Dead Shot

Dead Shot

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Dead Shot 2023 720p NOW WEBRip DDP5 1 x264-CMRG
Dead Shot 2023 1080p NOW WEBRip DDP5 1 x264-CMRG
Dead Shot 2023 720p NOW WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Dead Shot 2023 1080p NOW WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Dead Shot 2023 1080p WEBRip x264-RARBG
Dead Shot 2023 1080p WEBRip x265-RARBG
Dead Shot 2023 WEBRip 720p-YTS
Dead Shot 2023 WEBRip 1080p-YTS
Dead Shot 2023 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Dead Shot 2023 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
En kommentar af Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
TS
YTS
HEVC
Udgivet den: 2023-05-13
Downloads: 49
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫- کارول؟ کارول؟ ‫- مایکل؟

‫- اینجا چه غلطی می‌کنی؟ ‫- خیال می‌کردی ولت می‌کنم...

‫که تنهایی بری، مگه نه؟

‫- واقعا؟ چنین خیالی کرده بودی؟ ‫- برو ساک‌ها رو بیار.

‫- وایستا ببینم، با کینان صحبت کردی؟ ‫- ببین، کینان رو بی‌خیال.

‫الان دیگه فقط خودمونیم عشقم. ‫فقط خودمونیم.

‫جدی می‌گی؟

‫معلومه که جدی می‌گم.

‫جدی می‌گم.

‫- حواست باشه. حالت خوبه؟ ‫- آره، خوبم.

‫ای خدا.

‫واقعا به موقع اومدی.

‫خودت داری زودتر از موعد ‫زایمان می‌کنی!

‫- عشقم. ‫- اون دیگه چیه؟

‫نگران نباش. ‫جنوب می‌اندازمش یه گوشه.

‫آها، آره. انگار تو بیمارستان ‫به کارمون میاد.

‫سلاح رؤیت شد.

‫راهزن داره می‌ره جنوب.

‫ای خدا! مگه چرخ ماشین مربعیه؟

‫از ماشین بیرون نیفتی عشقم.

‫حواست به بچه کوچولو باشه.

‫نمی‌خوام یهو بپره بیرون!

‫وای، از دیدنت خوشحال شدم.

‫راستش، نمی‌خواستم بدون تو برم.

‫چیه؟ چی شده؟

‫خاک عالم. ‫می‌تونی تو جنگل از دستشون فرار کنی.

‫کارول، من تنهات نمی‌ذارم.

‫- برو دیگه. خواهش می‌کنم برو! ‫- من با اون آشغال‌ها تنهات نمی‌ذارم.

‫خودم می‌دونم مایکل، ولی اگه بمونی ‫قطعا بدبخت می‌شیم، خب؟

‫اون‌ها که دنبال من نیستن. ‫خواهش می‌کنم، برو دیگه مایکل!

‫برو!

‫بریم! بریم! بریم!

‫از ارتش بریتانیا اومدیم!

‫اوهارا، بی‌حرکت!

‫«تیر خلاص»

‫ ‫

‫مترجم: «نــامــدار جعفری‌نژاد» ‫در تلگرام: NamdarJfn@

‫جمهوری‌خواهان پروپاگاندای ‫موفقیت‌آمیزی پیاده کردن تمپست.

‫چی شده بود؟

‫اطلاعاتمون حاکی از وجود سلاح ‫تو ماشینشون بود.

‫قربان، از بخش ‫تحقیقات ویژه دم دروازه‌ان.

‫- راهشون بدم؟ ‫- نه.

‫تو که انتظار نداری باور کنیم؟

‫- راهزن شش نفر رو کشت. ‫- هفت نفر رو کشت.

‫- قربان؟ ‫- رایان زنده نموند.

‫ولی راهزنتون زنده موند. ‫از کجا معلوم کجاست؟

‫تعریف کن.

‫از ارتش بریتانیا اومدیم! ‫اوهارا، بی‌حرکت!

‫موقعیتش رو بهمون لو داده بودن، ولی...

‫وقتی رسیدیم، ‫دیدیم ماشینش خالیه.

‫با خودم گفتم شرایط خیلی خطرناکه قربان.

‫خیال می‌کردی قراره بهت شلیک کنه؟

‫من چنین برداشتی کرده بودم. ‫می‌خواست بهم شلیک کنه.

‫زن بارداری که دم زایمانه ‫بهت شلیک کنه؟

‫- قربان، از بخش تحقیقات ویژه... ‫- بزن به چاک!

‫خب، پس جریان از این قرار بود. ‫خوشحالم که فهمیدیم.

‫اگه این برفی خان رو...

‫سوار هلیکوپتر کنیم، ‫این کثافت‌کاری جمع نمی‌شه.

‫- ما که اختیارش رو نداریم. ‫- نه، تو نداری، ولی من دارم.

‫تمپست، می‌شه بیرون منتظر بمونی؟

‫می‌شه اتاق رو خالی کنین؟

‫- همین اتاق رو می‌گین؟ ‫- برین بیرون.

‫هدف سربازان اینجا ‫حمایت از دولت مدنیه.

‫اختیارات قانونیشون در حد شهروندان عادیه.

‫تک‌تک اعمالشون...

‫باید طبق قوانین بریتانیا باشه...

‫و طبق همون قوانین مجازات می‌شن.

‫خودم می‌دونم اخطار گرفتم قربان.

‫خوبه...

‫آخه قراره به جرم قتل مجازات بشی.

‫دو راه‌حل پیش رومونه.

‫اولیش از این قراره ‫که اون در رو باز کنیم.

‫بذاریم بخش تحقیقات ویژه بدبختت کنه.

‫مافوقت سعی می‌کنه ازت محافظت کنه،

‫ولی دیگه سرباز نخواهی موند.

‫سه سال مداد مشتی وکیل رو می‌تراشی...

‫و احتمالا بعدش زندانی بشی.

‫یا...

‫میای واسه خودم کار می‌کنی.

‫دارم گروهانی تشکیل می‌دم.

‫بدم نمیاد تیرانداز ماهری ‫چون تو هم عضوش باشه.

‫خب، این جریانات چی می‌شه؟

‫ردیفش می‌کنم.

‫انگار کار راحتیه قربان.

‫بهت اطمینان می‌دم ‫اصلا راحت نیست...

‫ولی تو همچنان به کشورت خدمت می‌کنی ‫و مهارتت رو به کار می‌گیری.

‫به کی گزارش بدم قربان؟

‫گروهانش اون شکلی نیست.

‫جایی واسه مخفی شدن داری؟

‫- خارج از سربازخونه رو می‌گم. ‫- دارم.

‫خوبه.

‫خوبه. لندن می‌بینمت.

‫مایکل، من همین‌جام عزیز دلم.

‫من همین‌جام. ببین.

‫چیزی نیست مایکل.

‫ببین، مجبور بودی بری.

‫با حضور چند صد نفر در مسیر...

‫مراسم ختم، مغازه‌ها و دفاتر ‫تعطیل کرده بودن.

‫پدر جو مک‌وی...

‫در کلیسای «سیکرد هارت»، ‫تیراندازی به کارول رو...

‫واقعه‌ای غم‌انگیز خطاب کرده ‫و گفت همه تحت‌تأثیر قرار گرفتن.

‫خیلی تسلیت می‌گیم.

‫ببین... من دکتر نیستم. دام‌پزشکم.

‫سگ و گربه درمان می‌کنم. ‫یکی باید جراحاتت رو درمان کنه.

‫- ممنون. ‫- مایکل؟

‫راه‌حل دیگه‌ای هم داشت‌ها.

‫قبلا داشت.

‫الان دیگه نداره.

‫اورلا مک‌شان، کالم مک‌نیش.

‫واسه چی یهویی این‌جوری اومدی اینجا؟

‫خیال می‌کردم مردی.

‫با قاتل کارول کار دارم.

‫بریتانیایی‌ها آوردنش لندن.

‫باید من رو به اونجا برسونی.

‫شرمنده، ولی خودت می‌خواستی ‫کنار بکشی مایکل.

‫- بهاش رو می‌پردازم. ‫- از بهاش خوشت نمیاد.

‫ولی بدم نمیاد کسی رو ‫که خیال می‌کنن مرده به کار بگیرم.

‫- تومی رو با خودم می‌برم. ‫- پادر تومی مشکلات خودش رو داره.

‫از نظر من مشکلی نداره.

‫اگه بخوایم چنین کاری بکنیم...

‫تا من نگفتم، از کناره‌گیری ‫خبری نیست، فهمیدی؟

‫باید از زبون خودت بشنوم.

‫فهمیدم.

‫راستی، مایکل؟

‫باید اون حلقه رو بهم بدی.

‫کافیه اسم سربازه رو بهم بگی.

‫شیلا برگشت پیش مادرش.

‫خوشش نمی‌اومد اینجا بمونه.

‫با این حال... ‫سگه پیشم مونده.

‫به عمرم چنین سگ خوبی نداشتم.

‫خبر درگذشت کارول رو شنیدم.

‫آشغال‌های عوضی.

‫دارم می‌رم اون‌ور آب. ‫می‌خوام تو هم بیای.

‫- کینان یگانی بهمون می‌سپاره. ‫- نمی‌تونم.

‫دل سگه خیلی برام تنگ می‌شه.

‫اگه من نباشم، خیلی داغون می‌شه.

‫می‌خوام به خدمت قاتل کارول برسم.

‫به کمکت نیاز دارم.

‫مدارکمون امشب می‌رسه.

‫فردا حرکت می‌کنیم.

‫سلام سرباز خان. حالت چطوره؟ ‫همه‌چی روبه‌راهه؟

‫- خوش‌تیپ کردی. ‫- خیلی‌خب. ایول.

‫- سلامت باشی. ‫- خیلی‌خب پسر.

‫- امشب می‌ری سربازخونه؟ ‫- امیدوار بودم بیام پیش خودت.

‫عه، نه بابا؟

‫خیال می‌کردم صرفا داری همراهیم می‌کنی.

‫ببین، عذر می‌خوام که قبلا اون‌طوری شده بود.

‫ولش کن.

‫مشکلی پیش اومده؟

‫چی شده؟

‫من بهت نیاز دارم.

‫نمی‌خوام از دستت بدم روث.

‫چطوری می‌خوای از دستم بدی؟ ‫من که همین‌جا وایستادم.

‫سلام. پول خرد دارین؟

‫اسمش هنری تمپسته.

‫آدرسش رو گیر آوردم.

‫می‌شه تحت‌نظرشون بگیری؟ ‫ببین سر از کارشون درمیاری یا نه.

‫رو چشمم.

‫خودت کی میای اینجا؟

‫خب، برنامه‌مون عوض شده.

‫گوشی هنوز دستته؟

‫- فقط می‌خوام ببینمت. ‫- خب، می‌بینی عزیز دلم.

‫بهت قول می‌دم می‌بینی.

‫فعلا... یکی دیگه رو می‌فرستم، خب؟

‫صبح به خیر فیا.

‫متأسفانه خبر بدی دارم.

‫پسرت مرده.

‫وقتی با کارول بود، بهشون حمله کردن...

‫و جراحاتش منجر به مرگش شد.

‫خودمون ترتیب همه کارها رو می‌دیم.

‫متأسفانه نمی‌تونین جسدش رو ببینین.

‫سازمانمون از صمیم قلب تسلیت می‌گه.

‫وقتی ازم گرفتینش، ‫پونزده ساله بود.

‫الان باید مشغول همین کار می‌بود، ‫من هم باید چای دم می‌کردم.

‫تقریبا هشتاد ساله ‫که شمال و جنوب مرز...

‫شیر می‌فروشیم.

‫وقتی بازی دروغ و کشتار ‫تو و امثال خودت تموم بشه،

‫این گاوها همچنان اینجان.

‫مردم هم همچنان شیر می‌خورن.

‫اگه دوباره وارد زمینم بشی،

‫به خدا قسم به ضرب گلوله می‌کشمت.

‫- نکنه دوست‌پسر دیگه‌ای داری؟ ‫- نه‌خیر.

‫یه لحظه!

‫صبح به خیر.

‫- تمپست اینجاست؟ ‫- اِم...

‫می‌شه لطفا صداش کنین؟

‫- اون دیگه کدوم خریه؟ ‫- کار ارتشیه.

‫- از کجا می‌دونست اینجایی؟ ‫- خودم بهش گفته بودم.

‫چی؟

‫بهش گفتم اگه اینجا نباشم، ‫خودت می‌دونی کجام.

‫ببخشید.

‫قربان؟

‫- راحت باشین. ‫- قربان، ایشون روثه.

‫آره. همین الان آشنا شدیم.

‫خب. بریم؟

‫- بعدا توضیح می‌دم. ‫- معلومه که توضیح می‌دی.

‫بعدا توضیح می‌دم.

‫امیدوارم... ‫امیدوارم مزاحم نشده بوده باشم.

‫- مزاحم نشدین قربان. ‫- هالند صدام کن.

More Farsi Persian subtitles for Dead Shot

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left