Prvních 200 řádků.
آنچه گذشت
ما فقط یک هفته با هم بودیم
اونا اومدن
اومدن و اونو بردن
الکس
اونا بچه منو بردن
خواهش میکنم یکی کمکم کنه
اون یه چیزی شبیه... شبیه... سوزن داشت
اونو به بدنم فرو کرد
اون سعی کرد به بچه ام صدمه بزنه
یه مشکلی داریم لیست تمام کسانی که نجات پیدا کردند رو دام
با همه مصاحبه کردم. یکی از اونا توی لیست نیست
سلام
ایتن
فکر کنم اونا رو بردن - کلیر -
من ایتن رو به یاد ندارم یادم نمیاد با من چیکار کرد
کمکم کنید
یک کلمه از حرفاش رو باور نکن اون یکی از غریبه هاست
نمیدونم در مورد چی حرف میزنه
تمام این مدت... اون دروغ میگه
نمیدونم چرا این سوالها رو ازم میکنی یه اشتباهی شده
به من بگو کی هستی؟
اگه حقیقت رو گفته باشه چی؟ جان - اگه نگفته باشه چی؟ -
هی
هی، چیزی نیست عزیزم
عزیزم، آروم باش
جان، جان. بیدار شو - چیه کلیر؟ چی شده؟ -
اون تب داره و جوش در آورده
باید جک رو پیدا کنیم
اون... اون توی دریچه نوبت شیفتشه
باشه - نه، کلیر، صبر کن -
کلیر صبر کن - ... نه نمیتونم جان، بچه -
نه، نه، تو نباید نصف شب بری توی جنگل
من میرم دنبال جک و میفرستمش بیاد اینجا
باشه - نگران نباش -
جک
چی شده؟ - بچه کلیر دچار تب شده -
تب؟ - کلیر میخواست به اینجا بیاد -
اون خوابیده؟ - تمام شب صداش در نیومده -
خیلی زود برمیگردم
هی، هی عزیزم
چیزی نیست. چیزی نیست مامان میخواد تبت رو بیاره پایین. باشه؟
باشه؟ هیس. چیزی نیست
جک؟
اینجا چیکار میکنی؟
از ما دور شو - اون آلوده شده، درسته؟ -
چی؟
بچه ات ... مریضه - از اینجا دور شو. از ما دور شو -
یادت نمیاد، درسته؟
این یه واکسنه، نمیخواهیم مریض بشه
هی، برگرد. ازش دور شو. اینجا چیکار میکنی؟
اینجا چیکار میکنی؟
از کمپ ما دور شو
چی شده؟
چی بهت گفت؟
اون گفت یه مشکلی برای بچه پیش اومده
اصلا اینجوری نیست. همیشه شبها میخوابه
این جوش... غیر عادیه - بچه ها مریض میشن کلیر -
پس تب و سرفه اش رو چی میگی؟ - این طبیعیه -
... هیچی تا الان نخورده - کلیر. چیزی نیست -
امکان داره سرخک گرفته باشه
این یه نوع ویروسه که در بچه های هم سنش رایجه
این جوش علامت همین بیماریه - ولی اگر این بیماری نباشه چی؟ -
اگه خیلی بد سرفه کرد چی؟
مثل یک نوع آلودگی - آلودگی؟ -
این فکر رو از کجا آوردی؟
روسو اینجا بود
به تو چی گفت؟ - اون گفت که بچه ام آلوده شده، فهمیدی؟ -
آلوده شده - کلیر، هیچ نوع آلودگی در کار نیست -
ما دو ماه توی این جزیره بودیم و هیچکس مریض نشده
روسو دیوانه است باید صبر کنیم تا دوره تب تموم بشه
اون حالش خوب میشه. باشه؟ بهم اعتماد کن
من میخوام به دریچه برگردم
چند ساعت دیگه برمیگردم و دوباره حال بچه رو چک میکنم. باشه؟
باشه؟ - خیلی خب -
هی. مطمئنم اگه یه بیماری خطرناک بود جک می فهمید
واقعا مطمئنی؟ ما اونو واقعا نمی شناسیم
فکر کنم بتونه کمکم کنه
سلام - سلام بچه ها -
تو یه روانشناسی. درسته؟
من یه روانشناس بالینی هستم ولی میتونی یه روانشناس حساب کنی
تو میتونی به مردم کمک کنی تا یه چیزهایی رو به یاد بیارن؟
بستگی به این داره که چه چیزهایی رو بخوای به خاطر بیاری
دومین هفته بود که توی این جزیره بودیم
من توی جنگل بودم و... فکر میکردم بچه ام داره به دنیا میاد
چارلی با من بود و یه شخصی به اسم ایتن اومد پیش ما
من فکر کردم اون یکی از بازمانده های هواپیماست ولی اینطور نبود
اون منو برد. هردومون رو با خودش برد
بعدش ... چیزی یادم نمیاد هیچ چیزی یادم نمیاد
وقتی من و جک، چارلی رو پیدا کردیم روی یه درخت حلق آویز شده بود
نمیدونم چه اتفاقی افتاده بود
... و حالا بعضی از خاطرات داره توی ذهنم جرقه میزنه و
من دچار فراموشی شدم
دو هفته از زندگیم رو به خاطر ندارم
کلیر، فکر نکنم دچار فراموشی شده باشی
بعضی وقتها، هنگامی که یه اتفاق بد می افته
یه سوئیچ کوچولو در ذهن فعال میشه
تا ما با اون قضیه کنار بیاییم
شاید حافظه تو از بین نرفته باشه
شاید اونا بلوکه شده
پس به تو نیاز دارم تا این مانع برداشته بشه
شاید بچه ام به خاطر این مریضه که اونا یه کاری باهاش کردن
میخوای بری حمام؟ - نه -
خب، هر وقت خواستی بگو - باشه، بهتون میگم -
فکر کردم شاید بخوای مطالعه کنی
داستایوفسکی
کتابی از استیون کینگ نداری؟ - کتابخونه اینجا یه کمی قدیمیه -
باشه
خب، ممنونم
قضیه کتاب چی بود؟
گفتم زمان براش بهتر بگذره
میدونستی که همینگوی به داستایوفسکی حسادت میکرد؟
نه جان، نمیدونستم
اون میخواست بزرگترین نویسنده دنیا باشه
ولی خودش رو متقاعد کرد که هرگز نمیتونه
انگشت کوچیکه داستایوفسکی باشه
واقعا غم انگیزه
چیکار داریم میکنیم جک؟
چیکار داریم می کنیم؟ - نمی تونیم اونو برای ابد اینجا نگه داریم -
در صورت تغییر شیفت، بقیه براشون سوال پیش میاد
میخواستم بدونم نقشه دراز مدت چیه
خب، جان، بذار یه چیزی ازت بپرسم
ما نقشه دراز مدت برای این دکمه نداریم
ولی همچنان اونو فشار میدیم، درسته؟
ببین، تا زمانی که ندونیم اون کیه و ندونیم که راست میگه یا دروغ میگه
باید به همین وضع ادامه بدیم
اگه فکر بهتری بگو
چطوره بذارید من برم؟
ما الان به دور از تمام صداهای کمپ هستیم
نفس عمیق بکش
بذار بدنت آرامش بگیره
خوبه. به صدای امواج دریا گوش کن
... خوبه. دم
و بازدم. خیلی آروم
خوبه
چشمانت رو بسته نگهدار
خیلی با آرامش، کلیر
همینطوری نفس بکش
حالا میخوام خودت رو در زمانی که حامله بودی تجسم کنی
به حرفهای من هم توجه کن
در مورد چیزی که میبینی فکر کن
نمیخواهیم اون بچه مریض بشه
آخرین بار کی واسه چکاپ رفتی کلیر؟
یه مدتی نرفتم
خیلی مشغول بودم
میخوام به لس آنجلس برم - واقعا؟ -
آره - سفر کردن در دوره سوم سه ماهه حاملگی -
معمولا توصیه نمیشه - خب، یه خانواده اونجاست -
میخوام بچه رو برای سرپرستی به اونا بدم
البته. فهمیدم
داروی مسکنی که برات دادم خیلی ملایمه
میدونم این آزمایشات استرس زاست
میخوام یه آمپول بهت بزنم کلیر
یه داروی کوچولو برای بچه
نگران نباش، فقط احساس یه نیشگون می کنی
چیزی نیست
حالت خوبه. چیزی نیست
ایتن بود. ایتن رو دیدم
دیدمش. ایتن بود
چیزی نیست
نه - تو حالت خوبه -
نه، حالم خوب نیست. اون ایتن بود
چی شده؟ چیکار کردی؟ - ... هیچی، اون -
دوباره این کار رو بکن. دوباره این کارو بکن - نه، کلیر، تو داشتی جیغ میکشیدی -
ولی یادم اومد، میفهمی؟
ایتن بو دیدم. داشت روی من آزمایش میکرد
چیزی که تو دیدی، میتونه ترکیبی از اتفاقاتی که قبل از حادثه هواپیما
و اتفاقاتی که توی جزیره افتاده باشه - نه، نه، اون واقعی بود. میفهمی؟ -
به من دارو تزریق شد
اونا یه کاری با من کردند - آروم باش -
برای آرون اصلا خوب نیست - میدونی چیه؟ آرون مریضه -
باید اونجا رو پیدا کنیم. اون اتاق رو
حقیقت داره. می فهمید؟
اونجا، کلی دارو برای بچه بود
باید پیداش کنم. باید پیداش کنم
کیت، خواهش میکنم کمک کن تا پیداش کنم
کسی اینجاست؟
چی شده؟ هیسسس
کسی اینجاست؟
چطوری؟
سلام جان
تنهایی؟ - با وجود تو، نه -
... چند نفر - خفه شو -
امیدوار بودم بتونم یه اره قرض بگیرم
حتما. از این طرف
من به اسلحه نیاز دارم و نباید دلیلش رو بپرسی
خب، همه اسلحه ها دست منه و دلیلش رو هم میپرسم
نه، تو این کارو نمیکنی - آره، می پرسم -
می بینی
چرا؟ - فقط یه اسلحه بهم بده ساویر -
ببین. یه عینک مثل عینک خودم پیدا کردم
قشنگ نیست؟
خیلی خب. میخوام برم جنگل و دنبال روسو بگردم
اون زن فرانسوی؟ برای چی؟
کلیر فکر میکنه که اون میدونه داروهای مربوط به مریضی بچه اش کجاست
بچه اش مریضه
خب، من دارو دارم - اون فکر میکنه مریضی خاصیه -
یه مریضی خطرناک
تو چی فکر میکنی؟ - فکر میکنم یه کمی بیش از حد نگرانه -
ولی اون میره دنبال روسو، چه با من، چه بدون من
No comments yet. Be the first to leave one.