Monarch

Monarch

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Monarch S01E01 720p WEB h264-KOGi
Monarch S01E01 1080p WEB h264-KOGi
Monarch S01E01 WEBRip x264-ION10
Monarch S01E01 WEBRip x264-XEN0N
Monarch S01E01 480p x264-RUBiK
Monarch S01E01 720p x264-FENiX
Monarch S01E01 720p x265-T0PAZ
Monarch S01E01 1080p x265-ELiTE
Monarch S01E01 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Monarch S01E01 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
En kommentar af Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tags

other
Udgivet den: 2022-09-13
Downloads: 34
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 185 linjer.

‫اعضای خانواده رومن ‫هیچ‌وقت دوستشون رو فراموش نمی‌کنن.

‫دشمنشون رو هم فراموش نمی‌کنن.

‫جایزه یک عمر فعالیت هنری رو ‫بهم عطا کردین. وای.

‫خوب بلدین به آدم حس خاص بودن بدین.

‫حس پیر بودن هم می‌دین.

‫ولی به هر حال، ‫این افتخار موجب می‌شه...

‫رابطه طولانی و قشنگ من و آلبی ‫با طرفدارانمون تو تاریخ ثبت بشه.

‫واسه همین ممنونم.

‫خیلی‌خب، به اندازه...

‫یه سوال دیگه هم فرصت داریم.

‫داتی! داتی! داتی!

‫الان تقریبا چهل ساله ‫که تو ملکه...

‫موسیقی کانتری هستی.

‫از هیچ کارت تو این همه مدت ‫پشیمون نیستی؟

‫پشیمون باشم؟

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫نه خانم. از هیچی پشیمون نیستم.

‫شرمنده، دیگه فرصت نداریم.

‫داتی رو تو کنسرت می‌بینین.

‫داتی! داتی! داتی!

‫شایعه‌ای پخش شده که مریض شدی.

‫می‌گن واسه همین اجرا نمی‌کنی.

‫گفت دیگه سوال نپرسین.

‫می‌گن سرطان داری.

‫می‌گن از دست دکترها ‫هم کاری ساخته نیست.

‫این‌دفعه خودم می‌گم سوال نپرس.

‫خوبه، ممنون. ‫مرسی از همگی، ممنون.

‫راستی، بابی، اِم، نور پونزده درجه ‫بیش از حد پایینه.

‫مجبور می‌شم چشمم رو چپ کنم. ‫خودت که می‌دونی تهش چی می‌شه.

‫این‌جوری صورتم چروک می‌افته.

‫- باید کاری کنی جوان‌تر جلوه کنم. ‫- خواهر خودمی،

‫ای زنیکه حرفه‌ای.

‫آره بابا، همین‌طوره، ‫زن جماعت اگه کل عمرش...

‫مادر ترزا هم باشه، ‫ولی یه بار نگه «لطفا»...

‫یا «ممنون»،

‫تا ابد زنیکه خطاب می‌شه.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫اِم، اخبار امروز صبح رو دیدی؟

‫مشت راست بابا جون هنوز کار می‌کنه.

‫آره.

‫خیلی‌خب، بگو دیگه.

‫- چی رو بگم؟ ‫- اومدی اینجا یه چیزی بهم بگی دیگه،

‫آخه می‌دونم این قیافه‌ات یعنی چی.

‫این حرف رو از زبون برادرت نمی‌زنم، خب؟

‫از زبون مدیر عامل اجرایی «مونارک» می‌زنم.

‫اوف. حتما مسئله بدیه.

‫از «جوایز موسیقی کانتری» گفتن ‫نمی‌خوان «دختر گاوچرون» رو امشب اجرا کنی.

‫خود آهنگ رو اجرا نکنم ‫یا کلا اجرا نکنم؟

‫می‌خوان خودت اجرا کنی،

‫ولی می‌خوان با بابا جون ‫موقع اجرای «تمشک‌ها» همخوانی کنی.

‫از نظرشون تک‌خواننده ‫محسوب نمی‌شی نیکی.

‫خیلی‌خب، یعنی یه عمر تو این کارم، ‫ولی هنوز...

‫هنوز دستیار محسوب می‌شم.

‫اگه بهم فرصتی ندن، ‫چطوری می‌خوام...

‫تنهایی موفق بشم؟

‫مامان خیلی در این زمینه تأثیرگذاره نیک.

‫باید خودت واسه خودت ‫فرصت فراهم کنی.

‫قصد دارم بکنم.

‫ضمنا، حواسم هست که بگم «لطفا».

‫[مجله «پیپل» ‫داتی رومن: «آره، من رو به مونم.»]

‫آخه کی چنین کاری می‌کنه؟

‫اصلا مگه آزار من به کسی رسیده...

‫- که بخواد خبر مرگم رو نشت بده؟ ‫- خب، از ظاهرت که اصلا معلوم نیست.

‫خدا و کرم «لا مر» رو شکر.

‫ولی متوجه نمی‌شم. ‫چرا تکذیب نمی‌کنی؟

‫خانواده رومن چنین کاری نمی‌کنه.

‫حتی وقتی اذیت بشیم ‫هم حقیقت رو می‌گیم.

‫دات...

‫واقعا کار دیگه‌ای از دستشون برنمیاد؟

‫اون‌قدرها هم افتضاح نیست.

‫«خانواده رومن مراسم ‫آخرهفته افسانه‌ایشون رو...»

‫«با جایزه یک عمر فعالیت هنری ‫که حقشونه آغاز می‌کنن.»

‫اینجا رو باش.

‫«آیا دوران خانواده رومن ‫بدون او ادامه خواهد داشت؟»

‫معلومه که ادامه خواهد داشت.

‫ایول به عزیز دلم. ‫حالا بیا موهات رو درست کنیم.

‫داتی، اینجا رو!

‫داتی، میای اینجا؟

‫داتی، اینجا رو.

‫داتی، چقدر دیگه زنده می‌مونی؟

‫هرچی می‌خونین رو باور نکنین.

‫حرف‌های قشنگ بزنیم فلیشا. ‫امشب شب خوشحال‌کننده‌ایه.

‫- سلام. باید برم تو. اسمم تو فهرست هست. ‫- فقط با نشان راه می‌دیم خانم.

‫- نیکی. سلام. ‫- وای خدا جون.

‫خودم می‌دونم، خودم می‌دونم،

‫باورش سخته، ولی واقعا خانواده‌ام هستن.

‫سلام، ببخشید؟

‫- ایشون خواهرمه. ‫- همراه من هستن.

‫حتی نمی‌تونی ادای اهمیت دادن دربیاری؟ ‫عین جنازه‌های وسط جاده اومدی.

‫من مامانی‌ام که کارش رو ول کرده ‫و بدو بدو اومده اینجا...

‫که از والدینش حمایت کنه نیکی.

‫اگه این‌جوری عکسم ‫رو جلد «وگ» نمی‌ره، اشکالی نداره.

‫- بیا اینجا نیکی. ‫- بیا بریم تو. بجنب.

‫خب، حالا در خدمت مارتینا مک‌براید هستیم ‫که جایزه یک عمر فعالیت هنری...

‫«جوایز موسیقی کانتری» رو اهدا کنه.

‫راست‌گفتارِ تگزاسی و گل رزش ‫دوازده جایزه «گرمی»،

‫هجده «جایزه موسیقی کانتری»...

‫و اون‌قدر آهنگ پرفروش دارن ‫که نمی‌شه نام برد.

‫یعنی اصلا به این جایزه نیازی ندارین.

‫خودتون پادشاه و ملکه ‫موسیقی کانتری هستین.

‫به هر حال قبولش می‌کنیم.

‫در خدمت آلبی و نیکی رومن هستیم...

‫که آهنگ به شدت محبوب «تمشک‌ها» رو...

‫که شروع‌کننده کل این وقایع بود...

‫برامون اجرا کنن.

‫خیلی ممنون مارتینا.

‫ممنون. اِم...

‫خب، گمون کنم خودتون بدونین...

‫که دیگه قرار نیست ‫رو این صحنه حضور پیدا کنم.

‫ولی بهمون خوش گذشت، مگه نه؟

‫ضمنا، مسلما میراث خانواده رومن...

‫با آلبی و فرزندانم، نیکی، جیجی...

‫و لوک ادامه خواهد داشت.

‫من هم قول می‌دم ‫همیشه سرگرمتون کنن.

‫همه‌تون رو خیلی دوست دارم.

‫مامان؟

‫سلام. خب، شگفت‌انگیز بودی.

‫- چه شبی بود، مگه نه؟ ‫- باید حرف کاری بزنیم عزیزم.

‫همون مقاله «پیپل» رو می‌گی؟

‫- خودم می‌دونم. ‫- باید به کل دنیا نشون بدیم...

‫میراث خانواده رومن ‫بدون من هم موندگاره.

‫ما اولین خانواده موسیقی کانتری هستیم.

‫آخرین کنسرتم پیش رومونه.

‫فرصت داریم نشونشون بدیم ‫تا ابد چه‌جور خانواده‌ای هستیم.

‫ازت می‌خوام از بی‌نقص بودنش...

‫اطمینان حاصل کنی ‫که بتونم با خیال راحت بمیرم.

‫بعدش هم نوبت خودته عزیزم.

‫با تور جهانی شروع می‌کنی.

‫مامان، این شکلی صحبت نکن. ‫دکترها گفته بودن چندین ماه دیگه زنده‌ای.

‫- قرار نیست به این زودی‌ها بمیری. ‫- چرا بابا، می‌میرم.

‫شنبه شب، بعد از کنسرتمون می‌میرم.

‫تو هم کمکم می‌کنی.

‫«مونارک»

‫«فصل یکم، قسمت یکم» ‫«اصلا دست برندار»

‫نیکی.

‫حالت خوبه؟

‫آره. نه.

‫نگران مامانم. اِم...

‫نباید کل بارش رو به دوش بکشی.

‫مرگ داتی تحت کنترل تو نیست.

‫اِم، ببخشید، ولی...

‫باید فردا با هواپیما برم لس آنجلس ‫که مجددا فیلم‌برداری کنیم.

‫نه. نه، اذیت نکن دیگه، ‫«آخرهفته خانوادگی» پیش رومونه...

‫و واقعا نیاز دارم اونجا باشی کلایو.

‫خودم می‌دونم و دلم می‌خواد ‫حضور داشته باشم عزیزم،

‫ولی جیمز راث‌بون می‌تونه دخلم رو بیاره.

‫واسه کارگردان فیلمی هشتاد میلیون دلاری...

‫مهم نیست خانواده همسرم ‫آخرهفته مهمی در پیش دارن یا نه.

‫بدون من هم چیزیت نمی‌شه.

‫هیچ‌وقت چیزیت نمی‌شه.

‫سلام مامان.

‫سلام بچه‌ها. صبحانه می‌خورین؟

‫- من کمی می‌خورم. ‫- من پنکیک می‌خورم.

‫من هم همین‌طور.

‫الک، مسلما درک می‌کنیم ‫باید تغییراتی ایجاد کنیم.

‫اگه مامان نباشه، دیگه تور ‫«خانواده رومن افسانه‌ای» محسوب نمی‌شه.

‫درسته، پس در تکریم مامان برگزارش می‌کنیم.

‫من مسئول تبلیغاتتون هستم، ‫از من بشنوین،

‫اگه نباشه، توری هم در کار نیست.

‫البته پدرتون یه پا افسانه است،

‫ولی ده ساله که آهنگ محبوبی نداشته.

‫- من رو که داره. ‫- نیکی، تو هم خیلی بااستعدادی،

‫ولی در حد اون نیستی.

‫- می‌شم. ‫- با کمال احترام،

‫کم‌کم داری پنجاه ساله می‌شی...

‫خجالت بکش.

‫- آب‌پرتقال سفارش بدیم؟ ‫- با کمال احترام،

‫جناب عالی حتی نمی‌تونی...

‫فرق باسن و آرنجت رو تشخیص بدی.

‫ببین، من از بدو تولدم...

‫داشتم زیر سایه‌اش تمرین می‌کردم.

‫کل عمرم داشتم واسه این لحظه آماده می‌شدم.

‫ببین چی می‌گم، شنبه شب ‫تو کنسرت خانوادگیمون شرکت کن.

‫به نظرت نمی‌تونم ‫میراثش رو ادامه بدم؟

‫بشین و تماشا کن.

‫من که مثل همیشه امضا کردم،

‫- ولی این دفعه دوبرابر شده. ‫- مقاله «پیپل» رو خوندن.

‫فهمیدن دیگه تا ابد فرصت ندارن.

‫- قرارمون که این شکلی نبود. ‫- قرار بود...

‫ماهیانه هرچقدر خواستن بهشون بدی.

‫تا آخر عمرم بدم.

‫از کجا مطمئن باشیم...

‫اسنادش رو بعد از مرگم ‫بهمون بدن؟

‫من بهت قول می‌دم.

Monarch subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Monarch

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left