The Conversation

The Conversation

Stáhnout Farsi/persian titulky

Informace o verzi

The Conversation 1974 1080p BluRay x264-YTS AM
The Conversation 1974 720p BluRay x264-YTS AM
The Conversation 1974 1080p BluRay x264-anoXmous
Komentář od Apameh
📽زیرنویس: آپامه زمانی📽 مدت زمان:1:54:03

Tagy

bluray
فارسی
زیرنویس
Zveřejněno: 2024-10-19
Stažení: 85
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi/persian

Prvních 163 řádků.

‫ترجمه و زیرنویس: ‫آپامه زمانی

‫«مکالمه»

‫می‌خوام برم خونه‌ام و شروع کنم، ‫می‌دونی، کار رو راه بندازم،

‫چون دیگه از این وضعیت خسته شدم.

‫- اوه، این افتضاحه. ‫- آره.

‫تا حالا کلاس باله رفتی؟

‫مچ‌پاهام ضعیف بود. ‫یه سکه داری واسشون؟

‫آره، دارم.

‫خب، پس من چی؟

‫خودت می‌فهمی.

‫چقدر تو سرگرم‌کننده‌ای.

‫باید سربه‌سرم بذاری، بهم سرنخ بدی، ‫مجبورم کنی حدس بزنم، می‌دونی.

‫وای، نگاه کن. ‫ این وضع افتضاحه.

‫اون که به کسی آسیب نمی‌زنه.

‫ما هم همینطور.

‫وای، خدایا.

‫هر بار که یکی از این پیرمردها رو می‌بینم، ‫مدام به یه چیز فکر می‌کنم.

‫به چی فکر می‌کنی؟

‫همیشه فکر می‌کنم که اون یه زمانی ‫پسر بچه‌ی کسی بوده.

‫واقعاً اینطور فکر می‌کنم.

‫فکر می‌کنم که اون یه زمانی ‫پسر بچه‌ی کسی بوده،

‫و یه مادر و پدر داشته که دوستش داشتن.

‫و حالا اونجا افتاده، ‫نیمه‌جون روی نیمکت پارک،

‫و مادر یا پدرش کجان، ‫اون همه دایی و عموهاش الان کجان؟

‫به هر حال، این چیزیه که ‫ مدام بهش فکر می‌کنم.

‫اون بالا در چه حالیه؟

‫همیشه به این فکر می‌کنم که، ‫وقتی روزنامه‌ها اعتصاب کردن...

‫بیشتر از ۴۰% گیرمون میاد.

‫موقعیت دوم چطوره؟

‫خیلی خوب نیست.

‫اینجا چی داریم؟

‫خب، یالا، جیگرهای کوچولو، ‫حالا، لباتون رو خیس کنید.

‫خیلی خب، یه کم زبونتون نشون بدید. ‫فقط یه کم زبون بهم نشون بدید.

‫یالا.

‫بجنبید، فقط یه کم زبونو ‫بدین بیرون.

‫خوبه، حالا یه بوسه‌ی فرانسوی خیس.

‫بجنب، یه بوسه‌ی خیس معرکه.

‫بیخیال، یالا. ‫به صداهای ضبط‌ شده‌ات دقت کن.

‫صداش داره واضح و رسا میاد.

‫نگاه کن، مارک. می‌بینیش؟

‫مردی که سمعک داره مثل چارلز؟

‫- نه. کجا؟ ‫- درست اونجا، با کیسه‌ی خرید.

‫خب، کار پائول تمومه. اونا دیدنش.

‫هدفون‌ رو بهم بده.

‫اون همه جا تعقیبمون کرده، ‫و داره از نزدیک دنبالمون میاد.

‫چیزی نیست. نگرانش نباش.

‫داریم اینجا زیادی با هم وقت می‌گذرونیم.

‫نه. بیا یه کم دیگه بمونیم.

‫من لو رفتم، هری.

‫- آره. ‫- اون بهم نگاه کرد.

‫آره، آره، می‌دونم. شنیدیم.

‫اوه، کاملاً شنیدیم.

‫چی فکر می‌کنی؟

‫چند تا تیکه خوب گرفتم، شاید ۲۵%.

‫اوه، واقعاً؟

‫گوش کن، پائول، اگه دوباره بهت نیاز داشتم، ‫چند روز دیگه بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

‫هی، پائول، فردا به همایش می‌ری؟

‫حتماً.

‫هی، تو چطور، هری؟

‫آره. شاید.

‫یه مهمونی کوچیک بگیریم ‫مثل دو سال پیش، نه؟

‫هی، استن؟

‫- ببینم چی می‌شه. ‫- باشه.

‫بگیر.

‫اون واسه پلیس بودن آدم خوبیه.

‫تو برو.

‫من یه مدت اینجا می‌مونم.

‫کی به این دو نفر علاقه داره؟

‫اصلاً نمی‌دونم.

‫- وزارت دادگستری؟ ‫- نه.

‫حدس می‌زنم باید برای ‫اداره مالیات لعنتی باشه.

‫نوارهاشون همیشه ‫باعث می‌شه خوابم بگیره.

‫از کی تا حالا اومدی اینجا ‫که سرگرم بشی؟ بگیر.

‫گاهی اوقات خوبه بدونی ‫اونا درباره چی حرف می‌زنن.

‫اهمیتی نمی‌دم که اونا ‫درباره چی حرف می‌زنن.

‫تمام چیزی که می‌خوام ‫یه ضبط خوب و پرسوده.

‫سلام، آقای کال.

‫و تولدتون مبارک!

‫تولدت مبارک، هری.

‫تولدت مبارک.

‫الو.

‫ خانم اونجلیستا؟

‫بله. من هری کال از طبقه بالا هستم.

‫سلام، من...

‫بله. خب...

‫خیلی ممنون. متشکرم.

‫بله، خب، شما واقعاً خیلی مهربونید.

‫بله.

‫اما...

‫می‌دونم...

‫بله، پیداش کردم. بله.

‫اما چیزی که می‌خواستم بهتون بگم این بود که، ‫چطور اونو توی آپارتمانم گذاشتید؟

‫درسته.

‫خب، آژیر رو چی کار کردید؟

‫اوه، شما این کارو کردید؟

‫خب، بله، فکر می‌کردم ‫که من تنها کلید رو دارم.

‫خب، چه موقعیت اضطراری ممکنه...

‫خیلی خب. بله.

‫خب، ببینید، من کاملاً خوشحال می‌شم ‫که همه‌ی چیزهای شخصیم

‫توی آتش بسوزه ‫چون من هیچ چیز شخصی ندارم.

‫چیز با ارزشی ندارم.

‫نه. چیز شخصی بارزشی ‫به جز کلیدهام ندارم، متوجه‌اید.

‫بله. که واقعاً دوست دارم ‫تنها نسخه‌اش رو داشته باشم، خانم اونجلیستا.

‫خانم اونجلیستا، چطور فهمیدید ‫که امروز تولدمه؟

‫نه. یادم نمیاد بهتون گفته باشم.

‫مایلید حدس بزنید ‫چند سالمه؟

‫چهل و چهار. خب، این حدس خیلی خوبیه.

‫خانم اونجلیستا، از امروز، ‫نامه‌هام به یه صندوق پستی میره

‫که روش یه رمز داره و هیچ کلیدی نداره.

‫خداحافظ.

‫سلام، هری.

‫صبح بخیر.

‫هی، رفیق، اینجا یه مقاله نوشتن ‫درباره همایش.

‫-توش به اسمت اشاره شده. ‫- اوه، واقعاً؟

‫آره. تو یکی از افراد برجسته‌ای هستی ‫که فردا شب میره،

‫می‌دونستی؟

‫آره. بهشون گفتم که می‌رم اونجا.

‫به این گوش کن.

‫گوش کن.

‫«از جمله کسانی که در این زمینه برجسته هستند ‫و انتظار می‌رود حضور داشته باشند

‫هال لیپست و هری کال ‫از سان فرانسیسکو هستند.

‫کنت اسپری درباره نظارت و قانون ‫صحبت خواهد کرد.»

‫صبر کن. اینو گوش کن. ‫کدوم گوریه؟

‫«همچنین دیگر شرکت‌کنندگان ‫ویلیام پی. موران از دیترویت، میشیگان است.»

‫از کی ویلیام پی. موران از دیترویت، میشیگان

‫در این زمینه برجسته شده؟

‫اوه، اونجا آدم کله گنده‌ایه.

‫قهوه می‌خوای؟

‫اون کسیه که به کرایسلر گفت ‫که ماشین کادیلاک داره باله‌هاش رو حذف می‌کنه.

‫مال یه مدت پیش بود، ‫ولی زمان خودش خیلی مهم بود.

‫دوم دسامبر، ساعت ۱ بعد از ظهر. ‫کیسه خرید، واحد A.

‫دوم دسامبر، ساعت ۱ بعد از ظهر. ‫پارابولیک، واحد B.

‫دوم دسامبر، ساعت ۱ بعد از ظهر. ‫سیتی پاریس، واحد C.

‫ چی فکر می‌کنی؟

‫هنوز نمی‌دونم برای کریسمس ‫چی واسش بگیرم.

‫همین حالاشم همه چیز داره.

‫دیگه چیزی لازم نداره.

‫خب، هنوز تصمیم نگرفتم ‫که چی برای تو بگیرم.

‫... برای کریسمس چی واسش بگیرم.

‫همین حالاشم همه چیز داره.

‫دیگه چیزی لازم نداره.

‫خب، هنوز تصمیم نگرفتم ‫که چی برای تو بگیرم.

‫خب، بهتره شروع کنی به گشتن.

‫خب، پس من چی؟

‫خودت می‌فهمی.

‫چقدر تو سرگرم‌کننده‌ای.

‫باید سربه‌سرم بذاری، بهم سرنخ بدی، ‫مجبورم کنی حدس بزنم، می‌دونی.

‫اذیتت می‌کنه؟

‫- چی؟ ‫- دور خودمون بی‌هدف می‌چرخیم.

‫وای، نگاه کن. این وضع افتضاحه.

‫اون به کسی آسیب نمی‌زنه.

‫ما هم همینطور.

‫وای، خدایا.

‫هر بار که یکی از این پیرمردها رو می‌بینم...

‫هر بار که یکی از این پیرمردها رو می‌بینم، ‫مدام به یه چیز فکر می‌کنم.

‫به چی فکر می‌کنی؟

‫همیشه فکر می‌کنم که اون یه زمانی ‫پسر بچه‌ی کسی بوده.

‫نه، واقعاً، همینطور فکر می‌کنم.

‫فکر می‌کنم که اون یه زمانی ‫پسر بچه‌ی کسی بوده،

‫و یه مادر و پدر داشته که دوستش داشتن.

‫و حالا اونجا افتاده، ‫نیمه‌جون روی نیمکت پارک،

‫و مادر یا پدرش کجان، ‫اون همه عمو و دایی‌هاش الان کجان؟

‫به هر حال، این چیزیه که ‫همیشه بهش فکر می‌کنم.

More Farsi/persian subtitles for The Conversation

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left