Flashdance

Flashdance

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Flashdance (1983) Ita-Eng 720p BluRay x264 [TNT Village]
Komentář od saat11

Tagy

BluRay
x264
720p
720
Zveřejněno: 2014-11-28
Stažení: 65
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

<font color=yellow> برگردان و زيرنويس از اورانــوس orannous@yahoo. com

<font color=violet>|

<font color=violet> ، نخست ، آنگاه که چيزي نبود

<font color=violet> ، ولي با آرامي ، گرماي رؤيا

<font color=violet> ، که هراس تو بود

<font color=violet> ، از نگاه پنهان ميشد

<font color=violet> ، در ژرفاي وجود

<font color=violet> ، ذهن تو

<font color=violet> ، تماما" تنها

<font color=violet> ، من فرياد برآوردم

<font color=violet> ، اشکهاي سکوت

<font color=violet> ، سرشار از غرور

<font color=violet> ، در جهاني

<font color=violet> ، ساخته از فولاد

<font color=violet> ، ساخته از سنگ

<font color=violet> ، بخوبي نواي موسقي را ميشنوم

<font color=violet> ، چشمانم را ميبندم

<font color=violet> ، آهنگ را حس ميکنم

<font color=violet> ، به دور من حلقه بزن

<font color=violet> ، قلبم را نگاه دار

<font color=violet> ، چه احساسي

<font color=violet> ، باورِ بودن

<font color=violet> ، ميتوانم همه را يکجا داشته باشم ، من ميرقصم

<font color=violet> ، بخاطر زندگيَم

<font color=violet> ، شور داشته باش

<font color=violet> ، و بگذار پيش آيد

<font color=violet> ، تصورات زنده هستند

<font color=violet> ، ميتواني درست در ميان زندگي ات ، برقصي

، بهت ميگم چيه

. بهت گاوچرون رو ميدم و سه تا

. سه تا و نصفي - . سه تا بگير ، خِيرش رو ببيني -

. سه تا و نصفي ، هيجانزده شدم

<font color=violet> ، چه احساسي

<font color=violet> ، باورِ بودن

<font color=violet> ، ميتوانم همه را يکجا داشته باشم ، من ميرقصم

<font color=violet> ، شور داشته باش

<font color=violet> ، و بگذار پيش آيد

<font color=violet> ، تصورات زنده هستند

<font color=violet> ، ميتواني درست در ميان زندگي ات ، برقصي

<font color=violet> ، چه احساسي

اين يه ملاقات ناگهانيه ؟

. اگه ميگفتم که سورپرايز نبود

. يه آبجو برات ميگيرم

<font color=violet> ، او درباره-ي من منظوري نداشت

<font color=violet> ، تنها چهره-ي زيبايي ديگر، براي ديدن بود

<font color=violet> ، تمام شهر به اشاره-ي او مرده اند

<font color=violet> ، هرگز نميگذارم بعدي من باشم

<font color=violet> ، او کسي است که فکر ميکند باهوش است

<font color=violet> ، او از آندسته است که هميشه به جدايي مينگرد

<font color=violet> ، او خيلي بدنبال شريک جنسي ميگردد ، يافتنش خيلي سخت است

<font color=violet> ، هرگز اجازه نخواهم داد ، قلبم را لمس کند

<font color=violet> ، او آنجا مي ايستد ، و مي پرسد که آيا برايم مهم است

<font color=violet> ، ببين ، او نزديک مي آيد

<font color=violet> ، اوه ، قسم ميخورم

<font color=violet> ، او لجوج ترين پسري-ست که تا کنون ديده ام

<font color=violet> ، باورم نميشود که به من مينگرد

. جيک ، بشين و بازي کن

شماره-ي 174, 63, 1503

. پيت ، من از اون کد پستي نميخوام

. احمق ، اين شماره-ي کارت مليِ اونه

، اون براي تو کار ميکنه

. يه پنير متوسط ، سرخکرده

، دو تا گوجه و پياز خام و حلقه شده

، دوتا خوراک گوشت با ادويه ، مايونز ، بدون خردل

اون چه جوشيِ که پشت " پولاک " دراومده ؟ - . " من ساندويچ رو با ويسکي ميخوام ،" ريچي -

. تومور مغزي

. ريچي - اين چيه ؟ -

. بيخيال ريچي

. يه همجنسبازي که راست کرده

من ترسناکم ، خوبه ؟ . ميتوني بهم بگي. من ظرفيتش رو دارم

. مايونز ، بدون خردل

نميتوني ببيني دارم ميرم لس آنجلس ؟

،" مستقيم از " پيتزبورگ . ريچي بليزيک ، خانمها و آقايان

لس آنجلس ؟ اينهمه صحبت چيه درباره-ي لس آنجلس ؟

. تو دوبار روي صحنه بودي

، من دوجرعه از اين آشغالا بهت ميدم . تو درباره-ي رفتن به لس آنجلس حرف بزن

بيخيال ، ديوونه شدي ؟ . به هرحال تو خيلي قد کوتاهي

. نميذارن آدماي قد کوتاه برن هاليوود

، دوباره همبرگر بزرگ درست کردي

. براشون کوچيکتر درست کن

. من کوچيکتر بهت ميدم

، اينجا خيلي کوچيکه . تو بايد بري بيرون و نظرت رو عوض کني

. نوبت من

. زنگ ، لعنت به تو . باورم نميشه که اون تماس نگرفته

. زنگ ميزنه - تو اينطوري فکر ميکني ؟ -

البته ، چرا که نه ؟ - . آره ، چرا که نه -

. شايد زنگ بزنه ، نميدونم

، وقتي باهاش حرف ميزدم ، سرحال بنظر ميومد . مث اينکه بگه ، بهت زنگ ميزنم ، عزيزم

. فکر نميکنم زنگ بزنه

. نگران نباش ، زنگ ميزنه - تو واقعا" اينجوري فکر ميکني ؟ -

چرا نزنه ؟ - . حق با توئه ، زنگ ميزنه -

ولي اگه زنگ نزنه ، من بايد بهش زنگ بزنم ؟ - . ميزنه -

، عاشق اينم که تو هميشه سعي ميکني . زندگي ديگران رو مرتب کني

، هروقت خواستي مال تورو هم مرتب کنم . بگو تا بدونم

، شخصا" نميگم . چون نبايد بگم

، ولي اگه نصيحت منو بخواي - . واقعا" نه -

. سلام دخترا - . سلام ريچي -

ميتونم کمک کنم ؟ ماساژ پا ميخواين ؟ - . گمشو بيرون -

. مدتهاست يکي رو داره - . شرط ميبندم -

. سلام

. سلام

تو لبخوني ميکني ؟

چي ؟

. ديشب ديدم داشتي ميرقصيدي

. فقط خواستم بگم ، سلام

. تو الکسي

. ميدونم

. من "نيک هارلي" هستم

جدي ؟

. روي چکهاي پرداختي ، اسم تورو ديدم

يه رقصنده بعنوان جوشکار ، چرا ؟

. يه دختر هم بايد زندگي کنه

فرانسوي حرف ميزني ؟ - . نه ، فقط عکسهاش رو دوست دارم -

. منم همينطور

. نيک ، ميخوان که ساعت 10 اونجا باشي - . باشه ، ميام -

عمومي ميخوني ؟ - . عادت دارم -

، همسرم هم همينطور . منظورم همسر سابقه

. من جدا شدم . ما جدا شديم

. متأسفم

. ببين ، من بايد برم سر کار

، نميدوني ، يه وقت رئيس اينطرفها پيداش ميشه

. فلاسک يادت رفت

. سلام ، گرانت

امروز استراحت کردي ؟

، و اکنون سرخط اخبار با . کوين ايوانز

، شب بخير ، خبر رسيده که ، آتش سوزي خسارت هاي زيادي را ايجاد کرده

، به شرکت لامبر ، به فروشگاه مواد غذايي

، و فروشگاه موتورهاي آمريکايي در مک دونالد

، ايالت واشينگتن ، امروز صبح

. لعنتي

<font color=violet>|

<font color=violet> ، فقط يک دختر خاموش شهري ، در يه شبِ شنبه

<font color=violet> ، بدنبال مبارزه اي براي زندگي خويش است

<font color=violet> ، در دنياي راستين ، هيچکس وي را نمي بيند

<font color=violet> ، همه ميگويند ، او رواني-ست

<font color=violet> ، با نگاهي به آهنگ ضربان قلبش

<font color=violet> ، دگرگوني زنان در زندگي

<font color=violet> ، او در جايگاهي خطرناک رقصيده

<font color=violet> ، آنگاه که رقصنده ، رقص ميگردد

<font color=violet> ، او ميتواند بسان کاردي ، تو را تکه کند ، اگر هديه ، آتش شود

<font color=violet> ، روي خط پايان ، و آنچه خواهد شد

<font color=violet> ، اون رواني-ست ، روانيِ روي صحنه

<font color=violet> ، و بگونه اي ميرقصد که انگار هيچگاه نرقصيده

<font color=violet> ، اون رواني-ست ، رواني روي صحنه

<font color=violet> ، و بگونه اي ميرقصد که انگار هيچگاه نرقصيده

ببخشيد ، ميدونيد دفتر پذيرش کجاست ؟

. درِ سمت چپ

مرکز تمرکز کجاست ؟ - کجاست ؟ -

مرکز کجاست ؟

. نگاه کن

، وقتي فرم درخواست رو پر کردي ، تمام تحصيلاتت رو درباره-ي رقص ، ذکر کن

. از بيشترين جايي که درس خوندي شروع کن

. و ذکر سالها در هر مؤسسه

. همچنين اگه هر حرفه اي داري

، و فهرست بقيه-ي تجربياتت . لطفا" ذکر بشه

، وقتي اين درخواست رو پر ميکني

، مطمئن شو که تمام سالهاي تحصيلي درباره رقص رو ، ذکر کردي

. و ذکر سالهايي که توي هر مؤسسه اي بودي

. من بايد برم بچه ها - . ميبينمت الکس ، کثيف نشي -

. سلام رقصنده - . سلام -

کمک ميخواي ؟ - . نه ممنونم -

، ميدوني ، من اين روابط شخصي نزديک رو

. با خانمي دارم که کاميون ناهار رو ميرونه

. من ميدونم هرچي که بخوايم برامون ميسازه

. مدتها توي ليست غذا بوده - . من ناهار نميخورم -

شام چي ؟ - . نميتونم -

، من با رئيسم شام نميخورم . به هرحال ممنون

. نه ناهار ، نه شام

با يه ميان وعده چطوري ؟ . شير و بسکوئيت

، از اين لباس خوشم مياد . مث عکسي مي مونه که نشونت دادم

. براي اين خيلي ممنون

، حالا مهمتر اينکه تو رفتي شرکت "ريپرتوري" ؟

. يعني ديروز داشتم ميرفتم ولي وقت نداشتم

. بايد وقت کني ، بچه - . ميدونم -

، اولين باري که منو بردي اون رقص رو ببينم رو يادت مياد ؟

. من چندبار خوابش رو ديدم

، رؤيا خوبه ، ولي تورو به چيزي که ميخواي . نميرسونه

، ولي من پولم رو پس انداز کردم . اگه اونا منو ببرن ، ميتونه پشتيبان خوبي برام باشه

. ولي بچه ، تا تو نخواي نمي بَرَنِت

، ميدونم ولي ، يه چيزي - . الکساندرا ، تو 18 سالته -

. برو انجامش بده ، برو

. تو دختر خوبي هستي

، شايد خداوند توي قلب و ذهنت باشه ، تا تو به گناهات اعتراف کني

. بنام ، پدر ، پسر ، روح القدس

. منو آمرزش کنيد پدر ، براي گناهاني که کردم

، از آخرين گناهم ، دوهفته ميگذره

. تا حدي حس خوبي دارم

. خيلي به سکس فکر ميکردم . ولي نميشه کاري کرد که به سکس فکر نکني

، تو احتمالا" ميتوني ، يعني بهش کمک کني

. درضمن ، من يه دروغ گفتم

، مجبور شدم ، خُب مجبور نبودم ولي

. هرکاري ميکردم که اونو شاد کنم

. حنا ، از من خواست که فرم درخواست رو بيارم

. نتونستم بهش بگم که جرأتش رو نداشتم

، اگه اونهمه رقصنده رو ديده بودي

. راهي نبود ، من به اونجا تعلق داشتم

. من ميخوام يه چيزي خارج از زندگيم بسازم

، خيلي کارا ميخوام بکنم

. گاهي فکر ميکنم که قرار نيست که اتفاقي بيُفته

. شش دختر زيبا ، همشون لخت

More Farsi Persian subtitles for Flashdance

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left