The Hunt

The Hunt (Traqués)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

The Hunt S01E04 1080p WEB-DL x264
Komentář od Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2026-04-25
Stažení: 24
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

SANDS Movie

‫هی، برونو، اون هیکل ‫ سوسولیت رو نزدیک تر بیار.

‫اونجا.

‫داری چه غلطی میکنی؟

‫بذار بهت نشون بدم، نگاه کن.

‫محکم ‌تر، بالاتر، همتون شُل و ولید.

‫هی پسر، باید جق زدن رو بس کنی. ‫شما بچه‌ ها توی مدرسه ورزش نمیکنید؟

‫- ما ژیمناستیک کار میکنیم. ‫- ژیمناستیک؟

‫عجب یه مشت عوضی‌.

‫یالا، اونجا.

‫بهشون نشون بده که تو هم خایه داری.

‫ببین، عمو تازه بیدار شده.

‫- دارم به شهر میرم، کارل. ‫- آره؟ بیا اینجا.

‫گفتم، بیا اینجا.

‫- دیشب چه اتفاقی افتاد؟ ‫- منظورت چیه که دیشب چه...

‫- ماشینم! ‫- من کلوب بودم.

‫ماشینم، مثل دیوونه ‌ها رانندگی ‫ کردی و زدی داغونش کردی!

‫- یادم نیست! ‫- یادم نیست، یادم نیست.

‫- احمقِ عوضی، خب، ولش کن. ‫- اوه، هی...

‫بجنب برونو، بندازشون!

‫آفرین، همینه.

‫پس اون یارو کجاست؟

‫میخواستم قبل از اینکه بیدار بشی برم، ‫ ولی شب سختی داشتم...

‫چرا میخواستی بری؟

‫اینجا خونه‌ تو هم هست.

‫فکر کردم که...

‫شاید بخوای تنها باشی.

‫- شاید احتیاج به زمان داری تا فکر کنی. ‫ - فکر کردن به چی؟

‫این حقیقت که میتونستم هزار بار ‫بهت خیانت کنم و بی‌ وفا باشم...

‫و اینکه این کار رو نکردم چون به نظرم ‫ پیش‌ پا افتاده، غم ‌انگیز و مسخره‌ست؟

‫فکر کنم میدونم توی سرت چی میگذره.

‫و فقط میتونم تصور کنم چه حسی داری.

‫تو نمیدونی من چه حسی دارم.

‫نمیدونی.

‫اون موقع ‌ها رو دوست داشتم...

‫وقتی هشت بار توی روز ‫با هم رابطه داشتیم.

‫وقتی سفر میرفتیم. ‫وقتی مال همدیگه بودیم.

‫باز هم، باید بیشتر میجنگیدیم.

‫با روزمرگی میجنگیدیم...

‫زندگی خانوادگی، بچه‌ ها...

‫کار...

‫ولی ببین، من احمق بودم چون...

‫خیلی مطمئن بودم...

‫که با وجود تمام اینا...

‫چیزی که بینمون بود خیلی خاص بود.

‫خیلی خاص.

‫پس وقتی با اون چشم ‌های مظلومت ‫ بهم نگاه کردی و بی ‌خبر تنهام گذاشتی...

‫چون مجبور بودی با عجله به بیمارستان بری ‫ تا اون رو ببینی، خب، پیش خودم فکر کردم...

‫اون محبتی که فکر میکردم بینمونه، ‫ اون داره با اون تقسیمش میکنه.

‫و بابت این هیچ‌ وقت نمی‌بخشمت.

‫ولی میخوام بدونی که دوستت دارم.

‫حالا میخوای چیکار کنی؟

‫میخواستم...

‫میخواستم به خاطر بچه ‌ها ‫عاقلانه رفتار کنیم.

‫و اینکه...

‫اگه بتونی مراعاتم رو بکنی...

‫فقط یه ذره...

‫تا پاک دیوونه نشم.

‫باشه.

‫من دارم به سر کار میرم. ‫روز خوبی داشته باشی.

‫چه خبر، رودی؟ امیدوارم خیلی ‫بهت سخت نگذشته باشه.

‫آره، حتماً.

‫غر نزن، دیگه آزاد شدی.

‫دیگه گله و شکایتی نباشه.

‫بابات میخواد تو رو ببینه.

‫سلام، برونو، چه خبر؟

‫داری چیکار میکنی؟ ‫ برای شکار گراز آماده میشی؟

‫خب، پس کی قراره یه شب رو ‫ با هم توی آپارتمان بگذرونیم؟

‫خیلی دلم میخواد، ولی بابا ‫میگه این کار در شأنم نیست.

‫در شأنت نیست؟ ‫ پس اصلاً چی در شأنته؟

‫لعنتی.

‫واقعاً داری این کار رو میکنی؟

‫چرا هی اسم تتو میکنی؟ ‫پاک کردنشون کلی دردسر داره.

‫خفه شو لعنتی.

‫- تو آنژی؟ ‫- آنژی ‌ام، احمق.

‫این لقبیه که بابات بهم داده. ‫مخفف آنژلیکه.

‫تو که اصلاً سواد نداری. ‫حتی دبیرستان رو هم تموم نکردی.

‫هی، گند زدی مرد. ‫حرف آی رو جا انداختی.

‫اینجا نوشته آنژ.

‫لعنت بهش، این احمقِ عوضی نوشته آنژ!

‫کارل، نمیتونی بذاری این ‫ کار رو باهام بکنه، مگه نه؟

‫نذار این احمقِ کثافت ‫رابطه‌مون رو خراب کنه.

‫- میتونی درستش کنی؟ ‫- میخواد چیکار کنه؟ روش خط بکشه؟

‫- خیلی افتضاح میشه. ‫- خفه شو!

‫هر دوتاتون بیرون برید، هی، ‫تو هم این رو بعدا درست میکنی.

‫باشه.

‫رودی.

‫بیا اینجا.

‫اگه حرفی داری، مستقیم ‫توی روم بگو، باشه؟

‫بشین.

‫بشین.

‫اسمم چیه؟ ‫ بهم بگو اسمم چیه هان؟

‫تا حرفم تموم نشده، ‫ یه کلمه هم نگو، فهمیدی؟

‫قبلاً در موردش با هم ‫ حرف زده بودیم، رودی.

‫ولی انگار باید همه‌ چی رو از اول ‫ بهت بگم چون واقعاً مایه عذابی.

‫مجبور شدم با مامان و بابای اون پسره ‫ حرف بزنم تا شکایتشون رو پس بگیرن.

‫بهشون گفتم تو نمیتونستی اون کار رو کرده ‫باشی چون اصلاً توی اون مهمونی نبودی.

‫و اینکه پیشم بودی و داشتیم ‫با هم وقت میگذروندیم.

‫و جواب داد؟

‫بابای پسره گفت همش ‫ یه سوء تفاهم بزرگ بوده.

‫که شاید پسرش عقلش رو از دست داده بوده.

‫لعنتی، رودی، فکر نمیکنی خودم ‫به اندازه کافی بدبختی دارم؟

‫تک تک روزهای لعنتیِ زندگیِ کوفتیت!

‫هنوز با اون مزخرفاتت ‫داری روی اعصابم میری!

‫- عوضی... ‫- تو مایه عذابی، رودی!

‫مایه عذاب و یه تن ‌لشی.

‫فقط قرار بود یه چیز ‫ از خونه‌ پدر زنت بیاری.

‫همون یارو دِلوال.

‫و تو داری با دختر اون کثافت لاس میزنی.

‫- من لاس نمیزنم، من... ‫- داری میزنی و فکر میکنی من احمقم.

‫لعنتی، فکر میکنی به همین راحتیه؟

‫دقیقاً دارم همین رو میگم، آره.

‫یه تن‌ لشِ به تمام معنایی.

‫یادت نره رودی.

‫من میتونم از دردسر نجاتت بدم، ولی ‫همونجوری هم میتونم دوباره توش پرتت کنم.

‫فهمیدی؟

‫حالیت شد؟

‫نمیتونی فقط اونجوری سرت رو تکون بدی!

‫مثل یه احمقِ لعنتی!

‫باید بشنوم که خودت به زبون میاری.

‫- که میدونی باید چیکار کنی. ‫- میدونم.

‫میخوای یکی از اسلحه ‌هاش رو بدزدم؟

‫خودشه.

‫خیلی بهتر شد.

‫میتونم برم؟

‫آره.

‫- بنال، خفه شو! ‫- برو گمشو!

‫- چرا اینجوری نگاهم میکنی؟ ‫- همینجوری.

‫در عوض بیا یه کمکی بهم برسون.

‫باشه.

‫بابا، یه خانمی بیرون منتظره.

‫- ازش استفاده نکن، هنوز کارم تموم نشده. ‫- باشه.

‫- کیتی؟ ‫- آقای دلوال.

‫- تو اینجا چه غلطی میکنی؟ ‫- سلام.

‫دوست هات تو رو فرستادن؟

‫آره، میدونستم از دیدنم غافلگیر میشی.

‫اومدم تا با هم معامله کنیم.

‫سر در نمیارم.

‫خب، بیا معامله کنیم.

‫چجور معامله ‌ای؟

‫خیلی خب، خیلی ساده‌ست.

‫مایکل تمام پول‌ ها رو داشت، خب؟

‫اون هزینه‌ خرید و خوردنی ها رو میداد. ‫ کلاس‌ های بچه‌ ها، پوشک، غذا، همه‌ چی رو.

‫الآن که اون رفته، من این کار رو ‫ برای بچه‌ ها میکنم، نه برای خودم.

‫ولی این چه ربطی بهم داره؟

‫مشکل من نیست.

‫فقط دارم تا وقتی که بتونم ‫ یه کار پیدا کنم، ازت کمک میخوام.

‫در ضمن، اون آگهیت رو برای ‫شغل صندوق ‌داری دیدم.

‫ببین، من واقعاً دارم دنبال کار میگردم.

‫خیلی خب، تو آدم زرنگی هستی. ‫اومدی ازم پول بخوای.

‫- ۲۰ هزار یورو. ‫- ۲۰ هزار یورو؟

‫- ۲۰ هزار یورو. ‫- مگه پاک عقلت رو از دست دادی؟

‫فکر میکنی ۲۰ هزار یورو ‫ برای جون یه آدم زیاده؟

‫شماها چهار نفرید و من الان به خاطرتون ‫نمیتونم از پس مخارج زندگی بر بیام.

‫تو، من و خانواده‌م رو توی توالت ‫انداختی و سیفون رو هم کشیدی.

‫پس متأسفم، ولی توی دنیای من، ‫باید گندی که زدی رو درست کنی.

‫- روال کار همینه. ‫- الان میام عزیزم.

‫به حیاط برگرد.

‫ما کسی رو نکشتیم، دوست هات ‫ دارن زندگیمون رو سیاه میکنن.

‫همش دارن تهدید به مرگ میکنن.

‫- تهدید به مرگ؟ ‫- گمشو.

‫مگه الان مردی؟ ‫نه، نمردی.

‫بیا، این رو بگیر. ‫فکر کنم مال دوستت باشه.

‫تماس از خونه‌ سایمون.

‫سایمون؟

‫آره.

‫وایسا، آروم باش.

‫نه، ندیدم زنگ زدی.

‫چی شده؟

‫چرا جواب نمیده؟ ‫ نمیدونم کجاست!

‫شاید داره پسرش رو به مدرسه ‫ می‌بره یا شاید هم آنتن نداره!

‫سایمون، سایمون، منم. ‫بهم زنگ بزن، اوضاع خیلی خرابه.

‫هی، همین امروز به دوستت زنگ ‫ بزن وگرنه میکشیمش، فهم...

‫شنیدی چی گفت، مگه نه؟ ‫باید بهش زنگ بزنم.

‫- وایسا. ‫- چجوری پول رو جور کنیم؟

‫وایسا، قدم به قدم پیش میریم. ‫نگران پول نباش.

‫ولی قبل از اینکه دوباره بهش زنگ بزنی، ‫باید به چیزی که میخوای بگی فکر کنی.

‫اول، حالش رو بپرس و ازش ‫ بخواه که گوشی رو بهش بده.

‫ولی مهم‌ تر از همه، ازش بپرس که ‫مبادله چجوری انجام میشه، باشه؟

‫یالا، زنگ بزن.

‫هی، حالت خوبه؟ ‫میتونی از پسش بر بیای، مگه نه؟

‫- آره. ‫- خیلی خب.

‫دوباره روی بلندگو بذارش.

‫بالاخره زنگ زدی.

‫تو کی هستی؟

‫من همونی ام که رفیقت رو ‫مثل خوک سر می‌بره...

‫- اگه پول رو نیاری. ‫- میخوام باهاش حرف بزنم.

‫- سایمون، خودتی؟ ‫- حالت خوبه؟

‫خوبم، با بقیه حرف زدی؟

‫آره، همه چی مرتبه، ‫داریم ردیفش میکنیم.

‫میتونید پول رو جور کنید؟

‫- جورش میکنیم. ‫- اون رو بهم بده.

‫- هی، من الان توی یه مزرعه‌م... ‫- خفه شو دیگه لعنتی!

‫اگه به پلیس زنگ بزنی، ‫باید با دوستت خداحافظی کنی.

‫و اگه یه ذره عقل توی کله‌ت باشه، ‫به هیچکس در موردش نمیگی.

‫فقط پول رو پیدا کن و تمام.

‫و یادت نره، ما تو رو توی این اوضاع گند ننداختیم، ‫خودت این کار رو کردی. پیشنهاد میکنم این رو یادت بمونه.

‫پول رو جور میکنیم.

‫میتونیم یه جا همدیگه رو ببینیم، نمیدونم...

‫نه، این منم که تعیین میکنم کی و کجا.

More Farsi Persian subtitles for The Hunt

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left