Prvních 200 řádků.
جورج: يالا، "چارلي". وقت رو تلف نکن ديگه واقعا بايد کار رو شروع کنيم
من فقط اميدوارم دوستيمون باقي بمونه، همين
!چارلي: اوه "جورج"، زياد احساساتي نشو
خب، اين زندگينامه خودته، چارلي -
و به عنوان ويراستارت، بايد بهت بگم که ...اون قسمتاي دست خط
خيلي مبهم و نامعلومه، اگه بخوام خلاصه بگم... منظورم اينه که، براي مثال، مادرت
اولين بار کي کنترلش رو از دست داد؟
ما بايد اون حقايق رو بدونيم
گفتنش سخته -
...اون بي نظير بود توي روزاي خوبش
!صداتو نميشنوم، عزيزم
!يالا ادامه بده - !ولمون کن بابا -
!زنيکه احمق !از سکو برو بيرون، گوساله احمق
!يالا، مامان
!پولمون رو پس بديد
!يالا - چه مرگته؟ -
!ولمون کن
!بيا! بيا! سريع، خانم، از سکو خارج شو
!گوش کن، گوش کنيد. يالا، قطعش کنيد
!بيــا
اومدي بيرون، تموم شد
...خانمها و آقايان !خانمها و آقايان
،خانمها و آقايان ...توجه شما رو جلب ميکنم به
!بيخيال! نظم رو رعايت کنيد انصاف داشته باشيد، آقايون
!نظم رو رعايت کنيد !بيخيال، آقايون
!وايسيد! آقا، لطفا - !از رو سکو برو بيرون -
!از روي سکوي لعنتي برو بيرون ديگه
!چقدر بامزه ست - ...ما يه نمايش دوست داشتني ديگه براتون داريم -
چيه؟ - قربان، من بلدمش. من ميتونم اون آهنگ رو بخونم -
!ميگه بلده، بذاريد اون اجراش کنه - !بذاريد اون انجامش بده -
!يه فرصت بهش بدين پس
اسمت چيه، پسرم؟
"چارلز" - چارلز، چارلز چي؟ -
"چارلز چاپلين" - چارلز چاپلين -
،خيله خب، خانمها و آقايان ،در کمترين زمان و با هزينه بسيار
براي خوشحال کردن شما، سعادتمنديم به شما هديه کنيم اجراي استاد چارلز چاپلين رو
!چند لحظه صبر کنيد
آماده اي؟
جورج: مادرت ديگه هيچوقت آهنگ نخوند؟ نه، هيچوقت -
،"دارم بهت هشدار ميدم، خانم "چاپلين !اگه اجاره ت رو ندي، تو رو به پليس گزارش ميدم
اونوقت اون دوتا انگل کوچيک !درست بهشون غذا نميرسه
"!اگه امروز اجاره ت رو ندي، تو رو به پليس گزارش ميکنم"
"!اجاره ت دو ماه عقب افتاده"
!!اجاره؟! اجاره؟
!اجاره ديگه چي هست؟
!اوه، خفه شو، زن ترسناک
ادامه بده، مامان
ببخشيد عزيزانم، بازم غذا فقط سرِ ماهي داريم
يه روز بهتون کيک کشمشي ميدم
وقتي پولدار شدم
!مامان؟ يکي داره در ميزنه
خانوم چاپلين؟
بايد بچه هاي شما رو ببريم
نبريدشون کارگاه
اين براي رفاه حال خودشونه
!وايسا! برگرد اينجا
!بگيريدش
...وايسا، کوچولوي
...بيا اينجا ببينم! گرفتيم
...بيا اينجا ببينم، کوچولوي
!گرفتيمش
!"سـيد"
!سـيد
خيله خب، بيا بالا ببينم
!سـيد
!ولم کنيد! منو بذاريد زمين بذاريد برم! ولم کنيد برم
جورج: تو کتک خوردي؟
چارلي: با يه چوب به ضخامت انگشت شست
سيد چطور؟ -
فرستاده شد به يه کشتي آموزشي - .و بعد به دريا
بهمون نگفتي که چه مدتي رو توي اون - کارگاه خونگي سپري کردي، يا اينکه چطور ازش خارج شدي
!نگفتم؟! اشتباه ميکني - من يه سال اونجا بودم
...مادرم براي پول دراوردن شروع کرده بود به
دوختن دستکش...
پس، توي اون مدتي که - داشتيد بزرگ ميشديد، فقط شما دوتا بوديد
هفت سال بعد
پدرت؟ - پدرم چي؟ -
خب، اون توي اون دوره مُرد، مگه نه؟ - وقتي که تو دوازده سالت بود
تو چيز زيادي درباره ش ننوشتي - چيز زيادي درباره ش نميدونم -
،اون بعد از اينکه من به دنيا اومدم رفت اون روي صحنه ميخوند، بس که مشروب خورد، مُرد
ديگه چي بايد بگم؟
خب، اين کتاب خودته - که داريم دربارش حرف ميزنيم، چارلي
!اين زندگي خودته. به خودت مربوطه
کالسکه رو نگه دار کالسکه رو نگه دار
چه خبر، "رامي"؟ سر تا پا مست کردي؟
باهام دهن به دهن نشو، چارلي - بيخيال -
!خيله خب، اينجا رو خلوت کنيد !به راهت ادامه بده، برو، حالا
قصد بدي نداشتم
مواظب باش، خانم
چارلي؟ - بله؟ -
سلام، عزيزم
سلام، چارلي. فهميدي چي شده؟ !مامانت دوباره ديوونه شده
!گم شيد
مامان؟
!خدارو شکر، تو اومدي، چارلي
،من اون کيک کشمشي رو برات درست کردم همون طوري که بهت گفته بودم
ممنون، مامان
،اگه نميتوني امضا کني انگشت بزن، پسرم
دکتر منطقه گفت ايشون رو بيارم اينجا
خوب، اون توي شرايط بهتري قرار خواهد گرفت
خودت چي، پسرم؟ - من با اين قضيه کنار ميام -
يعني چي "کنار مياي"؟ - پيش عمه م ميمونم -
!مواظب پاهات باش، آقا !کفشا قيمتي ان
گاهي اوقات فکر ميکنه کف زمين "رودخونه اُردن"ـه
ما خيس نميشيم، مامان - آره، حواسمون هست -
چرا همين الان ازش خداحافظي نميکني، پسرم؟
!چارلي - حواسم نبود، مامان -
مامان، خيلي دوسِت دارم - ميدونم، ميدونم -
،اگه يه فنجون چاي به من داده بودي الان حالم خوب بود
اونا بهتر از من ميتونن ازت مراقبت کنن، مامان
!يه فنجون چاي !نکنه ميخواستي از دستم خلاص شي
نميخواستم، مامان. من واقعا نميخواستم
بريم، عزيزم - !تو يه دروغگوي کوتوله اي -
تو هم مثه بابات ميميري
چارلي؟ اين کارو با من نکن
من دوسِت دارم، چارلي !نذار منو از پيشت ببرن
نه، تو نميتوني به اونا اجازه بدي !اين کارو با من بکنن
!نذار اين کارو با من بکنن، چارلي
!نذار منو از پيشت ببرن !چـارلـي
چرا داري اين کارو با من ميکني؟
دو سال بعد، رودخانه تِيمز
سيد"، تو ترسيده بودي؟" اولين بار که اين يارو پيرمرد عجيب غريبه، "کارنو" رو ديدي؟
همه ازش ميترسن. و آقاي کارنو از تو خوشش مياد، يادت باشه
،اگه ميخواي که توي تئاتر باشي
،نه واسه اون کار ميکني نه واسه هيچ کس ديگه، فهميدي؟
بله
،ببين، اگه اين کار رو بدست بياري ،و با راهنمايي هايي که من ميکنم
ميتونيم مامان رو به يه جاي بهتر ببريم
نا اميدم نکني - من عالي ميشم، سيد -
لازم نيست عالي باشي فقط خفه شو و بامزه باش
صبح بخير، آقاي کارنو - سلام "سيدني"، بيا اينجا -
باشه - يه چيزي براي خوردن داريم -
متشکرم
،خيله خب چه خبر از اين برادر جوونت؟
،خب، ميدونيد اون تا حالا بازيگر تئاتر بوده، آقاي کارنو
اما اون بطور لذت بخشي ميخونه و ميرقصه
سيدني، سيدني
من خواننده و رقاص مثل شما خيلي زياد دارم
به يه کمدين احتياج دارم
آره خب، نمايش کمِديش هم عاليه
ميدونيد، اون استعدادش رو داره نگاش کنيد
اون کاراي بيشتري هم ازش بر مياد، ميدونيد خيلي چيزا
اميدوارم که اينطور باشه
!خداي من
حالت خوبه، پسر؟ - بله -
!يعني با اين شدت به کار احتياج داري؟
بله، قربان
ميدوني نمايش کمدي چيه؟
اينکه بدوني کي هستي و از کجا اومدي
و اين بايد به سمت تکامل پيش بره - بله، قربان -
حالا ميتونم بيام بيرون؟ - ميتوني -
خانمها و آقايان، تا اينجا شب بسيار خوبي بوده، اينطور نيست؟
،خب، من بهتون قول ميدم شما عاشق اجراي بعدي ميشيد
همه عاشق فيلن
،و درست همين جا روي اين سکو
،شما بيست تا از بزرگ ترين و برازنده ترين نمونه ها رو خواهيد ديد
اينها مستقيما از جنگل آورده شدن
شما مخالفتي داريد، آقا؟
من دارم سعي ميکنم فيلهاي رقاصمون رو معرفي کنم
بشينيد لطفا، آقا
!بشينيد، آقا
!پاهاتون رو بياريد پايين، آقا
!يه کم احترام بذاريد
،و حالا، خانمها و آقايان ...براي اجراي بعدي
!يه تشويق جانانه بکنيد...
"کاپيتان "بويتون !به همراه فيلِ زيباشون
!!اوه، نه. جدا، آقا اين ديگه زياده رويه
،خواهشاً يادتون باشه، آقا ،اينجا محل تفريح و سرگرميه
نه يه بار مشروب فروشي !يا آسايشگاه براي مستها
حالا، بشين و مؤدب باش
،خانمها و آقايان !آقاي چارلز چاپلين
روز خوش
،خانمها و آقايان ...در ادامه برنامه
!سلام، خوشگله
باشه، عزيزم
سلام، چارلي - سلام، "لوري"ي عزيز -
امشب برو پيش فرماندارت - باشه، اتفاقاً ديدمش -
سلام، عزيزم
،هي چارلي، بيا زيپمو برام ببند باشه، عزيزم؟
!دير نکردم
فکر نکنم از پسش بر بيام
خب، کي شروع شد؟
امروز بعد از ظهر اون فقط چهار سالشه
سرفه هاش خيلي شديد بودن
ممکنه باعثه خفگي بشه تو بايد با يه دکتر تماس بگيري
!من نميتونم از پس خرج دکتر بربيام
!بچه ها، پنج دقيقه
يه مقدارِ از پول رو بهش بده و بهش بگو که بقيه ش رو بعداً ميدي
يالا، دخترا، ديگه وقتي نمونده !عجله کنيد
!اين لعنتي بسته نميشه
هي چارلي، "هري" ديشب برنامه ت رو ديد !ميگه خيلي بامزه بودي
چارلي، خب، چطور به نظر ميرسم؟ - خوب، آره، خوبه -
تو پسر خوبي هستي، چارلي
...احمق
تو اينجا چيکار ميکني؟
بقيه مخالفتي نداشتن
!خب، من دارم
تو بايد جديد باشي
من شکايت ميکنم. به آقاي کارنو ميگم
!بي عرضه فاسد - لبات -
No comments yet. Be the first to leave one.