De første 200 linjer.
خوش بگذره
ولي نه اونقدرا ها
.خودمم اصلا نميخوام برم بچه ها اصرار ميکنن برم
،قراره کلي مشروب خوردن، پوکر بازي ...و آدم هايي که
گوزشون رو روي آتيش روشن ميکنن، باشه
و اون دافه که تو "سدلس ترپ" فينلويل ـه
که ميتونه توپ هاي پينگ پنگ رو از کسش پرتاب کنه
،استريپرها اشکالي ندارن ولي با جنده ها نميگردي
دوست ندارم با خودت "ساس" رو به رخت خوابمون بياري
تموم چيزي که ميخوام...درست همينجاست
حواست باشه که پيتر هم خوش بگذرونه
به اين نياز داره
چشم
دوستت دارم - منم دوستت دارم -
يه مسواک بيار
ترجمه و زيرنويس : فـــرهـــاد
"با ژنوم اسپيواک، "توالي يابي
،اکنون کامل شده، کاما
نشانگرها براي يک ساختار اسکلتي غضروفي شکل
و چندين شاخص آب سرد، قادر به مجزا کردن و شناسايي شدن هستند
.دکتر آرنولد اسپيواک، پايان جمله نقطه
آماده سازي مربوط به بافت ها و مشاهده از طريق ذره بين استاندارد
...نشان دهنده ي توزيع يکسان ساختارهاي شبيه
،غده هاي مخاطيِ زيرپوستي بوده، کاما
که بيشتر از پيدايش خزنده ها، به موجودات آبي و خاکي اشاره ميکنه
نقطه
مسئله ي آزاردهنده تر، وجود "ريخت شناسي" سيالي ،و "فنوتپيک" آشکار است
که به موجود زنده اجازه ي اين رو ميده که شکل و هوشياري انسان
...رو به طور خيالي فرض کنه، وقتي دربرگيرنده ي
آلودگي زيستي کشف شده است
رويه ي قرنطينه آغاز ميشود
!بلينسکي! در رو باز کن
نميتونم. پروتکل هاي آلودگي به راه انداخته شدن
نميتونم دستي لغوش کنم - !ولي من که کاري نکردم -
اين حتما بخاطر يجور سوءعمل بوده - خواهش ميکنم. سعي کن آروم باشي -
سيستم هاي سنسورهاي هوا دارن عيب و مشکل رو پيدا ميکنن
،اگه مشکلي وجود داشته باشه سيستم اون رو به طور خودکار برطرف ميکنه
و قرنطينه برداشته ميشه - کِي؟ -
،سخته با قطعيت گفت ...اونم با توجه به متغيرها
بلينسکي...فورا داروهام رو برام بيار
چي؟ - !ميگم داروهام رو بيار -
،البته خوشحال ميشم اين کار رو بکنم ،ولي متاسفانه
طرح و شکل محفظه به گونه ايِ که مجهز به دستگاه ورود و خروج نيست
با بچه ها درباره ي افزايش ،مواد و بقيه ي چيزها حرف زدم
و بايد بگم که، اونا فکر نميکنن که مشکلي باشه
پس مگه نگفتي ميخواي ماشين بستني فروشي بگيري؟
آره، هنوزم ميخوام اينکارو هم بکنم
.بيخيال پسر نظرت چيه که انقدر ساز مخالف نزني؟
.هرکاري که ميکنم براي دستيني ـه خودت که ميدوني
آها پس اينطوري ميخواي ازش مراقبت کني؟
با به کشتن دادن خودت؟
حتما يکاري کن که حامله بشه تا بچه هات هيچوقت پدرشون رو نشناسن
،چون وقتي که نقشه ت بد پيش بره اين اتفاق ميفته
خيلي خب ببين، شايد حق با تو باشه
شايد کل جريان سرقت به يه فکر کردن مجدد نياز داشته باشه
تازه فکر ميکني شايد به يه فکر کردن مجدد نياز داشته باشه؟
منم همين رو گفتم
از جونم چي ميخواي؟
ميخوام بهم نشون بدي که ميشه بهت اعتماد کرد
بقيه کجان؟
آهاي؟ کسي اينجا نيست؟
لعنتي
لعنتي
واي خداي من
واي خداي من
آندرياس، پيتر، کجايين؟
.سرم داره ميکشتم بايد يکم هوا بخورم
حالت خوبه؟
...چيزي که ديشب درباره ي ليثا بهت گفتم
نميتوني خودت رو بخاطر مرگش سرزنش کني
،من دخترم رو تو يه جعبه ي ضد صدا حبس کردم
،و هيچوقت نفهميدم که چطور دوستش داشته باشم بايد بخاطر اين خودم رو سرزنش کنم
بهم قول بده که به کسي نميگي - باشه -
.مخصوصا پيتر اون هرگز نبايد باخبر بشه
من خيلي خوب ميتونم رازي رو پيش خودم نگه دارم
...اون چيزي که ديشب ديديم، من فکر ميکني چرا دنبالمون بودن؟
نميدونم. شايد الان نوبت ما باشه
.خب، خيلي خب حالا من ميتونم برونم
با اين حالت اصلا نميتوني پشت فرمون بشيني
.و تو به خون نياز داري هردومون نياز داريم
پس شايد من و تو بايد بريم شکار کنيم ديگه
من فکر بهتري دارم
بيا به بانک دستبرد بزنيم
.خط دکتر پرايس دکتر بلينسکي هستم
خودش کجاست؟
متاسفم خانم گادفري. دکتر پرايس در حال حاضر زياد حال خوبي ندارن
.به کيرم! بش بگو کونشو پاک کنه تا رب ساعت ديگه اونجام
واي خداي من
صبح بخير - اينه -
مردم اين دور و اطراف خيلي زود بيدار ميشن
آره، چون بعد غروب کار زيادي نيست که انجام بدن
چون هم هوا هم تاريک و هم خيلي سرد ميشه
اين چيه دستت؟
اميلي ديکنسون، ها؟
نوشته هاش رو دوست دارم
...خيلي وقت بود ،شايد حتي تمام زندگيم در حقيقت
وقتي نوشته هاش حسي داشت که انگار اون تنها دوستم بود
ميدونم احتمالا احمقانه بنظر مياد
نه، اصلانم اينطور نيست
اميد مانند چيزي بال دار است که" در درون روح مينشيند
،و بدون اينکه سخني بگويد سرود و آواز ميخواند
"و هيچوقت هم متوقف نميشود
چيکار داري ميکني؟
صبر کن تا خودت ببيني
ميشه يه امتحاني کنم؟
آره بفرما
مرسي
بله؟
مگه تو زندگي قبليت چه کار ناجوري انجام دادي
که اينجوري مجازات شدي و اين بلا سرت اومده؟
تُف، منو باش که فکر ميکردم که يه چيز زشت رو تو روزم ديدم
يدفعه يه يارويي رو ديدم که کل صورتش با ماشين چمن زني کنده شده بود
و قيافه ش بهتر تو بود
برام اصلا مهم نيست که اون قاضي چي گفت
.قبولش کن تو از اتهام قتل در رفتي
مگه نه؟ ها؟
آره
و ميدوني چرا؟
چون از آدم کشتن لذت ميبرم
سگ ها، گربه ها، حتي آدم ها
کشتن، کشتن، کشتن
واقعا مثل يه "فراخوندن" ميمونه
پس بهتره وقتي خواستي بخوابي اين رو يادت باشه
چون اين چشمم بسته نميشه
و حواسم بهت هست
!به خانه ي بازي "روستر پوت" خوش اومدين
اونا فهميدن که وزن خاويار رو زياد کردي
حتما بخاطر اين بوده ديگه - امکان نداره -
خودم درستش ميکنم. ميبيني - کرواسي ها خيلي کسخلن -
اصلا به تخمم نيست که دليلشون چي بوده
.ما هم بايد تلافي کنيم دوبرابر سخت تر خودشون
... آروم باش. ميدونم برات سخته، ولي
اونا حقشون بود اين بلا سرشون بياد؟ ها؟
.تو همه ي اين بچه ها رو ميشناختي شاندور و بقيه رو
من که ميگم بايد بگاشون بديم
.برف ها رو با رنگ خونشون، قرمز کنيم ترسوهاي کسکش رو
کرواسي ها تنها کسايي نيستن که ما باهاشون معامله داشتيم
،چون تمام چيزي که ميدونيم اينه که اين اتفاق ممکنه کار کس ديگه اي باشه
ممکنه کار اونايي باشه که ازشون سرقت کرديم
،درهرصورت ما قرار نيست با کسي وارد جنگ بشيم
الان ديگه تو تصميم ميگيري، پيتر؟
بايد اول يه فکري به حال جسدها بکنيم
من که ميگم بياين از اينجا بريم بيرون انگار که هيچوقت اينجا نبوديم
نه. اگه اينجا ولشون کنيم پليس ها مثل چي ميريزن سرمون
من که ميگم يه ماشين خاک بردار، برداريم و بريم اطراف يه گودال حفر کنيم
،حالا گيريم چندتا کولي ناپديد بشن کي براش مهمه؟
اونا خانواده مونن! آشغال که نيستن که بندازيمشون دور
بيا اينجا
آشغال هاي عوضي - آندرياس، بايد آروم باشي -
...ولي اين - به بچه ها بگو -
جسدها رو توي يه ماشين بذارن
يه نفر رو تعيين کنن که راننده ماشين باشه و ،اون رو به يه پارکينگ طولاني مدت ببره
،اون رو قفل کنه، و بذاره که جسدها يخ بزنن تا اين کار يکم زمان بهمون بده
تا تصميم بگيريم باهاشون چيکار کنيم - خودم قبلا بهش فکر کردم -
بقيه بچه ها، قدم به قدم اينجا رو ...با مايع سفيدکننده تميز کنن
ديوارها رو، کف زمين و همه جا رو
،و وقتي که کارشون تموم شد و ديگه هيچ لکه ي خوني نبود
.دوباره شروع ميکنن و از اول اينکار رو انجام ميدن فهميدي؟
فهميدي؟
.خيلي خب سوئيچ ماشينت رو بهم بده
چرا؟ ميخواي کجا بري؟
ميخوام بفهمم اين قضيه کار کي بوده
فقط...اين گندي که زده شده رو تميز کن
و تا من برنگشتم کار ديگه اي نميکني
باشه؟
سوئيچ بده
سلام عزيزم
سلام عزيزم. چطوري؟
سالم اونجا رسيدي؟
،آره، آره. همونطور که گفتم زنگ ميزنم گفتم زنگ بزنم ببينم درچه حالي
همه چي مرتبه؟
آره همه چي خوبه. فقط زنگ زدم بگم دوستت دارم و دلم برات تنگ شده
منم همينطور
از اون سورپرايز بزرگت خوشت اومد؟
چي؟
توروخدا نگو که يه عوضي سوار ماشينت شده و اون رو ديشب دزديده
.آها اون ساعت. ببخشيد ...آره، خداي من، اون
خيلي قشنگه، عزيزم. دوستش دارم
خوبه
خيلي خب. از طرف من به بچه ها سلام برسون
حتما
فقط...مراقب خودت باش. خب؟
منظورت چيه؟
هيچي. فقط، ميدوني چون من و پيتر بيرون شهريم گفتم
از کي تا حالا من به تو و پيتر نياز دارم که ازم مراقبت کنين؟
هيچوقت
فقط...مراقب خودت باش
باشه حتما
خيلي دوستت دارم
منم دوستت دارم عزيزم
!نه، نه، نه، شليک نکن
!خواهش ميکنم، فقط بذار ما بريم
!بسه! کافيه رومن
بيا فقط از اينجا بريم بيرون
...از صيون كه كمال زيبائيست
زمين را از مطلع آفتاب تا به مغربش ميخواند
.خدا تجلي نموده است ...آتش پيش روي او ميسوزاند
اون ميخواست تو رو بکشه
،اون زنده ميموند ...اگه ما کسي که الان هستيم نبوديم
...يا اون چيزي که هستيم
No comments yet. Be the first to leave one.