Prvních 200 řádků.
این سریال بر اساس رویدادهای واقعیست
شخصیتها و رویدادها برای تاثیرگذاریِ هرچه بیشتر تغییر یافتهاند
هوای بد
ها؟
فردا شرایط هوا تو مسیر من بد میشه
باید زودتر بلند شم
مهمونت کجاست؟
خب هنوز گوشیش خاموشه
چیز خوبیه؟
احتمالاً نه
خب...
فکر کنم خوبه، اه!
- چی شد؟ اوه، نه... - لعنتی
کلاً شکست
اشکالی نداره، از یه دستفروش میخرم
دست فروش؟
دست بجنبون، باید پنج ساعت دیگه بلند شم
نمیای؟
نگران «روفو»ام
درسته دیوونهست ولی همیشه یه زنگی میزنه
،میگن خبرِ بد سریع سفر میکنه مثل یه اسب
درسته، ولی من اگه اسب میروندم
اون لاشیا جلومـو نمیگرفتن
- صبح بخیر - صبح بخیر
گواهینامه، و کارت ماشین. لطفاً
اسب بخوره تو سرم
خبر بدِ واقعی ماشین گیلهوم بود
خلافی خودرو پرداخت نشده
خب، چون...
راستش این ماشین مال دوستمـه، اونم مأموره
درسته، ولی مأمورا هم باید خلافی بدن
حتماً
در این مورد باید چیکار کنیم؟ شما نمیتونین این خودرو رو برونین
من میگم چیکار: اگه بخوای، میتونم کمکت کنم
همکارم باهات سخت برخورد میکنه اون سخت گیرـه
باهاش حرف میزنم
هی داداش، میدونی چیه؟ من باید خودمو به پاراگوئه برسونم
صحیح، ولی نمیتونی این ماشینو جایی ببری
باید با یدککش ببرمش
پس ببر
البته اگه یدککش دارین
منم قبلاً پلیس بودم، میدونم چطوریـه
یارو دیوونهست
- کجا میره؟ - پاراگوئه
پیاده؟
× DeadlyKiller ترجمه از ×
پل دوستی: 4 کیلومتر
پل دوستی، راه ارتباط ما به پاراگوئه
ملت دوستداشتنی که تو جنگ 1864 تلفات سنگینی بهش وارد شد
در اون زمان، پاراگوئه پیشرفتهترین کشور در آمریکای لاتین بود
ولی برزیل، آرژانتین و اروگوئه
فقط به پیروزی در جنگ راضی نشدند
همۀ افراد بالای 14 سال رو اعدام کردن
بزدلیِ وامونده
پُل دوستی؟
بله
برام سواله که اون فهمیده که ابراهیم تو پاراگوئهست و رفته دنبالش؟
چرا ماشینت رو ول کرده؟
- من بدهی موندۀ خلافی ماشین رو ندادم - خدای من، گیلهوم
گیلهوم...
پاراگوئه. چرا پاراگوئه؟
ابراهیم در حال فراره، ورشکست شده...
شاید به زادگاهش برگشته
قاچاق محموله از رو پُل، کی بو میبره؟
- از همونجا شروع کرد، نه؟ - آره
موسیقی گوئارانیا...
یکی از منفور ترین سبکهای موسیقی در جهان
Second only to the cacophony that is American heavy metal.
پاراگوئه خیلی زیباست. بازار خردهفروشها،
بهشت قاچاقچیها
اونا تو کشوری با چنین فسادی، آهنگای «راول» رو نمینوازن
- سلام رفیق - سلام علیک
- اوضاع چطوره؟ - خوبه
این سیگارها
چطور میتونیم تعداد بیشتری گیر بیارم؟
چقدر زیاد؟ من اینجا کُلی سیگار دارم صد بسته؟
نه. نه، خیلی زیاد
خیلی خیلی زیاد
میتونی بری بازار اونجا رو بگردی
ولی ما «ویلالوبس» رو داریم
ما هفتمین اقتصاد بزرگ جهانیـم
فساد ما درجه یکـه و از فساد اونا خیلی وسیعتره
توزیعکنندۀ این سیگارهایی به تو میفروشن کیه؟
کی میخواد؟
یه دوست
مهم نیست، ممنون
رد سیگارها رو دنبال کردم، همون محل صادرات اصلیشون
ما اونا رو با گلوله کُشتیم
و حالا هم اونا داشتن ما رو با سرطان ریه میکُشتن
عادلانهـست. ملت دوستداشتنی
الان چطور باید ابراهیم رو تو پاراگوئه بگیریم؟
ریگو، وزارت دادگستری و امور خارجه
دو سال قبل از اینکه حتی ما پامون رو تو پاراگوئه بذاریم
اگه روفو موفق بشه چی؟
چطور به «امور داخلی» توضیح بدیم؟
یه مأمور بخاطر مشکلات روانی بازنشت شده
ماشین همکارشو که بدهی خلافی داره، میگیره...
یواشکی میره پاراگوئه تا یه مجرم رو با دستای خودش آزاد کنه؟ محاله.
میرم دنبالش
نه نمیری. نمیری. روفو رو نجات میدیم
روفو همیشه نجاتمون میده، نه؟
یارو همونی بود که میخواستیم
توزیعکنندۀ عمدۀ برند سیگاری که ابراهیم داشت میخرید
میدونین پلیسای قدیمی میگن: «دنبال پول برو»؟
میبینین؟ تو پاراگوئه: «دنبال سیگار برو»ـئه
از فروشنده خیابونی گرفته تا توزیعکننده
از توزیعکننده گرفته تا انبار
از انبار گرفته تا صاحب جنس
و کی میدونه؟ شاید تا مشتریهاش
ابرهیم هیچوقت یه بارم خردهفروشی نکرد
اگه سیگار میخرید
عُمده میخرید، مستقیم از محل تولیدش
ناسا باید رو ابراهیم تحقیق کنه
منشأ اصلی، واتسون عزیزم
یارویی که بهش سیگارها داد، مجبور بوده تو فاحشهخونه زندگی کنه
یه فاحشهخونه پاراگوئهای
که کاملاً بیش از حد لزومه
این یارو رو میشناسی؟
چطوره با یه دوست قدیمی مشروب بزنم؟
تو که دوست من نیستی
شاید دوست باباتـم
بیست سال از موقعی که اومدم اینجا گذشته
پدرم 20 سال پیش مُرد
خیلی حیف شد که
به افتخار پدرت
پدرم یه لاشی تمام عیار بود
چی تو رو بعد از 20 سال کشونده اینجا؟
چیزای زیادی، ولی قبلاً تو تجارت سیگار بودم
هواپیما میرونم
اون بالا سیگارها رو جابهجا میکردم
خب دنبال چی میگردی؟
مسئله اینه که... خودمو پاره کردم تا به تجارت سیگار برگردم
کوئین، یه یارو تو بار هست
دنبال اینه که از مرز سیگار قاچاق کنه
وسط سکس هر دفعه مزاحمم میشی..
و یکی میاد در مورد قاچاق سیگار میپرسه
زندگی خودم چی میشه، پابیلیتو؟
ده هزارتا مشتری تو یه هفته!
اون دنبال فروشِ جنسهاست، و یکی رو هم داره که جابهجاش کنه
میخواد کیرشم ساک بزنن؟
شرمنده. فکر کردم نظرتو جلب کنه
من کار حملونقل نمیکنم، پابلو
ولی من میکنم
پول همراهش هست؟
نمیدونم، داشتم باهاش تو بار حرف میزدم. نظرت چیه؟
- بگو منتظرم بمونه - چشم
کی بهت اجازه داد لباس بپوشی؟
اگه یه مأمور دولتی اونجا بود، ابراهیم مجبور بود دست از پا خطا نکنه
حالا موقع غیب شدن بود و زاغ سیاهشو چوب زدن
یارو کجاست؟
غیبش زد
مشروبشو تموم نکرده رفت. حداقل پولشو میداد
چه شکلی بود؟
برزیلی بود
میگفت 20 سال پیش سیگار قاچاق میکرد
خلبان بود
هی، ولی این مشخصات که شمایی
همزادمـه. یه بردار دو قلو
ولی مامانم یکی از من بدنیا آورده من اصلـیام
خیلیخب، مهم نیست
چی شده، جیگر؟ حملونقلـت پرید؟
باید ابراهیم رو زنده پیش «ورنا» میآوردم
ولی در عین حال خودم تنها بودم
بدون نقشۀ بینقض، دیگه کسی نبود داستانو بهش بگم
خبر خوب: میدونستم ابراهیمو کجا پیدا کنم
خبر بد:
تا الان فهمیده من دنبالش بـودم
- سلام - سلام
- چه خبر؟ - سالم رسیدی؟
وحشتناک بود، ولی من یه خلبان حرفهای هستم
یه عالمه چالۀ هوایی، نه؟
- میخوای چیزی از پاراگوئه واست بیارم؟ - داری میری پاراگوئه؟
چی باید بخوام از پاراگوئه واسم بیاری، گیلهوم؟
- پس شنبه میبینمت - بوس بوس.
بوس بوس. خدافظ
دارم میرم سفر مراقب خونه باش، خانمی
برزیل و پاراگوئه همیشه باهم همکاری کردن
پاراگوئه از سواحل و آزاد راههای بزریل به منظورِ...
وارد کردن خرتوپرت از سراسر دنیا، استفاده میکنه
اسلحه، مهمات و ویسکیِ چینی
توافقش راحته
ما دریافت میکنیم، ولی کانتینرها رو تو .مسیرشون بازرسی نمیکنیم
اجناس قاچاق قبل از اینکه از پُل دوستی عبور کنن به سانتوس میرسن
و در نهایت در خاک ملت دوستداشتنیمون انبار میشن
و از اونجا، به بخش معاف از مالیات برزیل فرستاده میشن
دنگ و فنگ زیادی داره
فکر کنم این همونیه بهش میگن «مرکوسور«
- ورنا؟ الو؟ - روفو؟ روفو!
بله، ورنا دارم ابراهیمو واست میارم
تنهایی از پسش بر نمیای
اون عوضی لبنانی رو لب مرز تحویلت میدم
من ابراهیمو نمیخوام، گرفتی؟ من تو رو میخوام صحیح و سالم، به دور از پاراگوئه
تو ابراهیم رو لازم نداری. با اینحال بخاطرش ازم تشکر میکنی
احمق نباش! میتونی شمردی که چند تا خلافکار دو رو برش هستن؟
خودم حلش میکنم و بهت خبر میدم
No comments yet. Be the first to leave one.