From - First Season

From - First Season

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

From S01 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-TEPES
From S01 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-TEPES
From S01 1080p WEB H264-CAKES
From S01 720p WEB H264-CAKES
From S01 1080p HEVC X265-MeGusta
From S01 720p HEVC X265-MeGusta
From S01 WEBRip x264-ION10
From S01 XviD-AFG
From S01 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
From S01 720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Komentář od KiarashNg
🅱️🄼🅱️ تمامی قسمت‌های فصل اول | @Bamabinofficial ☚

Tagy

720p
720
x265
HEVC
1080
XviD
Zveřejněno: 2022-05-08
Stažení: 181
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫باید بریم خونه.

‫فرصتی نمونده. ‫بیاین دیگه.

‫اطلاعات خاصی ندارم.

‫خیلی‌خب. یعنی باهام موافق نیستی که...

‫خیلی‌خب بچه‌ها. ‫دیگه تا صبح تعطیلیم.

‫وقتشه برین خونه.

‫- شبتون به خیر. ‫- مرسی سارا.

‫به سلامت.

‫- شب به خیر. ‫- شب به خیر.

‫- مرسی سارا. ‫- شب به خیر.

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» در تلگرام: realKiarashNg@

سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین! تلگرام، توییتر، اینستاگرام: Bamabinofficial@

منشاء فصل اول - قسمت اول

«سفر دور و دراز مختوم به شب»

‫دیگه وقتشه که بیای تو عزیز دلم.

‫می‌شه لطفا پنج دقیقه دیگه هم بمونم؟

‫مگان، به حرف مامانت گوش کن.

‫خیلی‌خب کلانتر.

‫بریم تو.

‫آفرین دختر.

‫- شب به خیر. ‫- شب به خیر کلانتر.

‫زود برین خونه.

‫کیش و مات.

‫اِم، آره، شکستم دادی.

‫شکستم دادی بابا.

‫هنوز هم رقیب نداری.

‫خیلی‌خب آقای لو.

‫وقتشه بریم تو زیرزمین، خب؟

‫داریم... داریم بازی می‌کنیم!

‫آروم باشین. آروم باشین.

‫- چیزی نیست. ‫- ببخشید.

‫اشکالی نداره. اشکالی نداره.

‫جینا می‌بردتون زیرزمین،

‫بعدش می‌تونین صبح برگردین بالا.

‫صحبت کرده بودیم دیگه، یادتونه؟

‫دختر خوبی هستی‌ها.

‫عه، اینجا رو. ‫جینا اومد.

‫- بریم. ‫- بریم آقای لو.

‫بلند شین. ‫آفرین.

‫آروم می‌ریم، خب؟

‫- عه، جلوی پاتون رو بپاین. ‫- مراقب باشین.

‫اِم، واقعا خیلی خوب قانعش می‌کنی.

‫- ممنون. ‫- خواهش.

‫اِم، بهتره به مامانت بگی ‫که اگه می‌خواد...

‫شب پیشش بمونه، ‫قدمش رو تخم چشممونه.

‫وای.

‫هی می‌گه حالش بهتر می‌شه.

‫انکار تو خانواده‌مون ریشه عمیقی دوونده.

‫اِم، لابد... لابد فردا می‌بینمت دیگه.

‫آره. اِم، لابد فردا می‌بینمت دیگه سرکار.

‫زود برو خونه، خب؟

‫درسته. آره. چشم خانم.

‫سلام. همه‌چی ردیفه؟

‫ظاهرا که ردیفه.

‫خیلی‌خب.

‫خب، برو خونه. ‫صبح می‌بینمت.

‫شب به خیر کلانتر.

‫فرانک! ‫تن لشت رو بلند کن دیگه!

‫بلند شو دیگه فرانک! ‫باید بری خونه!

‫هوا داره تاریک می‌شه.

‫فرانک!

‫به درک بابا.

‫لارن دخلت رو میاره.

‫بابا نمیاد خونه؟

‫همین الان‌ها دیگه میاد.

‫قرار بود تا هوا تاریک نشده بیاد خونه.

‫قول داده بود.

‫خب، بابات گاهی اوقات فراموشکار می‌شه دیگه.

‫مشکل خاصی نیست. ‫تو برو دعات رو بخون.

‫من یه دقیقه دیگه میام پیشت.

‫خیلی‌خب.

‫امان از دستت فرانک.

‫کنون که به خواب می‌روم،

‫از خداوند خواستارم ‫مراقب روحم باشد.

‫اگر در خواب جان سپردم،

‫از خداوند خواستارم ‫روحم را نزد خود ببرد.

‫مگان؟

‫منم، مامان‌بزرگ.

‫بیا دم پنجره.

‫ولی نباید بیام.

‫اشکالی نداره.

‫به کسی نمی‌گم.

‫بین خودمون می‌مونه.

‫قول می‌دی؟

‫قول می‌دی،

‫من هم که اصلا زیر قولم نمی‌زنم.

‫وای.

‫دلم خیلی برات تنگ شده بود.

‫مگان، داری چیکار می‌کنی؟

‫تو که شبیه مامان‌بزرگم نیستی.

‫مامان‌بزرگت نیست‌ها.

‫خیلی احساس تنهایی می‌کنم.

‫عزیز دلم، خواهشا...

‫شاید بتونی راهم بدی تو خونه.

‫مگان، نه!

‫نورمن، چیزیت نمی‌شه.

‫پریان سری دارن...

‫از «برکه اشک» برمی‌گردن.

‫خوبت می‌کنن.

‫نه. زخم حاصله از پنجه هیولائه خیلی عمیقه.

‫به دوستانم بگو دلم براشون تنگ می‌شه.

‫از طرف من از والدینم خداحافظی کن.

‫نورمن؟

‫نورمن! نورمن! نه، خواهش می‌کنم!

‫تو بهترین دوستمی!

‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، ‫نورمن، نه!

‫ولی پریان دارن از «برکه اشک» میان دیگه، نه؟

‫درمانش می‌کنن.

‫شرمنده رفیق.

‫نورمن مرده،

‫وقتی هم که آدم بمیره، ‫دیگه کارش تمومه.

‫زنده‌اش کن!

‫باید زنده‌اش کنی!

‫آها. زندگی گاهی اوقات ‫دشوار می‌شه دیگه بچه جان.

‫مامان، جولی نورمن رو کشت!

‫جولی.

‫چیه؟ دارم براش داستان تعریف می‌کنم دیگه.

‫مامان، جولی نورمن رو کشت!

‫جولی، داری چیکار می‌کنی؟

‫خیلی‌خب.

‫آروم باش. نورمن چش شده؟

‫هیولاها کشتنش.

‫هیولاها کشتنش؟

‫- خب، این که خبر خوبیه. ‫- واسه چی؟

‫آخه هیولاها واقعی نیستن عزیز دلم،

‫حالا وقتی هیولاها واقعی نیستن،

‫یعنی نورمن هنوز زنده است دیگه، مگه نه؟

‫واقعا؟

‫اوهوم. با نورمن بازی کن.

‫صبح به خیر.

‫این دفعه چی شده؟

‫لارن مجبورتون کرده ‫باز هم مسابقه آشپزی بذارین؟

‫آشغال عوضی.

‫بهت چی گفته بودم فرانک؟

‫دیر شده بود، ‫من هم...

‫هر کی بچه داره، ‫باید پنجره‌هاش رو میخکوب کنه.

‫باید پنجره‌های خونه‌اش رو میخکوب کنه فرانک!

‫- نه. نه. ‫- درست می‌گم یا نه؟

‫نه. طاقت ندارم. نکش.

‫داشته باش. می‌خوای مست کنی؟ ‫می‌خوای مست کنی، ها؟

‫نه.

‫نه! نه! آخ!

‫مرد جماعت باید از خانواده‌اش ‫محافظت کنه فرانک!

‫مرد جماعت باید از خانواده‌اش محافظت کنه!

‫- روم سیاهه. ‫- ببین چیکار کردی.

‫روم سیاهه. نه!

‫- این‌قدر گریه نکن. ‫- وای! نه!

‫ببین چه گهی خوردی فرانک!

‫چشمت رو باز کن و ببین!

‫ببین چیکار کردی! ‫ببینشون!

‫ببینشون! ببینش!

‫- نه! نه! ‫- ببینش!

‫نه!

‫- نه؟ طاقت نداری، ها؟ ‫- طاقت ندارم.

‫طاقت نداری؟ ‫طاقت نداری؟ ها؟

‫ببینش پدرسوخته!

‫ببینش!

‫طا... طا... طاقت ندارم!

‫زندانیش کن. ‫شنیدی چی گفتم؟

‫زندانیش کن.

‫نمی...

‫در اختیار خودتونن پدر.

‫می‌دونی امروز صبح ‫یاد چی افتاده بودم؟

‫- هوم؟ ‫- یاد اولین باری...

‫که با ماشین رفته بودیم ‫دیدن پدر و مادرت.

‫این‌طور که یادمه،

‫سوار ولوو مدل هشتاد و سه‌ام بودیم...

‫که ترمزش در نقش بود...

‫و در سمت راستش باز نمی‌شد.

‫خدایا. ‫اون ماشین واقعا مرگبار بود.

‫نه بابا، ماشینه یه پا قهرمان بود.

‫خیلی می‌ترسیدم که والدینم ازت متنفر بشن.

‫ولی متنفر نشدن دیگه.

‫نه.

‫گاهی اوقات یاد ‫دورانی می‌افتم...

‫که شرایط این شکلی نبود.

‫یاد قدیم‌ها می‌افتم.

‫از این حرف‌ها نزن.

‫چه حرفی نزنم؟

‫ای بابا.

‫چرا وسط جاده درخت افتاده؟

‫حتما طوفان شده بوده ‫و از کجا کنده شده دیگه.

‫یعنی طوفانه فقط با یه درخت کار داشته؟

‫خب، حدودا یک و نیم کیلومتر پیش ‫یه خروجی بود.

‫گمون کنم مجبوریم دور بزنیم.

‫شاید بتونیم با کاروانمون هلش بدیم.

‫گمون نکنم جواب بده رفیق.

‫بابا، بلندم کن.

‫بیا ببینم.

‫دارن چیکار می‌کنن؟

‫می‌شه خواهشا بریم؟

‫آره. بیا ببینم.

‫جیم!

‫- باشه. ‫- بیا رفیق.

‫توافق کرده بودیم دیگه کلانتر.

‫نباید بیاین اینجا.

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left