Citadel: Diana

Citadel: Diana

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Citadel Diana S01E04 2160p AMZN WEB-DL DUAL DDP5 1 Atmos DoVi HDR H 265-FLUX
En kommentar af Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Udgivet den: 2024-10-10
Downloads: 128
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫باید نیمه فرانسوی رو پیدا کنیم...

‫و به عنوان یه پیشکش به سسیل برش گردونیم

‫ماگنانوها یه عضو خونواده رو می‌خواستن

‫بهم میگن وبر کجاست و ‫تو میری سراغش

‫یه مسئله کوچیک هست. ‫مجبورم زنده بگیرمش

‫در هر ماموریت جایی برای خطا وجود داره

‫این فیلم بی‌نقصه

‫ولی از مقصدت می‌دونستم که ‫وبر رو برنمی‎‌گردونی

‫دایانا. بهت هشدار دادیم

‫چطور ممکنه دست تو باشه؟

‫چطور ممکنه شما دو تا فکر کرده باشین ‫از من باهوشترین؟

‫تو و مامور ۳۰۸

‫کجاست؟

‫دیگه در موقعیتی نیست که ‫بتونه آسیبی وارد کنه

‫ما رو فرستادی سیسیلی تا فقط ‫ببینی توطئه می‌کنیم یا نه؟

‫کارت همین بود. می‌تونستی ‫یه مامور دیگه رو انتخاب کنی

‫من که وبر رو داشتم

‫چیزی که لازم داشتم رو بهم گفت

‫اونم خونواده داره

‫چاره‌ای نداشت. ‫مجبورش کردم طعمه تو بشه

‫به خاطر خوبی سازمان این کار رو کردم...

‫و مجبور بودم تو رو بی‌اطلاع بذارم

‫تو اصلا نمی‌دونی چی برای سازمان خوبه

‫به لطف دخالت من، حالا ‫تمام سلاح رو داریم

‫مطمئنی؟

‫نیمه فرانسوی که داری تقلبی ـه

‫سسیل می‌خواست به کلاین بدش تا ‫فقط اون بتونه سلاح رو بسازه

‫- کی می‌خواستی بهم بگی؟ ‫- الان دارم بهت میگم

‫به لطف نقشه من کشفش کردیم

‫وایستین

‫باز کن

‫راه بیافت

‫وقتشه دست از دروغ گفتن برداری

‫ببین کی این حرفو می‌زنه؟

‫در مورد اهداف مانتیکور یه ‫مشت مزخرف به خوردم دادی

‫بهم دروغ گفتی و به بقیه ‫خونواده‌ها هم همینطور

‫فقط همون یک بار

‫فقط یک بار

‫و ببین چه بهایی براش دادم

‫پسرت رو به کام مرگ فرستادی

‫و با این وجود، نقشه‌هاتو کاملا عملی کردی

‫فناوری رو برای خودت نگه داشتی...

‫و سعی کردی بقیه رو دور بزنی

‫بالاخره جراتش رو پیدا کردی ‫جلوم وایستی و بگی...

‫چه فکری در موردم می‌کنی

‫نه، بابا. همیشه جراتش رو داشتم

‫فقط توجه‌تو نداشتم

‫و دیگه از دستش دادی

‫مثل شغلت توی مانتیکور

‫از سازمان اخراج میشی

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫«سیتادل: دایانا»

‫انزها غیرفعال شد. بریم

‫داری اشتباه می‌کنی

‫چند وقته همدیگه رو می‌شناسیم؟

‫چند وقت لوکا رو می‌شناختی؟

‫نباید همچین فکری بکنی

‫من لوکا رو نکشتم

‫لایق هیچی نیستی!

‫ادو

‫صبر کن

‫اگه می‌خوای برام سخنرانی کنی، زحمت نکش

‫دیگه بسمه

‫می‌خوام درک کنم

‫می‌دونستی فرستادن برادرم ‫به سیسیلی یه تله بوده؟

‫می‌دونستم و مخالفش بودم

‫وقتی دعوای ما رو دیدی، داشتیم ‫در مورد همین حرف می‌زدیم

‫می‌دونی که همیشه حمایتت کردم

‫باور داشتم شک و تردیدهاش بی‌جاست

‫خیلی ازت ناامید شدم

‫با یه مامور پشت سر ما دست به یکی کردی

‫دایانا یه مامور ساده نیست

‫از کی تا حالا مامورانی داریم که اسم دارن؟

‫از وقتی شجاع‌ترین مامور...

‫حاضر شد برای سازمان‌مون ‫جونش رو به خطر بندازه

‫با شور و اشتیاق ازش دفاع می‌کنی

‫چون لیاقتش رو داره

‫و چون اصلا شبیه تو نیستم

‫با همه طوری رفتار نمی‌کنن که ‫انگار یه مشت سرباز پیش و پا افتاده‌ن

‫هر دو؟

‫بله، مامان، هر دوی شما

‫اگه اجازه بدی یه دختر کشته بشه، ‫با بابا هیچ فرقی نداری

‫ادو

‫تو ازش بازجویی می‌کنی

‫نتونستی صبر کنی تا برن توی جلسه؟

‫نه، تو چی؟

‫منم نتونستم

‫فکر نمی‌کردم اینجا ببینمت

‫پدرم ازم می‌خواد در مورد ‫سیستم امنیتیم حرف بزنم

‫خوبه

‫تو چی؟

‫- تو چرا اینجایی؟ ‫- سسیل؟

‫- چیزی نمونده بفهمم ‫- سسیل؟

‫اینجام، مامان

‫امروز باهام میای

‫باشه

‫لعنتی!

‫هی!

‫چه خبر شده؟

‫پدرم افتاده به جون‌مون

‫همه چیزو در مورد تو، ‫لوگانو و مامور ۳۰۱ می‌دونه

‫لعنتی

‫تو چی؟

‫منو اخراج کرد

‫پس چطوری اومدی اینجا؟

‫من سیستم امنیتی اینجا رو طراحی کردم

‫پس همین الان منو از اینجا ببر

‫وقت نیست. به زودی نگهبان‌ها میان اینجا

‫- برام مهم نیست. نگهبان‌ها با من ‫- دایانا

‫- می‌خوام از اینجا برم بیرون ‫- نه

‫- بهم اعتماد کن. ‫- اعتماد دارم. ولی می‌خوان منو بکشن

‫نه. پدرم روی نیمه آلمانی اسلحه تمرکز کرده

‫- اگه می‌خواست تو رو کشته بود ‫- اشتباه می‌کنی

‫اینجا نگهم می‌دارن تا بازجوییم کنن...

‫و بعد منو از بین می‌برن

‫شاید بهتره به همین امیدوار باشم

‫چرا؟

‫زندانی سلول کناری...

‫اونو می‌شناسی؟

‫نه

‫کیه؟

‫همون مامور سیتادل...

‫که برادرتو کشت

‫فکر کردم مُرده

‫گفتش اون کثافت مُرده

‫- به چی نگاه می‌کنی؟ ‫- فقط از دستورات پیروی می‌کنم

‫کاری که درش بهترینی

‫همه از دستورات یکی اطاعت می‌کنیم

‫تو هم

‫حتی اگه اینقدر تلاش کنی ‫خلافشو ثابت کنی

‫پیروی نمی‌کنم

‫و ببین به کجا رسیدی

‫می‌خوای منو هم بندازی توی زندان؟

‫اگه جرات کنی دوباره دخالت کنی میندازم

‫و شاید شکنجه‌م بدی

‫تا هشت سال

‫تنهامون بذار

‫بهم گفتی اون مُرده

‫چه عوض میشه؟

‫بهم دروغ گفتی

‫دوباره

‫و ما آدم‌ها رو شکنجه نمیدیم

‫نمیدیم؟

‫و دقیقا چی کار می‌کنیم؟

‫کمکم کن بفهمم

‫وقتی می‌خوایم یکی حرف بزنه...

‫به نظرت باید چی کار کنیم؟

‫- فرق داره... ‫- چه فرقی؟

‫فقط یه آدو دورویی

‫جرات نداری قبول کنی ‫برای پول دراوردن چی کار می‌کنی

‫ما سلاح می‌فروشیم، ادورادو

‫سلاح‌هایی که بیشتر به دست ‫تو اختراع شدن

‫اون مرد به چیزی که حقش بود رسید

‫هیچوقت بهت نگفتم ‫چون نمی‌تونم در موردش حرف بزنم

‫باید یه کاری می‌کردم تا حالم بهتر بشه

‫درک می‌کنم

‫شاید کار درستی نبوده...

‫ولی درکت می‌کنم

‫منم خیلی گند زدم، مگه نه؟

‫سعی کردم جاشو بگیرم با اینکه ‫می‌دونم هرگز مثل اون نمیشم

‫لطفا، در رو باز کن

‫نه، داریم حرف می‌زنیم

‫- نمی‌خوام در مورد انریکو حرف بزنم ‫- در مورد مانتیکور حرف می‌زنیم

‫راست میگی...

‫دیگه جایی برای دورویی نمونده

‫ولی وقت هم نداریم اینقدر محتاط باشیم

‫باید به مانتیکور فرانسه حمله کنیم، ‫نیمه دیگه سلاح رو بگیریم...

‫و دوباره همه چیزو بدست بگیریم

‫حالا که اینقدر تلفات دادیم ‫باید جنگ راه بندازم؟

‫- مامور ۳۰۸ یه فکری داشت ‫- دوباره شروع شد. باز کن

‫باید به حرفش گوش بدی

‫آخرین فرصتته تا قدرتی که ‫از دست دادی رو پس بگیری

‫و انتقام برادرمو بگیری

‫از راه درستش

‫در هر صورت، مامور اعدام میشه

‫خوب پیش رفت

‫- مگه من نباید پروژه رو ارائه می‌دادم؟ ‫- من دادم

‫پیشنهادت بسیار جالبه، ادورادو

‫ممنونم

‫به پدرت گفتم تو نابغه‌ای

‫یه زانی ـه

‫بریم

‫از سسیل خداحافظ می‌کنم و میام

‫همه چی مرتبه؟

‫چرا مادرت صدات کرد؟

‫می‌خواد کنارش باشم

‫از الان به بعد منو هم وارد کار می‌کنه

‫باید آماده باشم

‫حالش داره بدتر میشه؟

‫خیلی مریضه

‫ولی مدام به آینده فکر می‌کنه

‫نمی‌دونم چطور این کار رو می‌کنه

‫حتی با استرسی که امروز داره

‫چرا، مگه اونجا چه اتفاقی افتاد؟

‫نمی‌تونی بهم بگی، اشکالی نداره

More Farsi Persian subtitles for Citadel: Diana

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left