Prvních 200 řádků.
زندگی اینگونه است
گذراندن زندگی اینگونه است
ما با هم ملاقات میکنیم، از هم جدا میشویم
کی میدونه؟ کی میدونه؟
عشق شروع میشه، عشق تموم میشه
عشق واقعیه، عشق واقعی نیست
اون کیه؟ اون کجاست؟
این عشقه
انسان!
شیطان!؟
جناب راهب، چه هوای خوبی!
بله، ورزش صبحگاهی برای کسی که برای رسیدن به تعالی معنوی بالاتر تمرین میکنه خوبه
استاد، شما پیر هستید اما چهره جوانی دارید
چنین ورزش سنگینی روی تنفس شما تأثیر نمیذاره
شما به سطح بالایی در تمریناتتون رسیدید
چند ساله که تمرین میکنید؟
زمان زود میگذره من بیش از ۲۰۰ ساله که تمرین میکنم
تو چطور، مرد جوان؟
چه شرمآور من فقط بیش از ۲۰ ساله که تمرین میکنم
برخلاف تو، تو خوب تغییر چهره میدی
در اولین نگاه میتونم بگم که تو انسان نیستی
از تو میخوام شکل واقعی خودت رو نشون بدی
اژدهای مقدس! خدایان مقدس
خدای محترم زمین. بو-یه-با-یا-هونگ
شکل واقعی خودت رو نشون بده
نه، لطفا بذار برم
تو یک عنکبوتی
میخوای فرار کنی؟
من در معبد لین تای سخت تمرین میکردم
من از نظر معنوی خیلی رشد کردم الان تقریبا یک انسان مهربان هستم
لطفا بذار برم
مزخرفه
ردا
بو-یه-با-یا-هونگ...
فرار؟ مراقب کاسه من باش
تسخیر شو
جناب راهب، لطفا رحم کنید، کمک...
رحم کنید، بذارید برم!
لطفا بذارید برم
شما راهب دلرحمی هستید لطفا بذارید برم
اگر من رو توی کاسهتون اسیر کنید هرگز نمیتونم دوباره متولد بشم
اون وقت تمام سالهای تمرینم تباه میشه
خدا مهربانه نذار دوباره به شرارت برگردم
ساکت شو. شیطان همیشه شیطانه
خدا، انسان، روح و شیطان از طبقههای متفاوتی هستند
تو باید در طبقه خودت بمونی
من تحت حمایت معبد لین تای هستم...
اژدهای مقدس. خدای محترم زمین نامورمیتابهایا بودا
مهرههای مقدس شیطان
هنوز هالهاش در هواست
اینطور نیست که اون واقعا به سطح معنوی بالایی رسیده بود؟
آیا اشتباه کردم؟
نه... غیرممکنه
یک شیطان دیگه
خدایان مقدس. خدای محترم زمین بو-یه-با-یا-هونگ، ببین
ببینم کجا میتونی قایم بشی!
دو شیطان ماری! میخوام بگیرمتون
اژدهای مقدس، آتش واجرا
بگیر
یک روستایی؟
اوه خدای من
مار داره جلوی بارون رو براش میگیره
کاش بارون زودتر بند بیاد
برگرد
خدا رو شکر، بارون بند اومد
آمیدا بودا ما راهبها باید مراقب شهوتمون باشیم
خوب باش
از اونجایی که به نظر میرسه طینت پاکی داری
این بار استثنائاً میذارم بری
اژدهای مقدس. خدایان مهربان
لطفا نور بودا رو به من عطا کنید
در دنیا عدالت وجود داره
کارهای نیک پاداش خوبی خواهند داشت و باعث تعالی معنوی تو میشن
بهتره به تمرین در مسیر معنوی درست ادامه بدی
هر چیزی که بشی به همون بستگی داره
شراب لطفا
نور ماه در مقابل تختم اون رو با شبنم اشتباه گرفتم
به ماه نگاه میکنم و دلتنگ زادگاهم میشم
خواب ماندن در بهار حالا آواز پرندگان همه جا شنیده میشه
باد و باران شب را پر کرده بود چند شکوفه در طوفان افتاد؟
خورشید در کوهها غروب میکنه رودخانه به دریا میریزه
گلها در همه جای شهر بهاری پرواز میکنند
باد شرقی به درخت بید میوزد
شمعها در قصر روشن شدند
دود به خانههای درباریان میوزد
لوبیاهای قرمز در جنوب کاشته میشن
چی مینوشتی؟
چه تعداد از اونها در بهار شکوفه میدن
به زیبایی گل به ضعیفی درخت بید
زن بدکاره سرک کشید
مرد نجیبزاده به بازی ادامه میده
اونها به شدت خوشحال هستن
چه شعر شهوتانگیزی، برای کیه؟
به زودی در امتحان شرکت میکنی هرچند نه برای رتبه بالا
you should never concentrate on lust but your study
وقتت رو تلف میکنه و درست رو نابود میکنه میدونی؟
بله
چون تسون، تو چی؟
میدونم
به خواندن ادامه بده
گلها در شهر بهاری به پرواز درمیآیند
چیزی حس کردی؟
استاد، اون چیه؟
چی پیدا کردی؟
شانس آوردی که زود فرار کردی راه رو نشون بده
گلهای پرنده در شهر بهاری هستند
مارها و حشرات همهجا هستند
مراقب شیطانها باش
مراقب امنیتت باش
تو اونقدر نادانی که...
جرأت میکنی به این مکان مقدس بیایی
فا-های...
خیلی زشت به نظر میرسی چطور جرأت میکنی جلوی بودا برقصی؟
فا-های...
چرا از من نمیترسی؟
ما از خودت هستیم. مجبور بودیم بیاییم
بیا بیرون
من یک راهب دانا هستم
چطور جرأت میکنی بیای منو به چالش بکشی؟
بیا اینجا، دلم برات تنگ شده
چطور جرأت میکنی اینطوری با من حرف بزنی؟
ما همیشه از کسی که دوستش داریم میترسیم دوستت دارم
شیطان لعنتی
بو-یه-با-یا-هونگ...
فا-های، کجا قایم شدی؟
قایم نشو، بیا بیرون، فا-های
دنبال نگرد، من اینجام
اگه جرأت داری بیا
قلب من مثل بودا آرومه
ما فا-های رو در قلبمون داریم ما هم فا-های هستیم
مگه نه؟
چطور جرأت میکنی به بودای مقدس توهین کنی؟
رعد، برق، باد و آتش. بکش
نحسی و ارواح خبیث. بکش
دیوهای پلید. بکش
فرستادگان جهنم. بکش
اژدهای مقدس اژدهای مقدس
خدای محترم زمین خدای محترم زمین
خدایان مقدس خدایان مقدس
تحت حمایت خدایان تحت حمایت خدایان
بکش
چقدر شیطان! همه رو میکشم
میخوام نابودت کنم چرا نمیری؟
فرمان پرهیز از شهوت. آیا بهش پایبندی؟
عدالت و بیعدالتی. کسی رو سرزنش نکن
درست یا غلط همیشه نامشخصه
ذهنت پاک نیست، راهب
فرمان پرهیز از شهوت. آیا بهش پایبندی؟
عدالت و بیعدالتی. کسی رو سرزنش نکن
درست و غلط همیشه نامشخصه
ذهنت پاک نیست، راهب
فرمان پرهیز از شهوت. آیا بهش پایبندی؟
عدالت و بیعدالتی. کسی رو سرزنش نکن
قلب پلید...
بودای مهربان من
من باید بر قلب پلیدم پیروز بشم
با خیر و شر همیشه به نیکی رفتار خواهد شد
من تمرین صد سالهات رو تباه کردم
حالا خودم گرفتار قلب پلیدم شدم
اگر من و تو بتونیم از این آزمونها بگذریم
شاید یک روز در آینده همدیگر رو ببینیم
و با هم پرواز کنیم، تا زمانی که دوباره همدیگر رو ببینیم
مردی با چشمان شهوتآلود به من نگاه میکنه
مردی با چوب خیزران ضربه خورد
او اتفاقی پایش را در سوراخ گذاشت و هنوز به من خیره شده
۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۰
بعد از ۱۰ قدم استراحت کن اون وقت باید استراحت کنیم
استراحت؟
گرین، به خودت نگاه کن شبیه یک انسان شدی
تو چشم، بینی، گوش و دهان داری دیگه مثل یک مار تنبل رفتار نکن
اگه فقط اینجا بمونی چطور میتونی انسان باشی؟
دوباره سینه خیز بریم؟
دیگه نگو «سینه خیز»
مردم میگن «راه رفتن»، فهمیدی؟
من حتی از حرف زدن هم خستهام
این کار رو نکن. ولش کن
خودت رو کش بده، صاف راه برو
تو بیش از ۱۰۰۰ ساله که تمرین میکنی من فقط ۵۰۰ سال تمرین کردم
اگه ۵۰۰ سال دیگه به من وقت میدادی حتی با دم بسته هم راحت راه میرفتم
این دو تا دم نیستن، اینها پا هستن
مزخرفه، اینها پا هستن؟
در ابتدا فقط یک بافت نرم بود. حالا شکافته شده
و ما ۱۰ تا انگشت پا داریم!
انسان! پس انسان باش من دیگه از این وضع خسته شدم
پس، تنها به جنگل خیزران بنفش برگرد
فکر میکنی خودم نمیخوام؟ اما چون ۵۰۰ سال براش زحمت کشیدم
فقط میخوام زمان بیشتری بگذرونم تا ببینم انسان بودن چقدر خوبه
چقدر خوب؟ میدونی داناترین موجود بین همه مخلوقات کیه؟
انسانها. باشه؟ کمکم یاد بگیر
چطور آدم میتونه با کمر صاف به راه رفتن ادامه بده؟
اگه نمیتونی، فقط کمی به خودت پیچ و تاب بده
آره، بهشون نگاه کن
پیچ و تاب، پیچ و تاب...
چقدر فانوس
چون تسون، دوباره درگیر شدی؟
تو هیچوقت به حرفم گوش نمیدی
داری وقتت رو تلف میکنی
قایقران، منتظرم بمون
استاد هسو، این کشتی رزرو شده لطفاً منتظر قایق دیگهای بم
بازرگانان ثروتمند عاشق قایقسواری در جشنواره «چینگمینگ» هستند
No comments yet. Be the first to leave one.