Dark City

Dark City

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Dark City
Komentář od mohammad007
ترجمه کامل محمد جعفرپور تقدیم به همه فارسی زبانان

Tagy

other
Zveřejněno: 2010-05-16
Stažení: 73
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

ش

شه

شهر

شهر ت

شهر تا

شهر تار

شهر تاري

شهر تاريک

شهر تاريک

:

:تر

:ترج

:ترجم

:ترجمه و

:ترجمه و ز

:ترجمه و زي

:ترجمه و زير

:ترجمه و زيرن

:ترجمه و زيرنو

:ترجمه و زيرنوي

:ترجمه و زيرنويس

:ترجمه و زيرنويس م

:ترجمه و زيرنويس مح

:ترجمه و زيرنويس محم

:ترجمه و زيرنويس محمد

:ترجمه و زيرنويس محمد ج

:ترجمه و زيرنويس محمد جع

:ترجمه و زيرنويس محمد جعف

:ترجمه و زيرنويس محمد جعفر

:ترجمه و زيرنويس محمد جعفرپ

:ترجمه و زيرنويس محمد جعفرپو

شما گيج شده ايد؟اين طور نيست؟ ترسيده ايد؟

مسله اي نيست، من ميتونم به شما کمک کنم

تو کي هستي؟

من دکتر هستم حالا به من گوش کن

تو حافظت رو از دست دادي اون يک آزمايش بوده

يک چيزي اشتباه شده حافظه شما پاک شده

ميفهمي من چي ميگم؟

نه، نمي فهمم چه جوري ميتونم از اين جهنم راحت شم؟

فقط گوش کن، در حالي که ما داريم با هم حرف ميزنيم چند نفر ميان اونجا

تو نبايد بزاري اونها تو رو پيدا کنن بايد همين الان اونجا رو ترک کني

الو؟ اونجايي هنوز؟

سلام ،آقاي مرداک آقاي "اوتوماتيک" زنگ زد

گفت شما کيف پولتون رو جا گذاشتيد

پيشنهاد ميکنم برگرديد و بيارينش ...چون شما فقط براي سه هفته کرايه دادين

که اون هم ده دقيقه پيش تموم شده

من سه هفته اينجا بود؟

درسته همش اينجا ثبت شده

روز و تاريخ

ليست ما مثل تختخواب هاي ما هميشه تميز و مرتب و منظم هست

وقتي برگشتم در موردش صحبت ميکنيم

...شما فقط تا زماني مهمون ما هستيد

که پولش رو از قبل بزاريد رو ميز ما

قوانين ثابت هست سه هفته،سه هفته هست

و روز ديگه اي هم بهش اضافه نميشه

آقاي مرداک؟درسته؟اون کجاست؟

همين 5 دقيقه پيش از اينجا رفت

!بخواب حالا

:هي جيگر

اون گفت که دکتر شوهرته

مي خواد باهات حرف بزنه

!ببخشيد

...دکتر،ش

شربر لطفا نميخوايد بيايد داخل؟

شما بايد "اما مرداک" باشيد؟

ممنونم که به اين زودي براي ديدن من تشريف آورديد

اين چيه؟

يک وسيله که براي انجام آزمايشات علمي خودم طراحي کردم

.من متوجه نمي شم

شما گفتيد که دکتر شوهر من هستيد اما اون هيچ وقت در مورد شما با من حرفي نزده بود

...حقيقت اينه خانم مرداک

جان بعضي وقت ها براي ديدن من ،اينجا ميومد

اون دچار دست و پنجه نرم کردن با احساسات و خيانت

.ناشي از زندگي زناشوييش ،با شما بود

جان به شما گفته بود چه اتفاقي افتاده؟- بله-

آخرين بار کي اون جان رو ملاقات کرديد؟

سه هفته قبل

اون داشت چمدونش رو مي بست و از دست منم خيلي ناراحت بود

من درک ميکنم که اين موضوع ...چه قدر ميتونه براتون سخت باشه

اما به خاطر جان ... من ميخوام که شما

من رو يک دوست بدونيد خانم

به نظر مي رسد جان از يک مشکل روحي،رواني رنج مي برد

از دست دادن کامل حافظه

اون ممکنه دوچار توهم خيالات بشه

و حتي خشونت

...إما

اگر اون باهاتون تماس گرفت ...يا فهميديد کجاست

!شما بايد سريعا با من تماس بگيرد متوجه منظورم که هستيد؟

اين بسيار مهم هست که من به عنوان اولين نفر با اون روبرو بشم

همسرتون هر جا که ،داره دنبال شما ... ميگرده براي پيدا کردن حافظه

.خودش

عصر بخير ،آقاي مرداک

آقاي مرداک ديگه؟ درست گفتم؟

آقاي..چي بود؟ ج... چي چي ،...مراداک؟

ج، مرداک

اسمت چيه؟جاستن؟جري؟

نه

اسم من جيسون مرداکه جان مرداک

جيک مرداک،هم خوبه؟

سلام،جک مرداک

سلام

"بامستد"

بهش گفتم پول نقد فقط بياره

"گفتم :"سه هفته ،يعني سه هفته

برنده خوش شانس ما کجاست؟

طبقه بالا قربان،اتاق 614

يک دختر فاحشه ديگه

"ج، مرداک"

عصر بخير، هاسلبک

بازرس بامستد

بند کفشت بازه

آقا

از اينکه اينجا هستيد خوشحالم، قربان

ميگن کارآگاه والنسکي خيلي عصبانيه

فقط چيزي رو که بايد به من بدي،بده هاسلبک

عجب! به نظر مي رسه امروز از دنده چپ از خواب بلند شده

سلام- اوه،تويي-

کيف پولت رو جا گذاشته بودي ،رفيق

چه وقتي بود؟

آخرين بار کي اينجا بودم؟

کي بود؟- وقتي که کيف پولت رو جا گذاشتي؟-

ميخواي يادت بياد؟

سلام، ببخشيد...؟

!نه ، نه ، به طور جدي

کجا داري تشريف ميبري رئيس؟- !خونه-

و خونه کجاست؟

شما کار بهتري براي انجام دادن نداريد؟

خب، من فقط دارم وظيفه ام رو انجام ميدم

يک قاتل اون بيرونه در صورتي که شما ها تا الان متوجه اون نشديد

بهتره به جاي اين مسخره بازي ها بريد به دنبال اون

برو، بريد هردوتن

بيا

اون دور ميزنه و دور ميزنه

!کجا مي ايسته؟خدا ميدونه

چرا اينقدر هاسلبک؟ تا حالا 6 تا شدن؟

فکر ميکنم قربان

به نظرت کار يک مرد ميتونه باشه؟

بله فکر مي کنم ...انگار توي کارش خيلي خوبه

و براي تموم کردن کار بهترين زمان شب هست

هي،اين براي والنسکي خيلي بده ،نه؟

من حدس مي زنم اون به اندازه کافي ديده

...بنابراين هاسلبک

چه قاتلي براي نجات جون يک ماهي صبر ميکنه؟

منم همين رو گفتم ،قربان

بامستد!چي شده؟

به لطف والنسکي اين قاتل داره ما رو دور ميزنه

...با تمام احترامات سربازرس

من خيلي وقته " اد "رو مي شناسم اون پاسبان خوبيه

اون هر کي که بوده مال قبل هست

من ميخوام با بامستد حرف بزنم

بيا بريم

ايست

:فرانک،فرانک

بيا بريم

اونها مراقبم هستن:

روي پاي خودم.

هيچ راه فراري نيست

به من کاري نداشته باشيد

خدا، نميتوني ببيني؟

بزاريد برم، بزاريد برم

...به من کاري نداشته باشيد ،بزاريد برم

کي بود؟- والنسکي-

من به خاطر گناهانم مجازات ميشم؟درسته؟

من چه گناهي مرتکب شدم که اين گيرم اومده؟

از کجا شروع کنيم؟

خوب از همه مدارکي که کارآگاه والنسکي جمع کرده ..پس

تنها چيز هايي که اينجا مونده خود والنسکي هست

که اونم فقط هذيون ميگه

قربان نتايج اثر انگشت ها رو آوردم

اين چيه؟يک شوخيه؟

جاي زياد دوري نرو

بازرس بامستد

من اومدم اينجا تا نا پديد شدن همسرم رو گزارش بدم بهتون

بريد ميز جلويي

اونها گفتن بيام پيش شما

اسمش، جان مرداکه

خانم مرداک چرا زودتر گزارش نداديد؟

منظورم اينه که شوهر شما خيلي وقته که گم ...شده اما شما تا الان هيچ سعي

من فکر ميکردم که اون خيلي ساده با من به هم زده و من رو ول کرده

تا... امشب که دکترش با من تماس گرفت

چند وقته ازدواج کرديد؟

نزديک 4 سال

چرا مي پرسيد؟

براي اينکه به خاطر شوهرتون نگران به نظر مي آيد

انگار که شما عادت نداشتيد قبلا اون رو نبينيد

نه ، ما هرگز با هم به هم نزديم

اين اسم ها شما رو ياد کس خاصي نمي ندازه؟

نه،اين زن ها کين؟

چه ارتباطي با همسر من دارند؟

شما فکر ميکنيد اون مرتکب جرمي شده؟

شايد، شايد قتل

قتل کي؟

کدومشون؟- !همشون-

خانم مرداک متاسفم، متاسفم

من نميخواستم شما رو بترسونم

من متاسفم که اومدم نبايد مي اومدم اينجا

خانم مدارک اجازه بديد

...اگه چند دقيقه به من وقت بديد

حق با من بود

More Farsi Persian subtitles for Dark City

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left