De første 124 linjer.
آب
خاک
آتش
باد
سال ها پيش چهار ملت در صلح با هم زندگي مي کردن
بعد همه چيز تغيير کرد ملت آتش حمله کرد
فقط آواتار که به هر چهار عنصر مسلط بود مي تونست اون هارو متوقف کنه
اما وقتي دنيا بيشتر از هميشه بهش احتياج داشت ناپديد شد
صدسال گذشت من و برادرم آواتار جديد رو کشف کرديم
يه بادافزار به اسم آنگ
اگرچه مهارت هاي بادافزاري اش عاليه
بايد خيلي چيزها ياد بگيره قبل از اينکه براي نجات کسي آماده بشه
اما من ايمان دارم آنگ مي تونه دنيا رو نجات بده
کتاب دوم: خاک قسمت پنجم : روز آواتاري
داري تو دهنم چي کار مي کني؟
مومو!لازمه يه کم به حدود من حساس تر باشي
تسليم شين!شما کاملا محاصره شدين
بيا!بيا!بيا
طومارها م
وسايلم
ييپ!ييپ
صبر کن!بومرنگ ام
وقت نداريم
مي بينم !وقت براي برداشتن طومارها ي تو و وسايل تو هست
اما براي بومرنگ من وقت نيست؟
درسته
به خاطر بومرنگ ات متاسفم!سوکا
احساس مي کنم انگار قسمتي از هويتم رو از دست دادم
تصور کن اگه تو پيکانت رو از دست بدي يا اگه کاتارا حلقه ي موهاش رو از دست بده
خريد شما اينجاست!آقاي دم اسبي
قبلا آقاي بومرنگي بودم
پول قبيله ي آب
اميدوارم روبراه باشه
خوب خيلي وقته اين پوله
روز آواتاري خوبي داشته باشين
روز آواتاري؟
شماها دارين به فستيوال ميرين.درسته؟
براي آواتار تعطيلي هم هست کي مي دونست؟
ببين !مجسمه ي کيوشي رو ساختن
اينجا آواتار روکو داره مياد
داشتن يه فستيوال بزرگ به افتخار تو عاليه
اما رک و پوست کنده فقط براي تقدير کردن خوبه
غذاهاي سرخ شده ي فستيوال براي تقدير کردن خوبه
آنگ!ببين
اين بزرگترين مني ئه که تاحالا ديدم
حالا مشعل !اين يه پايه ي قشنگه روشن!خطرناک!بوي مردونگي ميده
اما مطمئن نيستم مي تونستم حملش کنم
اونها دارن چي کار مي کنن؟
مرگ بر آواتار!مرگ بر آواتار مرگ بر آواتار
اينها رو از کجا گرفتي؟
چه اهميتي داره از کجا اومدن؟
مرگ بر آواتار!مرگ بر آواتار
اين مهموني خراب کن روز آواتاري رو خراب کرد
اين مهموني خراب کن دوست منه
اين خودش آواتاره
مي خواد با قدرت آواتاري اش مارو بکشه
نه! نمي کشم
پيشنهاد مي کنم برين به اينجا خوش نيومدين !آواتار
چرانه؟آنگ به مردم کمک مي کنه
اين درسته.من طرف شما هستم
فهميدم که هضم کاري که تو زندگي گذشته ات با ما کردي سخته
آواتار کيوشي بود که رهبر با شکوه ما رو کشت چين بزرگ
فکر مي کني من کسي رو کشتم؟
ما قبلا جامعه ي بزرگي بوديم قبلا از اينکه تو رهبر ما رو بکشي!حالا مارو ببين
آنگ هيچ وقت همچين کاري رو نمي کنه
هيچ آواتاري نمي کنه.اين عادلانه نيست که همه ي افتخارش رو زير سوال ببرين
بگذار بهش بگيم که ما در مورد افتخار آواتار چي فکر مي کنيم
بهم يه شانس بدين اسمم روتم?ز کنم
تنها راهي که بيگناهي ات ثابت ميشه اينه که دادگاهي بشي
خوشحال ميشم که دادگاهي بشم
بايد از قوانين ما پيروي کني که شامل دادن ضمانت ميشه
مشکلي نيست
از کجا قرار بود بدونم اونها پول قبيله ي آب نمي گيرن؟
خوب بيشتر مردم تورو دوست ندارن قضيه مهميه
تمام قبيله آتش افزارها ازت متنفرن
حالا بشکون و بيا بيرون از اينجا
نمي تونم
حتما مي توني!يه کم فش.....فش......فش
تيکه هاي بادافزاري بعد تو راهمون هستيم
به نظرم مهارت" فيش" چيزي که سعي داره بگه
اينکه تو قراره بيرون باشي تا دنيا رو نجات بدي
دست بسته اينجا نمي توني انجامش بدي
با آدم هايي که فکر مي کنن قاتل هستم هم نمي تونم انجامش بدم
لازمه شماها کمک کنين بيگناهي من ثابت بشه
چه جوري اين کاررو بکنيم؟ جنايت 300 سال پيش اتفاق افتاده
درسته سوکا!به دلايلي فکر کردم تو يه کارآگاه حرفه اي بودي
خوب حدس مي زنم مي تونستم تو اين رده بندي باشم
آره!تو خونه اون تو حل کردن راز خوک لرزان گمشده مشهور بود
همه مي خواستن پلنگ قطبي رو مقصر بدونن
اما فهميدم پيرمرده جرکو پوتين پلنگ قطبي پوشيده بود
ببين يه پلنگ قطبي 800 پوندي واقعي جاي پاهاش عميق تر مي مونه
آره فکر کنم خيلي خوبم
تو اين موقعيت کمکم مي کنين؟
خوبه اما به يه سري پشتيباني جديد نياز دارم
من حاضرم
چيه؟
اين صحنه ي جنايته
اين جاي پاي قاتل ئه!کيوشي
در غروب سيصد و هفتاد سال پيش در هم?ن روز بود
که اون از معبد بيرون اومد و چين بزرگ رو ازبين برد
بعد از اون روز تراژيک ما اين مجسمه رو براي جاويد موندن رهبر بزرگمون ساختيم
براي تقدير کردن ازش راحت باشين
اين معبد و مجسمه از يه سنگ تراشيده شدن
ما مي دونيم مجسمه بعد از مردن چين ساخته شده
اگه تو يه زمان ساخته شده بودن اين معني رو ميده که
من مي خوام حلش کنم.معني اش اينه که کيوشي هيچ وقت پاش رو تو اين معبد نگذاشته
اين يه ايراد بزرگ تو داستان شهرداره اما
براي ثابت کردن بي گناهي آنگ کافي نيست
حق با توئه
لازمه بريم به جزيره کيوشي
اون رو از کجا گير آوردي؟
تو کله کچل شدي
خالکوبي هاي قشنگ داري
خيلي خوب داري اينجا جا مي گيري
آنگي کجاست؟
اون نمي توست اينجا باشه!کوکو
ميخواستم آنگي رو ببينم
اويجي!آنگ تو زندانه
تو شهر چين مي گن اون رهبرشون رو تو زندگي گذشته اش کشته
ميگن کيوشي بوده
کيوشي؟اين حرف احمقانه ست شمارو به زيارتگاه اش مي برم
شايد چيزي اونجا باشه که به شما کمک کنه اسمش رو تم?ز کنين
سوکي چه مي کنه؟اين دوروبرهاست؟
درواقع اون و بقيه جنگجوها رفتن که تو جنگ بجنگن
No comments yet. Be the first to leave one.