The Alien Saga

The Alien Saga

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

The Alien Saga 2002 DVDRip x264
En kommentar af MTheGreat

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
x264
Udgivet den: 2024-01-14
Downloads: 55
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫در سکوت منتظر می‌ماند

‫و ناگهان حمله می‌کند.

‫مثل بمبی ساعتی که در انتظار انفجارست ‫ در طعمه‌اش زندگی می‌کند.

‫ماشین کشتاری تمام عیارست.

‫فیلم Alien(بیگانه) که در سال ۱۹۷۹ منتشر شد ‫ انقلابی در ژانر علمی-تخیلی پدید آورد.

‫این فیلم اولین قهرمان درست و حسابی ‫ زن را در سینما به مانشان داد.

‫ازش دور شو عوضی!

‫و به آغاز حرفه برخی از

‫مطرح‌ترین کارگردانان ‫ هالیوود کمک کرد.

‫حالا پشت صحنه یکی از....

‫ محبوب ترین و و سودآورترین فرنچایزهای ‫ علمی تخیلی دنیا را بررسی می‌کنیم

‫و شاهد تکامل «حماسه بیگانه» می‌شویم.

‫بیگانه در ذهن دن اوبانن(Dan O'Bannon) آغاز شد

‫فیلمسازی که کمدی علمی‌تخیلی او «ستاره تاریکی »

‫در سال 1973 تا حدودی بدنام بود.

‫ در سال 1975، «اوبانن» برای نظارت ‫ بر ساخت جلوه‌های ویژه

‫در تولید فیلم فرانسوی ‫ تلماسه(Dune) استخدام شد.

‫که بر اساس رمانی کلاسیک از ‫ فرانک هربرت(Frank Herbert) بود.

‫اوبانن در حین کار بر روی ‫ مدل اولیه طراحی بصری

‫با آثار آزاردهنده هنرمند سوئیسی

‫ اچ.آر. گیگر (HR Gigger) آشنا شد.

‫در پاریس، با هنرمندی سوئیسی به نام ‫هانس گیگر(Hans Giger) آشنا شدم

‫انگار یجور الهام بود.

‫با خودم فکر کردم

‫«اگر کسی بتونه کاری کنه که این مرد ‫برای فیلم هیولا بسازه»

‫«چیزی می‌سازه که کسی تا حالا نمونه‌اش رو ندیده»

‫متأسفانه، نه دیدگاه های گیگر و نه اوبانن،

‫برای فیلم «تلماسه» محقق نمی‌شود.

‫تولید فیلم به دلیل کمبود بودجه تعطیل شد.

‫«تلماسه» خیلی ناگهانی متوقف شد

‫و من بدون پول و ماشین و وسایلم ‫که در انبار بود به لس‌آنجلس برگشتم.

‫و ران شوست(Ron Shusett) ‫ انقدری خوب بود که...

‫و اجازه بده توی خونه‌اش زندگی کنم.

‫ران شوست نیز فیلمنامه‌نویسی جوان و بلندپرواز بود.

‫او و اوبانن خیلی سریع متوجه شدند که

‫اگر با هم کار کنند، ممکن است شانس بیشتری ‫برای فروش فیلمنامه داشته باشند.

‫آنها به دنبال یافتن بهترین داستان ‫ لیستی از ایده‌هایشان تهیه کردند

‫تا اینکه روی فیلمنامه‌ای توافق کردند ‫که تا حدی تکمیل شده بود...

‫و «اوبانن» روی آن کار می‌کرد.

‫این فیلمنامه برعکس «ستاره تاریک» بود ‫ که خنده‌دار و ترسناک بود.

‫وقتی کمدی می‌سازی ‫و مردم نمی‌خندن،

‫واقعا داغون کننده‌ست.

‫و فکر کردم که...

‫«خب، اگر نتونم اونها رو بخندونم، ‫شاید بتونم کاری کنم جیغ بکشن»

‫با الهامی که تا حدودی از طراحی‌های «گیگر» گرفته بود،

‫فیلمنامه «اوبانن»، داستان گروه کوچکی از ‫مسافران فضایی را روایت می‌کند که

‫هیولایی بیگانه آنها را در ‫ سفینه‌شان تهدید می‌کند.

‫ طرح داستان شبیه ده‌ها ‫فیلم علمی‌تخیلی دیگر بود،

‫اما «اوبانن» و «شوست» احساس می‌کردند که ‫مدل اولیه‌ای که از این موجود داشتند...

‫فیلم را منحصربه‌فرد می‌کند.

‫سخت‌ترین قسمت فهمیدن ‫فیلمنامه این بود که

‫دقیقا بفهمیم اون چجور موجودی هست ‫ و چه عملکردی داره.

‫و در نهایت تصمیم گرفتم که سراغ انگل‌ها برم

‫.چون اینجا روی زمین هم نقش دارن

‫برای مدتی به این شکل وجود دارن

‫و بعدش وارد سگ‌تون می‌شن ‫ و اونجا پنهان می‌شن

‫ و برای مدتی به چیز دیگه‌ای تبدیل می‌شن

‫و بعد از سگ‌تون خارج می‌شن

‫و شروع کردیم به صحبت کردن اون گفت، ‫ «آره، ممکنه روی صورتش بره»

‫«ممکنه موجودی باشه که....» ما حتی ‫نمی‌دونستیم اون هیولا چه شکلیه

‫«یه موجود کوچیک که روی صورتش می‌پره»

‫و من گفتم، «هیولا باید یجوری ‫ داخل اون مرد تخم‌گذاری کنه»

‫«اما کسی اینو نمی‌دونه تا اینکه هیولا با ‫شکافتن سینه‌ مرد خارج می‌شه»

‫«اوه، خدای من، فکر کنم فهمیدیم ‫کل فیلم رو فهمیدیم»

‫«هیچ کس تا حالا همچین چیزی ندیده»

‫و فیلنامه خودش نوشته شد. در عرض سه هفته، ‫ ساختار داستان رو کامل کردیم،

‫و سه ماه دیگه هم طول کشید ‫که فیلمنامه رو بنویسیم.

‫در نهایت، «اوبانن» و «شوست» ‫ نام داستان‌شان را بیگانه گذاشتند.

‫همینطور ران کاب(Ron Cobb) طراح را ‫برای تهیه طرح‌های مدل اولیه استخدام کردند

‫تا تلاش کنند ایده‌شان را به هالیوود بفروشند.

‫با دردست داشتن طرح‌ها و فیلمنامه،

‫دو نویسنده داستان‌شان را برای مدیران کمپانی ‫فاکس قرن بیستم(20th Century Fox) مطرح کردند.

‫اما استودیو بلافاصله آن را به خاطر ‫خشونت‌آمیز بودن رد کرد.

‫در واقع، تنها کسی که کلا به این ‫ پروژه علاقه نشان داد....

‫راجر کورمن(Roger Corman)، سلطان فیلم درجه ب ‫(فیلم‌های تجاری با بودجه پایین) بود.

‫فیلمنامه رو براش فرستادیم، خوشش اومد ‫ و گفت: « من فیلم رو می‌سازم»

‫بنابراین قرار شد با اون قرارداد ساختی ‫ به مبلغ ۷۵۰۰ هزار دلار ببندیم

‫اما درست قبل از امضای قرارداد،

‫یکی از دوست‌های قدیمی دوران مدرسه «اوبانن» ‫پیشنهاد داد که شاخت «بیگانه» رو دست بگیره،

‫و فیلم رو به استودیوی(Brandy wine Productions) ‫که یه شرکت مستقل فیلم‌سازی بود منتقل کنه.

‫شرکتی که متعلق به فیلم‌سازان والتر هیل(Walter Hill)، گوردون کارول ‫(Gordon Carroll) و دیوید گایلر(David Giler) بود.

‫همه درباره فیلمنامه‌ها شنیدن که از پنجره میان داخل ‫(منظور اینه که همه جا هستن)

‫ولی این فیلنمامه به معنای واقعی کلمه ‫ از پنجره اومد داخل،

‫یه نفر فیلمنامه «بیگانه» اوبانن و شوست رو ‫ از طریق پنجره‌ای می‌ذاره روی ...

‫میز والتر که رو یه کوچه بود .

‫والتر لون را خوند و گفت:

‫«شاید من دیواوونه باشم ولی یه صحنه ‫ واقعا عالی توی فیلمنامه بود.»

‫«به نظر من باید این صحنه رو در نظر بگیریم»

‫صحنه شکافته شدن سینه بود، ‫چیزی که از سینه‌اش بیرون میاد

‫این صحنه، همین یک صحنه ‫ بقدری فوق‌العاده‌ست که

‫ارزش ساختن این فیلم رو داره.

‫در زمستان ۱۹۷۶، استودیوی «براندی واین» ‫ فیلمنامه «بیگانه» رو انتخاب کرد

‫و دوباره اون رو برای مدیران ‫ «فاکس قرن بیستم» فرستاد.

‫فاکس ما رو برای ناهار دعوت کرد و گفت

‫«از شما انتظار همچین چیزی رو نداشتیم»

‫«ما این فیلمنامه رو می‌شناسیم، ‫و قبلا دیدیم.»

‫می‌دونی بعدا فهمیدیم که ‫همه قبلا اون رو را دیده بودن

‫«هیل» و «گایلر» بازنویسی گسترده ‫ پروژه را آغاز کردند.

‫دو هفته بعد، مجددا فیلمنامه را ‫برای «فاکس» ارسال کردند.

‫این بار مدیران فیلمنامه را دوست داشتند.

‫رئیس استودیو آلن لاد جونیور(Alan Ladd Jr) ‫آماده پیشبرد پروژه بود،

‫اما به شرطی که کاری انجام شود تا

‫نقش اصلی فضانورد ریپلی(Ripley) را پررنگ کند.

‫وقتی زن‌ها در معرض خطر باشن خیلی ترسناکتره ‫تا اینکه مردها در معرض خطر باشن.

‫گفتم: «بیاین نقش اصلی مرد رو ‫ به زن تغییر بدیم»

‫در واقع فیلمنامه برای نقش ‫اصلی مرد نوشته شده بود

‫اما روی صفحه عنوان فیلمنامه ‫ علامت ستاره(*) بود که می‌گفت:

‫«هر کدام از نقش‌ها را می‌توان تغییر داد ‫بنابراین می‌تواند دو زن وجود داشته باشد

‫تا جذابیت بیشتری به فیلم بدهد»

‫پس در واقع فقط از یه دستیار خواستیم تا ‫ضمیر «مرد» رو به ضمیر «زن» تغییر بده

‫و هیچ کار متفاوتی انجام ندادیم.

‫ریپلی باید اینجوری باشه ‫باید زن باشه.

‫با این تصور که «بیگانه» یک فیلم ‫کوچک ۴/۵ میلیون دلاری است

‫«فاکس» فیلمنامه را برای ریدلی اسکات

‫کارگردان تجاری و پرکار انگلستانی فرستاد.

‫ اولین فیلم بلند اسکات، اثری تاریخی با عنوان ‫دوئل‌بازها(The Dualists) بود که

‫به تازگی اکران شده بود و تحسین ‫منتقدان زیادی را برانگیخته بود که

‫ناشی از خلق سبک بصری ‫برجسته با بودجه‌ای کم بود.

‫فکر می‌کنم کارگردان مناسبی برای ‫انجام داستان‌های علمی تخیلی بودم

‫چون چیز زیادی در موردش نمی‌دونستم ‫ و بنابراین اعتقادی بهش نداشتم.

‫اما بقدری مجذوب پویایی داستان،

‫پویایی فیلمنامه، پویایی شدیدا ‫خشونت‌آمیز فیلمنامه شده بودم

‫که گفتم: «فکر کنم بتونم یه کارهایی باهاش بکنم»

‫بنابراین به خونه رفتم و ‫سه هفته توی خونه نشستم

‫و استوری‌برد( طرح تصویری برای فیلم) ‫ کل فیلم رو کشیدم

‫و بعدش اونها طرح رو دیدن

‫و بعد قسمت‌هایی که خودم ‫می‌خواستم اضافه کنم رو دیدن،

‫فهمیدیم که از پس هزینه‌هاش برنمیایم

‫پس کاری که کردیم این بود که استوری‌برد رو به ‫هیئت مدیره استودیو ارائه کردیم

‫و بودجه را دو برابر کردیم.

‫با همراه شدن اسکات

‫و بودجه‌ای که حالا به ۸/۵ ‫میلیون دلار افزایش یافته بود،

‫چالش بعدی انتخاب بازیگر بود.

‫برای نقش کلیدی «ریپلی»،

‫استودیو برای مدت کوتاهی به استخدام ‫ ستاره‌های زن مطرحی مانند «مریل استریپ»

‫«کاترین راس» یا «ژان وی بورگو» فکر کرد.

‫اما نمایش اخیر فیلم «جنگ ستارگان» ‫محصول کمپانی «فاکس قرن بیستم»

‫ثابت کرده بود که نام‌های بزرگ همیشه ‫ برای کسب پول کلان ضروری نیستند.

‫همه فکر می‌کردند که همین استرتتژی باید ‫ در مورد «بیگانه» هم اعمال شود،

‫بنابراین استودیو جستجوی گسترده‌ای را برای ‫یافتن بازیگری ناشناس برای بازی در فیلم آغاز کرد.

‫در نهایت، انتخاب‌ها به بازیگر تئاتر

‫ و جوانی اهل نیویورک محدود شد.

‫کسی که برجسته‌ترین تجربه‌اش ‫حضور شش ثانیه‌ای در فیلم...

‫«آنی هال» وودی آلن بود.

‫شنیده بودم که یه فیلم علمی‌تخیلی هست

‫و باید بگم که چندان علاقه‌ای نداشتم

‫واقعا نمی‌خواستم فیلم بسازم

‫می‌خواستم مثلا با مایک نیکولز(Mike Nichols)

‫و «وودی آلن» روی فیلم‌ها کار کنم، فقط همین

‫بنابراین نزدیک بود برای ‫ تست بازیگری نرم

‫خوشبختانه، من رفتم

‫ از این چکمه‌های خیلی بلند پوشیده بودم. ‫ یادم میاد چون واقعا به این....

‫فکر نمی‌کردم که بلند قد بودنم ‫ اهمیتی داشته باشه

‫معمولا سعی می‌کردم ‫کوچیک‌تر به نظر برسم

‫از قضا، سیگورنی ویور(Sigourney Weaver) ‫اشتراکات کمی....

‫با شخصیت مو بلوند ریپلی داشت

‫از آنجایی که دختر «پت ویور» ‫ یعنی رئیس سابق NBC بود

‫سیگورنی، در بخش شیک و باکلاس ‫ شرق شهر نیویورک بزرگ شده بود

‫برای اینکه متقاعد شوند

‫مدیران فاکس دستور تست‌ در صحنه دادند ‫ که به‌ندرت انجام می‌شود

‫ که ریدلی اسکات آنها را ‫در لندن فیلمبرداری کرد

‫اونها تصمیم گرفتند من رو تست کنن

‫و همینطور ریدلی اسکات رو ‫که فقط یک فیلم ساخته بود

‫فکر می‌کنم اسکات هم احساس می‌کرد ‫که دارن اون رو هم تست می‌کنن

‫ - صحنه اول، برداشت چهار، بخش دوم صحنه ‫- و اکشن

‫برای همین این دکور فوق‌العاده رو برای من ساخت

‫یعنی اینطوری نبود که کنار گلدون نخل ‫یا چیز دیگه این کار رو انجام بدم

‫دکور خلیل قشتگی بود که داخلش دویدم

‫یکی دو صحنه ضبط کردیم

‫اون تعمیرات چی می‌شه؟

‫یک ساعت دیگه تموم می‌شه

‫ ببین من نیاز دارم آروم بشم

‫چرا تا الان صبر کردی؟

‫ به اندازه کافی به اون چیزها خیره شدی،

‫باید از روی دیوار جمعت کنن

‫ - ما پیشگامان جدید هستیم... ‫- شاهد این اتفاق بودم

‫ما پیشگامان جدید هستیم، ریپلی.

‫ حتی به بیماری‌های خاصی مبتلا می‌شیم.

‫از حرف زدن خسته شدم

‫خیلی دست دست کردی

‫حالا یه امتحانی بکن

‫کات

‫«آلن لاد» تست صحنه رو تماشا کرد

‫و از همه کارکنان ساختمان خواست ‫که بیان پایین و اون رو تماشا کنن

‫ و بعد از همه پرسیدن و ‫بحث بزرگی پیش اومد که

‫آیا «سیگورنی» بیشتر شبیه «جین فوندا»(Jane Fonda) بود ‫ یا «فی داناوی»(Faye Dunaway)

‫و می‌دونید، از این حرف‌ها

‫و اون فقط گفت که می‌تونید «سیگورنی» ‫رو انتخاب کنید. اون قبول شد

‫با انتخاب شدن بازیگر نقش اصلی

‫فیلمبرداری در پنجم ژوئیه ۱۹۷۸ در استودیو ‫شپارتون در خارج از لندن آغاز شد

‫برای تکمیل کادر بازیگران

‫اسکات تیمی از بازیگران مطرح و ‫ کارکشته رو دور هم جمع کرد

‫از جمله تام اسکریت(Tom Skerritt)، ایان هولم( Ian Holme)، ‫ یافت کوتو(Yaphet Kotto)

‫هری دین استانتون(Harry Dean Stanton)، ورونیکا کارترایت ‫(Veronica Cartwright) و جان هارت(John Hurt)

‫اما علی‌رغم گستردگی و تجربه بازیگران

‫فاکس همچنان روی «بیگانه» ‫ریسک و قمار می‌کرد

‫این فیلم همچنان یک فیلم «درجه ب» بود

‫ فیلمی «درجه ب» با بودجه‌ای زیاد

‫با کارگردانی بی‌تجربه و ستاره‌ای گمنام.

‫در حالی که خدمه سفینه فضایی اکتشافی ‫«نوستروم» در خواب مصنوعی قرار دارند

The Alien Saga subtitles in other languages

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left