Holy Days

Holy Days

Download Farsi/persian undertekster

Udgivelsesinfo

Holy Days 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
En kommentar af Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Udgivet den: 2026-06-27
Downloads: 6
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi/persian undertekster

De første 186 linjer.

‫-(صدای بوق) -(صدای بع بع گوسفند)‬

‫روز بخیر، رفیق!‬

‫(زنگ دوچرخه به صدا در می‌آید)‬

‫(صدای بع بع گوسفند)‬

‫(صدای دست زدن)‬

‫(در باز می‌شود، صدای جیرجیر می‌آید)‬

‫خب... برایان کالینز.‬

‫این دفعه چیکار کردی؟‬

‫کفر، خواهر.‬

‫کفرگویی، ها؟‬

‫(نفس می‌کشد)‬

‫خب، این یه گناه کبیره‌ست--‬

‫مستقیماً یکی از ده فرمان را زیر پا گذاشتن.‬

‫بابا میگه من به یه توبه حسابی نیاز دارم.‬

‫دقیقاً چی گفتی ؟ (چی گفتی؟)‬

‫(زیر لب غرغر می‌کند): عیسی مسیح، بالا و پایین می‌پرد.‬

‫-اون چیه؟ -"عیسی مسیح در حال پریدن."‬

‫بهتره بیای داخل.‬

‫حالا، چی باعث شد اینو بگی؟‬

‫می‌بینی، او تمام روز آنجا ماند و رژه رفت،‬

‫از سرویس قهوه مامان طوری استفاده می‌کنه انگار صاحب اونجاست!‬

‫سازمان بهداشت جهانی؟‬

‫اون زن!‬

‫الیزابت فلچر؟‬

‫(برایان آه می‌کشد)‬

‫یه دختر دوست داشتنی،‬

‫آنقدر مهربان که به یک مرد بیوه با پنج فرزند کوچک کمک کرد.‬

‫یه نقطه سیاه تو افکارت داری‬

‫جایی که به لیز مربوط می‌شود.‬

‫شما باید در مورد آن دعا کنید.‬

‫برایان: آره، اما حالا بابا میگه‬

‫ما بچه‌ها نمی‌تونیم صبح‌ها تو تخت بزرگ بپریم.‬

‫چرا که نه؟‬

‫خب، چون اون تو کارشه.‬

‫پمپ‌های شلخته!‬

‫(خنده)‬

‫خواهر اگنس: خواهر مری کلر!‬

‫خواهر لوک به قرص‌هایش نیاز دارد.‬

‫برایان به دنبال جبران خسارت است‬

‫به خاطر سوءاستفاده از نام مقدس‬

‫و افکار بی‌رحمانه در مورد یک شخص خاص.‬

‫کفرگویی شدید...‬

‫-(نفس نفس زنان) -...خواهر مری کلر.‬

‫دارم به طبقات بالا فکر می‌کنم؟‬

‫همه آنها.‬

‫چرا اینقدر نوزاد زیاد شده؟‬

‫خواهر مری کلر: خب، اون موقع‌ها،‬

‫مامان‌هایی که بچه دارند و بابا دور و برشان نیست،‬

‫اه، مردم... خیلی ظالم بودند،‬

‫بنابراین ما آنها را به خانه می‌بریم، از آنها مراقبت می‌کنیم.‬

‫اگنس قبلاً به بچه‌های کوچک درس می‌داد.‬

‫ما مرکز این شهر بودیم...‬

‫یک بار.‬

‫بعدش چی؟‬

‫خب، اوضاع تغییر کرد. مجبور بودند.‬

‫مومیایی‌ها می‌توانستند سر کار بروند و پول دربیاورند.‬

‫این شهر یک مدرسه ساخت.‬

‫ما سه تای آخریم، آخرین دایناسورها،‬

‫اما ما هنوز مراقب عزیزانمان هستیم.‬

‫(می‌خندد)‬

‫اوه! باغ خواهر لوک.‬

‫او از صبح تا شب به آن رسیدگی می‌کرد .‬

‫الان چیز زیادی برای دیدن نیست.‬

‫برایان: من میگم!‬

‫بابام میگه اون ۱۰۵ سالشه و خیلی خل و چله.‬

‫منظورم... باغ بود.‬

‫(هر دو اسنیکر)‬

‫برایان: مامان اینجا رو دوست داشت.‬

‫گفت بوی خوبی داره.‬

‫ما عاشق مامانت بودیم.‬

‫اون نمی‌خواست بره، برایان.‬

‫او بارها و بارها تلاش کرد تا بماند.‬

‫(کف سابیده شده)‬

‫آره، درست نیست، می‌دونم.‬

‫انصاف نیست، نه، برایان کالینز؟‬

‫چرا باید اینطور باشد؟‬

‫«به راستی، به راستی، به تو می‌گویم،‬

‫به پروردگار توکل کن،‬

‫اعتماد...‬

‫و آزاد باش!»‬

‫برایان: خواهر مری کلر!‬

‫(خواهر مری کلر می‌خندد)‬

‫خواهر مری کلر: وای!‬

‫هووو! (or: هووو!)‬

‫خواهر مری کلر: خیلی خوب بود.‬

‫(خنده)‬

‫وای!‬

‫سریعتر!‬

‫با هم: هو هو هو!‬

‫(هر دو می‌خندند)‬

‫خواهر لوک: به خودت کمک کن.‬

‫(پچ پچ نامفهوم)‬

‫خب، من اینو برات آماده کردم.‬

‫متشکرم.‬

‫سلام، مامان.‬

‫من توبه کردم، مامان.‬

‫الان میتونم بیام.‬

‫خواهر مری کلر: اوه، اگنس. میشه لطفا برم پایین پیشش؟‬

‫خواهر اگنس: پسر باید یاد بگیرد‬

‫تا به خانواده‌اش، مری کلر، برگردد .‬

‫سال‌ها گذشته، و او هنوز به او نزدیک‌تر نشده‬

‫برای پذیرفتن مرگ مادرش.‬

‫«گنج‌ها را در آسمان ذخیره کنید،‬

‫بلکه در میان زندگان از نعمت‌هایت شادمان باش .»‬

‫اوه--‬

‫-اوه. اوه! -(سرفه می‌کند)‬

‫(صدای تق تق درب)‬

‫خب...‬

‫حالا، ماجرای اقامت شبانه‌ی لیز چیه ؟‬

‫برایان می‌گوید که او به خانه نمی‌رود.‬

‫هو هو هو! (or: هو هو هو!) (or: غوغا و هیاهو!)‬

‫(خنده)‬

‫(سرفه)‬

‫اوه!‬

‫اوه...‬

‫(خواهر لوک می‌خندد)‬

‫(به خندیدن ادامه می‌دهد)‬

‫یه قرص بخور.‬

‫خیلی کار خوبی می‌کنن.‬

‫من چاق نیستم! فقط به راحتی دیده می‌شوم.‬

‫(خواهر مری کلر می‌خندد)‬

‫(خنده)‬

‫(برایان آرام ناله می‌کند)‬

‫لیز: کتی، عزیزم، میشه گوشت رو بیاری؟‬

‫کتی: البته، لیز!‬

‫بفرمایید.‬

‫و...‬

‫از غذایتان لذت ببرید!‬

‫ای خدای عزیز، ما را برکت بده،‬

‫و اینها، هدایای تو هستند که ما دریافت می‌کنیم.‬

‫غذا داره سرد میشه، برایان.‬

‫آمین.‬

‫-آمین. -آمین.‬

‫لیز: برایان، تو ذرت نداری.‬

‫بفرمایید.‬

‫جو: ذرت‌ها را بردار.‬

‫کره داره!‬

‫اوه. یه تیکه اش هست. کره نداره.‬

‫بفرمایید.‬

‫(صدای تق تق کارد و چنگال)‬

‫جو: برایان!‬

‫برایان! متاسفم، لیز.‬

‫زن: برایان؟‬

‫برایان؟‬

‫(در باز می‌شود، صدای جیرجیر می‌آید)‬

‫بیا رفیق. (ya ya yek hamishe)‬

‫همه ما دلمون براش تنگ شده.‬

‫چی گرفتی اونجا؟‬

‫کوه مامان.‬

‫از آنجا آمده بود. از مردمش.‬

‫آیا بالا، دقیقاً بالای نوک‌تیز را می‌بینی؟‬

‫مامان گفت اونجا...‬

‫تو برای همیشه به آنجا قدم می‌گذاری.‬

‫آیا بهشت ​​است؟‬

‫آره، شاید.‬

‫جای بهتری است.‬

‫بهتر از با من و تو بودنه؟‬

‫میدونی، من، امم... من میخواستم تو رو ببرم.‬

‫چرا این کار را نکردی؟‬

‫جو: مامان مریض شد...‬

‫... و بعد حالش بهتر شد، بعد دوباره مریض شد.‬

‫(آه می‌کشد)‬

‫اینجا. نگهش دار.‬

‫مامان اینو دوست داره، باشه؟‬

‫کودک: میشه دو تا داستان دیگه هم داشته باشیم؟‬

‫لیز: مسواک زدی؟‬

‫کودک: من قبلاً دندان‌هایم را مسواک زده‌ام.‬

‫لیز: خیلی خب، پس. فقط یکی. شاید دو تا.‬

‫ببینیم برایان می‌خواد به ما ملحق بشه یا نه.‬

‫اوه! برایان؟‬

‫باشه، کجا بودیم؟‬

‫او گفت: «راز،»‬

‫«شجاعت است.»‬

‫«فقط افراد بسیار شجاع به ماوراء راه پیدا می‌کنند،‬

‫و تنها شجاعان پاداش خواهند گرفت.‬

‫«صعود تند بود،‬

‫اما پسرک قدم به قدم پیش رفت.‬

‫او سردش بود،‬

‫اما او می‌دانست که به زودی خورشید طلوع خواهد کرد،‬

‫و سپس او خواهد دید.‬

‫پدر فیندلی: اوه!‬

‫دیروز اینجا نبودی؟‬

‫آره.‬

‫برایان: من یه گناه دیگه هم کردم خواهر!‬

‫تو چند هفته گذشته چند بار اینجا بودی ؟‬

‫من کلی توبه و طلب بخشش انجام داده‌ام .‬

Holy Days subtitles in other languages

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left