De første 200 linjer.
اين يک داستانِ واقعيست
وقايع نمايش داده شده، در سال2006 در مينهسوتا" رخ داده است"
به درخواست بازماندگان، نامها تغيير پيدا کرده است
مابقي اتفاقات، به احترام درگذشتگان دقيقاً به همان صورتي که رخ داده است، نقل شده
« فـارگو »
زيرنويس از سعيـد و ميـنا 3OLiCON & GodeatGod
به خاطر "هس" اومديم
" درسته، با آقاي " گولد مکس گولد " کار دارين "
ايشون تو راهن
تو گولدي؟
...درسته، و شما بايد
ازطرف فارگو اومديم
خوبه، گفتن يه نفرو ميفرستن
راست ميگفتن
تو اين شهر کتابخونه نيست
چرا اينجا کتابخونه نيست؟
کاهش بودجه؟
ميگه هر شهري بايد کتابخونه داشته باشه
قبول دارم، بهش بگو قبول دارم
فارگو مارو فرستاده تا بفهميم چه بلايي سر هس اومده
توي کلوپ رقص به پشت سرش
چاقو زدن اين بلا سرش اومده
خيليخب
خيليخب، باشه، باشه
مطمئني اين قضيه به کارش مربوطه؟
اوضاع آروم بود
،نه اخطاريهاي از اتحاديه
نه درگيري با شرکتهاي ديگه ترابري
پس چي؟
يه يارويي بود، به فارگو هم گفتم
روزي که اين اتفاق افتاد اومد تو گاراژ
موهاي قهوهاي، قد کمتر از 180، ميانسال
يه زخم رو پيشونيش داشت، اينجا
،ميگفت فقط ميخواد يه نگاهي به سم بندازه
ديدش و رفت
ببين
يه لحظه صبر کن
اون دوستم بود، ميفهمين؟
سَم
،ميدونم آدم آشغالي بود ...ولي از ته دلش
،حرفم اينه اونو پيداش ميکنين، نه؟
همون يارو که اين کارو کرده
پيداش ميکنيم
سرت چطوره؟
...آهان، خوبه، هنوز درد داره، اما
غذا خوردي؟
آره، خيلي خوب بود
آره
،ميدوني، من و کيتي باهم صحبت ميکرديم
و فکر کرديم بهتره يه مدت بياي اينجا
پيشمون بموني، متوجهي
تا خونهت رو تميز کني يا بفروشي
واسه چي بايد خونه رو بفروشم؟
منظورم اين نيست که مجبوري اينکارو بکني
فقط چند روزي بمون تا بتونيم اونجا رو مرتب کنيم
پليسا بدجوري خونه رو به گند کشيدن
واقعاً؟
آره، صحنهي جرم و اين حرفا
حسابي خونه رو زير و رو کردن
گمونم دنبال مدرک بودن
حالتون چطوره، خوبين؟
ممنونم - خواهش ميکنم -
لازم نيست ظرفا رو بشوري
دارن از ظرفشويي سرريز ميشن
يه بار وِرن يه جرياني برام تعريف کرد
اونموقع که تازه پليس شده بوده يه رئيسي داشته که
دست چپ و راستش رو هم از هم تشخيص نميداده
با يه تگرگ گنده کشته شد بود
تو پارکينگ رستوران "ديري کوئين" وايساده بوده و
داشته ميلکشيک ميخورده که
يه تگرگ اندازه توپ بيسبال مياد و
جمجمهش رو خورد ميکنه
ميلک شيک با چه طعمي؟
گمونم توتفرنگي
داشتم به اونموقع که پدرم تير خورد فکر ميکردم
حين گشت زني، درسته؟
آره
جلوي ماشين همون دزداي رستوران "کاليهانز" که
برفروب رو هم دزديده بودن گرفت
اومدن تو مدرسه بهم خبر دادن منم سر کلاس جبر بودم
حالش الان خوبه، ميدوني؟
،البته پاش ميلنگه اما اونا رو گير انداختن
اون کوچيکه حتي آزادي مشروط گرفت
هيئت منصفه رو قانع کرد که قضيهي سندروم استکهلم و اين حرفا بوده
خيليخب، يه ليست از بچه ها تهيه کرديم که کِي بيان و چه کاري برات انجام بدن
زمان وضع حملته ديگه
ببرنت بيمارستان، بيارنت خونه
پس همه جوره هواتو داريم
بيل من ميگم به نظرم
اول بايد بريم با لستر نيگارد حرف بزنيم
لستر؟ قبلا تو بيمارستان
اظهاراتش ثبت شده
آره ميدونم، خوندمش ولي موضوع اينه که
ورن تو راه خونهي لستر بوده تا باهاش
راجع به پرونده قتل هس صحبت کنه
درباره اينکه احتمال داره لستر هم تو قضيه دخيل بوده باشه يا نه
لستر؟
دبيرستان با لستر بودم
با خانوم "نوتسون" کلاس کالبدشکافي موش داشتيم
لستر بيچاره اون وسط غش کرد
...درست، باشه، اما
يه دختره يه بار سر کلاس ورزش پريود شد
!لستر هم اونجا بود دوباره غش کرد
...درسته پس از خون بدش مياد، ولي هنوزم
به علاوه مطمئن باش پروندهي قتل هس
مربوط به دنياي بيرحم حمل و نقل ايالتيه
درسته
پس ميگي اين اتفاقا تصادفي بهم ربط پيدا کردن؟
هس کشته ميشه و روز بعدش اون قتلعام تو خونهي لستر
اتفاق ميوفته؟ - دقيقاً -
ببين، به نظرم اين ورود غير قانونيه
ميدوني کار يه سارق بدون برنامه قبلي يا همچين چيزيه
شايدم مسئله مواد بوده، اما کار لستر نيگارد نيست
درست نميگم، آيدا؟
نه درست نميگي
ولي تو اين پرونده هاي قتل درجه اول، بيل
بد نيست خودت بري و با شاهدان عيني صحبت کني
"اطلاعات پرونده رو توي مشتت بگير"
جملهاي که ورن همش ميگفت
خيليخب، باشه، باشه
ميريم ديدن لستر ولي من باهاش حرف ميزنم
سلام، لستر
بيل
...آقاي نيگارد چندتا سوال ازتون داشتيم
ايشون مالي هستن - "معاون کلانتر "سالورسن -
حتماً، از ملاقتتون خوشبختم
همونطور که گفتم، چندتا سوال داريم
اوضاعت چطوره لستر؟ سرت در چه حاله؟
بله، بله درد داره
يکم.. هنوز دو بيني دارم
...خدايا، ميدوني، اگه الان زمان مناسبي نيست
...نه نه، الان ميخواستم دلم ميخواد کمک کنم
فقط کلي کار دارم
بله درسته، فقط يه لحظه طول ميکشه
فقط آب انگور داشتم اميدوارم اشکالي نداشته باشه
پِرل ميگه اين اونو ياد
بچگيش ميندازه
ميگفت
اون آدامسا رو يادته؟
همونا که مزه انگور ميداد
همونا که وقتي بچه بوديم بهمون ميدادن؟
...لعنتي
اسمش چي بود؟
اظهارنامهت توي بيمارستان رو خونديم
درسته
بله، کامل بهشون توضيح دادم
يعني تا جايي که يادم مياد دکتر گفت ضربه مغزي شدم
گفت اگه يکم محکمتر سرم ضربه ميخورد مغزم باد ميکرد و
!از گوشهام ميريخت بيرون
!شکرخدا که اين اتفاق نيوفتاد
تو اظهاراتتون نوشتين اومدين خونه و
همسرتون که مُرده بود رو پيدا کردين
طبقه پايين، بله صداي ماشين لباسشويي رو شنيدم
...روي خشک کُن بود و
ميدونيد، افتاده بود رو زمين
...و يه عالم
اصلا صداي اون آدم رو نشنيدم ...تو يه لحظه من
داشتم به زنم نگاه ميکردم که بعدش
پس يادتون نمياد که
رئيس تورمن اومد توي خونه؟
نه نه، واقعا راجع به اون قضيه ناراحتم
گمونم اون ديده که طرف وارد خونه شده
نه، آقاي نيگارد
رئيس تورمن اومده بود با شما
راجع به مردي که احتمالا روز قبلش توي اورژانس ديده بودين
صحبت کنه
نگفته بودين
ببين، لستر
اگه خيلي برات سخته
...ميتوني لُپ کلام رو بگي و زياد توضيح ندي
شاهدي داريم که شما و
اون مرد رو درحال صحبت کردن راجع به سم هس ديده
کي؟
سم هس
سم رو يادته، همون که تو دبيرستان دائم تورو ميزد
چي؟
آره، سم با اين لستر پدرکشتگي داشت
دائم دور حياط دنبالش ميذاشت
تا وقتي که يا خودش از نفس ميفتاد يا لستر
...يادته
همون گندهه
چه اسمي روت گذاشته بود؟
...لستر نيگ
بله، درسته، سم
آره
ماله خيلي وقت پيشه
ولي شما داشتي توي اورژانس راجع به اون حرف ميزدي
داستان چي بود؟
...خب من
درست يادم نيست، ولي ممکنه گفته باشم
" صورتم داغونه"
و شبيه هس به گوش اومده باشه ((جناس با واژه مِس به معناي داغون و هِس
احتمالا شاهدتون اشتباه شنيده
بله، امکانش هست
ميشه مشخصات اون مرد رو بگي؟
قد، رنگ چشم، از اينجور چيزا
ميدونين چندروز گذشته تو ذهنم تيره و تاره
دليل اينکه سوال کرديم
ما يه فرضيهاي براي پرونده داريم، خب؟
بايد کار يک يا چند تا سارق بدون برنامه قبلي باشه
No comments yet. Be the first to leave one.