De første 200 linjer.
.'زاوش'
.'پوسايدن'
.سالهاي سال گذشته
چي ميبيني؟
.ابرهاي رعد آسا
.اما بدون آزرخش
.دزديده شدن
چي؟ فکر ميکني من برش داشتم؟
.قدرت مطلق کورت کرده، برادر
.دزديدن قدرت هاي همديگه ممنوعه
.اما بچه هامون اينطوري نيستن - تو داري به بچه ام تهمت ميزني؟ -
.من اونو از وقتي بچه بود نديدم .اون منو نميشناسه
.اون بخاطر تو حتي نميدونه کيه - ،اگه پسرت دزد باشه -
.'من اونو ميفرستم به اعماق 'تارتوروس
،اگه بهش دست بزني .با جونت بازي کردي
،اون بايد آزرخش رو تا 14 ديگه روز بهم بده
،نزديکه نيمه شب تحويل تابستان
.يا اينکه جنگ شروع ميشه
بهـــروز و ســـارا تقديــم مــي دارند
..:: پرسـي جکسـون و خدايـان ::.. ::.. :دزد آزرخــــش: ..::
:زیرنویس تنظیم و هماهنگ شده با نسخه های بلوری ...:::hamid5251:::...
!و اون زنده ست
.پرسي جکسون" يه جونوره" .تو يه جونوري، رفيق! بزن قدش
چقدر طول کشيد؟ - .هفت دقيقه -
هفت دقيقه؟
هفت دقيقه؟
.اين ديوونگيه، رفيق. خنده داره چطوري اينکارو ميکني؟
.دلم ميخواد توي آب باشم
.تنها جاييه که من ميتونم توش فکر کنم
آرزو ميکنم اي کاش تمام روز زير آب سر ميکردم .ولي اينجا نباشم
درسته. مثل اينکه اينجا دبيرستان .که موزيکالي توش نيست
.همه روز هاش مثل همِ. نيگاه کن
،صبح بخير. من خانم "دادس" هستم .دبير زبان انگليسي جانشين تون هستم
ممکنه لطفاً يکي از شما ها توضيح بده
شکسپير" سعي داره چه مفهومي از" اين سطر از کتاب 'اُتلو' بروسونه؟
پرسي جکسون"؟"
خب؟
.معذرت ميخوام، نميدونم
کس ديگه اي هست؟
.سلام، مامان، من رسيدم - !من اين بالا هستم، عزيزم -
.سلام - .سلام، مامان -
امروز مدرسه چطور بود؟ - .مثل هميشه -
.فکر کنم اين قضيه روانپريشي داره بدتر ميشه
چرا همچين فکري ميکني؟
.نميدونم. شايد اختلالات روانيه
ميدوني، فکر ميکنم اين مدرسه .باعث شد خيلي چيزا بهتر بشه
.پرسي"، ميدونم چقدر اين برات سخته"
.اما يه روزي به همه چي پي ميبري - واقعاً؟ -
کِي؟
امشب؟ فردا؟ کِي؟
!زن
."سلام، "گِيب
آبجو من کجاست؟
.توي يخچاله - ،خب ، چي -
اين يعني اينکه يه شيرجه جادويي به طرف يخجال بردارم و دستم رو دراز کنم و برش دارم؟
.زود
.بيخيال، رفيق تو حتماً بايد اين کارو اينجا انجام بدي؟
.خيلي انزجار برانگيزه. ما الان توي آشپزخونه ايم
.آره، واقعاً توي اون صحنه بامزه بودي. واقعاً
يه خورده احترام بذار، باشه؟ .اين مامانمه که اونجاست
.اينجا خونه منه
.بايد احترام بذاري
.زود باش
چرا با اون خوک ميموني؟ .اون بوي مجراي فاضلاب ميده
اون هر روز تا ظهر ميخوابه و .حتي نموتونه يه شغل رو هم نگه داره
چرا باهاش ميموني؟
،"اون خيلي با ما خوب بوده، "پرسي .به هر حال تو درک نميکني
.حق باتوئه. من درک نميکنم .من نميفهمم
.آماده باش ."همه چي بزودي تغيير ميکنه، "پرسي
.همه چي بزودي تغيير ميکنه
.دوازده خدا وجود داره
سه تا از بزرگانشون سه برادر به نام هاي .زاوش'، 'پوسايدن' و 'هيدز' هستن'
،اونا قدرتشون توسط سرنگوني پدرشون ،کرونوز"، بدست اوردن"
.اونو تيکه تيکه کردن
،اون سه خدا از اون زمان به بعد رقيب بودن
.هميشه درحال مشاجره و تهديد به جنگ
،در مواقعي هم ...اونا به زمين ميان و
چطوري توضيح بدم؟ - حال و حول کنن؟ -
.اونا با انسان ها حال و حول ميکنن
.درنتيجه فرزندانشون نيمه خدا و نيمه ديگه انسان بود
کسي ميتونه بهم بگه بهشون چي ميگفتن؟
."پرسي"
."پرسي"
متاسفم. چي؟ چيه، آقاي "برونر"؟
نام مناسب فرزند يک خدا و يک انسان چيه؟
.نيمه خدا - .دقيقاً -
،و خيلي هاشون قهرمانان بزرگي شدن
'مثل 'هرکول' و'آخيلوس
ميتوني اسم يکي ديگه شون رو هم بگي؟
.بذار يه اشاره بکنم
.تو يه چيز مشترکي باهاش داري
..."پرسي"
پرساوش'؟'
.درسته
حالا، اينطرف، ما يه مجسمه از 'هرکول'ـه که .داره 'شير نيمين' رو شکست ميده
هرکول' حيوون رو با دست خالي کشت'
.و پوسشون رو به نشانه پيروزي کند و برداشت
پرسي"؟"
بله، خانم، "دادس"؟
.بايد صحبت کنيم
.باشه
.يازده تلاش بعد داره به طور فزاينده سخت ميشه
...هرکول' رو به مدت سه ماه ميگيره'
خب، اشتباهي مرتکب شدم؟
خانم "دادس"؟
سلام؟
کجاست؟
هي! هي. چطور رفتي اون بالا؟
!تو آزرخش رو دزديدي - !نميدونم درباره چي صحبت ميکني -
!بدش به من
!بدش به من! حالا
!يا اينکه قلبت رو از جا ميکنم
!"پرسي"
!ولش کن - !تو -
!ولش کن يا اينکه قسم ميخورم تيکه تيکه ات کنم
.دارم ديوونه ميشم! بايد برم بيمارستان
پرسي"، آروم باش، باشه؟" !همه چيز درست ميشه
اوه، خدايا، صبرکن! واقعاً اتفاق افتاده؟
اون به چيزه تبديل شد؟
.يه 'فيوري' توي مدسه مون پنهان شده بود .بايد ميدونستم
صبرکن، 'فيوري'؟ 'فيوري' ديگه چيه؟
و چرا گفتي ميتونستي تيکه تيکه اش کني؟
اون ازت چي ميخواست؟ - اون يه چيزي -
.درباره من و...دزديدن آزرخش گفت
.اونا پيداش کردن
.اون در خطره - کي منو پيدا کرده؟ -
.بيشتر از اينا اينجا براش امن نيست - بايد بريم کجا؟ -
.ما چاره ديگه اي نداريم. اردوگاه
.چه اردوگاهي؟ ببين، من همين جا ميمونم
،اگه اونا فکر ميکنن اون دزده
در حال حاظر هيچ جاي امني .توي زمين و آسمون براش نيست
.پرسي"، اينو بگير از خودت دفاع کن"
.اين يه اسلحه خيلي قدرتمنده. خوب از محافظت کن
.فقط در مواقع خيلي حساس ازش استفاده کن
!اين يه خودکاره. اين يه خودکاره
.ببرش پيش مادرش، نذار از جلوي چشمت دور بشه
.باشه، "پرسي"، زودباش. زود باش، مرد !زود باش
شماها ديوونه شدين؟ - !بيا بريم -
.اين يه خودکاره، مرد
ميخواي باهاش چيکار کنم؟ - !زودباش -
ببين، مرد، داره چي ميشه؟ - ،ببين -
به هيچکس اعتماد نکن، باشه؟ !به هيچکس نگاه نکن، به راهت ادامه بده
چرا آقاي" برونر" ازت خواست که مواظبم باشي؟
.چون من محافظتم - .صبر کن، صبر کن، صبرکن، وايسا -
محافظم؟ داري شوخي ميکني؟
،چيه، فکر ميکني چون من اينطوري ام نميتونم سالم نگهت دارم؟
.شايد چيزي رو که من ميبينم تو نميبيني !تو اعصا زير بغل داري
.ببين، من زندگي ام رو ميدم تا تو در امنيت باشي
داري چي ميگي؟ داره چي ميشه؟
.بايد به مادرت هشدار بديم ."زودباش، "پرسي
!زودباش
!سالي"! بازم آبجو بيار" - !مامان -
!هي، مامان، مامان! مامان ببين، بايد حرف بزنيم، باشه؟
!هي
نميتوني ببيني اون داره به من و دوستام خدمت ميکنه؟
.هي. هي! درباره مامانم اينطوري صحبت نکن .مرتيکه کچل غربتي
!"نه، "گيب"! "گيب
!آروم باش
.هي، چه خوب - .همون طور که گفتم، من محافظتم -
.آره
.سالي"، "پرسي" مجبورِ حالا بره" .منظورم همين الانه
.باشه
ببين، داره چي ميشه؟ !باشه، قسم ميخورم، من چيزي رو ندزديدم
.عزيزم، من بهت ايمان دارم. من بهت ايمان دارم
داري منو کجا ميبري؟ اين اردوگاه چيه؟
،يه اردوگاه براي افراد هاي واقعاً خاص
.مثل تو - افراد خاص"؟" -
چي، من ديوونه شدم يا يه همچين چيزي؟ - .نه، عزيزم، نه -
.پرسي"، اين درباره پدرته"
من از مدرسه اومده بودم بيرون و توي فروشگاه جرسي کار ميکردم
.اولين باري بود که همديگه رو ديديم
پدرت بيشباهت به تمام افرادي بود که .تا اون وقت ديده بودم. اون شگفت انگيز بود
.اونا هميشه شگفت انگيزن
."ما واقعاً عاشق همديگه بوديم، "پرسي
.و بعد تو اومدي، بعدشم اوضاع عالي بود
.اما اون مجبور بود بره
.بعدش ما رو بيخيال شد
.نه، عزيزم، اون مجبور بود. اون دوستت داره
ترک کردن تو، شايد سختترين کاري بود .که تا اون وقت انجام داده بود
چرا اون مجبور بود بره؟
...چون اون - !سالي"، مواظب باش" -
!مامان! مستقيم برو
پرسي"؟" - مامان، خوبي؟ -
.آره، آره - گروور"، خوبي؟" -
اين منم که فقط توهّم ميزنم يا اينکه واقعاً داره از آسمون گاو مياد؟
اون چيه؟
!بيا بيرون! زودباش! زودباش
چرا داري شلوارت رو در مياري؟ داري چيکار ميکني؟
!کارم رو
تو يه نيمه خري؟ - .من يه نيمه بز هستم -
!"برو، "گروور
!بچه ها، مواظب باشين، اينجا شيشه ست
!زود باشين، از ماشين بياين بيرون !اون چيزه داره نزديکتر ميشه
!تو ديگه به اينا احتياجي نداري - .ببين، مرد، اينا نمايشيه -
!دنبالم بياين
!از اين طرف، بچه ها! از اين طرف !زودباشين! زود باشين!زودباشين! بدوين
!زودباشين! زود باشين
!رسيديم
مامان! داري چيکار ميکني؟ - .طولانيتر اين هاست که بتونم بيام -
!زود باش - !من نميتونم بيام اونجا! من مثل تو نيستم -
No comments yet. Be the first to leave one.