Bloodline

Bloodline

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Bloodline S01E06 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Bloodline S01E06 1080p NF WEBRip DD5 1 x264-iON
Komentář od Alireza69
RedHood

Tagy

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
1080
Zveřejněno: 2015-04-05
Stažení: 43
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

تي وي ورلد و تي وي سنتر با افتخار تقديم مي‌کنند TvWorld & TvCenter

« دودمــان » " قسمت ششم از فصل اول "

مي‌توني اسمت رو براي ثبت مدرک بگي؟

جان ريبورن

چند سالته جان؟ - .چهارده -

متوجه هستي که تو هيچ دردسري نيوفتادي؟

.بله، آقا

فقط مي‌خوام حقيقت اين که چه اتفاقي براي برادرت افتاده رو بدونم

.بله، آقا

و چه اتفاقي افتاد؟

اون با يه ماشين تصادف کرد

و پدرت هم اونجا بود؟

.نه، آقا

اون تو بيمارستان پيش خواهرم بود

.دوباره پخشش کن

سلام، همين الان به فکرت بودم

شوخي مي‌کني؟

.نه، واقعاً بودم

مشکلي هست؟

.نه

فقط مي‌خواستم بدونم حال و اوضاعت چطوره، همين

.بعد از مراسم ديگه باهات حرف نزده بودم

مي‌خواستي چيزي بهم بگي؟

...نه، فقط

.فقط مي‌خواستم بدونم چطور سر مي‌کني

.اوه، آره. من عاليه عاليم، جان

صداي چي بود؟

اوه، صداي من بود که خشاب اسلحه رو کشيدم و گذاشتمش رو سرم

با من از اين شوخي‌ها نکن، دني

اينطوري سر به سر من نذار

اين يه شوخي بود، درسته؟

.آره، جان. يه شوخي بود

هي، دوست داري اين آخر هفته بريم ماهيگيري؟

ماهيگيري؟ - .آره، ماهيگيري -

.دني

.اين آخر هفته سرم شلوغه

.لني هستم - .سلام، جان ريبورن ـم -

.سلام، جان

گوش کن، مي‌خواستم بدونم وقت داري

بتونيم حرف بزنيم؟

خب، من که دارم آماده ميشم برم يه خورده استخوان‌ماهي بگيرم

اوه، شرمنده .فکر مي‌کردم تا الان رفته باشي

.مي‌خواستم برم با خودم گفتم، جهنم ضرر

مطمئن نيستم ديگه گذرم به اين طرفا بيوفته پس خوش بگذرونم بهتره

.هي، وقتي برگشتيم باهات تماس مي‌گيريم

نه، خيلي عاليه. دستت درد نکنه و گوش کن، تو ماهيگيري موفق باشي

.اوه، نيازي به آرزوي موفقيت نداريم .پدرسوخته‌ها در مقابل ما شانسي ندارن

کم و کسر ندارين؟

.خوش بگذره

.اوه، صبح بخير - .سلام -

...مامان، فکر کنم يه چند شايد، فقط، مي‌تونم مرخصي بگيرم؟

...مي‌تونم .فقط يه مرخصي کوچولو. چند روز

همه‌چي روبراهه؟ - ...آره، آره، آره. من فقط... فقط -

من فقط... فکر کنم يه روز لازم دارم تا به کي وست برم

يه استراحتي بکنم، مي‌دوني که؟

.خيلي‌خب، پس

.خوش بگذره

رسيدنت به نيمه‌ي تاريک بخير، دوست من

آماده‌ي يه بار بنزين ديگه هستي؟

.واسه خاطر اين زنگ نزدم

هان. بي‌شوخي؟ تو يه شب، مثلا، چه مي‌دونم

شش ماه حقوقي که خانواده‌ات بهت ميدن رو در مياري

.قبلاً بهت گفتم که علاقه‌اي ندارم - پس اينجا چه غلطي مي‌کني، رفيق؟ -

.واسه خاطر اين زنگ زدم

هه. واقعاً همين رو مي‌خواي؟

چيه؟ حالا ديگه درمورد من قضاوت مي‌کني؟

.گور پدرت

من قضاوتي نمي‌کنم. فقط از دوستام پول نمي‌گيريم. خب؟

.قضاوتي در کار نيست

.بفرما

.نه، بيشتر مي‌خوام .بايد رديفه رديف بشم

.بفرما مال شما .اينم مال شما

.بگيرش - .من پول کوفتيت رو نمي‌گيرم -

خب؟

.ممنون، رفيق - .خيلي‌خب. قابلت رو نداره -

براي جشن يه نفره کلي مواده

پيشت کي هست؟

گفته باشم امشب وقتم آزاده

.بـ... برنامه‌اي ندارم

.با هم بزنيم

.خوش بگذره

بل؟

عزيزم، خونه‌اي؟

بل، اومدم تا يه سري وسايل رو بردارم ] [ ممنون که گذاشتي اون شب اينجا پلاس بشم

.امروز اومده

دادگاه يه کپي از گواهي انحصار وراثت براي همسر بازمانده مي‌فرسته. بايد يه نگاهي بهش بندازي. مي‌تونم برات توضيح بدمش

نگاهش کردم. دني از ارث محروم شده

بابا بهت نگفته بود؟

.سعي کرد بگه. گوشم بدهکار نبود

.تو نمي‌خواستي دخالتي بکني .تصميم‌گيري‌ها رو به عهده‌ي بابا گذاشتي

مي‌دونم. يه اشتباه بود .نبايد به عهده‌ي اون مي‌ذاشتمشون

.مي‌خوام اين رو درستش کني، مگي

.با برادرهات حرف بزن

.لعنتي

مي‌تونم يه تکيلا بخورم؟ تکيلا

مي‌تونم يکي ديگه هم بخورم؟

.چرا که نه

.بفرماييد - .سلام، مني -

.ممنون که آورديش

هي، خانم ريبورن، مي‌تونم باهاتون حرف بزنم؟

حتماً. چي شده؟

.من يه مشکلي دارم

فکر مي‌کني بايد با گوئن حرف بزني يا مامانم؟

.نه، راستش درمورد کار نيست .براي خودمه

خب، براي پسر عموم کارلوس ميشناسينش که؟

.آره، ميشناسمش

اون از شما خوشش ميومد. خانواده‌تون هميشه باهاش رفتار خوبي داشتن

...حالا بهتون احتياج داره

.ما به شما احيتاج داريم، خانم ريبورن

من؟ چطور مگه؟

.اون به يه وکيل احتياج داره

مي‌تونيد تصور کنين که صاف از اونجا بياد بيرون؟

...از ميون - !کوين -

.پيغامت به دستم رسيد، عروسکم - سلام، سوزي. ببخشيد -

.پس داري اينکار رو مي‌کني .داري راست راستي تنهامون مي‌ذاري

خب، خواهرم يه خونه هندرسون‌ويل داره

.ديگه نمي‌تونم اين هواي شور رو تحمل کنم

مامانم بدون تو دل‌شکسته ميشه

مادر و پدرت بعد از اينکه کليف فوت کرد خيلي بهم خوبي کردن

.هيچوقت اين رو فراموش نمي‌کنم

مي‌دونم. واسه همين گوش کن داشتم با پسرت حرف مي‌زدم

و... تعحب کردم قبل اينکه تصميم به فروشش بگيري پيش من نيومدي

نيکي گفت دوست داره کارهاش رو راست و ريس کنه

سو، من و تو چندين سال درمورد اين قضيه حرف زديم

و اگه مي‌خواستيش مي‌تونستي يه پيشنهاد بدي

.با خودم گفتم حتماً پولش رو نداري

يه کلاب دريانوردي؟ سه برابر کردن فضاي اسکله؟ کاسبي من رو از بين مي‌بره

کوين، دير يا زود يه نفر ميومد اينجا

اول يه کلاب دريانوردي، بعد چي؟ کاندومينيوم؟

اينجا شبيه ساحل پومپانو ميشه

قيمت پيشنهادي‌شون خيلي بيشتر از نرخ بازارـه

خيلي‌خب، گوش کن، همچين کاري از دست من ساخته نيست، ولي اگه پول نقد بهت بدم چي؟

پول نقد؟ - ...خواهش مي‌کنم، سو -

به اينجا احتياج دارم. خواهش مي‌کنم؟

اگه بتوني تا آخر ماه پول رو جور کني، معامله‌مون جوش مي‌خوره

جور مي‌کنم، حتماً. قبلاً با بانک صحبت کردم همه‌چي رديفه

.بهت قول ميدم، معامله‌مون رو شدني مي‌کنم

.خدا کنه بل اين روزها چطوره؟

.خوبه. بل خوبه - .خوبه. بهش سلام من رو برسون -

و قبل از اينکه از اينجا برم، يه شامي شما دو تا رو مهمون مي‌کنم

.بدمون نمياد - .خيلي‌خب -

چي تو فکرته؟

قانون مرور زمان چيه؟

براي چي؟

دادن اظهارات نادرست به پليس

.شما بچه بودين و ترسيده بودين

.همتون ترسيده بودين

چه اتفاقي افتاد؟

.خودت مي‌دوني چه اتفاقي افتاد - ...نه، منظورم اينه که

از نظر تو. چه اتفاقي افتاد؟

.شنيدم که يه نفر غرق شده با بي‌سيم اطلاع دادن

.اولش نمي‌دونستم کي بوده

وقتي فهميدم خواهرت تو بوده که مرده

رفتم بيمارستان و پدرت رو پيدا کردم

.اون با دني اونجا بود

.دکتر داشت آسيب‌ديدگي‌هاي دني رو معاينه مي‌کرد تو اتاق معاينه باهاش حرف زدم

وقتي پيش هم بودن باهاشون حرف زدي؟

.آره. اولين اشتباه من همين بود .بايد با هر کدومشون جدا حرف مي‌زدم

از پدرت پرسيدم چي شده گفتش که برادرت با يه ماشين تصادف کرده

...و وقتي از دني پرسيدم - .اونم همين داستان رو تعريف کرد -

.آره. خراب کردم

گذاشتم بابي اون دروغ رو تو مغزش کنه

...ولي وقتي بعدش به دني فشار آوردم

گفتش که جزئيات رو يادش نيست

.مي‌دونستم يه جاي کار مي‌لنگه

.اون موقع بود که اومدي با ما حرف بزني - .آره -

تو، کوين، مگ

.مادرت اونجا نبود

.اون خارج از شهر بود

هميشه فکر مي‌کردم زمان عجيبي براس سفر بودش

چرا اونوقت؟

خب، مي‌دوني، اون بايد يه مسافرخونه رو مي‌گردوند و فصل گردشگري هم نزديک بود

بگذريم، بعد از حرف زدن با شما سه تا قضيه روشن شد

.چون هر سه تاتون يه داستان رو تعريف مي‌کردين

يعني اينکه همين دروغ به شما هم گفته شده بود

و من هيچوقت نپرسيدم که کي اين دروغ رو بهتون گفته

.بايد روش اصرار مي‌کردم

ولي همه‌ي خانواده‌ات ناراحت بودن

بابي هم دوست من بود

فکر کردم بهترين کار اينه که بذارم سوگواري کنين

پدرم هيچوقت درمورد اين قضايا باهات حرف نزده بود؟

.باهاش روبرو شدم

آره. چند ماه پيش بازم انکارش مي‌کرد

بعد از اون، دوستيمون خراب شد

.شرمنده که اينطور شد

.جان، لازم نيست شرمنده باشي

شما بچه بودين. ترسيده بودين سعي مي‌کردين از پدرتون محافظت کنين

،مشکل اين بود که کسي از برادرت محافظت نمي‌کرد

يه نفر بايد طرف اون رو مي‌گرفت

.تا حقيقت رو مي‌گفت

.من نا اميدش کردم

يه نگاهي به پرونده انداختم

.رونوشت‌هات رو خوندم

.کاست‌ها اونجا نبودن

با خودم گفتم دني بايد داستان درست رو بشنوه

.بابت پدرتون متاسفم

.ممنونم

.يادمه وقتي اولين بار من رو استخدام کرد فقط 21 سالم بود

.آره. منم يادمه

تجربه‌اي نداشتم. هيچي

More Farsi Persian subtitles for Bloodline

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left