De første 200 linjer.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
- به پیت زنگ بزن. - تماس با پیت
تماس شما به یک پیامگیر خودکار وصل...
لعنتی
نه، نه، نه
به سیدنی زنگ بزن
تماس با سیدنی
تماس شما به یک...
پیامگیر خودکار وصل شد
- به کارمی زنگ بزن - تماس با کارمی
- تماس شما به یک... - چه مرگته، کارمی؟
هیچوقت گوشی واموندهتو جواب نمیدی
به مارکوس زنگ بزن
- تماس با مارکوس. - زود باش، زود باش
- ۳۴۹۷ - لعنتی. کثافت
به ریچی زنگ بزن
- تماس با ریچی - لعنتی!
- سلام - در دسترس نیست
چی؟
لطفا پیام خود را ضبط کنید
- وقتی پیام تمام شد... - لعنت بهت!
یا یک را برای گزینههای بیشتر فشار دهید
خدای من. باشه. به کلیر زنگ بزن
- تماس با بر - نه! به کلیر کوفتی زنگ بزن!
تماس با بر
به کلیر کوفتی زنگ بزن
- تماس با بر - نه
خدایا. خواهش میکنم، لطفا
- هی، برو به جهنم! - ببخشید. شرمنده
لعنت بهت، ماشین آشغال!
لعنتی
خدایا...
خدای من
به مامان زنگ بزن
تماس با مامان
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
باشه
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
- عزیزم. عزیزم، عزیزم! - ای کثافت
- عزیزم، من همینجام! عزیزم! - خدایا، نه، نه، نه
- وایستا. وایستا، آروم باش، مامان - نه. خیلی عالیه!
- دوستت دارم. آروم باش. تو رو خدا - باید نفس عمیق بکشی
- آروم. آروم باش! آروم - عزیز دلم، باید نفس عمیق بکشی. آرومم
- باید نفس عمیق بکشی. - دارم نفس میکشم
- فاصله بین انقباضهات چقدره؟ - نمیدونم
لطفا خونسرد باش. دارم نفس میکشم، مامان
- نه، اینطوری نفس بکش - نفس میکشم
نه. مامان، دارم نفس میکشم
چی کار میکنی؟
- اینطوری نفس بکش - خدای من، مامان
- دارم نفس میکشم لعنتی! - هی! هی
- ناتالی، سر من داد نزن - خدای من
سه بار اینو تجربه کردم، باشه؟
- لطفا. نه - کارمو بلدم
- لطفا، این کاراتو بس کن. باشه - باید نفس بکشی
مامان، نیاز دارم بچه آروم بشه....
و در محیطی به نسبت عادی باشه...
که میدونم واقعا برای تو یکی بیگانه و عجیبه
ولی بهت التماس میکنم که برای این لحظه بسیار خاص...
خواهش میکنم، به خاطر مادر وامونده خود مسیح هم که شده...
خونسرد باش، خدا لعنتت کنه
- باشه. باشه - ممنونم
باشه
- چی کار میکنی، مامان - راهنماییت میکنم
- راهنمایی؟ - یه راهنمایی ساده. باید نفس بکشی، ناتالی
- نه، بیشتر بهم استرس میده! - بله، باید نفس بکشی
- نه، آرومت میکنه - خدایا. نه، آرومم نمیکنه!
- آره. آرومت میکنه. نفس بکش - بس کن! آرومم نمیکنه
- داری منو میبینی! آروم نیستم! - آروم میشی
- نفس بکش. - نه! بس کن!
- باشه، داری کاری میکنی بالا بیارم - نه. نه!
- کاری نمیکنم بالا بیاری - خدایا
- زایمان کاری میکنه بالا بیاری - ای لعنت عیسی مسیح بهت!
- عزیزم، نفس بکش. بهم اعتماد کن - لطفا، بس کن
- لطفا، بس کن! - نفس بکش
دارم نفس میکشم، لعنتی
اگه نمیکشیدم زنده نبودم
خفه خون بگیر!
ولی اینطوری انجام نمیشد
اون موقع اینطوری نبود
خب، ما اصلا دکترهامونو نمیشناختیم
میدونی؟ چند تا مرد بودن که یه چیزایی میگفتن
هیجانزده بودم؟
خیلی زیاد. نمیتونستم...
خیلی دلم بچه میخواست
میدونی؟ میخواستم...
یکی اونطور که میخوام دوستم داشته باشه
میدونی اون همه مادر آشغال تو جوئل...
با کالسکههاشون راهرو رو بند اورده بودن
میدونی جینا بهم چی گفت؟
جینا بهم گفت...
به شکمم نگاه کرد و بهم گفت...
میدونی، دونا...
کلی بچه خوب چینی هست، عزیزم
خب، میتونی فکرشو بکنی؟
باورت میشه که چنین حرفی بهم زد؟
خیلی بامزه بود، خدا بیامرزدش
اون موقع دو ماه مونده بود تا مایکل رو به دنیا بیارم
زنیکه عوضی
مامان، میشه دوباره به پیت زنگ بزنی؟
نه، نه، نه. زنگ زدم
زنگ زدم. قبل از اینکه بگی زنگ زدم
نه، نه. بهش زنگ زدم. براش پیام گذاشتم
گفتم که کجاییم...
و من اینجام و همه چیز مرتبه، پس...
باشه
همه چی خوبه
- ممنونم - خواهش میکنم
بهت گفتم که پیاده تا بیمارستان رفتم؟
- عجب. - آره، آره، تا زایمان کنم
- پیاده تا بیمارستان رفتم - عجب
باشه، ناتالی برزاتو؟
- بله - آره
میتونی تایید کنی که تاریخ تولدت ۱۱/۱۰/۸۸ ـه؟
درخواست کمک برای بخش ۱۷
بعد از رسیدگی به ۲۴ من میرم
آره. و شوهرم داره میاد
ایشون مامانمه، دونا
- سلام، سلام - سلام، دونا
باشه، ناتالی. برنامه زایمان داری؟
آره، طبیعی باشه
و ترجیح میدم از تنقیه جلوگیری بشه...
یا زیاد از حد موهای زائد تراشیده نشه
چه ناجور
مامان
چیه؟ ببخشید. واقعا حال بهمزنه
میخوام در حال زایمان...
بتونم بچرخم و جامو عوض کنم
و میشه نور این چراغها رو کم کنیم؟
- آره، میشه - باشه، عالیه
- و موسیقی دارین؟ - بله
باشه. فقط میخوام نور چراغها کم بشه...
و موسیقی گوش کنم، میدونی؟
- آره - یه آهنگ خوب...
تا بچه در یه فضای خیلی خوب به دنیا بیاد و...
میدونی دیگه
باشه، پس مسکن نزنیم؟
- نه - باشه
- ناتالی. ناتالی - مامان. نه. بس کن
چی؟ ببخشید
- عقل کوفتیتو از دست دادی؟ - خدای من
- شروع نکن، مامان. - عقل کوفتیتو از دست دادی؟
چرا نمیخوای ببینی تحمل درد رو دارم یا نه؟
- نمیدونم قراره چی بشه - من میدونم چی میشه
- واقعا؟ جدی میگی؟ - آره. آره
- سه بار این کار رو کردم - ببخشید، آره
و چهار ساعت کوفتی داشتیم...
به همین حرفهات گوش میکردیم
باشه. میشه همه چی رو بررسی کنی؟
- من فرصت نکردم. مرسی - آره. شما دو تا آب میخواین؟
بله. خیلی خوب میشه چون این قهوه...
راستش، میشه قهوه رو ببری؟
چون، جدی میگم، سرد شده
- آب رو ترجیح میدم. ممنونم - مرسی
- بله. آب خیلی خوبه - الان برمیگردم
- ممنونم. - مرسی
- ممنونم. مهربونن. - آره
- خیلی دوستداشتنین - آره، بامزه و جوونن
- باشه، میشه بس کنی؟ - خب، نه
ولی تو...
ممنونم. خیلی کمکم میکنی
- ممنونم - آره. خواهش میکنم
دستت درد نکنه
- بله. ممنونم، مادر - خواهش میکنم
فقط سعی دارم کمک کنم
آره
- مامان؟ - چیه؟
نمیخوام کرخت باشم
اینقدر بده؟
عزیزم، میدونی چیه؟
ناتالی، هر کاری میخوای بکن
فقط به عنوان کسی که این تجربه رو داشته بهت میگم...
که تمام این مدت مثل چی باید درد بکشی
باشه
ولی هر کاری میخوای بکن، عزیز دلم
- مراقبت هستم. جدی میگم. - ممنونم. مرسی
یه جا خوندم خوب میشه اگه...
- کنترل تمام بدنت رو داشته باشی... - شکی نیست
و مسکنها گاهی کار رو به سزارین میکشونن...
- و من... - میدونی؟ هر کاری میخوای بکن
ولی اگه بد بشه...
و تصمیم بگیرم که این کار رو بکنم بهشون میگم که...
- آره، آره - بهشون میگم مسکن بزنن و...
- آره. آره، هر چی تو بخوای - باشه
- ممنونم - خواهش
میدونی چیه؟
- چیه؟ - لپت لک شده
میشه پاکش کنم؟ نمیخوام از دستم عصبانی بشی
- پرخاشگر منفعل نباش - نیستم
هر بار که میخوام یه کاری بکنم، میگی بس کن
- میشه این لک رو از روی لپت پاک کنم؟ - باشه. باشه. اجازه داری
- الان. نمیدونم - فقط...
شاید لک قهوهس. نمیدونم
- باشه، ممنونم. مرسی - پاک شد
خواهش میکنم
خدایا
ای کاش میتونستم قولنج پشتمو بشکنم
- پیر نشو - خوبی؟
- آره، آره. خوبم - میخوای یه کم...
نه، نه، نه. نگران نباش
No comments yet. Be the first to leave one.