De første 200 linjer.
«شــکـــلِ آب»
...اگه در موردش حرف میزدم
...اگه میزدم
میخواستم چی بهتون بگم؟
در عجبم؟
در مورد زمانش بهتون بگم؟
،بنظر میرسه که خیلی وقت پیش اتفاق اُفتاده
.در آخرین روزهای حکمرانیِ شاهزادهای عادل
یا در مورد مکانش بهتون بگم؟
...شهری کوچک نزدیک به ساحل
...ولی دور از هرچیزِ دیگهای
...یا... نمیدونم
در موردِ اون زن بهتون بگم؟
.شاهدُختی بدونِ صدا
یا شاید در موردِ درستیِ این حقایق
.آگاهتون کنم
...و داستانِ عشق و از دست دادن
...و هیولایی که
.سعی داشت همهی اینها رو نابود کنه
من گناه کردهام
.من پروردگار را رنجاندهام
،من آغشته به گناهم «اولیاحضرت «هداک
.قضاوتش را برعهدهی من بذار
.من به مراسمِ قربانیدادن شک و تردید داشتم
:اندیشهی روزانه .زمان فقط یک رودخانه خروشان از گذشته است
.نمیخوام برم طبقهی بالا
.«همه باید برن طبقهی بالا، دوشیزه «لویید
.اگه میخوان به تخت خوابشون برن
آژیر خطر بیدارت کرد؟
.یه آتیشسوزی بود .کارخونهی شکلات
میتونی بوی اونو حس کنی؟
.اوه خدایا، کاکائوی سرخ شده
...مصیبت و لذت بُردن .دست در دست هم
چیزی میخوری؟
.اوه، بچهی نازنینم
اگه تو اینجا به فکر من نبودی .پوست و استخون میشدم
...من نمونهی بارز گرسنگی هستم
.اوه، اینجارو ببین
.بُجانگز ه .رقصِ پِله
.اوه، خیلی سخته
،کگنی» انجامش داد» .متفاوت ولی زیبا
زیباست - منم میخوام اینکارو بکنم -
.خیلی خُب
آمادهای؟ - بله -
.بزن بریم
!آه
.زود یاد میگیری
!«اِلیسا»
...دفعهی بعد که کرایه رو آوردی
ازت میخوام که بمونی و فیلم کتاب مُقدس رو ببینی، باشه؟
.دوتا بلیط رایگان اینجا دارم
.همسایهات «جایلز» هم بیار، پسر خوبیه
فیلم کتاب مُقدس و کُمدی، هیچکس به سینما نمیاد، هان؟ - ممنونم -
!یه ذرت بوداده و نوشابه هم میدم
«اوه، نه «بورگاسی .دوتا "س" باید باشه
!بیخیال
"دوتا "س «ماردی گرسس»، «ماردی گرسس»
«OCCAM» مرکز تحقیقاتی هوافضا
،کلیهی پرسُنل مطلع باشید که بخش 12
.به سطح اِی-سی پاکسازی شده
!اِلیسا
.بجنب! اینجا وایسادم
.باید یاد بگیری سروقت بیای
هی، داری چیکار میکنی؟
!جا نزن، دستوپاچلفتی - ولش کن، خانوم -
.من جاش رو گرفتهبودم
.اگه بازخواست بشم، حالِ تو و اون لال ه رو میگیرم
.اینکارو بکن، یولاندا
.اینکارو بکن
!آه
.پاهام دارن منو میکشن
امشب قبل از اینکه بیام، برای بروستر .ساندویچ خوک درست کردم
.و فقط خوردشون
.نه تشکری کرد، نه گفت خوشمزه بود .حتی یه کلمه
.از دیوار صدا درمیاد ولی ازین مَرد نه
،ولی اگه چاپلوسیش گُل کنه
.عزیزم، شکسپیر میشه عزیزم
.بعدش که میرم خونه و براش صبحونه درست میکنم
.تخممُرغ، بیکن و نون کرهای
.من روی نون اون مَرد گنده کره میمالم، الیسا
.اوهوم، هردو طرف نون، انگار بچهست
.ولی حتی یه تشکر خشکوخالی هم نمیکنه
،خداروشکر کن
.چون زنِ تحصیلکردهای هستی
ولی «بروسترِ» من؟ تنها چیزی که یه زمانی
نظرش رو جلب میکرد .مغناطیس حیوانی بود
.یه مدتی کار نمیکرد
اینجا دیگه چه جهنمی به پا شده؟
!لو
شما پسرا دلتون نمیخواد آشغالهارو توی سطل بریزین؟
.برای همین اینجاست
باورش سخته، هان؟ .برای همین این سطل اینجاست
خیلی خب، خیلی خب، .ببخشید «زلدا»، ببخشید
.نمیدونم خیر سرشون چیکار میکنن
...یه چیز کوفتی رو میسازن که میتونم بگم
!زلدا
پُرچونگی رو تمومش کن - بله، قربان -
.و اینجا جای ناسزا گویی نیست
.«ببخشید، آقای «فلمینگ
.یه لحظه میخوام وقتتون رو بگیرم
امروز، ما اینجا در تی-چهار پذیرای .یک گروه و دارایی با ارزشی هستیم
ایشون دکتر «رابرت هافستتلر» هستن .از شرکت تابعهی ما در شهر گالوستون
...نمیخوام لُغُز بخونم
...با موضوع رو بزرگ جلوه بدم ولی
این ممکنه به ضرس قاطع یکی از حساسترین داراییهایی باشه که
.تابحال توی این شرکت جا گرفته
سفرتون چطور بود؟ - خوب بود -
اینجا نگهبان کیه؟ - .فقط یه لحظه، لطفاً -
نگهبان؟ اینجا نگهبان کیه؟
.به تی-چهار خوش اومدین، قربان
.من فلمینگ هستم، سرپرست امنیت
هرسوال یا نگرانیای داشتین میتونید .بیاین پیشِ من
مفهومه؟ .ازین به بعد من دستور میدم
.ببرشون بیرون
.کمکم کنید استوانه رو ببرم داخل کمپرسور
.بیاریدش اینجا، بیاریدش اینجا
.بیاریدش این سمت
.باید بلافاصله فشار هواش رو تنظیم کنیم
!الیسا، الیسا
!بجنب
خدایا، توی این شرکت چه خبره؟
دیدیش؟
آره، کلاهگیس پوشیدم، چطوره؟
.اوه مراقب ماشین باش
کلاهگیس نیست، موی مصنوعیه .فرانسویه
همیشگیه، میبینی؟
.تانتالوس» هیچوقت موفق نشد از مرگ فرار کنه»
به همین خاطره که هیچوقت دستش به .میوههای روی شاخه نمیرسید
و هرموقع دولا میشد تا آب بنوشه
.آب نَهر خشک میشد
...پس، برای همین امروز اینجوری حرف میزنیم، مثلاً
.به اون پایهای اشتها آور نگاه کن
ممنونم، بازم بیاین اینجا، شنیدین؟
.بله، پای برای صبحونه .توی این قضیه بهم اعتماد کن
.هی، بچهها به «دیکسی داگ» خوش اومدین
شمارو قبلاً اینجا دیدم، درسته؟
.بله، درواقع چند باری اینجا اومدم
پای لیموی سبز رو ترجیح میدین؟
.آره، آره، دوتا میخوام
.کوتاه بیا، لطفاً، لطفاً
.خیلی دلم میخواد امتحانش کنم
احتمالاً برام خوب نیست ولی .هرچی دوست دارم اینجوریه
.نه، نه، این پای واقعاً خوبه .لیموی سبز
...شما احیاناً
دیکسی داگ» معروف نیستین، هستین؟»
.نه بابا، پایها به کُل کشور فرستاده میشن
بهش میگن "امتیاز"، گرفتی چی میگم؟
.اوه
.بهمون فرفره میدن، نماد میدن
.اونم "پسر پای" هستش، نماد ما
.من اینجوری حرف نمیزنما، اهل اوتاوا هستم
.نه بابا
.کاملاً مطمئنم که حقیقت داره
"چه پای بینظیری"
...اون
،اون پسر کوچولوئه بنظرمیاد ایتالیایی هستش؟
.به گمونم
.خیلی هوشمندانه بود
بازم بیاین اینجا، شنیدین؟
"بازم بیاین اینجا"
فکرمیکنی جدی گفت؟
،اون منو شناخت .منظورم اینه، خودت که شنیدی
.این پای یکم بدمزهست
.تفش نکن
دفعهی بعد که رفتیم .طعم دیگهای رو امتحان میکنیم
،میذاریمش برای بعداً .برای مهمونها
ساعتها 6:00 صبح رو نشون میدهند .ساعت استاندارد شرقی
آسمانها درحال روشن شدن هستند
...صدای خشخش باد سرد شمالی در سراسر
...گروهی از سیاهپوستان در عقب و جلو ازدحام کردند
.اوه خدای عزیز، اون کانال مزخرف رو عوض کن
.نمیخوام اینو ببینم
.نمیخوام ببینمش
.این بهتره، این بهتره
.اوه! بِتی رو نگاه کن
.اوه، جوون و زیباست
...اگه میتونستم به عقب برگردم
...به وقتی که 18 سالم بود
...از هیچی خبر نداشتم
.یه پند و اندرزی خودم رو میکردم
چی میگفتی؟
،میگفتم
.هوای "دندونات" و "مقاربت کردنت" رو بیشتر داشته باش
.خیلی بیشتر
اوه، نه، نه .نصیحتِ خیلی خوبیه
اینجارو یه نگاهی میاندازی؟
.ببین
یکی از عقلکُل ترین آدمای این کشور
.شاشیده به کُل اینجا، توی این شرکت
!روی سقف هم لک ادرار هست
چطوری اونجا ریخته؟
فکرمیکنی باید چقدر هدف نشونهگیریشون بزرگ باشه؟
.مطمئناً تمرین زیادی براش میکنن
...بروسترِ مَن
...هیچکس تابحال بهش نگفته عقلکُل
...ولی
حتی اونم فقط هفتاد درصد مواقع میتونه درست نشونهگیری کنه
مارو میبخشید، قربان - نه، نه، نه، اصلاً مشکلی نیست -
.ادامه بدین
.بنظر میرسه شما خانوما حسابی گرم گپ زدن هستین
No comments yet. Be the first to leave one.