Prvních 190 řádků.
...نه
!سه، چهار - !تفنگداران دریایی -
!یک، دو، سه، چهار - !تفنگداران دریایی -
!پاریس آیلند، همه چیز از اونجا شروع شد - !تفنگداران دریایی -
،وقتی همراه با تفنگداران دریایی ...در عراق مستقر شدین
،یادتون باشه، هر تصمیمی که بگیرید .پیامدهای همیشگیای خواهند داشت
.هیچوقت فراموش نکنید
فراموش نکنید که تفنگدارهاتون .شما رو سرلوحه خودشون قرار میدن
.به شما تکیه میکنن
.قسمت آبی آسمون
.هرگز حس نخواهم.... نه .انگار دیگه هیچ وقت لمس نمیکنم
.داریم کار میکنیم، تفنگدارا !تمام وقت کار میکنیم! بریم
،چیزایی که امروز تجربه میکنید ....مشقتی که پشت سر میذارید
.دقیقاً عین واقعیت هست
،شماها، خانمها و آقایون .اون بیرون دقیقاً همینطوریه
آمادهی جبهه هستید؟ - !بله -
!بیاید بریم و اونجا و به کارمون برسیم - !آره -
کَسی اگه میخوای از انعاما سهمی داشته باشی .بیا چندتا از لیموها رو نصف کن
.ولم کن
،خوشحالم که بوی دبهی آبجو واسهت الهامبخشه
.ولی تا ده دقیقه دیگه اونجا رو باز میکنیم
.قسم میخورم سر وقت اونجام .عاشقتونم
امشب چه کارهایم؟
!یوهو
!ایول
،اسم من کَسیـه .و ما گروه «لویال» هستیم
.رفیق، خودت خواسته بودی
،یه دست به افتخار بیلی بزنید
...ظاهراً همونطور که صاحب بار گفته بود
.حق داریم فقط دوتا آهنگ بخونیم
و لطفاً فراموش نکنید ،به پیشخدمت میزتون انعام بدین
.چون یادتون نره، ما خودمون پیشخدمت هستیم
!عالی بود
،خدای من .چه برنامهی خوبی شد
.خداحافظ بچهها. محشر بود - .فردا میبینمتون -
،اونجا رو نگاه، کَسی .آدمای محبوبت اومدن
سلام! سلام، چه خبرا، رفیق؟
.عالی شد .تفنگدارای دریایی
.تا ساعت نُه، اذیتهای کم تا متوسط دارن .ساعت ده که میشه، یه مشت شرور پر سر و صدا میشن
!سلام، غریبه
!کَس - نه. فرانکی؟ -
کَس؟ - .بس کن -
!سلام - !فرانکی -
!سوپرایز
.دلم واست تنگ شده بود، عوضی - .منم دلم واست تنگ شده بود، سالازار -
.خدای من. چقدر زبر شده .نه، اصلاً باهاش حال نمیکنم
.نورا، فرانکی. فرانکی، نورا - .خوشبختم -
.نورا، تو گروه لویال با من اجرا میکنه ،فرانکی، باهاش بزرگ شدم
.بچه که بود، پرستارش بودم
.باشه. باشه
.اینا رو جلوی بقیه نکن - .فرانکیِ کوچولو -
دیدی چیکار کردی؟
کَسی داشت بهم میگفت .چقدر از پسرای ارتشی خوشش میاد
.اوه، آره، آره، آره - .اوهوم -
.آه، اینا هم ارتشی هستن .قراره دو هفتهی دیگه به عراق اعزام بشیم
مگه هنوز تو عراق نیرو داریم؟ - .هنوز که بیرون نرفتیم -
.یه جنگ دیگه که نمیخواد تا ابد تموم بشه حالا که اینطوره، بگید ببینم نوشیدنی چی میخورید؟
.دور اول رو مهمون ما هستید - .ممنون -
!هی - تکیلا؟ -
به نظرت سنش به خوردن تکیلا قد میده؟ - .معلومه که نه -
.دوتاش کن - .حله -
.من نوشابه میخورم - .هوم. باشه -
.از این پسرا خوشم میاد - .معلومه -
میشه یه ذره لیمو هم کنارش بذاری؟
چطوره یواش یواش پیش بری، دادا؟
!وای
.باهات حال کرد، دادا
.نه
.باشه؟ نه .نباید همچین حرکتی بزنی، تا ابد
.بیخیال شو، خوشگل پسر
چیه؟ نکنه شما دوتا...؟ - .نه، اون حکم خواهر بزرگترم رو داره -
.کَسی کلاً با سرباز جماعت دوست نمیشه، شرمنده
.ما تفنگدار دریایی هستیم - حالا چی؟ -
.خُب، پس یعنی کلی گزینه واسه انتخاب داری - .اوه -
.وسوسه شدم
.بذار به دوستدخترم بگم
.سه تا تکیلا و یه نوشابه
پس یعنی فقط در این حدیم که میتونیم سر باسنت با هم بجنگیم، ولی حق دست زدن بهش رو نداریم؟
جانم؟ - .باشه -
.این دفعه رو عذر میخوام
.شرمنده، من نیستم
.واقعاً کارت عالی بود - .یعنی چی؟ بیخیال. دادا -
.بذار ببینم چند مرده حلاجم
.موفق باشی، درست رفتار کن .مث این حرف نزن
.رفیقمون رکورد دختربازی رو داره
.هی، میخواستم از جانب دوستمون عذرخواهی کنم ...اون یه ذره
.باشه
.راستی، من لوک هستم اسمت چیه؟
.پیشخدمت و متصدی بار شماها هستم .شب خوبی داشته باشی، لوک
.میدونی، همهی ما مثل همدیگه نیستیم - واقعاً؟ -
.آره
چون دوستت داشت میگفت حق داره .به باسن من دست بزنه
.ظاهراً تو هم همین حق رو به خودت میدی
.خیلهخب، داریم یه کم خودمون رو سبک میکنیم
.راستش امشب شب خیلی مهمی واسمون هست
.آخرین شب مرخصیمونه .چند هفته دیگه اعزام میشیم
درک میکنم ولی همچین چیزی بهونهی خوبی .برای زنستیزی نیست
...درسته بامزه و خوبی ولی
.باشه، خیلهخب، من... فهمیدم
چی رو فهمیدی؟
.تو رو. آره
من رو؟ - .آره، آره -
.تو از اون دخترای قابل پیشبینی هستی .قبلاً هم از اینجور دخترا رو دیدم. آره
.اوه. تعریف کن ببینم
،سوار لکسوسی میشی که پدر و مادرت واست خریدن .ولی چون دوگانهسوز هست، از نظرت ایرادی نداره
تو... احتمالاً دربارهی حقوق دیگران ،یه عالمه توئیت میزنی
...ولی وقتش که برسه
.شرمنده، واقعاً جذب حرفات شدم دکترای مردانگی داری؟
،ولی وقتی مجبور به مبارزه واسه این حقوق بشی
هیچ حرکتی نمیزنی، درسته؟ .چون تفنگ چیز بدیه. تو هم که یه صلحطلب هستی
فکر کنم وظیفهی ماست که بریم و به جای تو، واسه اون چیزا بجنگیم، رسته؟
شرط میبندم یه کبوتر صلح رو کمرت خالکوبی کردی .تا حرفت رو ثابت کنی
.راستش روی باسنم خالکوبی کردم .که البته دستت بهش نمیرسه ولی میتونی بری تو کونم
.ترکوندی
.دختره خیلی خشنه
.مستقیم رفتن سراغ شخصیت شرور و پر سر و صداشون
.برگرد
اون پسره که شکل دوازده سالههاس رو دیدی؟
،بهم گفت باید رفتارم رو با مردا تغییر بدم
،چون اگه باهاش ازدواج کنم .بیمه درمانی فوقالعادهای نصیبم میشه
.واو. بیمه درمانی
.چه حرفای سکسیای واست زده - .خیلی جذاب بود -
این دیگه صدای چیه؟ - .گوشی منه. این صدا رو گذاشتم روش که انقدر رو مخم باشه تا جواب بدم -
.آره
هی، میتونی پنج دقیقه جام وایسی؟
آره. حالت خوبه؟ - .میدونی که -
.لعنتی
!تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین @Bamabinofficial :تلگرام، توئیتر، اینستاگرام
بامابین | زهرا حاجیپور Telegram Channel: Studio_C
«قلبهای ارغوانی»
...اوه، گویا
،نمیتونم تا چهار روز دیگه .نسخهات رو تجدید کنم
...خیلهخب. آه
...من... واقعاً نمیتونم چهار روز صبر کنم. آه
،ببین، من انسولین یک روزه و کوتاه مدتم رو تموم کردم
،و شیشه یدکیم هم رسماً تموم شده
،و اگه اینا رو نداشته باشم .واقعاً جونم به خطر میفته
...میتونم نسخهات رو تجدید کنم
.ولی بیمه هزینهاش رو نمیده
...فکر کنم متوجه نشدی
نه، بیمهات تمدید نشده .به خاطر همین نمیتونم تجدید نسخه رو انجام بدم
،بنابراین اگر بخوای .میتونیم به طور آزاد نسخه رو تجدید کنیم
خُب... هزینهاش چقدره؟
،سیصد دلار برای انسولین یک روزه .و 220 دلار برای انسولین کوتاه مدت
.یه مقدار بالاتر از 500 دلار میشه چیکار میکنی؟
.بجنب دیگه - .واقعاً متاسفم. الان میام پیشتون -
.مامان، هیچی نشده
.برو اون یکی صندوق رو چک کن .این یکی که از من متنفره
...میشه کنار وایسید تا
میشه... یه ثانیه بهم مهلت بدید؟
.خودش انگلیسی بلده، ممنون
!کَسی
.با پول من پرداخت کن، من کارت اعتباری میدم
!مامان - .سلامتیت از همه چیز واجبتره -
.ممنون
.خیلهخب، حل شد
میخوای نسخه رو پر کنم، عزیزم؟
.اوه
...اون
.لعنتی
.فکر کنم باید تا جمعه بدون انسولین بمونم
.ممنون .آفرین به این داروخونه
این چه کوفتیه؟
!مواظب باش
.لعنتی
!هی، هی، هی .از سر راه جی برو کنار
!هی! عجب حرکات پرش از مانعی رو رفتی! پسر، ایول
چه مرگت شده، جانو؟ - انگار راست میگن، هان؟ -
.شنیدم به تفنگدارای نیروی دریایی ملحق شدی
،من گفتم
«.عمراً اگه آزمایش ادرارش منفی دراومده باشه»
.از این طرف، سرباز
.بپر بالا، دادا .بریم دود بازی
.یه جنس خوبی تو ماشین دارم - .نه. نمیتونم -
.نه. من... دیگه پاکم
...میدونی، باید - .پسر خوبی واسه آمریکا باشی -
...خُب، انگار
.زندگیت روبراه شده .فقط 15 هزارتا به من بدهکاری
.قضیه اینه
.اون پول رو لازم دارم، دادا
.نگران نباش، جانو
.هفته دیگه اعزام میشم .تا اون موقع پولت رو میدم
.پوف. باشه، خیلی خوبه، دادا .عالی شد
...چون ،چون اگه همچین کاری نکنی
.می دونی که میدونم خانوادهات کجا زندگی میکنن
!پخ
.سر کارت گذاشتم، دادا
.به زودی میبینمت
!لعنتی
.خوبه - .اوهوم -
No comments yet. Be the first to leave one.