De første 200 linjer.
.از نظر من بیمعنیه
.حالا اگه دویدن صبحگاهی باشه، میفهمم
اما شش مایل،آخرشب،توی زمستون شیکاگو؟
خب، میخواستم صبح برم
.اما نتونستم،پس الان میرم
.بخشی از روتین جدید منه
.دارم قدرت تحملمو بالا میبرم
برای چی؟
.نمیدونم، اما مطمئنم که دویدن بیشتریه
.نه، این مثل مجازاته
و میدونی که همهی این برنامههای تمرین نسل جدید
.واقعاً فقط برای پول درآوردنن
.دارم تنهایی میدوئم به کی پول میدم؟
.هی
،اگه میخوای درست ورزش کنی
.میتونم ببرمت پیش عموزادم مایکی جی
.مزرعه توی گری - نه،ممنون. خودم میتونم -
ووپ،ووپ،ووپ، وایسا،وایسا
خب، معلوم شد که داریم چیکارمیکنیم؟
.نه،چون کاری نمیکنیم
کار برای چی؟
.این هفته سالگرد ده سالگیشه
،ده سال روی این شغل
.و رد میکنه که جشن بگیره
.قراره داشته باشی
.ببین،ببین، تموم کاری که باید انجام بدی انتخاب کردن شب برنامست
.من برنامشو میچینم
،دلیلی که تو اینجایی منم .پس کاملاً مناسبه
.درواقع -- درواقع -- درواقع، تو به من بدهکاری
یه جشن بهت بدهکارم؟
داستان رو شنیدی،درسته؟
-اون به خاطر من یه پلیسه
چون خونوادشو نجات دادم،درسته؟
.اه، من این داستانو نشنیدم
،ده سالم بود،و اه
پِلَت افسر مربوط به
.دزدی مسلح رستوران بابام بود
.اون واقعاً مارو نجات داد
،و آره، مجبورم کرد که بخوام وارد این کار بشم
.که خیلی با سادگی بهش اشاره کرد
آره، ببین،این خیلی خوبه خیلی دلگرم کنندست
اما میدونی چه اتفاقی میفته اگه
.بذاری این زن جشنتو برنامهریزی کنه
درنهایت کارمون به این ختم میشه که
.سوسیسایی رو بخوریم که موچ توی زیرزمین درست کرده
.خیلیخب
.پس فکرکنم کاری نمیکنیم
.عالیه
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
«مترجمین: سپهرطهماسبی و امیرحسین ترکاشوند» ::. SepSensi & Hiz3n .::
.زودباش
.کاراگاه هیلی آپتان، شماره نشان 55055
شاهد سقوط یک خودرو
.روی پل واکر و کلومبوس بودم
.ماشین به داخل رودخونه پرت شد
.آمبولانس و گروه نجات باید همین الان بیاد
.بدو
.زودباش،زودباش
.من باید برگردم، زودباش
بدو،بدو
.زودباش
!کمک
!کمک! یکی کمک کنه
.او-او-اون آب سرفه میکرد
- نمیدونم چقدر
،من--اون--وقتی مارو بیرون آوردن، آب سرفه میکرد
.و فکرکنم حس کردم که نبض داره
-ن-ن-نمیدونم چقدر ما
.باشه، چیزی نیست
-اون
.حرف نمیزد
.و خب نمیدونم چقدربد توی سقوط صدمه دیده بود
اونو بالا آوردن؟
.چیزی نیست. راحت بشین. همهچی خوبه
.باید همین الان ژاکتتو دربیارم
.زودباش
.خوبه،خوبه
.همهچی درست میشه
اسمشو میدونی؟
.نه،ن-ن-نمیدونم اون کیه
.توی سقوط نبودم فقط دیدم-دیدم که اتفاق افتاد
--اما فکرکنم به سرش ضربه خورده - اشکال نداره. حواسم هست -
.لطفاً، تکیه بده پتو هم بیار بالا
.نه،خوبم-خوبم من-من صدمه ندیدم
.خوبم
م-میدونی که اونو نجات دادن یا نه؟
اون زنو خارج کردن؟ - مطمئن نیستم -
.تلاش کردم بگیرمش،اما نتونستم بهش برسم
.پس باید بیارنش باید همین الان برن
م-من نتونستم--وقتی منو بیرون آوردن نتونستم ببینم
.که اونو بالا آوردن یا نه - میارنش -
.ن-ن-نمیدونم چقدر زمان گذشته
ن-نمیدونم چقدر،اما-اما ن-ندیدم که
.بیاد بالای آب
.اون-اون بالا نیومد
خیلیخب، چی داریم؟ - قربانی سقوط ماشین -
.وسیله نقلیه به داخل آب سرد رفته
سه دقیقه یا بیشتر بوده که توی آب قرارداشته
.ضربان قلب ثابته،اما سطح اکسیژن پایینه
.خب، اونو به بغداد ببرید
.کَسی، اینجا کمک لازم داریم
.حرکت کن،حرکت کن،بریم
.خب، آماده برای انتقال با شماره سه
.یک،دو،سه
.حله
.خب، اجازه بدید که ریههاشو چک کنم
.اکسیمترش رو بهم بدید،و ببینید که کم اکسیژنی داره
.باید این تخته رو از اینجا خارج کنیم
.تفنگ - وای،وای -
.حراست رو خبرکنید تا خلع سلاحش کنه
.نه،م-م-من میتونم خلع سلاحش کنم، یه افسر پلیسم
کی هستی؟ - توی سقوط بوده -
توی سقوط نبودم فقط...بعدش رفتم
.اما میتونم خلع سلاحش کنم - وارد آب شدی؟
آره،اما م-م-م میتونم خلع سلاحش کنم
.میتونیم آیدیش رو از روی لیست ثبت پیدا کنیم
.تو باید بری بررسی بشی
.خوبم - برو -
بررسی شو،باشه؟ کَسی،ببرش
.فهمیدم
.بحث نکن،برو
میشه بذاری از گوشیم استفاده کنم وقتی اینکارو میکنی؟
نه،نمیتونم،اما اگه ثابت بشینی
.زودتر تموم میشه
.اون چیزیه که به مریضای کوچولوم میگم
قربانی زن رو آوردن؟
.نمیدونم
،اما میتونم بهت بگم ،نفس عمیق
.که خوششانسی
.دوباره. خب
.سرمازده شدی، اما دقیقاً به موقع از آب خارج شدی
.تو خستهای
...یکم سردرگمی روانی داری،اما به غیراز این
!ترودی
...خانم، میشه فقط - به منطقه رفتی؟ -
حالت خوبه؟ خوبی؟ حالش خوبه؟
اونو از آب خارج کردن؟
از آب خارجش کردن؟
.تیم سه نفره وارد شد
اونو از صندلی سرنشین خارج کردن
.و به اینجا آوردن
.اما واقعاً متاسفم،هیلی .خیلی دیربود، اون مرد
.منو ببرید پیش زنم میخوام ببینمش
قربان، اگه اون چیزیه که میخواید
شما رو میبریم، اما ممکنه اونطوری نباشه
.که قبلاً شما یا بچههاتون به یاد داشتید
.میخوام زنمو ببینم کجاست؟
.قربان، میبرمتون
بچههاتون هم می خواید بیارم؟
.نه،خدایا،نه،نه
فرنک؟ تو همسر لیسایی؟
.خیلی به خاطر این اتفاق متاسفم
-من کاراگاه هیلی آپتون هستم. من
.تو زنی هستی که تلاش کردی زنمو نجات بدی
.آره
.ممنونم
.خیلی متاسفم
،تلاش کردم که هردوشونو بگیرم .اما ن-ن-نتونستم به خاطر آب
وایسا،وایسا،چی؟ منظورت چیه هردوشون؟
.زنت و راننده - راننده؟نه،لیسا تنها بود -
.نه، توی صندلی سرنشین بود
.یه مرد داشت ماشینو میروند
.نه، اینطور نبود زنم تنها بود
.با تلفن باهاش حرف زدم
بعد از کارش توی بانک پول جابهجا کرد
.و بعد داشت مستقیم به خونه میومد
.اوه،باشه -- من،اه،نمیدونم
نه،کی-کی توی ماشین بود؟
.کسی به من چیزی نگفت
کی رانندهی اون ماشین بوده؟
.نم-نمیفهمم
داری--داری تلاش میکنی چی بگی؟
.مطمئن نیستم
داری میگی که زنم داشته به من دروغ میگفته؟
با یه مرد دیگه بوده؟
.زنم به من دروغ نمیگه این دیگه کوفتیه؟
.اه،قربان، شاید بتونم کمکتون کنم
.میتونیم ببریمتون تا رانندرو ببینید
.به اینجا آورده شده
.بیهوشه،اما ممکنه اونو تشخیص بدید
.نه، مرد دیگهای نبوده
.تازه باهاش حرف زدم
.داشت میومد خونه پیش من
.داشت میومد خونه - میفهمم -
.بیاید بریم یه دقیقه بشینیم
.چیزی نیست
.هی - هی،بخش تفنگ چی گفت؟
.تلفنم روی بیصدا بود
.پلت خبرم کرد حالت خبوه؟
بخش تفنگ چی گفت؟
.وایسا ببینم بخش پزشکی مرخصت کرد؟
حالت خوبه؟ - خوبم -
.خوبم. ببخشید،م-من خوبم
.نتونستم هردوشونو بگیرم
.یکی رو گرفتی
بخش تفنگ چی گفت؟
.تفنگ ثبت نشده
شماره سریال با یه دسته از سلاحهای گرم
No comments yet. Be the first to leave one.