیم؟
پرونده رو خوندم و اگر مشکلی نداری
بهنظرم بهتره باید با آخرین ارتباطی
که با سرهنگ کاروتا گرفته شده شروع کنیم
این چیه؟
کنتاکی
باید بدونیم که میتونی توی حالت غیر هوشیار
پوششت رو حفظ کنی یا نه
نمیتونم بخورمش
تا وقتی مطمئن نشیم که میتونی پوششت رو
در حالت غیر هوشیار حفظ کنی ...نمیتونیم بفرستیمت
نمیتونم - ...گوش کن -
نه
شیش ساله که پاکم
اگر مست بشم، یعنی یکی مجبورم کرده مشروب بخورم
و اگر کسی توی بلاروس مجبورم کنه مشروب بخورم
.دیگه دیره لو رفتم
پروتکل ایجاب میکنه - یکی دیگه رو پیدا کن -
خیلی وقت پیش
پستچیِ اولِم بهم گفت که یه طرف ماجرا، تمرینات و پروتکله
و یه طرف ماجرا، دل و جرات خودت
من خودم هم توی جلسات انجمن شرکت میکنم
الان یازده ساله که پاکم
...خطرناک
و اشتباه بود
آیندهای نداشت
ولی از تجربه کردنش پشیمون نیستم
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
میخوام دخترم رو ببینم
ممنون، ممنون - خواهش میکنم، قربان -
ممنون، قربان - صبح بهخیر -
صبح بهخیر - صبح بهخیر -
صبح بهخیر
.صبح بهخیر، خانم صبح بهخیر
رئیس؟
توی بلاروس چهخبره؟
تا الان که خبر خاصی نیست
عالیه. این یعنی چی؟
واسه تشخیصش زوده
پس، تشخیص اینکه هیچ خبر خاصی
توی بلاروس نیست، زوده؟
نگفتم هیچ خبری نیست
گفتم خبر خاصی نیست
آره، تا الان
هر تغییری رخ بده اول به خودتون میگم
خوبه
چون تنها جایی که نمیخوام الان
یا حقیقتش هیچوقت ...هیچ خبر خاصی بشه
بلاروسه
الو؟ - منم اوگلتری -
نوار فیلمهای تمریناتی که خواستم رو گیر آوردی؟
یه مشکلی هست
فایل مشکل داره
نسخه پشتیبانش چی؟ - اون هم همینطور -
بایستی مشکل از نوار اصلی باشه
خطای رسانهست
کاری از دستِ ما برنمیاد
همون موقع گزارش نشد؟
خب، کسی تا الان نخواسته بود که ببینتش
همتای پیشینم، تماشاشون نکرده بود؟
نه. بهم اعتماد داشت
یهجوری نوار رو درست کن تا من هم بهت اعتماد کنم
این خونهی کیه؟
از یه یارویی که توی کیپ تاون زندگی میکنه، اجارهش کردم
فکر کنم نقاش یا مجسمهساز بود
فقط یه اتاق خواب داره؟
مواقعی که تو بیای، روی کاناپه میخوابم
موقتیه
پس عالیه
خب، ماموریت با موفقیت انجام شد؟
اصلا کسی از این جمله استفاده میکنه؟
همیشهی خدا
آدم هم کشتی؟
.دهها. صدها لعنتی
.نمیتونم بهت بگم ولی گفتم
بد به حالت شد
چای نعنا میخوری؟
ولی مثلا گروگانی چیزی معاوضه نکردی؟ سلاح اتمی پیدا نکردی؟
اوضاع خونه چطوره؟
اوضاعم با مامان؟ مثل همیشهست
واسه تعطیلات میرید کجا؟
پرتغال
با لوک؟
لوک؟
دوست پسرته، نه؟
آه
میدونی، لوک یه اسم رمزیه
میخواسم اسم واقعیش رو بهت بگمها
...ولی بعدش باید
...ماموریت من
ارتباط گرفتن...
آشنایی با مردم توی محیطی بهخصوص
زیرنظر گرفتن و شناختنشون بود
و باید میدیدم اطلاعات مفیدی دارن یا نه
No comments yet. Be the first to leave one.