Prvních 200 řádků.
شمال وحشی - 1951
کارگردان : آندرو مارتون
سلام پیرمرد
برای امرار معاش چه کار می کنی؟
اوه من زیاد ماهی نمیگیرم کارهای خونه رو انجام میدم
راست میگی؟ من آدم فقیری هستم
گوش کن، من چیزائی اونجا تو اون قایق دارم
میشه مراقبش باشی تا کسی ازش سرقت نکنه؟
اگه کسی خواست بدزده ، چیکار کنم؟
بهش بگو مال جولز وینسنته
فرقی هم میکنه؟ شاید
فکر کنم فرق بکنه
خیلی خودتو خسته نکن
سلام وینسنت
سلام جولز سلام ، چطوری؟
هی ، برو دیگه
بیا برو داخل اونجا در امانی
چطوری آقا؟ تو چطوری؟
نگفتی از کجا اومدی از شمال
از کجای شمال؟ شمال همین جا
ورود حیوانات منوعه اوه ، بیخیال دوست من
ما از حیوانات تغذیه میکنیم
اونا بهمون گوشت، شیر، نیروی کار و لباس میدن
بعلاوه، من خودم تقریباً یه حیوان هستم
آرایشگاه کجاست؟
مواظبش باش
* چرا اون باید قلب منو به درد بیاره؟ *
* حالا که رفته، عشقم رو هم با خودش برده *
* قلب من غمگین و تنهاست *
* شمال و شبهایی روشنتر از خورشید *
* منو سریع به معشوقم برسان *
در ریار طلا پیدا شده
تو آخرین نفری هستی که میدونی
ببین ، من یه شکارچی شمالی هستم
در طول شش ماه گذشته من فقط صدای باد ، گرگ ها
و صدای خودمو شنیدم البته وقتی با خودم حرف می زدم
این توضیحش میده این هیچ چی رو توضیح نمیده
دوست من، من میتونم با تو درباره همه چی صحبت کنم درباره هر چیزی که دوست داری
دوست داشتن؟
من اون دختری که اونجاست رو دوست دارم
* منو سریع به معشوقم برسان *
* نور شمال ، آسمان رو روشن میکنه *
* قبل از اینکه بمیرم معشوقم را پیدا کن *
این مرد میخواد حرف بزنه
این مرد اسمی هم داره؟ لازمه؟
اسم تو چیه؟ لازمه؟
نه
بگو ببینم چاوپوا تو دورگهای، مگه نه؟
و اینجا چیکار میکنی؟ تو همچین جایی؟
منم تعجب می کنم
می بینی که ، اینجا آواز میخونم
شغل من اینه
باید زندگی کرد ، همین این کافی نیست
چرا ؟ چون خوشحال نیستی
از کجا میدونی؟
از شیوهی آواز خوندنت از شیوه وجودت
خب، اگه خوشحال هم نباشم حداقل کار که دارم
هیچ کاری اگه خوشحالت نکنه ، خوب نیست
پدرم دوست مردم شما بود
من مردم تو رو خوب میشناسم بارها باهاشون شکار کردم
پس اینجا چیکار میکنی؟ تو هم دنبال طلا هستی؟
نه ، اومدم اینجا یه کم مست کنم
و یه خورده گپ بزنم
الان مستی؟ هنوز نه
وقتی مستم ، فوراً به دامهای قدیمیام برمیگردم
ببین ، یه مرد باید کاری رو انجام بده که در اون کار بهترینه
اگه دنبال طلا میگشتم فقط یه احمق دیگه بودم
اما به سهم خودم من بهترینم
با طلا میشه چیزای زیادی خرید اما اینو نه
پس تو بهترینی؟
البته من بهترین تله گذار در شمال هستم
نکنه تا الان مست بودی؟
نه، نه، هنوز نه یه کم زمان می بره
هی اونجا چی داری؟
می بینی که ، یه گربه
اون یکی از دوستان منه و من ژول وینسنت هستم
خب ، منم برودی هستم یه خرس گریزلی از منطقه کوهستانی
با دختر سرخپوست خوش میگذره؟
از آشنایی با شما خوشحالم ، برودی
ولم کنید
الان همه چی خوبه
اون فقط می خواست خرس بازی در بیاره
این ویسکی بود که اونو از قفسش بیرون کشید
بله ، تو گربه خوبی هستی
زندگی سختی داشتی
تو رو همراه خودم میبرم
من یه کلبه کنار رودخانه صلح دارم
و یه دوست هم اونجا برات دارم
یه سنجاب قرمز
مردم بهش میگن آگیدومو
دم در هوا
بله ، آگیدومو شما دونفر باهم خوب کنار میاین
پس من تو رو با خودم میبرم ، باشه؟
منم میبری؟
هی ، واقعا میخوای برگردی اونجا؟
آره ، میخوام برگردم
باشه
هی ، من تو رو میبرم
اگه کمکم کنی از اینجا برم هر جا رفتم ، تو رو هم میبرم
گفتم همراه خودم می برمت شمال؟
آره
پس خیلی مست بودم که اینو گفتم
نه ، خب ، آره
پس گفتم؟ آره
باشه ، میبرمت
هی پیرمرد سلام
چه جور زمستانی خواهیم داشت؟
برای بیشورها و پرستوها خوبه
برای تو خوب نیست من همینطوری ترجیح میدم
اونجاست که آدم میفهمه خوبه یا نه، میفهمی؟
من 77 سالمه پسرم و هنوز زنده ام
سلامت باشی ، پدر
سلام ، تو اونجائی؟
وینسنت ، وینسنت
دیشب اشتباه کردم و به چیزی که لیاقتشو داشتم رسیدم
تو لیاقت بیشتری داشتی
انگار خیلی مست بودم
خیلی مست بودم ، نه؟
باشه رفیق ، مست بودی
میگن داری میری شمال
دقیقاً طرف رودخانه صلح؟
دورتر خب ، دوست دارم همراهت باشم
من پارو زن خوبی هستم
بهترین ها
بهترین؟ حالا می بینی
دوست دارم بیام
باشه ، بیا
سلام جولز
سلام جولز جولز ، جولز
ببخشید پدر ، متوجه نشدم
خب ، ایرادی نداره مگر اینکه کم کم باورش کنی
آره
پدر ، میخوام این دختر رو به قومش برگردونم
ایشون پدر سیمور هستن اسمش هست ، آگیدومو
آگیدومو
به زبان سرخپوستی یعنی سنجاب
جولز، تو که امسال زمستون تله گذاری نمیکنی ، درسته؟
پدر ، تو همیشه افکار منو میخونی
نه جولز ، این کارو نمیکنم زمستان سختی در پیش داریم ، یکی از بدترین زمستانها
برای من بهترین زمستانه ، پدر
نمیخوام بدترینها رو از دست بدم
متأسفم که کلبه به هم ریخته اما من اینطوری زندگی می کنم
فکر میکنی پلیس خبر داره؟
نه ، هنوز نه
ما امروز اینجا می مونیم و شب حرکت میکنیم
فردا صبح میرسیم به قبیله شما
هیچکس تو دنیا نمیتونست از اون تندآبها پایین بره
اما این مرد باید ثابت می کرد که چقدر خوب بود
حتی اگه مجبور شد به خاطرش خودشو بکشه
اون حتماً به من کمک کرده
اگه تنها بودم میتونستم بذارم سعیشو بکنه
اما این دختر اونجا بود و همین باعث شد همه چی فرق کنه
راست میگه، اون مرد اشتباه میکرد من اینو به وضوح میدیدم؛ اون تسلیم نمیشد
من اونو کشتم
به شانه اش شلیک کردم تا متوقفش کنم
یا بترسونمش اما نوک قایق بود که باعث مرگش شد
به کسی هم گفتی؟
من فقط به شما میگم چون میدونم درک میکنی
اگه تو قاضی من بودی همین حالا تسلیم میشدم
اما من توسط هیئت منصفه ای متشکل از مردان شهر قضاوت خواهم شد
نمیگم افراد بدی هستند و چیزی که من میخوام ، میگن
من ، جولز وینسنت، باید چه کار کنم؟
خودت میخوای چیکار کنی؟
جاهایی در این کشور وجود داره
که میشه پیاده رفت اونجا منم میرم اونجا
اگه بتونم سالم برگردم ، خودت میفهمی
مراقبش باش
شاید از قبل میدونه صبر کن
مردان دلیر شما اسب دزدیدن اومدم دستگیرشون کنم
شما روی یکی از این اسب ها نشستی
فقط به خاطر همین اومدی؟
من می روم اسب ها رو پس می گیرم و هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت
نه
گوش کن، قضیه فقط اسبها نیست، اجرای قانونه
شما قانون رو شکستید و نباید این کارو می کردید
اگه دلایلی داری گوش میکنم
کار من که نیست
من فقط برای گرفتن اسبهای دزدیده شده اومدم
نه
مرد شجاعی بود
اگه اونو بکشیم ، افراد دیگه میان
و تو رو پیدا میکنن
دیدی که چطور برای گرفتن اسبها اومدن
خواهی دید که چطور این کارو برای یه مرد انجام میدن
بیخیال ، بذار بیان
بذار به قلمرو من بیان و منو بگیرن
من من اسب نیستم که کسی منو با خودش ببره
جولز
بیشتر از حد لازم کاری نکن
میدونم چه حسی داره این زندگی خودته
خیلی نرم، به نرمیِ یه انسان یه موش کور یا یه پرنده
هر روز، مسئلهی مرگ و زندگیه
منتظرم باش
سلام، پدلی سلام وان
سلام
سلام، پدلی سلام گروهبان
خبری از مرخصی من نشد؟
انگار اخیراً حسابی بهت خوش گذشته
بشین پدلی
پس مرخصی بی مرخصی آره
No comments yet. Be the first to leave one.