De første 200 linjer.
:تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تو خوبی؟
.فکر کنم وحشت زده شدم
.اوه، مرد
،من هنوز می تونم نفس بکشم .برای همین نمیدونم وحشت زدگی حساب میشه یا نه
...هنوز می تونم نفس بکشم اما قبلم خیلی
.شاید آروم شده
هنوز بچه ها اونجان؟
.تو کلاسی که گذاشتیشون؟ آره
.عالیه. عالیه
ظاهرا "آشانتی" یه موش صحرایی رو تو جیبش .به مدرسه آورده
.و مخش رو پکونده
پس اونا به سمت جیزای بزرگتر و بهتر .حرکت کردن
این چیزیه که زیاد اتفاق میافته؟
.اخیرا اتفاقای زیادی توی... خانواده ام افتاده
.آره
...بابام تصمیم گرفته که یه
،خب، نمی دونم که تصمیم گرفته ...فقط فهمیده که
...اون
.می دونی چیه؟ نیازی نیست بهم بگی
.خب
.من تا یه ثانیه دیگه برمیگردم اونجا
.فقط لازم بود یکم نفس بکشم
.بعدش آماده ام بترکونم
.اونجا همه چی تحت کنترله
.هرچقدر لازمه بمون
این مشکلی نداره؟
:ترجــمه و زيرنويــــس از Shepherd امين و Chandler Bing اشکان
.و کار کردن توی کمپینش خیلی الهام بخش بود
...و می دونی دیدن اون همه تغییرات
که اون همین حالا می تونه توی محله اش ایجاد کنه
.مخصوصا در مورد چراغ راهنمایی
.من دوباره شروع به دنبال کار گشتن کردم .و خب الان اینجام
،و فکر کنم لازم نباشه زیادی رزومه ام رو باز کنم ...میدونید دیگه
خیلی کامل نیست، اما من .به کارایی که داشتم چسبیدم
و من اطلاعات خیلی خوبی در مورد .سازمان های کنونی آب و هوا دارم
و همین طور اینکه معنی بازاریابی .در عصر دیجیتال چیه
.خب، من فکر می کنم زدی تو خال
.منظورم اینکه این روحیات شرکته
و ما کارمند هایی می خوایم که سبک زندگی .و پیامش رو درک کنن
.پس فکر می کنم که یه جای عالی برات داریم
...- که شامل بازاریابی میشه .- منطقه ی شور و شوق
...- و ارتباطات اجتماعی .- خب، همین طور مثل معدن لذت
و بعنوان یک رابط بین مسئولان ژاپنی برند ما
.و تیم فروش آمریکایی عمل می کنه
.عالیه
اما خب، چه احساسی در مورد نقل مکان کردن به توکیو داری؟
.حداقل برای زمان حاضر
من؟
.آره، تو
.توکیو
.عندشه
.ما یه تیم خارجی عالی تو توکیو داریم
و به نظر همه شون شهر ."هایجو نی سوباراشی" ـه
.که معنیش به ژاپنی "خیلی عالی" میشه
.ژاپنی خیلی راحته
چهارتا صداس
.که تکرار می کنی و کنار هم قرار میدی
."مثل "سلام" و "جو
پس، مثلا هر چند وقت یکبار شما
به ژاپن سفر می کنی؟
.من نرفتم
اما تصاویر زیادی از اینترنت دریافت کردم
.و با آدمای توی توکیو اسکایپ کردم
."من مثلا اینجوری گفتم "سلام
.و اونا هم اینجوری "علیک سلام" گفتن
...ممکنه که... من
یکمی بهش فکر کنم؟
.البته. در موردش فکر کن
.احتمالا تا چهارشنبه باید بهم بگی
.- خب - خب؟
.اگر بخوام کاملا صادق باشم
،"لدیا" که این کارو انجام میداد
.دو قطبیه
و ما قراره اخراجش کنیم
...به محض اینکه بزنه به سرش. پس
.- ژاپن .- آره
.آره
.اوه، آره
!اوه
!- هانا .- سلام لیرد
.واو، خوشحالم تونستی
.بیا تو. بدون کفش البته
مطمئنی اینجا همه چی خوبه؟
...- چون .- اوه، آره، آره
.اونا فریادهای جشن مادریه
.جیگری، نگاه کن کی اومده
.اوه، هانا
.""هانا" وقت بدنیا آوردنمه. "هانا
.آره
...آره. عالیه. بنظر .عالی و راحت میاد
.و انگار... که اوضات مرتبه دختر
.پس من میرم بالا. خداحافظ
.نه نه، "هانا". بمون. خواهشا بمون
.آره
."لیرد" مامای منه
بین خودمون بمونه، می تونه از کمک .استفاده کنه
.خب، من رسما آموزش ندیدم
"کارولاین" هر چی که میدونست بهم گفت
...و تا حالا یه بار گریه کردم، پس
"کارولاین" مامائه؟
.آره، تقریبا
.اون تقریبا ماماست
.خب، من فکر نکنم این قانونیه
.که خود-مامایی کنید
نه، کاملا قانونیه. درسته؟
.سیستم قانونی رو گاییدم
.ما سعی می کنیم مثبت اندیشی کنیم
،بچه یه ماه و نیم زود داره میاد
اما میدونه که ما آماده ایم، درسته؟
.ما آماده و منتظر بیرون اومدن توایم
اوه، می خوای که "هانا" بمونه؟
اوه، می خوای که "هانا" بمونه؟ .آره. ایده ی معرکه ایه
.- این خیلی خوشگله .- ممنونم
.- آنتیکه. آره .- تبریک میگم
.تو مسئول یه کمپانی ضبطی .برای تو یه حلقه مهم نیست
.- نه، البته که هست !- عجب کودنی هستیم
.- اوه، خدا. من خجالت زده ام .- نه، خوشگله
.- تبریک میگم .- ممنونم
.ممنونم. ما خیلی خوشحالیم
،ازدواج از خیلی نظرا یه مفهوم منسوخ شده اس
،اما تا وقتی که یه چیز بهتر کشف کنن
میدونی، این تنها راهیه که من بلدم
.تا احساسات درونیم رو به "مارنی" نشون بدم
.اوه، خدای من
،در ضمن، به خالکوبی اعتقادی ندارم
.پس این تنها راهه
تنها چیزی که می تونم بگم اینکه .ازدواج بهترین کاری بود که انجام دادم
.- از شنیدنش خوشحال شدم .- اوه، خدا. آره
چند وقته ازدواج کردید "مارکوس"؟
ده سال اگر این جدایی ماه اخیر .رو هم بهش اضافه کنید
.- اوه .- از شنیدنش متاسف شدم
منظورم اینکه، راستش سخت ترین قسمتش اینکه
.با "پایپر" فیس تایم کنم و اون فقط سه سالشه ((فیس تایم: یک نرم افزار گفت و گوی آنلاین
زور میزنه صورت باباش رو از تو صفحه لمس کنه
...و بعد خیلی گیج میشه و شروع می کنه به
.واو، خیلی متاسفم
.نه، من متاسفم
.- گندش بزنن. من متاسفم .- نه
.شماها دیوانه نیستید .از پسش بر میاید
.و بیاید در مورد نمایش صحبت کنیم
فقط میخواستم چیزایی که لازم دارید رو بگیرم
تا بتونم به تکنسین گیتار بدمش و .کاراش رو انجام بدم
.واو، دقیقا
.باورم نمیشه چقدر دستتون تو کاره
.شما مسئول یه شرکت نشر موسیقی هستید .این خیلی دیوانه کننده اس
نه، نه، بیاید وانمود کنیم این کارو داریم توی .یه گاراژ باهم انجام میدیم
،خیلی خب، باشه .همه ی چیزامون پشت ماشین "دزی" ـه
.پس خیلی تصورش سخت نیست
.- عالیه، منم میشم مسئول راه اندازی .- خیلی خوبه
چرا شما ها به اون نمیرسید تا من اینو برسم؟
."خداحافظ "ری-ری
...ری
،وقت حساب کتابمه. ما سه تا اسپرسو داشتیم
،دو تا از این اسکان های خوشمزه .و یه لیوان آب
.آب مجانیه
.سیاست سخاوتمندانه ایه
.هی "ری"، بذار یه چیزی ازت بپرسم
ما حلیم؟
شرمنده؟
من و تو حلیم؟ می دونی؟
مشکلی باهم نداریم؟
چون گاهی این احساس بهم دست میده ...که یک تنشی
.یا ارتباط بدی بینمونه
.نه بین ما، دقیقا از سمت تو به من
خب، من اگر جای تو بودم زیاد .نگرانش نمی شدم
خب، اما میدونی چیه؟
.من نگران اینجور چیزا میشم
چون من دقیقا از اونجور آدماییم که می خواد بدونه
که هیچ کدوم از خطاش مشکل نداره. میدونی که؟
اینکه من دارم تمام آدمای اطرافم رو .خوشحال می کنم
- بنظر عاقلانه میاد؟ .- آره، عاقلانه اس
متاسفانه "دزی" تو نمی تونی امروز این اطمینان رو .از سمت من داشته باشی
.- خب - خب؟
میشه بازش کنی؟
تو نمی تونی این اطمینان رو از سمت من داشته باشی
.چون بدجوری ازت بدم میاد
خب اینو می فهمم که دو تامون از جاهای .مختلفی هستیم
...و من انتظار ندارم که هرکسی اینجا
کاملا اخلاق و رفتار شمال غربی اقیانوسیم .رو درک می کنم
.و جو بوستونیت می تونه تیز باشه
...- خب، این .- این در مورد این نیست که اهل کجایی
.- خب - خب؟
.این در مورد جغرافی نیست
این در مورد پیرهن ناراحت کننده ایه .که پوشیدی
در مورد این حقیقته که تو همین الان .خط چشم کشیدی
.در مورد اینکه درک موسیقاییت تحمل ناپذیره
به هیچ وجه فکر نکن که هیچ جایی بالای صحنه میری
و اکثریت قریب به اتفاق مردم فکر نکنن .که تو یه آدم نفرت انگیزی
.نفرت انگیز
میدونی وقتی اجرای ایمجن دراگون رو میبینی؟
.خب، این حسی که ما در مورد تو داریم
و میدونی چیه؟ ایمجن دراگون عالیه .و تو نفرت انگیزی
می دونی چیه، شاید اگر ما یه دقیقه وقت صرف می کردیم
،و دلامون رو کنار هم میذاشتیم ،تو و من الان
فکر کنم دو تامون می فهمیدیم
.که زیاد باهم فرقی نداریم
.اما باهم فرق داریم
ما خیلی خیلی فرق داریم، چون من هیچ وقت .باهاش مثل گه رفتار نمی کنم
کی؟ مارنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.