Prvních 200 řádků.
سی سی
سالهای سرنوشت ساز یک ملکه
کارگردان : ارنست ماریشکا
هنوز اونجائی ، کنت آندراسی؟
بله ، علیاحضرت
حالا از کدوم راه؟ فکر کنم از اینطرف
نه ، از اینطرف
بنظرم ما گم شدیم
آره حق باشماست باید برگردیم
نه ، من دوست ندارم آخرین نفر باشم یه کم استراحت میکنیم
هرجور میل شماست ، علیاحضرت
بفرمائید ، علیاحضرت
ممنون
الان اونا فکر میکنن که ما کجائیم
اونا بدشون نمیاد که مارو گم کنند
ما معمولاً اولین نفر هستیم
کنت آندراسی نمیتونم بگم چقدر خوشحالم که در مجارستان هستم
خوشحالم ، علیاحضرت
اینجا من بالاخره احساس راحتی کردم همانطور که در پاسن هافن بودم
در اتریش غیرممکنه اجازه بدن که من بدون مراقبان سواری کنم
حداقل 20 افسر و پلیس مخفی پشت درختها و بوته ها مخفی شدن
برای اطمینان از اینکه هیچ اتفاق بدی رخ نده
اینجا علیاحضرت تحت مراقبت شخص من قرار دارن
بله ، اما این احساس آزادی
باعث میشه که اقامت در مجارستان بسیار دلپذیر جلوه کنه
در اینجا من فرزندم را تمام مدت با خودم دارم
کوچولو تازگی چند کلمه مجارستانی یاد گرفته
متوجه شدم
بیا پیاده روی کنیم
اسب شما پرش خیلی خوبی داشت
عالی
خیلی خوب
کنت باتهیانی به چه بهانه در شکار شرکت نکرد؟
بله ، علیاحضرت چطوری؟
یه بهانه مؤدبانه
علیاحضرت دلیل واقعیشو میدونن
نه ، نمیدونم
پدر کنت باتهیانی پس از سرکوب شورش
به همراه سیزده ژنرال دیگه اعدام شد
به همین دلیل کنتس باتهیانی پسرشو قسم داده
که هرگز با امپراتور همصحبت نشه
و از نشان دادن هر نوع احترامی به ایشان خودداری کنه
قسم خورده که از ملکه هم دوری کنه؟
البته که نه
اما اون سرسخت و بی اعتماده
بعلاوه اون نماد یک قدرت بسیار قویست
رئیس قویترین حزب مقاومت در کشور
به همین دلیل میخوام باهاش صحبت کنم
باید راهی برای تفاهم وجود داشته باشه
علیاحضرت میدونن که اون حتی
دعوت ملکه را نادیده خواهد گرفت
پس اونو به قلعه خودت دعوت کن ، کنت آندراسی
من اونو در زمین بی طرف ملاقات خواهم کرد
باعث افتخار بنده است که علیاحضرت به قلعه من قدم رنجه میفرمایند
من مشتاقانه منتظرم اما لطفاً بطورغیررسمی
من در اتریش مدام درگیر جشنهای پر طمطراق بودم
شنیدم که مجارستانی ها
بهتر از هر ملتی در برپائی جشن تبحر دارن
بله ، اما وقتی مجارستانی ها جشن می گیرن
بیشتر به اصطلاح به مولاتسچاک ختم میشه
منظورت از مولاتسچاک چیه؟
هیچی علیاحضرت
عالیجناب ، خواهش میکنم بذارید دست شمارو بخونم
لطفاً قربان
کنجکاو نشدی؟ خیلی زیاد
اما میترسم اخبار ناخوشایندی ارائه بدی
و درنتیجه تمام امیدهایم را ناامید کنی
بیا آینده منو بگو
چی تو دست مین میخونی؟
شما دو فرزند دیگه خواهید داشت ، مادام
دختر یا پسر؟
اول یه پسر
بعد یه دختر
و شما همیشه سالم و شاد خواهید بود
یه سکه طلا برای این خبر خوب بهش بده
من هیچ پولی با خودم ندارم
به بچه ها هم چیزی بده
خانم بیچاره
من هیچوقت نمیخوام جای اون باشم
شما به پیشگوئی کولیها اعتقاد داری؟
اگه اعتقاد نداشتم که مجارستانی نبودم
کولی ها حس ششم دارن
بعضی اوقات بیشتر از ما میدونن
بله ، منم شنیدم
اون زن برای کمک فریاد میزنه
من خیلی جدی نمیگیرم
چه خبر شده؟ هیچی
اما ما باید کاری بکنیم
اما میگه چیزی نیست
چرا این زنو کتک میزنی؟
خیلی متأسفم ، علیاحضرت
میدونی چیکار کردی؟ ایشون ملکه هستند
علیاحضرت ، من آدم غیرقابل تحملی هستم
علیاحضرت
نگران نباش ، برنمیگردم اونجا
خوبه ، بذاریم کولیها جنگ و صلح خودشون را داشته باشن
بله ، اگه اون شوهرشو اینقدر دوست داره
که اینجوری بعد از کتک ازش دفاع میکنه
پس بذار هر چی میتونه کتک بخوره
اما علیاحضرت هنوز از اثرات شکار گرم هستند
میترسم خدای نکرده سرما بخورند
امیدوارم اینطور نشه
شانس آوردم که امپراتور منو با این لباس ندید
انگار حالت خوب نیست مادر نگران چی هستی؟
بله ، فرانتس
من بسیار ناراضی هستم
واضحه که من محکوم سرنوشت هستم
همیشه باید نقش مادرشوهر را بازی کنم
و به مردمی که دوستشان دارم چیزای ناخوشایند بگم
این بار چی شده مادر؟
می بینی؟ بازم پرسیدی " این بار چی شده"
و درست هم هست
دوباره باید حرفهای ناخوشایند به زبون بیارم
من فکر نمی کنم درست باشه که ملکه اتریش
هفته ها وقتشو به تنهائی در مجارستان سپری کنه
و شوهر یا کشورشو به دردسر بندازه
اما مادر ، سیسی ملکه مجارستان هم هست
آیا اینم مناسب میدونی
که خودشو با حلقه ای از انقلابیون احاطه کرده
و حتی سعی میکنه با کنت باتهیانی رابطه دوستی برقرار کنه
مردی که بطور علنی به شما توهین کرد
من فکر می کنم منظور اینه که در باره اطاعت صحبت کنیم
وقنی کنت باتهیانی برای مادرش قسم یاد کرد
شما همیشه برای هر کاری که الیزابت انجام میده بهانه ای پیدا میکنی
من بدون انتخاب باقی موندم
اما یه چیزو به شما بگم چیزی که ترجیح میدادم صداشو در نیارم
من نامه هائی از طرف افراد با صداقت دریافت کردم
که همه گزارش میدن آندراسی عاشق الیزابت است
اما ، مادر
این دونفر ساعتها به تنهائی سوار کاری میکنن
اون مجاز به حضور در قلعه بدون اعلام قبلی است
و هر روز برای الیزابت گل میفرسته
دقیقا ً مثل آقایانی که در تئاتر با خانمها قرار دارن
مادر ، ازت خواهش میکنم اینطور مقایسه نکن
من عاشق سیسی هستم و اون به من اعتماد کامل داره
البته او بسیار زیباست
و همه مجذوب زیبائی او هستند
به ویژه آقایان
اما او هنوز است کاترین روسیه نشده
اون خالص ترین موجودیه که من میشناسم
التماس میکنم ، مادر
در آینده ملکه را با جاسوسان احاطه نکنید
پس نمیخوای کاری کنی که برگرده وین
به هیچ وجه
هرچند شب و روز در آرزوی او میسوزم
دوشس لودویکا و پرنسس هلنا از باواریا
خاله لودوویکا؟
خواهش کن تشریف بیارن
اون با ننی به دیدار ملکه ساکسونی رفته بود
به من نامه نوشتند که برای چند روز مهمان ما خواهند بود
خیلی خوشحالم
خاله عزیز لودوویکا
بسیار مفتخرم که ورود شما به وین را خوش آمد بگم
بسیار سپاسگزارم ، فرانز عزیز
سوفی
ننی
خوش آمدی عزیزم
چه خوب شد که راهتو به طرف وین کج کردی
سپاسگزارم
مدت زیادیه که ما همدیگه رو ندیدیم
از زمان عروسی شما
سیسی کجاست؟
اون در وین نیست
در وین نیست؟
اوه ، خیلی حیف شد
خب عزیزم
اگه بخوای ملکه اتریش را ملاقات کنی
باید بری مجارستان
ایناهاش
عروسکو بردار سریع بیا اینجا
عزیزم
مادر
حالت چطوره عزیزم؟ خوبم
چقدر خوشگل شدی
مادرت خیلی وقته تورو ندیده
سلام ، بارونس
با چی بازی میکردی؟ با عروسکم
با کدام یکی؟ با اون
با عروسک بزرگه؟
بیا بریم با عروسک بزرگه بازی کنیم
ننی خیلی خوشگل شده آره
چرا هنوز شوهر پیدا نکرده؟
والا منم که مادرشم ، نمیدونم
اون هر کسی رو رد میکنه
یک بار هم خیلی نزدیک بود که ملکه اتریش بشه
واقعاً به سختی میشه درک کرد
آیا اون هیچ اشتیاقی برای دیدن دوباره فرانز ژوزف داشته؟
بله ، مطمئناً اما مجبور شدم از وین عبور کنم
میخوام در باره امر مهمی با شما بحث کنم
امیدوارم هیچ چیز ناخوشایندی نباشه
خب ، دقیقاً خوشایند نیست
منم همین فکرو میکردم
خب ، چی شده؟
وحشتناکه
لودویگ ، مسن ترین عضو خانواده ما
عزمشو جزم کرده که با بازیگر تئاتر هنریت مندل ازدواج کنه
مگه دیوانه شده؟
امپراتور اتریش قراره بشه برادر شوهر یه بازیگر تئاتر؟
این غیرقابل تصوره
اون کاملاً از ما فاصله گرفته
No comments yet. Be the first to leave one.