De første 199 linjer.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
وقتی احساس ناامیدی میکنی
بذار بیام تو، دنیل
خوبم
- باشه، با توجه به وضعیت موجود خوبم - نه
نه. کسی که خوب باشه به بهترین دوستش بیمحلی نمیکنه...
وقتی بارها و بارها بهش زنگ میزنه
- نه بعد از اتفاقی که افتاد - ولی دارم کار میکنم
کارم همینه. هنوزم خدا رو شکر میتونم کار کنم
- نیازی ندارم تو بهم سر بزنی - جدی میگی؟
وقتی خودتو منزوی میکنی...
آدمهایی که دوستت دارن...
پافشاری میکنن بفهمن چه خبر شده، خب؟
فهمیدی؟
همه دوستان و خونوادهت دوستت دارن
چی کار میکنی؟ روی یه فیلمنامه کار میکنی؟
- برای همین... - آره
تا یه چیزی برای فروش داشته باشی
خفه شو بابا
آره، من فقط مدیر عوضی برنامههاتم
صبر کن، فکر میکنی به کسب و کارت نیاز دارم؟
ولی وقتی روی دور هستیم...
چندین کار بهت پیشنهاد شد...
و مدام جاتو پر کردم چون هیچوقت جواب نمیدی
خیلی بهت اهمیت میدم، دنی
- چیزی که پشت سر گذاشتی... - چیزی که پشت سر گذاشتم؟
تو بهم میگی چی رو پشت سر گذاشتم...
پس بیا ببینیم وضع تو چطوره
باشه؟ تو بودی دیوونه میشدی
به سرت میزد، هرگز دست از داد و بیداد کردن برنمیداشتی
چیزی که پشت سر گذاشتم؟
این جهنمه
خب، پس باهام حرف بزن
پسر ده سالهم دود میشه میره هوا
پوف
کی میدونه، تو میدونه ذهن آدم به چه چیزها که فکر نمیکنه؟
با چیز کمی که برام مونده. نمیخوابم
فکر گودالهایی که ممکنه توش باشه...
فرقههایی که دزدیدنش یا برای استفاده جنسی قاچاقش کردن
لطفا، یا خدا، پسر، برای استفاده جنسی قاچاقش کردن؟
آخه، نباید به این چیزها فکر کنی...
هیچ میدونی چند تا بچه...
دست قاچاقچیان جنسی بلغاری میافتن؟
- فیلم ربوده شده رو ندیدی؟ - اون یه فیلم کوفتیه
همه هر کاری در توانشونه انجام میدن...
- تا پیداش کنن - همه؟ جدی میگی؟
پلیس؟ افبیآی؟ زن سابقم؟
ریوا کاری به جز خفه کردن خودش...
با مُسکن میکنه؟
کارآگاه خصوصی نابغه...
- هیچ غلطی نکرده. - دنی، لطفا...
فقط میخوایم دوباره به دنیای بیرون بیای
دوباره زندگی کردن رو شروع کنی
دنیا تموم شده
تمومه. اون بیرون...
یه دنیای مقوایی وجود داره...
که آدمهاش دارن دیالوگهاشونو بیخ گوشم زمزمه میکنن
نمیتونم ارتباطی با اون...
اونا آدم نیستن، موجودات توخالی هستن
این فیلمی که دارم در موردش مینویسم؟
نشون میده کجای دنیا وایستادم
ولی دیگه هیچوقت بخشی از دنیای بیرون نمیشم
خب، فیلمی در مورد مردی که پسرشو از دست میده...
و دیوونه میشه
- واقعا پروژه خوبی برای... - دیگه میتونی بری
دیگه میتونی بری، باشه؟
همین مونده که احساساتتم یا...
کارهامو برای تو توجیه کنم یا توضیح بدم
خودت که راه کوفتی رو بلدی
چه کوفتیه؟
سلام؟
کسی اینجا هست؟
من کدوم گوریم؟
واقعا این چه کوفتیه؟
پسانداز بزرگتر یعنی لبخند بزرگتر
امروز از یه عضو تیم در مورد...
برنامه جوایز بیپایان ما بپرسین...
که پساندازها از گوش تا گوش اندازهگیری میشن
دارم رویا میبینم
خواب شفاف میبینم
تکون نخورین
یه عضو از تیم الان میاد پیش شما
تکون نخورین
- تکون نخورین - لعنتی
- تکون نخورین، تکون نخور... - وامونده
- تکون، تکون، تکون... - وامونده، وامونده، وامونده
- وامونده! - تکون نخورین
یه عضو از تیم الان میاد پیش شما
کی اونجاست؟
بیشرف، بیا بیرون
خوبی؟
هی، کی اونجاست؟
چی کار میکنی، بابا؟
- رومن؟ - چرا روی زمین افتادی؟
رومن؟
رومن!
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
«داستانهای ترسناک آمریکایی»
کدوم گوری بودی، دنی؟
بهت یه عذرخواهی بدهکارم که انداختمت بیرون
میدونی چقدر همه رو نگران کردی؟
وقتی سعی دارم کمکت کنم، منو میندازی بیرون...
اونوقت سه هفته ناپدید میشی؟
همه از نگرانی زیاد آشفته شدن
باید بلافاصله ببینمت
- سه هفته نبودم؟ - آره
یا خدا. کجا رفتی؟
چه بلایی سرت اومده؟
الان نمیتونم پشت تلفن در موردش حرف بزنم
میشه یه ساعت دیگه در میوز بیای دیدنم؟
سلام، دنی
چرا اون اینجاست؟
چرا اینجایی، ریوا؟ نکنه...
میخوای یه جورایی میانجیگری کنی؟
- بگیر بشین. باید یه چیزی بهت... - نه!
- من... - رومن مُرده
پیداش کردن
پلیس پیداش کرد
هفته پیش
توی جنگل پشت زمین بازی خیابون لیتم
همه دارن دنبالت میگردن
تا بهت بگن. کجا...
کجا بودی؟
رومن رو پیدا کردن؟
کجاست؟
سردخونه، سردخونه وستچستر
اون...
زیر زمین دفن شده بود...
لای یه پتو، پتوی قرمز پیچیده شده بود
سرنخی هست؟ چی...
پلیس چی میگه؟
هیچ مدرکی ندارن
دارن برای بدست اوردن دیانای...
و اثر انگشت آزمایش میکنن
بالاخره واقعی شد
همهش واقعیه
دیگه خواب نمیبینم
میدونی ما جهنم رو ابداع کردیم؟
ما ساختیمش، ما آشکارش کردیم
سلام، مکس هستم. پیشخدمت شما
غذاهای ویژه بسیار محدود هستن
املت خرچنگ داریم با کره پیازچهای...
میشه لطفا تنهامون بذاری؟
هر کسی که...
این کار رو کرده میکشم، به خدا قسم
میکشمش
میتونی یه لحظه توی دنیا باشی و لحظه بعد توی جهنم
جهنم همینجاست. درست کنار ماست
دنی، بگیر بشین
لطفا. خاکسپاری، باید در مورد...
- برنامههاش حرف بزنیم. - یه لحظه وقت میخوام. یه لحظه
- لطفا. - من...
چه کوفتیه؟
هی! آرون!
ریوا!
آرون!
چه کوفتیه این؟
سلام؟
رومن...
رومن، اینجایی؟
نه
امکان نداره
میتونی بهم بگی...
اگه میخواستی اون اتفاقات بیافته
واقعا میخوام
همیشه مجبور بودی حقیقت رو ازم پنهان کنی
ذهنت از روی عادت طولانی خود به خود این کار رو میکنه
ولی، حالا حقیقت رو میدونی
دیگه چیزی رو قایم نمیکنم
سعی دارم به یاد بیارم
ان...
اولین بار کی چیزی دزدیدی؟
لطفا بهم بگو
توی مدرسه
چندین بار
وقتی باهام ازدواج کردی، اصرار کردم...
که با من شروع کنی به...
و اسکار میرسه به...
دنیل هاسمن برگر، برای فیلم گروه کُر
رومن؟
بابا؟
تویی؟
تو!
بابا...
بهتر از اینا تلاش کن
بابا. بابا!
بابا!
رومن!
فضای آستانهای
ناحیهای بین اینجا و آنجا
اینجا یعنی واقعیت...
No comments yet. Be the first to leave one.