De første 155 linjer.
« ارائهای از وبسایت بیاتوموویز » :.: Bia2Movies.bid :.:
"برّه"
صدای رادیو ریکجاویک رو میشنوید
کریسمس مبارک
اکنون، دعای عصر
"فصل اول"
پاش رو گرفتم
گرفتیش - آره -
بیا، بیا
میگن سفر در زمان امکانپذیر شده
جدی؟
چطوری میخوان اینکارو بکنن؟
...نه، فقط به شکل تئوری گفتن
میگن از لحاظ نظری ممکنه
پس یکی باید دنبال عملی کردنش هم باشه
...احتمالا
البته من که عجلهای برای دیدن آینده ندارم
همینجا و در همین لحظه راضیم
...پس فکر کنم به همین میزان
سفر به گذشته هم ممکن باشه
آره... البته
هیس... چیزی نیست
من طویلهی بالایی رو بررسی نکردم
فکر کنم باید از اونجا شروع کنی
۳۷۴
...چیزی نیست
محصول امسال بهتر از پارسال شده
که یعنی بهتر از پیرارسال هم هست
تراکتور یه صدای جدیدی از خودش در میاره
...باشه
بهتره قبل کشت زمین یه نگاهی بهش بندازم
هی پسر. یه بار دیگه
چهت شده پسر؟
!برو پی کارت
!برو گمشو! برو
چی گفت؟
نمیدونم. حواسم نبود
فکر کنم یه چیزی راجع به افسانههای محلی گفت
چیزی نیست
...اینگوار - بله -
من رفتم
وقتی خوابید منم میرم
نه، پیشش بمون
باشه... حواسم بهش هست
سلام - سلام -
هنوز خوابه؟ - آره. حتما خیلی خسته بود -
توی اتاقخواب خوابیده؟
نه، روی مبله
میرم طبقه پایین رو نگاه کنم - آره -
آدا
آدا
پیداش کردی؟ - نه، اینجا نیست -
...گوش کن
...چیزی نمیشه پیداش میکنیم
من میرم کنار رودخونه رو نگاه کنم
!آدا
!آدا
!آدا
!آدا
!آدا
چیزی ندیدی؟
!برو گمشو
"فصل دوم"
خیلیخب
خیلی خوشگله... میخوای امتحانش کنی؟
...وای
چقدر خوشگل شدی
بیا سگ
همینجا بمون
...سلام - سلام -
تازه رسیدی؟
نه، دیشب اومدم
توی طویله خوابیدم
گرسنهای؟ - دارم از گشنگی میمیرم -
بیا بریم یه چیزی بخوریم
بیا پسر
مهمون داریم - جدی؟ -
پس دوباره برگشتی؟
خوشحالم میبینمت
بفرما بشین - ممنون -
مهمون دارین؟
!آدا
آدا، عزیزم
بیا عزیزم. خجالت نکش
بیا
این پیتر هستش... داداشِ بابایی
به غریبهها عادت نداره
تو شروع کن... بهرحال مهمون مایی
یه بار دیگه
آب بریزم روت؟
خوب بود؟
یه بار دیگه
این دیگه چه کراهتیه؟
...شادیه
...حوله برات آوردم
یکسری لباس توی کمد هست که میتونی بپوشیشون
...بیا اینجا
...شببخیر، عمو پیتر
شببخیر
...اینگوار - ...نه پیتر، نه -
ما حرفی برای گفتن نداریم
...گوشکن
میتونی هرچقدر خواستی اینجا بمونی
ولی توی سبک زندگی من و ماریا دخالت نکن
باشه؟
چرا برگشته؟
...نمیدونم فکر کنم به دلایل همیشگی
بخاطر آدمهایی که باهاش به سوءتفاهم خوردن و بهش پول بدهکارن؟
آره، هیچوقت از این جهت خوششانس نبود
تا کی قراره بمونه؟ - ...هیس -
نمیدونم
!آدا
قهوه میخوای؟ - آره -
تمومش کن
دیشب توی حموم دیدمت
.در رو باز گذاشته بودی نکنه امیدوار بودی بیام نگاه کنم؟
داری چکار میکنی پیتر؟
بچهبازی رو بذار کنار
...شمایین که بچهبازی درآوردین
یه حیوون رو به خونهتون راه دادین
داریم انبار رو یکم خالی میکنیم
عالی میشه اگه کمک کنی
پسر، من کلی خاطرات خوب با این مبل دارم
...آره حتما همینطوره
...هی - بریم سراغش؟ -
آره حتما
...بیا
پسر شوخی میکنی؟ این هنوز اینجاست؟
میخوای؟
.بیا گوسفند کوچولو بیا ...بیا گوسفند کوچولو
درسته... میخوای بخوریش؟
...مثل یه بّرهی کوچولو ...آره، برّه کوچولو
...بخورش گوسفند کوچولو ...گوسفند، گوسفند، گوسفند
چه غلطی داری میکنی؟
باید به همهچیز گند بزنی؟
...اینگوار
!اینگوار
این بچه نیست، حیوونه
...پیتر
...آدا
"فصل سوم"
"آدا، دختر اینگوار در اینجا آرامیده است"
آدا، بیا عزیزم
و اکنون آنها پادشاه و ملکهای در قلمروی خود هستند
که بر روی صندلیهای باشکوهی به نام تخت پادشاهی مینشینند
و بسیار خوشحالند
،و دلیل تمام این اتفاقات این بود که دیمالیم دختری خوب بود
کسی به اندازهی دیمالیمالیم دوستداشتنی نیست
و کسی به اندازهی دیمالیمالیم زیبا نیست
!آدا
محکم بشین
ماهیها میخوانند آهنگی شیرین هنگامی که هستند بر روی تپهای برین
گوسفندها قدم میزنند به آرامی بر روی اقیانوسی آبی
تو شعر قافیهدار بلدی؟
مثل باباتی
No comments yet. Be the first to leave one.