FUBAR

FUBAR

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

FUBAR S01E05 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
FUBAR S01E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-WDYM
FUBAR S01E05 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-WDYM
FUBAR S01E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-CAKES
FUBAR S01E05 WEBRip x264-ION10
FUBAR S01E05 WEBRip x265-ION265
FUBAR S01E05 1080p WEBRip x265-RARBG
FUBAR S01E05 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
FUBAR S01E05 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
FUBAR S01E05 WEB XviD-RMX
En kommentar af Night_walker77
█⫸ وحید فرحناکی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
HEVC
2CH
XviD
Udgivet den: 2023-05-25
Downloads: 62
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫ دیجی موویز در شبکه های اجتماعی: ‫ DigiMoviez@

‫تام ولینگ، برندن روث ‫هنری کویل، تایلر هوکلین.

‫خیلی‌خب، حالا از بهترین به بدترین.

‫کریستوفر ریو، تام ویلینگ

‫برگشتم، ببخشید که دیر کردم.

‫کجای کار بودیم؟

‫دیگه نمی‌خوام سؤال و جواب مجله‌ای داشته باشیم.

‫بی‌خیال، فقط چندتا سؤال دیگه.

‫چرا کمر همت بستی که حواسم رو پرت کنی؟

‫خب، یه مشکل کوچیک در مورد دین بزرگ داریم.

‫دقیقاً مشکل قلبی‌ات چقدر بده؟

‫اِما و من باید رآکتور هسته‌ای مینیاتوری رو پیدا کنیم.

‫آلدن، رو، شما دین رو پیدا کنید

‫برگردین زندان و جاش رو با بری عوض کنید.

‫فقط ۴۵ دقیقه تا سر شماری وقت مونده. ‫باید یه ماشین بدزدیم و گازش رو بگیریم.

‫مــترجم: وحــید فرحناکی ‫≡ @Night_Walker77 ≡

‫سروان برنر؟

‫- بله. ‫- آره

‫وزارت دفاع خیلی سریع ‫رد نشان هسته‌ای رآکتور رو پیدا کرده

‫۲۰ کیلومتری شرق محل شما رو نشون داده.

‫- الان مختصات رو می‌فرستم. ‫- دریافت شد

‫محوطهٔ جستوجو اینجاست.

‫کارت شناسایی نداره، ‫پس سمت فرودگاه نمیره.

‫بندر هم نمیره، واسه این‌که قاچاقی ‫سوار کشتی بشه هم پول لازم داره.

‫محاله اون حرومی که انگشتم داغون کرد رو تا طلوع آفتاب پیدا کنیم.

‫زنگ بزن سرویس امنیت ملی بیاد دیگه.

‫واقعاً می‌خوای به دولت یونان اطلاع بدیم

‫که یه رآکتور هسته‌ای به کشورشون قاچاق کردیم؟

‫فقط از اِکس‌ات می‌ترسی.

‫از اول تا آخر آهنگ فیلم «ماما میا» رو ‫توی پیغام صوتی برام خونده بود.

‫پخشش می‌کنم برات. ۵۷ دقیقه‌ست.

‫عاشق زن‌های دیوونه‌ام. ‫میشه شماره‌ام رو بهش بدی؟

‫بندر رو خوب گفتی. ‫من دریا زده میشم.

‫هی!

‫عروسکه بابا!

‫فکر کردیم خرده شیشه نداری، دین

‫ندارم خب. فقط می‌دونستم که ‫قراره دوباره برگردم زندان.

‫محاله که بری رو تو خطر بندازین

‫منم جلسه رو ترتیب دادم از قبل، ‫پس خودتون دیگه از پسش بر میومدین، واسه همین رفتم.

‫بعد به ذهنم اومد که... ‫این چه‌جور زندگی‌ای واسه خونواده‌ام میشه؟

‫که از دست سرویس امنیت ملی، و اینترپل و سی‌آی‌ای فرار کنم؟

‫بهتره که برگردم و حبسم رو بگذرونم ‫تا پسرم تا آخر عمرش مجبور باشه فرار کنه.

‫هر چیزی که بخوام تو زندان گیرم میاد.

‫ولی عجیبه تنها چیزی که نمی‌تونم گیر بیارم

‫یه عروسک خرسیه که زیرش سوراخ نیست.

‫اگه تونستید اینو بدین به پسرم.

‫با کمال میل.

‫حس دل‌سوزی‌ام واسه تو با انگشتم از دست رفت.

‫حالا یالا، باید برگردی ترکیه، احمق خان.

‫یه مقاله‌ای خوندم که یه دکتره

‫کیر یکی رو روی دستش مجدد رشد داده بود.

‫- شاید بتونه انگشتت رو... ‫- می‌کشمش

‫خبر خوب، دین رو پیدا کردن.

‫تو راهن.

‫بهتره عجله کنن، چون سرشماری شروع شده.

‫اونجاست، آخر خیابون.

‫تینا، اطلاعات چی گفته؟

‫آدرسش و همه موارد مشکوک رو داره

‫از ماشین‌های دزدی گرفته تا سلاح و آدمای دزدی.

‫خلاصه که اوضاع قاراش میش میشه.

‫- مراقب باشید. ‫- پشتیبانی تو راهه.

‫فقط اول باید ماشین رو بدزدیدم.

‫جلسهٔ بورو نیم ساعت دیگه‌ست.

‫- باید همین الان بریم داخل. ‫- دریافت شد.

‫اِما، مراقب باش.

‫ردیفم.

‫انگاری حسابی نگران امنیت دخترمی.

‫چی؟

‫صدا میاد؟‌ قطع و وصل میشه.

‫همه اونجا مسلح هستن. ‫اول میرم.

‫تو حواست به پشت و راست باشه

‫و من به جلو و چپ.

‫ولی مراقب باش.

‫اونموقع که توی برنامه استعداد یابی پدر و دختری

‫ «پیک‌نیک تدی خرسه» رو خوندیم یادته؟

‫- آره. ‫- اون از این سخت‌تر بود.

‫بریم پاره‌شون کنیم، بابا.

‫شاید کامپیوتره.

‫یا یه تیکه از موشکی چیزی.

‫وای لعنتی!

‫دانلود آهنگ‌های پخش شده ‫ 💢 @Night_sub 💢

‫- خوبی؟ ‫- صحیح و سلامتم

‫مثل این.

‫آلدن، محموله تو دستمونه. ‫میایم دنبالت واسه جلسه.

‫فکر نکنم این نقشه که آلدن خودش رو ‫جای راننده شخصی دین جا بزنه جواب بده.

‫یعنی خب، بورو رو اون‌قدری می‌شناسم

‫که می‌دونم اگه یکی مثل زک گالیفیناکیس نیاد اونجا

‫گازش رو می‌گیره میره.

‫باید بهش ثابت کنیم

‫که دین بزرگ اونجاست.

‫آهای

‫شبیه یکی هستی که می‌شناسمت.

‫خیلی‌خب.

‫دست بجنبون، چون اگه یه مو از سر بری کم بشه

‫تو رو به یه زندان ترکی بدتر منتقل می‌کنم.

‫زندانی که پنجره نداره و فقط ‫شبکهٔ شوتایم رو نشون میدن.

‫مفهومه.

‫ولی اولش... می‌خوام اینو داشته باشی.

‫توی فروشگاهی که عروسکه رو پیدا کردم خریدم.

‫روی پات می‌شینه و باقی انگشتات رو تقویت می‌کنه.

‫وای. اصلاً نمی‌دونم چی بگم.

‫نیازی نیست بابا.

‫مسخره‌ام کردی؟

‫فکر کردی با همچین آشغال پلاستیکی‌ای قراره ببخشمت؟

‫برو تو دریچه.

‫می‌دونی، سری بعد که بخوام برات ‫هدیه بخرم، قبلش حسابی شک می‌کنم.

‫تن لشت رو بنداز تو دریچه.

‫آروم باش.

‫آقای پولونیا.

‫- چه به موقع اومدی. ‫- تو دیگه کدوم خری هستی؟

‫جانشین رفیق‌مون، دین

‫مریض شده هنوز جواب آزمایشاش نیومده.

‫واسه سلامت خودش و خودتون فاصله گرفته.

‫اگه مهم‌ترین مشتری‌اش رو مریض کنه آبروش میره.

‫تا حالا ندیده بودم دین این‌قدر برنزه بشه

‫از دست سواحل یونان

‫دین بزرگ، دوست من.

‫وقتی حالت بهتر شد

‫چطوره که دوباره مثل قدیما مهمونی بگیریم؟

‫تظاهر کن که داری

‫با انگشت شلیک می‌کنی.

‫اونا علامت جاز هستن!

‫شلیک کن با انگشتات.

‫دین خودمی. دیوونه.

‫چشه؟

‫وکس مسخرهٔ پدرزنت جلوی زخمش رو نگرفته.

‫خونریزی داره.

‫جعبه رو باز نکن.

‫بابا

‫آلدن، تو راهیم.

‫خودم حلش می‌کنم، برید پیش بورو

‫لعنتی، نمیشه زدش.

‫بذار ببینم چی تو چنته داری، گنده بک.

‫تینا

‫می‌خوام بدونی..

‫- تو که دین بزرگ نیستی. ‫- همین دیگه

‫چرا نمیفتی تخم سگ؟

‫وای نه!

‫وای خدا. کیرش رو صورتمه.

‫چی؟

‫دایانا؟

‫می‌دونستم.

‫بزن تو ساقش. ‫باید بفهمیم خریدارها کی هستن.

‫دیدی؟

‫مثل همون دختره تو مراسم رقص.

‫بورو رو با بی‌حس کنندهٔ حیوانات زدیم

‫جنی پپرمن دو شات آبجوی ساده خورد ‫و با موتور رفت تو دریاچه ویلو.

‫دقیقاً

‫«نیلوفر سفید»

‫با مرده‌ها ور نرو، چندشه.

‫- قصد نداشتم. ‫- آروم باش

‫کسی که دلش واسه کنستانتین خانِ تفتیش‌گر تنگ نمیشه.

‫زود باش این جسد رو بده اینجا.

‫پشت دریچه نزدیک سایرس، آدمخوار زندان قایمش می‌کنم.

‫چند تیکه ازش می‌کنیم که بفروشیم.

‫شوخی می‌کنم.

‫ولی باید اون گنده‌بک رو توی این سوراخ کوچیک جا بدیم.

‫تینا...

‫کاملاً باهات رو راست نبودم.

‫وقتی گفتم که چون تازه‌واردی می‌خوام ‫تحت تأثیر قرارت بدم

‫دروغ بود.

‫می‌خواستم تحت تأثیر قرارت بدم چون..

‫ازت خوشم میاد.

‫و مشکل اینه که خیلی آدم تحسین برانگیزی نیستم.

‫من یه فلوت زن معمولی هستم

‫که چهار بار واسه «چرخ شانس» ‫تست دادم و هیچ‌وقت قبولم نکردن.

‫علی‌رغم اینا، تو این فکر بودم...

‫که اگه بخوای وقتی برگشتیم...

‫بخوای باهام بری سر قرار؟

‫فکر می‌کردم نپرسی اصلاً.

‫وقتی برگشتی می‌بینمت. ‫راستی بری، پت سیجک لاشیه.

‫می‌دونم امروز خیلی ترسیدی.

‫می‌خواستم شجاع باشم، ولی می‌دونی...

‫زندان ترکی‌ایه که دیگه.

‫نمی‌فهمی چی داری میگم. ‫و کی شجاع‌تره؟

‫کسی که کاری می‌کنه که ازش نمی‌ترسه

‫کسی که علی‌رغم ترسش کار رو انجام میده؟

‫امروز خیلی خفن بودی.

‫بهت افتخار می‌کنم.

‫ممنونم، لوک.

‫این بوی چیه؟

‫نیلوفر سفید اثر الیزابت دووری.

‫گند می‌زنه به حس و حالمون.

‫- زندانی در چه حاله؟ ‫- رو انگشتش رو بهش نشون داد

‫مطمئنم نقض پیمان ژنووه.

‫- یارو نره‌خر حسابی دهنت رو سرویس کرد. ‫- نه، نه، نه.

‫شونه‌ام در رفته فقط.

‫قبلاً همیشه وقتی فوتبال بازی می‌کردم این‌جوری میشد.

‫باید دندون رو جیگر بذارم.

‫بهتره روش یخ بذاری.

‫- همین الان. ‫- چشم قربان

‫خیلی‌خب.

‫عالی. فکر خوبیه.

‫باید اون مسابقهٔ استعداد یابی رو می‌بردیم.

‫آخه ریچل دانلوپ با پدر شعبده باز مسخره‌ش؟

‫- خیلی مسخره بود. ‫- مامانت خیلی عصبی بود.

‫وقتی جایزه گرفتن پا شد و هو می‌کرد.

‫قبلاً پرسیده بودی که حاضر بودم ‫یه کار اداری قبول کنم تا مادرت بمونه؟

‫باید کار اداری رو قبول می‌کردم.

‫باید دستشویی تمیز می‌کردم. ‫باید چال می‌کندم.

More Farsi Persian subtitles for FUBAR

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left