Lost

Lost

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 2

Informace o verzi

Lost - S02 E13 - The Long Con - BluRay 720p
Komentář od H.Moosavi
SRT نسخه

Tagy

BluRay
720p
720
Zveřejněno: 2015-10-01
Stažení: 56
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

آنچه گذشت

چارلی بچه رو بده به من - تو دیگه کی هستی، جان؟ -

مسئولیت آرون با تو نیست وقتی اون بچه به دنیا اومد کجا بودی؟

وقتی اونو دزدیدن کجا بودی؟

تو نه پدرش هستی و نه خانواده اش

تو هم نیستی چارلی

متاسفم

اینجا مال شما نیست. اینجا جزیره ماست

و تنها دلیلی که شما الان زنده اید

اینه که ما اجازه زندگی به شما دادیم

اینجا یه مرزی وجود داره

از این خط رد بشید

ما یجور دیگه با شما برخورد می کنیم

تصمیم با خودته جک

سعید به من گفت که تو یه پلیسی - پلیس بودم -

میتونم ازت یه چیزی بپرسم؟ - بگو -

فکر میکنی چقدر طول میکشه تا یه ارتش بسازی؟

همش همینه؟ - تمامش، شش تاست -

بعلاوه... یه بسته مهمات

حداقل نگران این نیستیم که به این زودی تموم بشه

جک ازت ممنونم که تصمیم گرفتی همه اینا رو در یکجا نگهداری کنیم

اینا رو از چارلی گرفتم. ذخیره هروئینشه

فکر کردم شاید به درد معالجه بخوره

میخوای اونا توی مجسمه بمونه؟

تو میخوای هفت تا مجسمه مریم مقدس رو بشکنی تا ببینی حدسم درسته؟ من یه آدم خرافاتی هستم

جان

رمز قفل ترکیبی

فکر کنم تو به خاطر این ازم میپرسی

چون نگران این هستی که ممکنه از یک صخره بیفتم و یا یه بلایی سرم بیاد

اگه فقط یکی از ما به این اتاق دسترسی داشته باشه اعتباری نیست

مگر اینکه اعتماد کامل به اون نفر باشه

خب، هزار جور اتفاق در این جزیره میفته جان

خیلی خب، ولی فکر کنم باید یه توافقی با هم بکنیم جک

اینکه اگر یکی از ما بخواد این در رو باز کنه اول باید با همدیگه مشورت کنیم

حتما

هفت درجه به راست، 33 درجه به چپ، 18 درجه به راست

لازمه یادداشت کنی؟ - نه یادم می مونه -

خیلی خب

جک، شاید بهتر باشه داروها رو اینجا بذاری

چرا باید همچین کاری بکنم؟

به به، ببین چه کسی به حومه کمپ تغییر مکان داده

نگو که کار یه زن بوده؟

اونا دوست دارن بهترین جا رو برای خودشون بردارن و یه جای آشغال بهت بدن

مرد، فکر کنم افراد اینجا از من متنفر بودن ولی تو جای منو گرفتی

تو یه بچه رو دزدیدی و سعی کردی غرقش کنی؟

و یه چیز جدیدتر. کاری کردی تا لاک تو رو بزنه

انگار که بچه پادشاه هند رو دزدیدی

بهتر نیست نگران این باشی که الان جک داره چادرت رو غارت میکنه؟

چی؟

چه غلطی داری میکنی؟ - تو اینا رو از دریچه دزدیدی -

تو هم از من دزدیده بودی - چی؟ -

اینا توی انبار من بودن. منم چیزی که متعلق به خودم بود رو برگردوندم

اینا متعلق به همه ماست ساویر. همه گروه

تو دیگه انبار نداری - دکتر، تو اینکارو نمی کنی -

فقط قرصها رو به من بده منم از این کاری که کردی چشم پوشی میکنم

تو داری منو تهدید میکنی؟

آخرین فرصته دکتر

الان چی میخوای؟

فقط تو رو

اوه، لعنتی

چی شده؟

برای ملاقاتی که در موردش بهت گفتم، دیر کردم

ملاقات؟ تو با یه زن دیگه قرار ملاقات داری؟

من در یک زمان فکرم فقط پیش یه زن میتونه باشه

ولی از اجازه ای که دادی قدردانی میکنم

سریع برمیگردم عزیزم

تو نباید اینارو می دیدی

داری شوخی میکنی؟

چی؟ - شوخی میکنی؟ -

تو یه کیف پر از پول داری

و اومدی برداری که اتفاقی قفلش باز شد؟

بده ببینم - اینا واقعی نیست -

روزنامه است؟

میخوای منو گول بزنی؟

من از تو می پرسم که این پولها برای چیه

و تو با حیله به من میگی که میخوای سرمایه گذاری کنی

و بعدش میگم که منم یه مقدار پول دارم

ببین، تو مچم رو گرفتی

خوش به حالت

نه ضرر کردی و نه نارو خوردی

تو مشقت رو خوب بلدی

من هیچ پولی از طلاقم بدست نیاوردم

من دیگه برای تو ارزش ندارم

پس باید شرم کنم

میخوام بهم بگی چیکار میکنی

بهم نشون بده واقعا چیکار میکنی

چیکار باید بکنم؟

به من نشون بده که چطوری مردم رو گول میزنی ساویر

اینجا رو چه جالب بهم ریختی

خدمتکارم رفته مرخصی

نمیخوای بری کنار؟

شنیدم جک داروهات رو برده - فکر کنم روابط دوستانه من و دکتر بهم ریخته -

کریسمس امسال یه کارت پستال کمتر میدم

شاید این خوشحالت کنه. از دریچه آوردم

میدونم به مطالعه خیلی علاقه داری

خب، خیلی علاقمندم آرایش مو یاد بگیرم

من عینکم رو توی قایق گم کردم

میخوای اینو برام بخونی؟

چیه، مشکلی وجود داره؟

باشه

خیلی خب. ده راه حل برای مرد احساساتی مورد علاقه شما

خیلی جالبه - صبح بخیر -

سلام جان

این هم یه مرد احساساتی

کلیر ازش خواسته تا اینجا بخوابه - بیخیال -

لاک هم برای خودش احساسات داره

مثل هر کس دیگه

همه مثل تو نیستن ساویر

فکر کنم بدونم چرا آقای جک عزیز و آنا لوسیای تو دل برو ازم نخواستن تا به اونا بپیوندم

چیه؟ در مورد ارتش کوچولوی اونا چیزی نشنیدی؟

پس فکر کنم تنها نفری نیستم که با دکتر روابط تیره دارم

سلام، مرد

میخوای لیموترش رو توی نارگیل بریزی و بخوری؟

نارگیل با عصاره لیموترش؟

شاعرانه نیست؟

چی میخوای هارلی؟

من پیش چادر رز و برنارد بودم

میدونستی اون یه دندونپزشکه

خب، این تمام اون چیزی نیست که از همه مخفی کرده

برنارد امواجی که بون از اون هواپیمای نروژی فرستاده رو دریافت کرده

نیجریه ای بوده

درسته. بهرحال با این وسیله دریافت کرده

این یه رادیو با طول موج کوتاهه. یه بیسیمه

آره، ولی نمیتونی یه کاریش بکنی تا قویتر بشه؟

ما تلاش کردیم تا با رادیوی هواپیما سیگنال بفرستیم

ولی تنها چیزی که دریافت کردیم پیام تکراری یه زن فرانسوی بود

چرا خودم رو بیخودی توی زحمت بندازم؟ - ببین مرد، منظورم این بود که ارزشش رو داره -

هیچ ارزشی نداره. فقط وقت تلف کردنه

من فقط خواستم تو رو خوشحال کنم رفیق

لازم نیست که خوشحال بشم

باشه مرد. مهم نیست. متاسفم

سلام

سلام - رمز رو فهمیدی؟ -

خوبه. فکرش رو نمیکردی که تحت تاثیر قرار دادن رفیقت و گرفتن رمز اینقدر آسون باشه

خوش به حال افرادت

برای اینکه تو نترس هستی

نترس هستم؟ - به همین دلیل هیچکس به ارتش ملحق نمیشه -

همه در اینجا فکر میکنن که امنیت دارن

مطمئن باش، هیچکس فکر نمی کنه که امنیت داره

جک، رمز قفل چیه؟

شوخی کردم

اوه، وینسنت

اینجا چیکار میکنی؟

اوه، چقدر شدیده. بیا این زیر، کک مکی

من بارون رو دوست دارم - آره، منم همینطور، ولی از این زیر -

صدای چیه؟ - صدای سانه -

حالش خوبه؟ - داره نفس میکشه -

برو جک رو صدا کن. برو جک رو بیار

باشه

چی شده؟ - جک کجاست؟ -

به هوش بود؟ چیزی هم گفت؟

هیچی. حتی یه کلمه

اون حالش خوبه. خوب میشه

باید بذاری من کارم رو بکنم، باشه؟ خواهش میکنم

چطوری پیداش کردی؟ - صدای جیغش رو شنیدم -

بیهوش بود و دستش بسته شده بود

منظورت چیه دستش بسته شده بود؟

اونا برگشتن

اونا گفتن که ما رو تنها میذارن - اونا زیر قولشون زدن -

ما حتی نمی دونیم چه اتفاقی افتاده - باید بدونیم؟ -

کجا پیداش کردی؟ - کنار باغچه اش -

باید یه نگاهی به اونجا بندازیم. با اسلحه

نه

نه؟

اگه مسلح بشیم، امکانش هست به خودمون تیراندازی کنیم

باشه. منتظر می مونیم تا سان به هوش بیاد بعد ازش می پرسیم چه اتفاقی افتاده

باید یه فکری بکنیم

یه نقشه باید طرح کنیم

اونا معمولا رد پایی از خودشون نمیذارن

ارزش یه نگاه رو داره

بذار یه چیزی ازت بپرسم

این موضوع با عقل تو جور در میاد؟

منظورت چیه؟

فکرش رو بکن. اولا سان چطور تونسته فرار کنه؟

زنها وزن زیادی ندارن - اون برای نجات زندگیش تقلا کرده -

... مردم در بعضی مواقع توانایی زیادی - تو اگه جای اون بودی نمی تونستی فرار کنی -

اگه جای سان بودی، فکر میکنی زنده می موندی؟

شرط می بندم نمی تونستی دوام بیاری

از این اطمینان خاطرت تشکر میکنم

این یه گونیه، مثل همونیه که روی سر من گذاشتن

نه، اینطور نیست این یکی سیاهه بافتش هم فرق داره

با این جزئیات، کار اونا نیست

خب، اگه اونا نبودن پس کی میتونه باشه؟

تو داری میگی یکی از ما بوده؟ کی میتونه یه همچین بلایی سر سان آورده باشه؟

شاید خواسته که 46 نفر رو بترسونه

و گولشون بزنه تا به ارتش ملحق بشن

این گردنبندها کم ارزشه ساویر

یه بچه 5 ساله هم میفهمه

اونا به گردنبند نگاه نمی کنن. به قیمتش نگاه می کنن

راه حلش توی همین اتیکته

اگه ما رو گرفتن چی؟ - اونا ما رو نمی گیرن -

همه میرن پیش پلیس، تنها چیزی که یادشون می مونه

یه مردیه که حسابی کتک خورده بوده

ترسیدی، درسته؟ - یه کمی -

خب، یه چیز جالب اینه که همه می ترسن

ولی اون چیزی که ازش می ترسن، موقعیت از دست رفته اوناست

همش همینا رو داشت - بذار بریم خیابون پایینی -

سلام. میخواهید چند تا گردنبند بخرید؟

اینا رو از کجا آوردی؟ - چی فکر می کنید؟ -

میخوای بخری یا نه؟

More Farsi Persian subtitles for Lost

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left