Prvních 200 řádků.
آنچه گذشت
هواپیما پر از بار هروئینه
اون گفت که از جنگل پیداش کرده؟ - کجای جنگل؟ -
این فقط یه مجسمه است - فقط یه مجسمه؟ -
چارلی کجاست؟
این چیه؟ توی اون مجسمه کوچیکت بود
نمی دونستم
از کجا باید بدونم که اینو داخل مجسمه گذاشتن؟
تو به من دروغ گفتی چارلی - متاسفم -
نمیخوام اطراف بچه ام باشی - ... کلیر -
چارلی، نمیخوام حتی در نزدیکی ما بخوابی، باشه؟
ولترون
هدیه های من کجاست؟
اون طرف چارلی
یه پیانو
این مال منه؟ - آره -
بابانوئل میدونسته تو چه استعدادی داری
تو خیلی بخصوصی عزیزم
یه روزی تو ما رو از اینجا میبری. همه ما رو
حالا
یه قطعه بزن
زودباش برادر
اگه نزنی نمیتونی خانواده ات رو نجات بدی
زود باش، بزن
یه قطعه بزن. زود باش، بذار بشنویم
اون نمیتونه کسی رو نجات بده
تو از موزیک به جایی نمیرسی چارلی
تو باید تجارت کنی - پدر -
بزن برادر. ما رو نجات بده
ما رو نجات بده چارلی. ما رو نجات بده
آرون؟
چیزی نیست. چیزی نیست
سان. کلیر و بچه اش رو ندیدی؟ اونا نیستن
اون طرف هستن - آرون حالش خوبه؟ -
آره حالش خوبه چارلی
خوبه
سلام
امروز صبح برای آرون یه مقدار کهنه تهیه کردم
اونا رو اینجا میزارم
ممنونم
اون سراغ منو نمیگیره؟
چارلی، اینکارو نکن
متاسفم
باید در مورد مجسمه بهت میگفتم
و اینکه چه چیزی داخلشه
امیدوارم اوضاع مثل قبل بشه
هیچ گذشته ای بین ما نیست
ما توی هواپیما با هم غریبه بودیم و دوست شدیم
الان لاک دوستته، درسته؟
بس کن چارلی
منو یه کمی به حال خودم بزار، باشه؟
به حال خودت بزارم
می بینمت رفیق. از مادرت مراقبت کن
چارلی؟ - سلام -
اینجا چیکار میکنی؟ تو الان باید خوابیده باشی
باید دوباره می دیدمش. خوشگل نیست؟
اون خیلی زیباست کارن
اسمش رو گذاشتم مگان
لیام کجاست؟
اینجا نیست - تقصیر اون نبود -
ما درسدن رو ترک کردیم من یه تاکسی گرفتم و اون هم با ماشینش اومد
توی راه فرودگاه لاستیکش ترکید
پرواز رو از دست داد. ولی با هواپیمای بعدی میاد
خیلی زود میرسه - اون حالش خوبه؟ -
از این بهتر نمیشه. آخه پدر شده
این برای... لیامه
باورم نمیشه
لیام؟
بیدار شو لیام
تو چت شده؟ چه غلطی داری میکنی؟
برادر - فکر کردم ترک کردی -
بلند شو. به کارن گفتم پروازت رو از دست دادی
اون توی بیمارستان تنهاست و تو اینجا داری خودت رو میسازی؟
من خوبم. فقط میخواستم یه کمی شنگول بشم
نگران نباش. برای تو هم گذاشتم
شنگول بشی؟ چرا بلند نمیشی؟
چرا یه دوش نمی گیری و لباس بپوشی تا بیمارستان بری؟
خیلی خب. باشه
به هر حال، صاحب یه دختر شدی
اسمش مگانه
مثل مادرشه؟
آره، مثل مادرشه
حالا خودت رو تمیز کن. ناسلامتی پدر شدی
آروم. خوبه. خیلی خوبه
یکبار دیگه - ساویر -
وقتی که اون طرف جزیره بودی
چقدر روی نفرات انتهای هواپیما شناخت پیدا کردی؟
به اندازه کافی. چطور؟ - لیبی، ظاهرا دختر خوبیه -
منظورم اینه که درست حدس زدم؟
تو یه نوع رابطه عاشقانه پیدا کردی؟
نه، فقط سوال کردم - منم شنیدم که سوال کردی -
فراموشش کن
تو چت شده؟ مثل بچه مدرسه ای ها رفتار میکنی
ما برای چی اینجا نشستیم؟ مثل اینکه آنا لوسیا یه تور سیاحتی بر پا کرده
این سومین باریه که می بینم اونا از جنگل بیرون میان
فکر میکنی دارن چیکار می کنن؟
تو تمرینت رو انجام بده
لعنتی
بچه
کمک
بچه
آرون
دارم میام. چیزی نیست
تکون نخور
گرفتمت. خیلی خب. چیزی نیست
تو حالت خوبه. الان در امانی
چیزی نیست
مامان
کلیر
اون در خطره. باید نجاتش بدی - باید بچه رو نجات بدی -
فقط تو میتونی نجاتش بدی
چارلی، چیکار داری میکنی؟ - چی؟ -
چیکار داری میکنی مرد؟
چی شده؟ - با بچه چیکار کردی؟ -
نمیدونم
کمک. یه نفر بچه ام رو دزدیده. آرون نیست
چیزی نیست. ما اینجائیم
اون حالش خوبه؟
نمیدونم چه اتفاقی افتاده. متاسفم
اون حالش خوبه. من خوابش رو دیدم
بیام پایین؟ نمیدونم رفیق باز هم ورق بردارم؟ فکر کنم بسوزم
ولی من عدد 6 دارم. میبازم - از کجا میدونی؟ -
نمیدونم. تو گفتی که من میبازم
چرا؟
به، به، ببین کی اونجاست
یالا
مطمئنم میتونی تور خودت رو پهن کنی و بگیریش
منتظر یه فرصت مناسب هستم
خب
الان همون فرصته
سلام لیبی
سلام
سلام جان. میشه چند لحظه باهات حرف بزنم؟
چی شده؟
شنیدی دیشب چه اتفاقی افتاده؟
اگه منظورت اینه که بچه کلیر رو نیمه شب از چادرش خارج کردی
آره شنیدم - سوء تفاهم شده -
من خوابگردی میکردم. نمیدونم چطور یا چرا
کاری میتونم برات بکنم؟
امیدوار بودم در مورد من با کلیر صحبت کنی
یه صحبت مناسب
تو استفاده میکنی؟
چی؟ - هروئین استفاده میکنی؟ -
کیت یه اسب رو دید، هیچی نبود
بعضی ها والت رو تو جزیره دیدن
و حالا همه چارلی رو با مواد مخدر دیدن
بامزه بود، ولی جواب سوالم رو ندادی
هواپیما رو یادت میاد جان؟
من و اکو اونو سوزوندیم. همه چیزشو سوزوندیم
هروئین، مجسمه ها، همه چیز نابود شد
همه اونا؟ - آره همشون -
اعتماد، چیزیه که سخت بدست میاد
کلیر نیاز به زمان داره
تو باید اون و بچه اش رو یه مدتی تنها بذاری
میتونی از پسش بر بیای؟ چهره ات سبز شده
دست بردار، حالم خوبه
بریم برای اجرا، باشه؟
با هم انجامش میدیم فراموش نکن که باید اینکارو بکنیم
چای
بچه ها آماده اید؟ - آماده ایم. بریم -
وقت رو تلف نکنید - تو خوبی؟ -
ما 20 دقیقه زمان داریم. شروع کنید
خیلی خب
دوربین. تا 8 شماره بچرخونید - شروع -
محصول رو بالا نگه دارید
اجرا
نشونش بده - و... حرکت -
You all, every butties
کات
چیزی نیست - کافیه. تموم می کنیم -
نه، رفیق صبر کن
چیکار داری میکنی؟ - دیگه وقتم رو تلف نمی کنم -
شما به خاطر لطفی که خواستم به وکیلت بکنم استخدام شدید
بیخیال رفیق. یه فرصت دیگه به ما بده
یه فرصت دیگه میخوای؟ به نصیحتم گوش کن
اون یکی رو سر به نیست کن. خیلی اوضاعش خرابه
من کسی رو سر به نیست نمیکنم. اون برادرمه
خوبه. خب، پس فکر کنم اخراجی
این بهترین ماشین لباسشویی اینجاست؟
لباسها رو که میشوره. همین کافیه
بالاخره یکی پیدا شد که بیخیال باشه
اینجا رو ببین
من اینو از یه چمدون پیدا کردم
فکر میکنی بتونم اینجا بپوشم؟
بذار یه چیزی بهت بگم
وقتی که یه دختر همچین سوالی ازت کرد قصد داره تو رو ارزیابی کنه
من تو رو قبلا ندیدم؟
منظورت خارج از هواپیماست؟
... هواپیما - برگرد -
برگرد. میخوام اینو بپوشم
باشه، بپوش - دید نزنی -
باورم نمیشه که یادت نمیاد پام رو لگد کردی
واقعا؟ - آره. خیلی دردناک بود -
یادم میاد آخرین نفری بودی که وارد هواپیما شدی
بدنت عرق کرده بود و هدفون گذاشته بودی
و پای منو لگد کردی
برگرد
چطوره؟ - فوق العاده است -
ممنونم
چیکار میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.