De første 200 linjer.
چند بار تا حالا آژانس حفاظت از محیط زیست به شما ضرر زده؟
جناب،تا دو روز دیگه آژانس رو تمیز میکنن
سه دفعه؟ رو دوریا دوست گرامی
.چهارتا ماشین، سه بار برای هر کدوم یه بارگی بگو 12 تا دیگه
شما مکانیک هستید یا مهندس ناسا
من به شما گفتم که تا حالا از این لامبورگینی ها نداشتم تو چنتم
ولی شما به من اطمینان دادید که می تونید طبق زمان بندی اونها رو تحویل بدید
نگو اصلاً اینارو، گوش نمیدم بهت
من شدیداً فکر میکنم که واجبه
اینو به وام دهندم توضیح میدم
.دویست هزارتا باید بدمش اونم هزارتاس...سه تا صفر داره
من برای سه تا ماشین پول دادم اگه نگیرمش،کنسلش می کنم
متوجهی؟ - شما باید موقعیت مارو درک کنید -
مشکلات شما برا من هیچ اهمیتی نداره اون یارو عین کوسه افتاده پشت سر من
اونا میتونستن 11 روز پیش ماشین ها و کار من رو بگیرن
همینجوری با وعده وعید دورشون میکنم
میفهمم میدونم زمان تحویلش سر اومده
!آژانس لعنتی کل دنیا داره تو دود خفه میشه
و اونا میخوان با اجازه حرکت ندادن به 4 تا ماشین من اوضاع رو درست کنن؟
نمایشگاه بابیت
رشوه رو امتحان کردی؟ - چقدر میگیرن این کارمنداش؟ -
چارلی، این آقای وایت ِ
وایت؟ - آره، همون وام دهنده -
اگر تا ساعت 5:30 پولش رو نگیره می خواد بیاد و تمام ماشین ها را مصادره کنه
باید دوباره باهات تماس بگیرم - باید با آقای بابیت صحبت کنید -
بهش بگو که تو سه شنبه دیدی من دارم چک رو امضا میکنم، بعد تو پستش کردی
لازمش دارم یالا
تا با آقای بابیت صحبت نکنی انجامش نمیدم
شمارش چنده؟ - الان تو راهه -
ازت میخواد فوراً باهاش تماس بگیری - ...چارلی -
،بهش بگو دارم میرم پیش باربادوس ساعت 1:30 میام
!چارلی - لنی، من درست وایسادم همینجا -
،آقای بیتمن میخواد با ماشینش برگرده میخواد آقای وب رو هم همراهش ببره
میخوان پیش قسط رو پس بگیرن دو تا ماشین تو شرکت "والی موتورز" گیر آوردن
،بهش بگو من بودم پشت خط تلفن حرف میزدیم ماشینا تازه مجوز براشون صادر شده
کاغذ بازی های آژانس هم که دم به دم قراره بیاد سر راهمون
هواست به من هست؟ - آره گوش میدم -
همچنین بهشون بگو از 5000 دلار تو اون 2 تا معامله گذشتم
میفهمی لنی؟ - گرفتم چی میگی -
آقای بیتمن،آقای بابیت اونور خط بودن
همین الان که اینجاییم ماشین ها دارن از مرحله مجوز میگذرن
مینظورم چیه؟ اینه که ماشین ها مجوز گرفتن تموم شده
منتظرم کاغذ بازی آژانس تموم شه،آنی تمومه
و به خاطر اینکه شما به طور شگفت انگیزی میتونید صبر کنید
پنج هزار تا رو هر ماشین ضرر میکنیم
اِهم آره ته صبر بودین شما
ما جداً قدردانی میکنیم بخاطر صبر شما ممنون
ممنون
حاضری بریم پالم اسپرینگ؟
با وجود این مشکلات هنوزم میخوای بری؟
فقط چند ثانیه مونده این معامله بسته شه و 75 تا بزنیم به جیب
واسه چند تا تماس تلفنی بد نبود - نه، در کل بد نبود -
میدونی کجا پیدامون کنی نه؟ - آره میدونم -
تحت کنترلمه
...نمیخوام درخواستی کنم
میشه احتمالاً چند کلمه حرف بزنی قبل اینکه برسیم هتل؟
فکر کن داری لب میدی
میتونی چیزایی که تو ذهنت هست رو به منم بگی؟
همینجوری دارم فکر میکنم چیز خاصی نیست
شاید چیزی باشه که داری بهش فکر میکنی و میشه دربارش صحبت کرد
اگه چیزی بود دربارش صحبت میکردیم
چه چیز خاصی درباره فکر کردن من هست؟
،این احساس و دارم چند روزی با یه نفر باشم فکر کن دیوونم
میخوای حرف بزنی؟ خیله خب روزت چطور بود؟
احساس میکنم داری چیزی رو ازم پنهون میکنی این چیزی نیست که میخوام دربارش بگم
....دوباره یکی دیگه چطور دوباره اینجور شد؟
نمیخوام..نمیدونم چرا باید این چیزا رو متحمل بشم
تو خواستی بریم پالم اسپررینگز،و داریم میریم
اما نمیخوام تنها برم من از وقتی تو ماشین نشستم
میخوای حرف بزنی؟ !حرف بزنیم
به این نمیگن حرف زدن
آره؟ - چارلی لنیم -
چند وقته دارم سعی میکنم باهات تماس بگیرم
،من به تماس راه دور از وکیل پدرت داشتم آقای مونی
داشته سعی میکرده باهات تماس بگیره
پدرت مرده چارلی
متاسفم،مراسم تشییع فرداست،توی سینسیناتی گفت میدونی کجاست
شمارشو دارم - لازم نیست -
چیز دیگه ای هست؟
..اگه کاری هست که میتونم انجام بدم - باشه -
بخاطر آخر هفته متاسفم عزیزم - چارلی، آخر هفته؟ -
قبلاً بهت گفتم، از خیلی وقت پیش ما با هم مشاجره داشتیم
.وقتی دو سالم بود مادرم مرد فقط من بودم و اون
اصلاً با هم کنار نمیومدیم
مراسم تشییع رو میری نه؟ - آره -
باهات میام - خوبه اما فایده ای نداره -
خودم میخوام
باشه، متاسفم فراموش کردم داشتم با کی حرف میزدم
به سلامتی همسایه گلمون
به پاس خاطراتمون، تحسین و احترام به اون
سالها ورای زندگیش روی زمین زندگی خواهد کرد
بیاید خودمونو وقف این کنیم که از او به عنوان نمونه
فداکاری به خانواده
و دستگیری از همه تبعیت و پیروی کنیم
و حالا،با اطمینان به روز قیامت و زندگی دیگر
ما روح دوستمان را که در حال روانه شدن است به تو عرضه میکنیم
فقط باید براش جزئیات وصیت نامه برم امشب بعدش ازینجام یریم
میتونم تو ماشین منتظر بمونم
یکی باید به این گل ها آب بده همه شون دارن میمیرن
همه عمرم این ماشین رو داشتیم فقط یه بار روندمش
.مدل 1949 بیوک رودمستر فقط 8000 تا ازش ساخته شده
استرایت - 8 فایربال - 8
اولین سال بود که میله انتقال نیرو به چرخ جلو اومده بود
از صداش میشناختمش
تو تنها بچه اش بودی
...حالا سرو کله ات پیدا میشه وقتی
چی، 45 سالشه؟
احتمالا فکر میکرد هیچوقت قرار نیست یه پسر داشته باشه
پس باید تورو دوست میداشت
.فکر میکنم داری اغراق میکنی تو بچه اش بودی، پسرش، هم خونش
تو عکسش اینجا قیافش شبیه کسی نیست که پسرش رو دوست نداره
چی کار میکنی هی به این نگاه میکنی؟ بذارش کنار
میخوای یه داستانی بشنوی - عصبانی نشو -
کانونتیبل گاراژ که میدونی چیه؟ عزیزشه، اون و اون گل های رز لعنتی
بیوک - واسه من ممنوع بود برم طرفش -
"میگفت "سادست "واسه بچه ها نیست "
کلاس دهم وقتی 16 ساله بودم ..برای اولین بار
یه کارنامه آوردم خونه بود A همش تقریباً
:رفتم سراغش و بهش میگم میتونم ماشین رو ببرم بیرون؟
برم با بچه ها با بیوک بیرون واسه این پیروزی یکم رانندگی کنیم؟
.گفت نه کلیدارو دزدیدم ،دزدکی زدم بیرون
ماشین رو بدون اجازه برداشتی؟ چرا؟ چرا آخه؟
چون...استحقاقشو داشتم
.هیچ کدوم ازکارام به چشم این بشر خوب نبود نمیفهمی؟
ما تو بزرگراه کلمبیا هستیم چهار تا بچه
کشیدنمون کنار - تصادف؟ -
کشیــــدنمون کنار
چی کشیدتون کنار؟ پلیس؟- آره پلیس -
میتونم حرفمو تموم کنم؟ اون درباره گزارش یه ماشین دزدی حرف زد
.نه اینکه پسرش ماشینو بدون اجازه برده فقط گفت دزدیده
تو ایستگاه مرکزی پلیس بالای بقیه بچه ها چند ساعته آوردنشون بیرون
اون 2 روز منو اونجا ول کرد - دو روز تو زندان ولت کرد؟ -
دو روز
ترسیده بودی؟
آره
خونه رو ترک کردم دیگه هیچوقت ندیدمش
...چارلی،بعد از 1 سال که با هم بودیم
این اولین باره این داستانو میشنوم
عجیبه نه؟
منظورم اینه که چطور میتونی همه اینا رو تو خودت بریزی و هیچی نگی؟
وقتی بچه بودم و ترسیدم، مرد بارونی میومد و برام میخوند
مرد چی چی؟
میدونی،یکی از همون شخصیت های خیالی دوران کودکی
چه به سرش اومد؟ - هیچی، دیگه بزرگ شدم -
نه زیاد
و منم یادم میاد روزی رو که خونه رو ترک کردی
پر از ایده های پرآب و تاب
پر از خودبینی و خودخواهی
،و بزرگ شدن بدون مادر ...سختی و یخی قلبت
کاملاً قابل درکه
تو امتناع کردی از اینکه حتی تظاهر کنی که دوسم داشتی یا بهم احترام میذاشتی
همه اینارو فراموش میکنم
اما اینکه نامه ندادی، تلفون نزدی، دوباره ..نیومدی تو زندگیم به هر قیمتی
منو بدون پسر گذاشت
من تمام چیزایی که میخواستم رو برات آرزو میکنم بهترین ها رو برات آرزو میکنم
بدین وسیله من به پسرم "چارلز سانفرد بابیتس"
اون بیوک رو اعطا میکنم
اون ماشین، بدبختانه رابطه مارو به پایان برد
همچنین، بوته دورگه گلهای رز
که می تونه به اون برتری و نهایت
اعتبار و کمال اون رو یادآور بشه
همچنین برای خونه و تمام دارائی ها اعم از حقیقی و حقوقی
این اموال باید در مکانی قابل اعتماد قرار بگیرند
به همراه این نامه اسناد و مدارک انتقال مالکیت ضمیمه می باشد
چه معنی داره؟
یعنی املاک و دارایی ها که بیش از 3 میلیون دلار هست
بعد از همه هزینه ها و مالیات ها به یک صندوق قابل اعتماد
برای بهره برداری بخشی که اسمش تو این اسناد اومده میره
کیه؟ متاسفانه نمیتونم بهتون بگم
کی اموال رو کنترل میکنه؟ تو؟ - نه اون امانت داره -
چطوری؟ چطور انجام همچین کاری ممکنه
منون ببخشید اما چیز دیگه ای نیست که بخوام بگم
متاسفم پسرم متونم ببینم که نا امید شدی
چرا نا امید باشم؟ بوته گل رز گیرم اومد،نه؟
...اسمش چی
چی صداش میزنی؟ اممم - وظیفه خوار -
سه میلیون گیرش اومد ولی بوته گل که گیرش نیومد
با صراحت تمام بوته گل نصیبم شد
چارلز - منظورم اینه که اونا بوته گل رزن -
..لازم نیست که - که چی؟ -
ناراحت باشم؟
ناراحت باشم؟
اگه جهنمی وجود داشته باشه،بابای من توشه
الانم داره بالا رو نگاه میکنه و عین خر میخنده
میخوای واسه 5 دقیقه پسر اون آدم باشی؟
به اون نامه گوش دادی چی گفت؟ - چرا قربان، دادم -
تو چی؟
نه،میتونی تکرارش کنی؟ چون نمیتونم آشغالی که میشنوم رو باور کنم
دنبالت میگشتم
چطور پیش رفت؟
چیزی که توقع داشتم گیرم اومد
سوزانا، چند دقیقه طول میکشه فقط
میتونم کمکت کنم؟ - فکر کنم میتونی -
... من با اعتماد شخصی مشکل دارم و خیلی لباست قشنگه
ممنون - پدر من سنفورد بابیت بود -
این "وال بروک"ِ؟
.ببخشید این وال بروکه؟
ببخشید
دکتر برونر هنوز در کنفرانس هستن
مایل هستین در دفترش منتظر باشید؟
No comments yet. Be the first to leave one.