Prvních 200 řádků.
<font color=yellow> برگردان و زيرنويس از اورانــوس orannous@yahoo. com
<font color=violet>|
<font color=violet> ، نخست ، آنگاه که چيزي نبود
<font color=violet> ، ولي با آرامي ، گرماي رؤيا
<font color=violet> ، که هراس تو بود
<font color=violet> ، از نگاه پنهان ميشد
<font color=violet> ، در ژرفاي وجود
<font color=violet> ، ذهن تو
<font color=violet> ، تماما" تنها
<font color=violet> ، من فرياد برآوردم
<font color=violet> ، اشکهاي سکوت
<font color=violet> ، سرشار از غرور
<font color=violet> ، در جهاني
<font color=violet> ، ساخته از فولاد
<font color=violet> ، ساخته از سنگ
<font color=violet> ، بخوبي نواي موسقي را ميشنوم
<font color=violet> ، چشمانم را ميبندم
<font color=violet> ، آهنگ را حس ميکنم
<font color=violet> ، به دور من حلقه بزن
<font color=violet> ، قلبم را نگاه دار
<font color=violet> ، چه احساسي
<font color=violet> ، باورِ بودن
<font color=violet> ، ميتوانم همه را يکجا داشته باشم ، من ميرقصم
<font color=violet> ، بخاطر زندگيَم
<font color=violet> ، شور داشته باش
<font color=violet> ، و بگذار پيش آيد
<font color=violet> ، تصورات زنده هستند
<font color=violet> ، ميتواني درست در ميان زندگي ات ، برقصي
، بهت ميگم چيه
. بهت گاوچرون رو ميدم و سه تا
. سه تا و نصفي - . سه تا بگير ، خِيرش رو ببيني -
. سه تا و نصفي ، هيجانزده شدم
<font color=violet> ، چه احساسي
<font color=violet> ، باورِ بودن
<font color=violet> ، ميتوانم همه را يکجا داشته باشم ، من ميرقصم
<font color=violet> ، شور داشته باش
<font color=violet> ، و بگذار پيش آيد
<font color=violet> ، تصورات زنده هستند
<font color=violet> ، ميتواني درست در ميان زندگي ات ، برقصي
<font color=violet> ، چه احساسي
اين يه ملاقات ناگهانيه ؟
. اگه ميگفتم که سورپرايز نبود
. يه آبجو برات ميگيرم
<font color=violet> ، او درباره-ي من منظوري نداشت
<font color=violet> ، تنها چهره-ي زيبايي ديگر، براي ديدن بود
<font color=violet> ، تمام شهر به اشاره-ي او مرده اند
<font color=violet> ، هرگز نميگذارم بعدي من باشم
<font color=violet> ، او کسي است که فکر ميکند باهوش است
<font color=violet> ، او از آندسته است که هميشه به جدايي مينگرد
<font color=violet> ، او خيلي بدنبال شريک جنسي ميگردد ، يافتنش خيلي سخت است
<font color=violet> ، هرگز اجازه نخواهم داد ، قلبم را لمس کند
<font color=violet> ، او آنجا مي ايستد ، و مي پرسد که آيا برايم مهم است
<font color=violet> ، ببين ، او نزديک مي آيد
<font color=violet> ، اوه ، قسم ميخورم
<font color=violet> ، او لجوج ترين پسري-ست که تا کنون ديده ام
<font color=violet> ، باورم نميشود که به من مينگرد
. جيک ، بشين و بازي کن
شماره-ي 174, 63, 1503
. پيت ، من از اون کد پستي نميخوام
. احمق ، اين شماره-ي کارت مليِ اونه
، اون براي تو کار ميکنه
. يه پنير متوسط ، سرخکرده
، دو تا گوجه و پياز خام و حلقه شده
، دوتا خوراک گوشت با ادويه ، مايونز ، بدون خردل
اون چه جوشيِ که پشت " پولاک " دراومده ؟ - . " من ساندويچ رو با ويسکي ميخوام ،" ريچي -
. تومور مغزي
. ريچي - اين چيه ؟ -
. بيخيال ريچي
. يه همجنسبازي که راست کرده
من ترسناکم ، خوبه ؟ . ميتوني بهم بگي. من ظرفيتش رو دارم
. مايونز ، بدون خردل
نميتوني ببيني دارم ميرم لس آنجلس ؟
،" مستقيم از " پيتزبورگ . ريچي بليزيک ، خانمها و آقايان
لس آنجلس ؟ اينهمه صحبت چيه درباره-ي لس آنجلس ؟
. تو دوبار روي صحنه بودي
، من دوجرعه از اين آشغالا بهت ميدم . تو درباره-ي رفتن به لس آنجلس حرف بزن
بيخيال ، ديوونه شدي ؟ . به هرحال تو خيلي قد کوتاهي
. نميذارن آدماي قد کوتاه برن هاليوود
، دوباره همبرگر بزرگ درست کردي
. براشون کوچيکتر درست کن
. من کوچيکتر بهت ميدم
، اينجا خيلي کوچيکه . تو بايد بري بيرون و نظرت رو عوض کني
. نوبت من
. زنگ ، لعنت به تو . باورم نميشه که اون تماس نگرفته
. زنگ ميزنه - تو اينطوري فکر ميکني ؟ -
البته ، چرا که نه ؟ - . آره ، چرا که نه -
. شايد زنگ بزنه ، نميدونم
، وقتي باهاش حرف ميزدم ، سرحال بنظر ميومد . مث اينکه بگه ، بهت زنگ ميزنم ، عزيزم
. فکر نميکنم زنگ بزنه
. نگران نباش ، زنگ ميزنه - تو واقعا" اينجوري فکر ميکني ؟ -
چرا نزنه ؟ - . حق با توئه ، زنگ ميزنه -
ولي اگه زنگ نزنه ، من بايد بهش زنگ بزنم ؟ - . ميزنه -
، عاشق اينم که تو هميشه سعي ميکني . زندگي ديگران رو مرتب کني
، هروقت خواستي مال تورو هم مرتب کنم . بگو تا بدونم
، شخصا" نميگم . چون نبايد بگم
، ولي اگه نصيحت منو بخواي - . واقعا" نه -
. سلام دخترا - . سلام ريچي -
ميتونم کمک کنم ؟ ماساژ پا ميخواين ؟ - . گمشو بيرون -
. مدتهاست يکي رو داره - . شرط ميبندم -
. سلام
. سلام
تو لبخوني ميکني ؟
چي ؟
. ديشب ديدم داشتي ميرقصيدي
. فقط خواستم بگم ، سلام
. تو الکسي
. ميدونم
. من "نيک هارلي" هستم
جدي ؟
. روي چکهاي پرداختي ، اسم تورو ديدم
يه رقصنده بعنوان جوشکار ، چرا ؟
. يه دختر هم بايد زندگي کنه
فرانسوي حرف ميزني ؟ - . نه ، فقط عکسهاش رو دوست دارم -
. منم همينطور
. نيک ، ميخوان که ساعت 10 اونجا باشي - . باشه ، ميام -
عمومي ميخوني ؟ - . عادت دارم -
، همسرم هم همينطور . منظورم همسر سابقه
. من جدا شدم . ما جدا شديم
. متأسفم
. ببين ، من بايد برم سر کار
، نميدوني ، يه وقت رئيس اينطرفها پيداش ميشه
. فلاسک يادت رفت
. سلام ، گرانت
امروز استراحت کردي ؟
، و اکنون سرخط اخبار با . کوين ايوانز
، شب بخير ، خبر رسيده که ، آتش سوزي خسارت هاي زيادي را ايجاد کرده
، به شرکت لامبر ، به فروشگاه مواد غذايي
، و فروشگاه موتورهاي آمريکايي در مک دونالد
، ايالت واشينگتن ، امروز صبح
. لعنتي
<font color=violet>|
<font color=violet> ، فقط يک دختر خاموش شهري ، در يه شبِ شنبه
<font color=violet> ، بدنبال مبارزه اي براي زندگي خويش است
<font color=violet> ، در دنياي راستين ، هيچکس وي را نمي بيند
<font color=violet> ، همه ميگويند ، او رواني-ست
<font color=violet> ، با نگاهي به آهنگ ضربان قلبش
<font color=violet> ، دگرگوني زنان در زندگي
<font color=violet> ، او در جايگاهي خطرناک رقصيده
<font color=violet> ، آنگاه که رقصنده ، رقص ميگردد
<font color=violet> ، او ميتواند بسان کاردي ، تو را تکه کند ، اگر هديه ، آتش شود
<font color=violet> ، روي خط پايان ، و آنچه خواهد شد
<font color=violet> ، اون رواني-ست ، روانيِ روي صحنه
<font color=violet> ، و بگونه اي ميرقصد که انگار هيچگاه نرقصيده
<font color=violet> ، اون رواني-ست ، رواني روي صحنه
<font color=violet> ، و بگونه اي ميرقصد که انگار هيچگاه نرقصيده
ببخشيد ، ميدونيد دفتر پذيرش کجاست ؟
. درِ سمت چپ
مرکز تمرکز کجاست ؟ - کجاست ؟ -
مرکز کجاست ؟
. نگاه کن
، وقتي فرم درخواست رو پر کردي ، تمام تحصيلاتت رو درباره-ي رقص ، ذکر کن
. از بيشترين جايي که درس خوندي شروع کن
. و ذکر سالها در هر مؤسسه
. همچنين اگه هر حرفه اي داري
، و فهرست بقيه-ي تجربياتت . لطفا" ذکر بشه
، وقتي اين درخواست رو پر ميکني
، مطمئن شو که تمام سالهاي تحصيلي درباره رقص رو ، ذکر کردي
. و ذکر سالهايي که توي هر مؤسسه اي بودي
. من بايد برم بچه ها - . ميبينمت الکس ، کثيف نشي -
. سلام رقصنده - . سلام -
کمک ميخواي ؟ - . نه ممنونم -
، ميدوني ، من اين روابط شخصي نزديک رو
. با خانمي دارم که کاميون ناهار رو ميرونه
. من ميدونم هرچي که بخوايم برامون ميسازه
. مدتها توي ليست غذا بوده - . من ناهار نميخورم -
شام چي ؟ - . نميتونم -
، من با رئيسم شام نميخورم . به هرحال ممنون
. نه ناهار ، نه شام
با يه ميان وعده چطوري ؟ . شير و بسکوئيت
، از اين لباس خوشم مياد . مث عکسي مي مونه که نشونت دادم
. براي اين خيلي ممنون
، حالا مهمتر اينکه تو رفتي شرکت "ريپرتوري" ؟
. يعني ديروز داشتم ميرفتم ولي وقت نداشتم
. بايد وقت کني ، بچه - . ميدونم -
، اولين باري که منو بردي اون رقص رو ببينم رو يادت مياد ؟
. من چندبار خوابش رو ديدم
، رؤيا خوبه ، ولي تورو به چيزي که ميخواي . نميرسونه
، ولي من پولم رو پس انداز کردم . اگه اونا منو ببرن ، ميتونه پشتيبان خوبي برام باشه
. ولي بچه ، تا تو نخواي نمي بَرَنِت
، ميدونم ولي ، يه چيزي - . الکساندرا ، تو 18 سالته -
. برو انجامش بده ، برو
. تو دختر خوبي هستي
، شايد خداوند توي قلب و ذهنت باشه ، تا تو به گناهات اعتراف کني
. بنام ، پدر ، پسر ، روح القدس
. منو آمرزش کنيد پدر ، براي گناهاني که کردم
، از آخرين گناهم ، دوهفته ميگذره
. تا حدي حس خوبي دارم
. خيلي به سکس فکر ميکردم . ولي نميشه کاري کرد که به سکس فکر نکني
، تو احتمالا" ميتوني ، يعني بهش کمک کني
. درضمن ، من يه دروغ گفتم
، مجبور شدم ، خُب مجبور نبودم ولي
. هرکاري ميکردم که اونو شاد کنم
. حنا ، از من خواست که فرم درخواست رو بيارم
. نتونستم بهش بگم که جرأتش رو نداشتم
، اگه اونهمه رقصنده رو ديده بودي
. راهي نبود ، من به اونجا تعلق داشتم
. من ميخوام يه چيزي خارج از زندگيم بسازم
، خيلي کارا ميخوام بکنم
. گاهي فکر ميکنم که قرار نيست که اتفاقي بيُفته
. شش دختر زيبا ، همشون لخت
No comments yet. Be the first to leave one.