Prvních 200 řádků.
روش غذا خوردن ما در 50سال اخير ...نسبت به 10هزار سال قبل
.تفاوت بسياري يافته است
...اما تصويري که قبلا از فروش غذا وجود داشت
.هنوزم تصويري از کشاورزي آمريکا است
تو داخل فروشگاه ميشي و تصاوير ...کشاورزان
...حصارهاي ِ محافظ ، انبار غله
.خانه هاي رعيتي دهه 30 و علف هاي سبز را مي بيني
.اين چرخشي از اين خيال روستاييست
...يک فروشگاه مدرن آمريکايي
.بطور متوسط داراي 47هزار محصول است
.در يک فروشگاه آمريکايي ، فصول معنايي ندارند
...الان ديگه در تمام سال گوجه فرنگي همه جا پيدا ميشه
،در سرتاسر جهان نيمه رسيده رشد کرده ...هنگام نارسي چيده شده
.و با گاز اتلين به عمل اومده
...اگر چه مثل يه گوجه فرنگي بنظر ميرسه
.اما تا حدي مثل يه گوجه فرنگي خياليه
.منظورم اينه که يه گوجه فرنگي خياليه
در راهروي گوشت .ديگه استخواني در کار نيست
...اين نقاب فکري وجود داره
...اين پرده اي که بين ما
.و غذايي که ازش مياد ، افتاده
...صنعنت نميخواد شما از حقيقت مربوط به
...اونچه را که ميخوريد آگاه شويد
.چون اگر آگاه بوديد ، شايد تمايل نداشتيد بخوريدش
...اگر شما زنجيره غذايي را
از اون نايلون هاي سفت و سخت ...بسته هاي ِ گوشت دنبال کنيد
.شما حقيقت خيلي متفاوتي رو پيدا مي کنيد
.حقيقت يک کارخانه است
.مزرعه نيست .بلکه يک کارخانست
...اين گوشت توسط
...شرکت هاي چند مليتي عظيم توليد ميشه
.که ارتباط خيلي کمي با دامداران و کشاورزان دارند
...حالا غذاي ما از خطهاي توليد عظيمي که
.حيوانات و کارکنان در اون بصورتي نادرست بکار مي روند ، تامين مي شود
...و غذا از راه هايي که عمدا از ما مخفي نگه داشته ميشه
.خيلي خيلي خطرناک شده است
...شما با گروهي از شرکت هاي چند مليتي
.که کل سيستم غذايي را کنترل مي کنند مواجه ايد
...از توليد تا پخش
.آنها کنترل غذا را در دست دارند
.اين فقط مربوط ِ به آنچه که ميخوريم نيست
...اين مربوط به اينه که ما مجاز به گفتن چي هستيم
.ما مجاز به دانستن چي هستيم
.فقط سلامتي ما نيست که در خطره
.شرکت ها نميخوان کشاورزان حرف بزنند
.اونا نميخوان اين داستان گفته بشه
يه ساندويچ مرغ خوشمزه که با مرغ تازه سرخ شده ، چطوره؟
...فکر خوبيه
...اما به نظرم چيزيو که خيلي دوست دارم
.يه برگره - .خيله خب -
...غذاي ِ مورد علاقه ي امروز من
.يک همبرگر و سيب زميني فرانسوي باقي ميمونه
...من اصلا نميدونستم که چند تا کمپاني
.آنچه را که ميخوريم و طرز درست کردنش را تغيير دادند
...من اين غذا را در تمام طول زندگيم ميخوردم
...بدون اينکه اصلا بدونم از کجا مياد
.بدون اينکه اصلا بدونم اين صنعت چقدر قدرتمنده
...و اين تصور وجود داشت
.که دنيا عمدا اينو از ما مخفي کرده بود
...فکر کنم اين يکي از دلايلي است
...که من يه خبرنگار تحقيقي شدم
...تا نقاب را ...تا نقاب را از موضوعات مهمي
.که مخفي شده اند کنار بزنم
...کل سيستم غذايي صنعتي
.با "فست فود" آغاز شد
...در 1930
...فرم جديدي از رستوران ظاهر شد
.و اين "صرف غذا در داخل ماشين" ناميده ميشد
برادران "مک دونالد" يک سيستم "صرف غذا در داخل ماشين" موفق ...داشتند
.اما آنها تصميم گرفتند هزينه ها را کمتر و ساده تر کنند
...بنابراين آنها تمام پيشخدمتاشون را اخراج کردند
...بيشتر غذاهاي داخل منو را حذف کردند
...و يک ايده انقلابي براي چگونگي
.بازگشايي يک رستوران خلق کردند
...آنها اساسا نظام کارخانه اي را
.به آشپزخانه رستوران آوردند
...آنها تک تک کارکنان را براي انجام يک کار
.اونم به صورت متمادي آموزش دادند
با داشتن کارکناني که تنها مجبور بودند ،يک کار را انجام بدند
...آنها ميتونستند دستمزد پاييني را پرداخت کنند
و همچنين پيدا کردن فردي براي جايگزين کردن اونا .ساده بود
اين غذايي کم خرج بود ...مزه خوبي داشت
،"و اين رستوران فست فود "مک دونالد
.موفقيتي خيلي خيلي بزرگ بود
،اين شيوه يکنواختي
...سادگي و ارزاني
...وسيعا بکار آمد و در مقياس بزرگي
.همه نوع عواقبِ غيرعمدي اي را در بر دارد
وقتي غذاي "مک دونالد" بيشترين ...خريدار
...همبرگر در ايالات متحده را دارد
...و اونا ميخوان که همبرگرهاشون
،در همه جا داراي يه مزه باشه
.آنها روش توليد همبرگرشون را تغيير دادند
،"موسسه "مک دونالد
،بزرگترين خريدار سيب زميني است
،و يکي از بزرگترين خريداران گوشت خوک
.مرغ ، گوجه فرنگي ، کاهو، و حتي سيب است
،اين زنجيره هاي بزرگ فست فود
.خواستار تهيه کنندگان بزرگ هستند
...و در حال حاضر چند کمپاني در اصل
.نظام غذايي ما را کنترل مي کنند
...در 1970 ، پنج توليد کننده برتر گوشت گاو
.تنها در حدود 25درصد از بازار را در دست داشتند
...امروزه ، 4 توليد کننده برتر
.بيش از 80درصد بازار را در دست دارند
.همين قضيه در مورد گوشت خوک هم صدق ميکنه
...حتي اگر شما در يک رستوران فست فودم غذا نخوريد
...بازم داريد گوشتي را که توسط اين
.سيستم توليد ميشه ، ميخوريد
...شما به برچسب ها نگاه مي کنيد
...و اين کشاورز و اون کشاورز را مي بينيد
،اما واقعا فقط سه يا چهار کمپاني هستند که
.گوشت را کنترل مي کنند
...ما هيچ وقت کمپاني هاي غذا به اين بزرگي
.و به اين قدرتمندي در تاريخمون نداشتيم
،"براي مثال ، "تايسون
.بزرگترين کمپاني توليد گوشت در تاريخ جهان است
.صنعت به کلي طرز بزرگ شدن جوجه را تغيير داد
...حالا ديگه جوجه ها در نصف زماني که 50 سال قبل بودند
،بزرگ و ذبح مي شوند
.اما اونا الان دو برابرند
،مردم دوست دارن سينه مرغ بخورند
،بنابراين آنها جوجه را دوباره طراحي کردند
.تا سينه هاي بزرگتري داشته باشد
،آنها فقط جوجه را تغيير ندادند
.بلکه کشاورزم تغيير دادند
امروزه ديگه کشاورزان جوجه .اختياري بر روي جوجه هاشون ندارند
،"شرکتي مثل "تايسون
،از روزي که جوجه ها به دنيا ميان ، صاحب اونا ميشه
.تا روزي که اونا ذبح مي شوند
.بذاريد برم سر اصل مطلب
...اين جوجه است - .انجمن جوجه ملي -
،صنعت جوجه يک الگو را براي
...پيوستگي ِ توليد ، پرورش
...و بازاريابي محصولات قرار داده
.که صنعت هاي ديگر حالا دارن از اين الگو پيروي مي کنند
.چون اونا ديدند ما به سود ِ کلاني رسيديم
،از يک جهت ، ما فقط جوجه ها را توليد نمي کنيم
.بلکه ما غذا توليد مي کنيم
.اين کاملا مکانيزه است
بنابراين تمام جوجه هايي که از اون مزرعه ها منتقل مي شوند
.مجبورند دقيقا به يک اندازه باشند
چيزي که سيستم با شدت زيادي ،به توليدش مي پردازه
،توليد مقدار زيادي از غذا
،در مقدار کمي از زمين
.با قيمتي منطقي است
.حالا يکي بهم بگه مشکل اينکار کجاست
.براي ِ من مثل پول بو ميده
.شانزده جايگاه جوجه اينجا مستقره
.و پسر ِ "چاک" 4 تا جايگاه در بالاي تپه داره
،صنعت جوجه وارد اينجا شد
.و به کل مردم اينجا کمک قابل توجه اي کرد
.اينجا هم جايگاه هاي ِ جوجه من است
.من در حدود 300هزار جوجه دارم
چي ميخواي؟
.ما با "تايسن" يک قرارداد داريم
.آنها براي سال هاي زيادي جوجه ها را پرورش مي دادند
.و تمامش يه علمه .اونا بهش دست پيدا کردند
اگر ميتوني ظرف 49روز ،يه جوجه پرورش بدي
چرا ميخواي يه جوجه رو ظرف سه ماه پرورش بدي؟
.پول بيشتري تو جيبت ميره
.اين جوجه ها هرگز نور خورشيد را نديدند
.اونا تقريبا هميشه در تاريکي اند
پس فکر ميکني اونا ميخوان ما بيرون بمونيم؟
.نميدونم
.اگر ميدونستم بهت ميگفتم
خيلي خوب ميشد اگر همتون ميونستيد ببينيد ،ما واقعا چيکار مي کنيم
،اما از اونجايي که همتون داخل ميشيد
.ما هم نميتونيم اين اجازه رو بهتون بديم
...من متوجه ام که چرا کشاورزان نميخوان صحبت کنند
،چون کمپاني تا وقتي که پول پرداخت ميکنه
هر کاري که لازم باشه ميتونه انجام بده چون .روي همه چي کنترل داره
...اما الان به نقطه اي رسيده که
.اوضاع فعلي منصفانه نيست
.و منم تصميم خودمو گرفتم
.من ميخوام چيزيو که مجبورم به زبون بيارم
.من درک ميکنم چرا بقيه نميخوان اينکارو بکنند
...و من دقيقا به نقطه اي رسيدم
.که ديگه اهميتي برام نداره
.يه چيزي بايد گفته بشه
.اينجا کثيفه
.گرد و خاک همه جا پخشه
.همه جا فضله ريخته
.اين زراعت نيست
،اين فقط توليد انبوه است
.مثل يه خط توليد تو کارخانه
،وقتي اونا از يه جوجه بزرگ ميشند
،و عرض هفت هفته يک مرغ 5.5پوندي را اختيار داري
...استخوان ها و اعضاي داخليشون
.توانايي تحمل رشد سريع را ندارند
مرغ هاي زيادي اينجا هستند ..اونا چند قدم ميتونند راه برند
.و بعدش تلپ ميوفتند رو زمين ...اين بخاطر اينه که اونا نميتونند
تمام وزني را که با خودشون حمل مي کنند .را تحمل کنند
.اين عاديه
يک آنتي بيوتيکي وجود داره که داخل ...خوراک قرار ميگيره
.و بدون شک از داخل بدن مرغ عبور ميکنه
...باکتري يک مقاومت را به وجود مياره
.تا آنتي بيوتيک ها ديگه عمل نکنند
من نسبت به تمام آنتي بيوتيک ها ،حساس شدم
.و نميتونم استفادشون کنم
No comments yet. Be the first to leave one.