De første 200 linjer.
سه هفته پیش یک گنبد نامرئی بر سر چسترز میل نازل شد
و ارتباط ما رو با بقیه دنیا قطع کرد
گنبد شروع به ، به چالش کشیدن محدودیت های ما کرد
روبه کردن ما با شیطان های خودمون
خشم
اندوه
ترس
خدای من
حالا برای زنده ماندن
باید با خطرناک ترین دشمن خودمون مبارزه کنیم
دشمنی از بین خودمان
چرا باید به اون یاقوت های ارغوانی نیاز داشته باشیم ؟
اونها قدرت گنبد رو تهیه میکنن
اگر اون یاقوت ها رو بیاریم روی زمین
امیدوارم که بتونیم دوباره قدرت شون رو برگردونیم
کریستین توی دفترش یه جور
نمودار داره
نمیدونم برای چه کاریه ولی به اون
یاقوت ها مربوط میشه
فکر میکنی میتونی انفجار رو ترتیب بدی
و اونها رو به موقع خارج کنی ؟
اره مشکلی نیست
برید بچه ها
مادر من خودشو فدا کرد
تا بچه اش بتونه زنده بمونه
تو اون بمب ها رو گذاشتی نه ؟
... اعمال این مقاومت
بقای ما رو تهدید کرده
باید همه شون رو بکشیم
اینجا نظر دادن ازاده
این هفت تا شی با اشکال ... هندسی میتونه
همون یاقوت های داخل تونل ها باشه
وخیم ــه
ما ضربه سختی به اجتماع وارد کردیم
اونا با تمام قدرت جواب مون رو میدن
... کارولین گفت که یاقوت ها برای بقای
اجتماع خیلی مهمن
واسه همین کریستین میخواست که اون پایین بمونن
من خیلی راحت نیستم اشکال نداره برم ؟
البته ما هستیم
اون با مرگ کارولین خیلی سخت داره کنار میاد
همه مون همینطوری هستیم
خیلی خب یک ... دو
سه
خیلی سلاح هاتون رو غلاف کنید- همه جا امنه-
امنه
طبقه بالا ؟- طبقه بالا هم امنه-
پس کدوم گورین ؟
نوری تنها کسی نیست که وحشت کرده
ما توی یه مرده شور خونه ایم
این هر منظوری میتونه داشته باشه
تنها کسی که میتونه بگه که این ... طرح یعنی چی
خود کریستین ــه
اتیشش بزنید
هانتر
روی رمزگشایی دستگاه ضبط کریستین تمرکز کن
شاید اونجا یه جوابی پیدا کنیم
از جان به یوکو
جروج و رینگو همین الان ساختمان اکتیون رو اتش زدن
به نظر میاد کریستین داره خون خواهی میکنه
وقتی برگردی قدم بعدی مون رو مشخص میکنیم
باشه در یافت شد
منظورت چیه اونجا نبودن ؟
خب ، میدونستن که داریم میایم
به نظر من که دیگه توی اون جزیره نیستن
ممکنه هر جایی باشن- پیداشون میکنیم-
جولیا و جیم بهای کاری که کردن رو میپردازن
به ایوا بگو به زودی میام خونه
نه نه ، من هنوز آماده نیستم
کریستین؟
کریستین ؟ چی شده ؟ مشکل چیه ؟
هیچی نیست
بیا اینجا بذار کمکت کنم
بشین ، بشین-
بذار ببینم بذار ببینم
کریستین این چیه ؟- ایوا-
عالیه
داره اتفاق میافته
چی کار میکنی ؟
تو حامله ای
تیم ترجمه شوتایم با افتخار تقدیم میکند ::::... Forums.Show-Time.us ...:::: بهزاد | محمد
بابت اینجا متاسفم
جیم فکر میکرد هیچ کسی اینجا نمیاد دنبال مون
فهمیدم
فقط خیلی سنگینه برام
نوری ، اگر میدونستم که تو ... و جو یا کارولین
.. توی اون تونل ها بودید هیچ وقت
تقصیر تو نیست
تقصیر کریستین ــه
و اونه که باید برای همه این مشکلات سرزنش بشه
قول میدم
که مرگ مادرت بیهوده نبوده
نمیخواستم ازش پیشش برم
خیلی درد داشت
ولی حداقل بخاطر یکی از اون چیزا نمرد
چونکه اگر برای چند دقیقه هم که میشد
مادرم رو پیشم داشتم
اگر هر چیزی لازم داشتی
من اینجام باشه ؟
خیلی خب
جولیا ؟
اگر شانسی برای برگردوندن
باربی داشتی ، باربی واقعی
باید این کارو بکنی
چطور ممکنه ؟
ما همین دیشب با هم خوابیدیم
تو ملکه جدید رو با خودت داری
این مثه هر حامله گی معمولی نیست
نگهبان ها چشون بود ؟ همه چیز مرتبه ؟
شما دو تا رو تنها میذارم
چی شده ؟
اون روزی که بعد از پیله در اومدیم رو یادته ؟
اره- توی بیمارستان بودیم-
اره
تو حامله ای ؟
دختره
... منظورم اینه که
خیلی خب خیلی خب
کریستین مطمئنه ولی من
خیلی خب بشین
نگهبان ها چی ؟
برای احتیاط ــه
بیگ جیم و جولیا ممکنه هر جایی باشن
و اون ممکنه- گوش کن-
هیچ بلایی سر این بچه قرار نیست بیاد
فهمیدی ؟
جولیا رو بذار بر عهده من
هنوزم نمیتونم سر ازش در بیارم
خوشحالم که اعلام کنم تمام زنبور های کریستین برگشتن پیش خودش
ولی زیاد راحت نبودن
مجبوریم به زودی دوباره جابجا بشیم
ما در حال جنگیم
گفته بودی که اینجا جامون امنه- اره گفته بودم-
من اهل تحقیق توی تاریخ هم هستم
و توی جنگ همیشه یه حیله برای شکستن حیله حریف وجود داره
بچه ها
باید اینو بشنوید
رمز رو شکستی ؟
من از اول شروع کردم
این اولین اطلاعات وارد شده توسط کریستین ــه
باعث شرمساری که هیچ وقت همدیگر رو نخواهیم دید
ولی این اطلاعات قراره تو رو راهنمایی کنه
به خودت و خانواده ات کمک کنه
باربی و ایوا راهنمای یه نسل جدید هستند
راهنمای نسلی که در اون تو ملکه اجتماع شون هستی
باربی و ایوا ... باید
بچه ای چیزی داشته باشن ؟
این همون نقشه اولیه کریستین ــه ؟
ایده من بود
که یاقوت ها رو بیاریم اینجا
اینطوری تمام مدت ازش نگهبانی میشه
کارت خوب بود جیمز
نمیتونیم اجازه بدیم که اتفاقی براش بیافته
ای کاش میتونستم جلوی بیگ جیم رو بگیرم
به جستجو ادامه میدم مقاومت رو پیدا میکنم و میکشم شون
اروم باش
ولی اونم به اندازه بقیه گناه کاره
با فقط یدونه یاقوتی که مونده
سازگاری باید سر لوحه کار قرار بگیره
و من هم به کمک جو نیاز دارم
سم چی ؟
رفتم توی پناهگاه بمباران اونجا نبود
به سم یه انتخاب دادم
این که میتونه بین ما باشه
یا با مقاومت بمیره
کریستین
فکر میکردم پیله خوبت کرده
کرده بود
کجا میری ؟
دیوار گنبدی باید ببینمش
اگر تو نمیخوای میتونم اینجا نباشم
نه ، مشغول کردن ذهنم کمکم میکنه
این اصلا قراره چه معنی ای بده؟
فکر میکنم این خط های تاب دار
یه جور امواج صوتی ان
توی دنیای پیله ها یاد گرفتم چطوری صوت به عنوان انرژی استفاده میشه
فقط یادم نمیاد چطوری
تا حالا اسم کتابخانه به گوشت رسیده ؟
اونجا پر از چیزایی که بهش میگن کتاب
یه وقتایی بخون
و اونها هم به سوالاتت جواب میدن
میخوای به عنوان ماموریت بریم کتابخانه ؟
خب این کار یه قدم مارو از کریستین جلو بندازه
درست میگید
اون گفته بود که یه راهی بلده که میتونه گنبد رو از بین ببره
... من من باور نکردم
... دیدن اون چیز
فکر کنم داشت حقیقت رو میگفت
خب بریم وسایل مون رو جمع کنیم و بریم- ... گوش کنید بچه ها-
هیچ کدوم از اون حرومزاده ها نباید بفهمن که ما اینجاییم ، فهمیدید ؟
اره
چیزی پیدا کردی؟
نوشتن هر چیزی که میشنوم نصب راه ــه
زیاد دوست نداره ها
دل به دل راه داره دیگه
چی ؟
من ... روی یه ویلچر نشستم و دارم خاطره گوش میدم
اونم در حالی که بقیه سعی دارن بکشن مون
زیاد مسئولیت روی دوشم نیست
ببین
No comments yet. Be the first to leave one.