De første 163 linjer.
By Mahsa
این بزرگترین ریل مسابقه ای در :دوربان" هست
اینجا،رویاها سوار براسب رانده میشن
و برای به واقعیت پیوستن این رویا ها
مردم زندگی میکنن،میمیرن و حتی آدم هم میکشن
امروز فصل بزرگترین مسابقه هست
جام قهرمانی "دوربان"
این رانویر سینگه
اینجا اسبای رانویر هم مسابقه میدن
رانویر از مسابقات خیلی خوشش میاد
نه برای برنده شدن،برای زندگی کردن
مسابقه زندگی اونه
"استالینز"
صاحب این مزرعه کسی نیست جز
رانویر سینگ و برادر کوچکترش راجیو سینگ
بهترین نسل اسبها اینجا پرورش داده میشن
بهشون آموزش داده میشه
تربیت میشن
فروخته میشن
و توی مسابقات هم شرکت میدن
غیر از مسابقات اسب سواری رانویر
عاشق ورزشای توی هوای آزآدم هست
مخصوصا اگه چیزی باشه که توش هیجانم داشته باشه
خطر،ترس و خصم و دشمنی به زندگی
اون با شرافت زندگی میکنه
این اسب سوار حرفه ای رانویر"مونتو"ست
مونتو تمام اسبای دیگه ی رانویر رو کنترل میکنه
این آقا رقیب سرسخت رانویر "کبیر اهوجا"ست
این آقا هم خیلی اهل شرط بندی هست
اسبای این آقا هم تو این مسابقات شرکت دارن
اگه کسی باشه که بتونه با رانویر مشاجره کنه اون کسی نیست به جز "کبیر"
اسب ها تو این مسابقات به تنهایی میدون
اما تو زندگی واقعی،هر شخصی به یه همراه و هم نشین نیاز داره
این سونیاست مدل آینده
اون در جستجوی شخصی هست که بتون تمام قلب این دختر رو تسخیر کنه
اغلب هم این عشق از طرق چشم ها شروع میشه
و بعدشم این عشق با قرار ملآقاتای مکرر بیشتر میشه
هردوشون خیلی سریع بهم نزدیک شدن
تنها کاری که باید میکردن این بود که باهم عقد کنن
این راجیو سینگه
برادر کوچکتر رانویر
آدم ها معولا وقتی صبح ها بیدار میشن چای مینوشن
آقا بیدار شید صبح شده،آبجوتونو آوردم
اما راجیو واسه خلاص شدن از شر مستی تو شب صبح ها آبجو مینوشه
راجیو هیچ علاقه ای به تجارت خانواده اش نداره
رانویر برادرشو خیلی دوست داره
اما راجیو بیشتر الکل دوست داره
برای کدوم اسب؟ "وایت لایتنینگ"
سوفیا،منشی مخصوص رانویر
سوفیا رانویر رو خیلی دوست داره
ممنون فراموشش کرده ام
اما رانویر فکر میکنه که این موضوع بخاطر شایستگی و کفایت سوفیاست
سلام راجیو،سلام
اون درست اون بالاست اوه بله
اسب رانویر،"وایت لایتنینگ"
که است داغ و مورد علاقه ی مسابقه ی امروزه
رانویر سر مسابقه ی امروز خیلی شرط بندی کرده
امروز وقیتی رانویر برنده شه خیلی از مشکلاتشم حل میشن
زود باش
زود باش عجله کن
زود باش
زود باش
این تقلبه
عمرا از این موضوع چشم پوشی کنم
مرسی خیلی ممنون
امیدوارم شماهم مقداری پول برده باشید
اینجارو امضا کنیدآقا
تو محل کارم میبینمت بله آقا
رانویر بد شانس
تو باختی
متاسفم
متاسف نباش منم بلاخره شکستمو جشن خواهم گرفت
واقعا؟خوب اگه یه مهمونی راه انداختی حتما منم دعوت کن
زیادی میخنده هااااااا
وقتی کسی زیاد میخنده از اونورم زیاد گریش میگیره
ممنون برای اومدنت
اینم پول ممنونم
داره میره
کی میتونه کسیو از حرکت کردن متوقف کنه؟
زندگی این 4 نفر
به همین روال پیش میرفت
اگه این رویداد اتفاق نیفتاده بود
امروز 7 اکتبر
عالیه
خیلی خوبه
همه چیز عادیه
حتی بعد از یه همچین تصادف بزرگی تو بازم سالمی
این یه معجزه هست
نه نه دکتراین یه معجزه نیست
برادرم یه آدم خلی سخت و محکمه درست نیست؟
بله
خوب با چقدر پول میخوای"رانی"رو شارژکنی؟
چی؟
منظورم اینه که،واسه چند روز "رانی" رو اینجا نگه میداری؟
حداقل 15-20 روز
این مدت روزا خیلی زود میگذره
خوب آقای راجیو هروقت که وقتتون آزاد بود
بیاین به مطبم
نیاز هست که چندتا کاغذ رو برام امضا کنید حتما دکتر
همدیگرو غروب میبینیم حتما
پرستار،باهام بیا
بشین
رانی تو واقعا خوبی؟ تورو خدا زود خوب شو
من نمیدونم همه ی اینارو چجوری بهت بگم
فقط یه چیز یادت باشه
بدون تو من کاملا تو این دنیا تنها میمونم
نگران نباش راجیو
هیچ اتفاقی واسم نمیفته
درد داره؟
اره
هی هی اون نه یکم ازینا باعث میشه
همه چیز ناپدید شه
خیلی باحالی
راجیو متاسفم
من میرم تا بقیه ی کارا رو راست و ریست کنم باشه؟
باید خوب شیااااا
سلام
به سلامتی
زندگی طولانی برادرم
به سلامتی به بقیه هم بده
مرسی برای اومدنت
ممنون
متاسفم دیر کردم
اونایی که ما منتظرشون میمونیم معمولا دیر میان
و اغلب هم اونایی که دیر میان خیلی شگفت انگیزن
این برادر کوچکترم راجیوه
سلام از دیدنتون خوشوقتم منم همینطور
ایشون هم منشی ام سوفیا هستن
از دیدنتون خوشحالم
و این خانم هم دوستم "سونیا"ست
آقای مایکی اومده رانویر
لطفا منو ببخشید
راجیو مراقبته
باشه بای بای
میتونم به یه نوشیدنی دعوتت کنم؟
حتما
از این طرف
حالا دیگه میدونم چرا رانویر مشروب نمینوشه
بعد از دیدن تو،دیگه به هیچ مستی و شرابی نیاز نداره
دیگه داری خیلی ازم تعریف میکنی
اگه نگرش منو متوجه بشی خودت خواهی فهمیدکه
چقدر دارم ازت کم تعریف میکنم
به هر حال،تو در مورد عشق تو وهله ی اول چی فکر میکنی؟
خوب نجات دهنده ی زمان
وای نجات دهنده زمان خوشم میاد
میدونی ما خیلی شبیه هم فکر میکنیم
"رانی"هیچ وقت در موردت چیزی بهم نگفت
چند وقته که همدیگرو میشناسین؟
حدود دو سه ماه
چیز جدی ای هم بینتون هست؟
نگو اره تو روخدا
نگو اره دیگه لطفا
چرا داری اینارو ازم میپرسی؟
چون میدونی چیه؟
یه دقیقه بهم وقت بده
متقاعدش کن
سلام راجیو کجاست؟ نمیدونم
گفت در عرض یه دقیقه برمیگرده
میشه یه چیز بهت بگم؟
شما دوتا کاملا با هم فرق دارین
وقتی پای دخترا میاد وسط داداشت خیلی سریع تر از تو عمل میکنه
بدکم نیست
مثل اینکه تو اولین ملاقات خیلی تورو تحت تاثیر قرار داده
No comments yet. Be the first to leave one.