Prvních 200 řádků.
هدف داره نزدیک میشه
استون، اوضاع چطوره؟
چیزی نمونده. دارم کلید رمزگذاری رو استخراج میکنم
چهار ساعته توی ونیم و اون همهی چیپسها رو خورده
اون با تو اونجا گیر افتاده، پس داره از سر استرس میخوره
دوباره با حرفای گربهای کلافهاش کردی؟
حرفای گربهای؟ در واقع پارکر، اون از داستانهای «باریِ گربه» خوشش میآد
از داستانهای باریِ گربه خوشت میآد، مگه نه؟
قبل از اینکه بفهمی، خودت هم دلت یکی از اونا رو میخواد
گربهها از من متنفرن. متأسفم، بیلی
دارم یه کد دسترسی جدید مینویسم
ممنون
مالونی رو زیر نظر دارم
اطلاعات درست بود
باورم نمیشه
تحتتعقیبترین قاچاقچی اسلحه اروپا، برای اولین بار توی سه سال اخیر دیده شد
دارم اسامی و چهرهها رو به لیست مهمونا اضافه میکنم
چقدر وقت لازم داری؟ تقریباً تمومه
صبر کن. یه چیزی تغییر کرد. نمیتونم وصل بشم
سیستم آفلاین شده
فقط دسترسی محلی داره
باید یه نقشه جدید بکشیم تا بفرستیمت تو
منظورت چیه؟
باید به یکی که همین الان توی شبکه هست دسترسی مستقیم پیدا کنم
رئیس امنیت. دمِ بار ایستاده
میتونم گوشیش رو هک کنم ولی باید بهش نزدیک باشم
چقدر نزدیک؟ سه متر
استون، تو مأمور عملیاتی نیستی. از ون خارج نشو
اون از پسش برمیآد
خیلی خطرناکه
مالونی داره وارد میشه
قاچاقچیمون همین الان داره حرکت میکنه و نمیخوام گمش کنم
راه دیگهای نیست. باید مالونی رو بگیریم
بگو چی لازم داری
وقتی به سه متریِ رئیس امنیت رسیدم، به گوشیش زنگ بزن
اوکی، حله
هی. هی، استون
از پسش برمیآی
ممنون، بیلی
بیشتر از این نمیتونم تعقیبشون کنم
استون، گوش کن. گارسون سمت راستته
یه گیلاس نوشیدنی بردار
ممنون. خوبه. حالا بنوشش
برای حفظ روحیه
داره میره سمت میز بلکجک
بازی بلدی؟
توی تیم شطرنج بودم
یا خدا
فقط شرط ببند. خوش آمدید
مهم نیست اگه ببازی
تعویضِ سِت، هفت. صدتا
صدتا، هفت تا تعویضی
اوکی، دسترسی پیدا کردم
صد دلار خرد، قربان. بسیار خب. همگی آمادهاید؟
داره مشکوک نگاه میکنه
شرطهاتون رو ببندید
داره میآد سمت تو
استون، برو کنار
برو کنار. برو کنار
داری چیکار میکنی؟
تا حالا بازی نکردم
شانزده. متأسفم
هشتهات رو تقسیم کن
تقسیم هشتها. هجده
هجده
کارتپخشکن هفده داره
آه، بردی. برنده شدی
شاید بهتره تا وقتی برندهام بکشم کنار
ممنون
عالی بود استون
برای اولین باری که از ون اومدی بیرون بد نبود
فکر کنم دو سال از عمرم کم شد
جواب داد؟ آره، نفوذ کردم
مالونی کدوم گوریه؟
اوکی. پیداش کردم. از توی آشپزخانه، پایین پلهها
دوتا غول هم دمِ در نگهبانی میدن
ما تو راهیم
دارم وارد سیستم تشخیص چهره میکنمت
سلام خوشگله
میتونم اینجا بشینم؟
هر جا دلت میخواد ببرش
اوکی
شاید بعداً؟
اوکی، همه چی ردیفه
تقریباً میترسم ببینم چی باعث شده مالونی از سوراخش بیاد بیرون
بچهها. شب بخیر
اوکی
الان داریم برای بازی بعدی شرطها رو میگیریم
که تا دو دقیقه دیگه شروع میشه
در مورد عادت قمار مالونی حق با تو بود
محال بود شرطی باشه و اون شرکت نکنه
باید ترتیب دقیق کشتهها رو پیشبینی کنید
کپی شد، دلتا کیلو شش. گزارش حضور نیروهای متخاصم داریم
اینا عملیاتهای نظامیان
دارن سر تعداد کشتهها شرطبندی میکنن
با شرطِ چهار قتل فوری
این برد متعلق به بازیکن شماره ۴۶ هستش
شرطبندی روی خون
یانگ، نشونم بده
فقط یه کم به سمت راستت
لعنتی
اینا یگان ویژه نیروی دریایی آمریکان، اونم زنده
و اونا رمزگذاری سطح نظامی رو شکستن
کی ممکنه همچین تواناییای داشته باشه؟
بحث فنی بسه
هدف، مالونیه
اوکی، دکتر یانگ. نوبت شماست
وقتشه به مالونی یه حمله قلبی بدیم
من آمبولانس رو روشن میکنم
مالونی داره خارج میشه
تو
گندش بزنن
من حساب این یارو رو میرسم. تو برو سراغ مالونی
استون
مالونی سمت راستته. یه راهروی خدماتی دیگه
آماده باش برای قطع ارتباط
لعنتی
مالونی رو گرفتم. بیلی، سریع از اینجا ببرمون بیرون
وقت نمایشه
خیلی خب. اوکی. بسیار خب
امآیسیکس، مگه نه؟
شماها واقعاً باید روی ظرافت کارتون کار کنید
مهمونی من رو خراب کردید
باید به حرفِ صداهای توی سرم گوش میدادم
«انگلیسیها دارن میآن. انگلیسیها دارن میآن.»
ارتباطات لو رفته
معلومه. اوکی، اوکی. نقشه جدید
مسیر خروج براوو. باید ارتباط رو قطع کنیم
فهمیدم. اون پایین میبینمتون
بدو
استون! بیا بریم
هی
من هیچجا نمیآم
کارمون هنوز تموم نشده
آدمهای بیشتری از مالونی
دارن میرن سمت ایستگاه تلهکابین. پارکر مثل یه هدفِ بیدفاع اونجاست
باید همین الان بریم اون پایین
استون! بدون من برو. من خوبم
همونجا بمون. برمیگردیم
جک، این نُه دل هستش. پیشبینی فوری لازمه
نُه، ما موقعیتت رو داریم و روی همه چی مسلطیم
الان شبیهسازی میکنم
تیم امآیسیکس به موقع به پایین کوه نمیرسه
«هارت» ۹۳ درصد احتمال میده که پارکر بمیره
و مالونی فرار کنه، مگه اینکه «چارتر» دخالت کنه
به یه چتر نجات نیاز دارم
اوکی
پنجاه متر جلوتر، روی نردههای سمت راستت
و هویتت رو لو نده
رفتم سراغش
آهای
«هارت» شانس موفقیت رو فقط ۳۲ درصد تخمین میزنه
کمکی نمیکنی، جک
واو، واو، واو، واو
ام... استون، یه سقوط بزرگ در پیش داری
یه سقوط بزرگ
چقدر بزرگ؟ از اونا که لنگه نداره
واقعاً، واقعاً بزرگ
و وارد بازی شدیم
ببین، من پول دارم
بیشتر از چیزی که بتونی تصور کنی
کافی نخواهد بود
هشت دقیقه فاصله داریم. به موقع نمیرسیم
استون، تیم امنیتی مالونی دارن به ایستگاه تلهکابین میرسن
مسیر سمت چپت رو برو. باید سرعتت رو بیشتر کنی
زمین خیلی صافه و داری ارتفاع از دست میدی
اگه از مسیر پیست بری، میتونی یه موتور برفی برداری
کابلها! کابلها! کابلها! کا
شانس موفقیت سقوط کرد
فقط چون تو هیچ تخیلی نداری
اوه، خوبه. خوبه
اوه، داری شوخی میکنی
بدو
اون میتونه بدون ما جلوشون رو بگیره، مگه نه؟
محکم بچسب
توی پیچ بعدی میتونی از موتورها جلو بزنی
هی. حالت خوبه؟
دوباره همدیگه رو دیدیم
حتماً سرنوشته
حتماً همینطوره
هی
هی! هی
استون، مواظب بیلی و یانگ در سمت راستت باش
«چارتر» خیلی تلاش کرده تا تو رو نفوذی بفرسته توی امآیسیکس
نمیتونیم ریسک لو رفتن هویتت رو بپذیریم
خوب میدونم، جک
تیم استقبال چند نفرن؟
شش نفر
چهارتا کلت، یه شاتگان و یه تکتیرانداز
با یه سابقه خیلی درخشان
برید کنار
ازشون دور شو. مسیر سمت راستت رو برو
تکتیرانداز به سمت پارکر شلیک کرد
جک، یه مسیر بهم بده
چراغها رو زدم
پشت سرت
شانس موفقیت به ۸۵ درصد رسید
فقط ۸۵ درصد؟
زیاد عادلانه به نظر نمیآد
اوه... دو تای دیگه سمت راستت
No comments yet. Be the first to leave one.