Cashback

Cashback

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Cashback (2006) 720 BiRD
Komentář od Mohammad_R
ترجمه از ناصر قاسمي راد بنده فقط با این نسخه هماهنگ کردم

Tagy

720
Zveřejněno: 2013-12-27
Stažení: 40
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

اون تقريباٌ 500 پوند گيرش مياد اگرکله يک نفر رو له کنه

اما عاطفه انسان يکم حساس تر از اشياءِ

سوزي ,اولين دوست دختر جدي من

اولين قطع رابطه جدي من

درست روبروي من داره اتفاق ميفته

من اصلاٌ فکر نميکردم اين مثل يک تصادف ماشين باشه

من ترمز هارو محکم فشار دادم

و سُر خوردم بسمت يک برخورد عاطفي

بنابر اين اينها همه اشتباهاي من بوده؟

من. بن ويليامز

اين خنده داره که تو اين لحظه چي تو مغزت ميگذره

دو سال و نيم خسته کننده رو با هم بوديم

قول داديم با هم باشيم

تعطيلات رفتن با خانوادش

اون آباژور که با هم از فروشگاه خريده بوديم

اون آخرين سالِ دانشگاهِ هنرم بود

و هفته ها اين جدائي ادامه داشت

من سعي کردم بفهمم که کجاي کارم اشتباه بوده

چرا ما از هم جدا شديم؟

خنده داره!الان که به گذشته فکر ميکنم دلايلمون خيلي بي اهميت بود

يک روز با من بود و بهم ميگفت عاشقت ام

و هفته ديگه با کَسه ديگه اي بود

و احتمالاً به اون هم ميگفت

بنابراين آيا اون واقعا منو دوست داره؟

اصلاٌ ميدونه عشق چيه؟

واقعاٌ اون اين قدر فراموش کار بود؟

فراموشش کن ، داري وقتت رو تلف ميکني

دربارش فکر کن،اون تورو در حد يه بازنده مثل استيو جنکينز ميدونه

اون منو بازنده نميبينه

به هر حال چرا تورو ول کرد؟

اين آخرشه

اين باعث ميشه سوزي فکر کنه چمن سبز تر هميشه اون طرفه

اون هميشه ناراحت اينه که يه پارتي بهتر پيدا کنه که بره اونجا

يا اگه يه دوست پسر بهتر داشت

من الان فکر ميکنم که هيچ وقت نميتونستم اونو خوشحال کنم

و استيو جانکينز شروع به شرح دادن ميکنه

استيو جنکينز چطوري شمارشو به دست آورد؟

اين موضوع جالبيه

من بد تر از اينو تصور ميکردم

نميخوام بهش فکر کنم

تو بايد با يه دختر خوشگل ،مانکن يا چيزي شبيه به اين بيرون بري

چرا؟

اگه تو گرفته باشي دست يه دختر خوشگل رو

پس تو بايد ارزشش رو داشته باشي

ميدوني که خانم ها هميشه به هم حسادت ميکنن

اگه سوزي تورو با يه دختر سکسي ببينه با خودش فکر ميکنه که

براي اينکه من بتونم بن رو از اون دختر خوشگل پس بگيرم

پس من بايد از اون خوشگل تر باشم

به نظر خانم ها موفقيت خوشگل تر بودنه

اين حقيقت رو مادرم بهم گفته

سوال قديمي؟ عشق چيه؟

ببخشيد

خوبه ! عاليه

بن ،آقاي آدام يه وقتي بهت داده

فکر نکني که من براش ارزشي قائلم

ببخشيد

من تو يه خوابگاه دانشجوئي، نزديک دانشگاه زندگي ميکنم

اون کلاٌ 4 بلوکه

خونه120 هم دانشگاهي ديوانه

حالا وقته شکاره

زماني که شيطان براي تو افسوس ميخوره

اون بي حرکت ايستاد

وقتي که من اين کلمات رو گفتم:

متاسفم

من فکر نميکنم بتونم خوشحالت کنم

ممکنه ما جداشيم

و اين زماني بود که اون عصباني شد

کيه؟

سوزي ،منم بن

بن!خواب بودم ،چي شده؟

سوزي آممم

متاسفم

منم متاسفم

هيچ راهي وجود داره که ما دوباره به هم برسيم؟

فکر نمي کنم بن

فکر ميکنم زمانش گذشته

به جز اون ،من الان با استيو ام

اونم پيشت خوابيده؟

آره

خوب بود؟منظورم اينه که اون بهتر بود؟

من نميخوام در اين مورد با تو صحبت کنم بن

من متاسفم بن بايد برم

سوزي؟

حالا فقط به اون فکر کن ،نه کسه ديگه اي

من فکر ميکنم شبيهه کسي شدم که اکسيژن اطاق رو يک جا بلعيدم

بعد از بريدن از سوزي من ديگه نميتونم بخوابم

هر چه بيشتر به خواب فکر ميکنم بيشتر خسته ميشم

کاملاٌبيدار بودم

من از همه چيز خستم

من فقط ميخوام بخوابم

يهو فهميدم 8 ساعت ديگه وقت دارم

زندگيم خسته کننده شده بود

هر چي سعي ميکردم فراموش کنم بيشتر به ياد ميآوردم

با گذشت هر ثانيه وساعت

من ميخواستم از اين قضيه فرار کنم

با يه حقه اي

حالا زمانه بيشتري دارم

زمانه بيشتر براي فکر کردن به سوزي

ميخواي براي يه گشت زدن بري بيرون؟

بدون هدف سوار يه اتوبوس شدم

نگاه ميکردم منظره بالا اومدنه خورشيد رو

قبل از ترک يه شبه بدون خواب ديگرو گذروندم

شرو ع به خوندن کتابهايي کردم که هميشه آرزو داشتم وقت براي خوندنشون پيدا کنم

با زمان هاي اضافه من حتي فرصت کوندنه کتابهاي مورد علاقم رو هم داشتم

اما اون هرگز از ذهن من دور نشد

دو پوند و 75 لطفاٌ

بدون اين دو تا چقدر ميشه؟

يک پوند و 70

واضح بود که بايد بخشي از زمانم رو کار کنم

بله ، بله ، بله

بله ، بله

بله ، بله

آمم همه اين ها عاليه ،مرد

فکر ميکنم شما براي اين کار عالي هستين

يه احساس عجيبي دارم ،بن

حيرت آوره. ما اميد واريم شما از خوندن و

گوش دادن اين قسمت ها لذت ببريد

ميدونم ، من بين اينها با تو بودم

دراين جا فرصتهاي زيادي هست بن. و اين زندگيه

ميتونستم جزئيات اطرافم رو احساس کنم

يک نيروي ناشناخته باعثش ميشد

يک تقدير غير قابل پيش بيني به سمتم مي اومد

T-E-A-M-W-O-R-K.

کار گروهي ،بن

به جمع ما خوش اومدي

به اين ترتيب کارمو در شيفت شب فروشگاه آغاز کردم

در طي ساعتهائي که مردم عادي خوابند

من زمان خودم رو با کار پر ميکردم

من به آنها 8 ساعت فوق الاده خودمو ميدم واونها بهم حقوق ميدن ،نقدي.

“سلام. “اوه ، سلام.

دير کردم. جنکينز حتماٌ منو ميکشه.بعداٌ ميبينمت

باشه ، ميبينمت

–شارون! –بله آقاي جنکينز؟

–دوباره دير کردي شارون. –معذرت ميخوام آقاي جنکينز.

–اين هفته دومين بارته. –ميدونم آقاي جنکينز.

معذرت ميخوام,ديگه تکرار نميشه

باشه

ساله اولم تو دانشکده هنرکسل کننده بود

اما اون به من کمک کرد که ارزش اشيا رو تو زندگي بدونم

دوست دارم که مشتريهامون بدونند که يه چيزه ويژه اينجا هست

دوتا به قيمت يکي در راهروي 10

نان تازه و کيک. در راهروي ده قيمت استسنائي، دو تا به قيمت يکي عرضه ميشود

خوب, فقط بهش زُل نزن،بن

تميزش کن

شما ميدونيد که من هميشه دنبال نقاشي بودم

قبل از اين به هنر منداي زيادي علاقه داشتم

هميشه فرم يک زن منبع بزرگ ايده ي من بوده

هميشه مبهوت چيزهاي ناشناخته اي درون اونها بودم

حالا,اينجارو تميز ميکني يا نه؟

اونجا يه هنره که هشت ساعت رو با بي حوصله گي بگذروني

هنريکه ذهنتون جاي ديگه اي باشه در حاليکه ثانيه ها به آرومي ميگذرند

من فهميدم تمام مردمي که اينجا کار ميکنند

هنر شخصيه خودشون رو کامل ميکنند

شارون قانون شماره يک رو بلده،.ساعت دشمن ماست

قانون اصلي اينه :

هر چي بيشتر به ساعت نگاه ميکني ،زمان کند تر ميگذره

اين مخفيگاهه ذهنتو باز ميکنه

و هر لحظه عذابت ميده

اين هنر اصليه رفتار با تجارته زمانتونه

نقدي ميخريد؟

اين باري بريکمنه

ميدونيد، باري خودش فکر ميکنه آدم کله خره بانمکيه

براي شروع باري کاملاٌ شناخته شُدست

باري داشت با دوچرخه شيرين کاري ميکرد که يه اشتباهي کرد

فيلم بردارهم اونو تو اينترنت گذاشت

باري از اون به بعد چسبيده به اسکيتش

مت استيفنس هم يه اسکيت سواره ماهره

چيزه ديگه اي هم ميخواستيد؟

چيزه ديگه اي هم ميخواستيد؟

- سوسيس! - اوه ، بله.

باري و مت دوستاي خوبي هستند

داريد ميريد؟ مواظب باش

براي اونا يه راهه کاملاٌ متفاوت پيش اومده

رفتارشون با تجارت زمان

نگاه کن ،ببين

هنر اونا انجام هر چيزيه که بدونند کار نيست

چند روزه بعد باري و مت رو گزارش کردند

براي چي خواستنشون؟ به خانوم ها کمک کنند؟

شيشه شامپو ،باعث بازجوئيه اونها شد

به نظر ميرسه که باري و مت ميدونند

و اونها ميدونند که خانم هاي داخل سوپر مارکت ميدونند اونا شبيه چي هستند

تئوري اونها اين بود که اون يه وسيله سکسيه

با اين که شبيه يه بطريه شامپو

خانم ها بايد اونو دوست داشته باشند به عنوان يه وسيله ي سکسي

اما خجالت ميکشيد اونو بخره چون ميدونستند شبيه چيه

راه آسون تر براي تصميم خريد اونها اين بود که قبلاٌ تو سبد خريد شون بزارن

اگر آنها انجام نميدادند,آنوقت مت و بٌري ميدونستند

بايد کمک کنند که شامپو يه خونه خوشحال رو پيدا کنه

باري مت رو به مسابقه اسکيت دعوت کرد

اونها ميخواستند که با سرعت يه راهرو رو بالا وپائين کنند

بايد کل راهروي 14 رو برن و, برگردن به خط شروع

همه منتظر شدن تا يک روز مدير مرخصي بگيره

هنر انجام دادن هر چيزي بجز کار حتي فرض کردنش, اعتياد اوره

هيجان انجام دادنه کاري که شما انجام نميداديد

به همراهه نتيجه ها اگرشما ميدونستيد چي پيش مياد

تمايلات قوي ديگران خارج از هنر خودشان

پشت خط آماده, حرکت

پدرومن در اومد

من دو هفته بود که نخوابيده بودم

دعوا کردن من با سوزي باعث شد که من با زمان مشکل پيدا کنم

More Farsi Persian subtitles for Cashback

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left