NCIS: Tony & Ziva

NCIS: Tony & Ziva

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

NCIS Tony and Ziva S01E05 1080p WEB h264-NESTED
NCIS Tony And Ziva S01E05 HDR 2160p WEB H265-ETHEL
Komentář od NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2025-09-18
Stažení: 49
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫دخترمو تهدید کردی ‫و ما رو به جرم قتل گیر انداختی!

‫این چیه؟

‫یه دکل مخابراتی کوچیکه

‫برای اتصال به گوشی مارتین

‫تا بتونیم اطلاعاتشو کش بریم.

‫"دبیرکل اینترپل

‫به عنوان گمشده اعلام شده."

‫چندین اشاره شده

‫به یه زندان فوق امنیتی تو اتریش.

‫جونا مارکام؟

‫فکر کنم همین الان

‫دبیرکل گمشده اینترپل رو پیدا کردیم

‫- یعنی، تقریباً... ‫- با تونی؟

‫نمیدونم چی تو سرم بود.

‫میدونم که جواب نمیده.

‫کی میدونه؟ هر دوتون عوض شدین.

‫خوبی؟

‫آره، خوبم.

‫ولی باید حرف بزنیم.

‫- معلومه. ‫- ولی نه اینجا.

‫اگه بخوام انتخاب کنم.

‫تو چی؟ خوبی؟

‫تا وقتی هنریمو گیر نیارم، خوب نمیشم.

‫چند روز پیش چقدر ناراحت بودم،

‫حالا همون قدر دلم میخواد ‫یه سیلی بخوابونم...

‫واقعا داریم این کارو می کنیم؟

‫نباید هواپیما بدزدیم.

‫باید اعتراف کنی، خیلی باحاله.

‫اگه یه مأمور خاص اینترپل پیداش نشه.

‫ماشین مارتین کجاست؟

‫آره، هنوز تو پارکینگ کلیسا پارک کرده.

‫تعجبی نداره.

‫چون ما...

‫کلیداشو گرفتیم.

‫همه چیمو گم کردم...

‫کلیدا، پول، گوشی، کارت شناسایی...

‫باید برسم به هواپیمام.

‫تو مدیر عملیات هستی.

‫پس لطفاً...

‫آره، اینترپل.

‫حالا میتونم با خلبانم حرف بزنم...

‫چی؟

‫منظورت چیه هواپیما قبلا پرواز کرده؟

‫آزاد کردن جونا مارکام

‫کار سختیه. اونو تو

‫پیشرفته ترین زندان اروپا نگه داشتن.

‫ایست های بازرسی بیومتریک،

‫کلیدهای دو مرحله ای، قفل های مغناطیسی.

‫هر زندانی برچسب داره

‫و 24/7 تحت نظره.

‫تا حالا هیچ فراری نبوده.

‫حتی یه تلاشم نشده.

‫برای اولین بار، هیچ ترسی ندارم، هیچ شکی.

‫چون بالاخره، هر چیزی که باید انجام بشه...

‫با نبوغم انجام میشه.

‫نبوغ تو؟

‫جدی میگم، ‫داریم میریم سراغ یه چیزی

‫خیلی خطرناک.

‫خب، چیزی که میخوام بدونم

‫اینه که میتونه ما رو ببره داخل؟

‫و مهمتر، میتونه 9.4 ما رو بیاره بیرون؟

‫یا گیر می افتیم،

‫مثل جونا مارکام.

‫نقشه جدیدم برای فرار

‫اینه که دستمو بشکنم.

‫وقتی رفتم درمانگاه،

‫صفحه کلید بیومتریک کنار در رو باز می کنم

‫و دوباره سیم کشیش میکنم ‫تا دی ان امو قبول کنه.

‫با چی بازش میکنی؟

‫یه پیچ گوشتی دست ساز.

‫خب، هر در یه فلزیاب داره.

‫برای همین اینو ساختم

‫با سرامیک صنعتی تو کارگاه.

‫یه تیکه از یه بشقاب بود

‫که با لعاب شیمیایی تغییرش دادم.

‫سخت مثل فلز. غیرقابل تشخیص.

‫خیلی خفنه.

‫ولی نکن.

‫امنیت درمانگاه رو تازه ارتقا دادن.

‫حالا برای ورود و خروج باید ‫دو تا دی ان ای جدا داشته باشی.

‫تو از کجا این قدر میدونی؟

‫فقط نه روزه اینجایی.

‫باور کن، منم به اندازه تو ‫میخوام از اینجا در برم.

‫تو اینجا جات نیست.

‫هر زندانی اینو گفته.

‫ولی تو هیچ وقت نمیگی بی گناهی.

‫درباره پسرت حرف میزنی،

‫که این بدترین ضربه رو بهش زده.

‫همین طوره. چون تو دادگاه،

‫چیزایی درباره ام فهمید ‫که هیچ وقت بهش نگفته بودم.

‫چیزای وحشتناک. نابخشودنی.

‫که دلشو شکست،

‫و این دل منو شکست.

‫ولی چیزی که منو انداخت اینجا،

‫من نکردم.

‫تو چی؟

‫اگه بهت بگم باور نمیکنی.

‫NCIS ‫تونی و زیوا

‫میدونم الان وقت بدیه

‫برای حرف زدن درباره این، ‫ولی همیشه وقت بده.

‫نه، اتفاقاً وقت خوبیه برای حرف زدن.

‫فکر میکنی؟

‫معلومه.

‫داریم یه کاری می کنیم

‫که یا خیلی عالیه یا واقعاً احمقانه.

‫یکی مون یا هر دومون ممکنه، ‫خب، میدونی.

‫پس اگه چیزی برای گفتن داریم،

‫بذار...

‫بگیم.

‫تو اول بگو.

‫فکر کردم خیلی خوب بود.

‫- بوسه. ‫- بوسه.

‫فکر میکنی جریانش چی بود؟

‫ترس، آدرنالین.

‫خستگی.

‫وحشت. عادتای قدیمی.

‫حسایی که برای فرار ازشون

‫تقریباً هر کاری می کنم.

‫منم همین طور.

‫چیز دیگه ای هست؟

‫فکر کنم همینا بود.

‫آره.

‫کاش چیزی بود.

‫هر بهونه ای برای عقب انداختن این.

‫منم از انجام این کار خوشم نمیاد.

‫خب، نفس عمیق بکش و...

‫بیا تمومش کنیم، نه؟

‫زندان به دوربین های مداربسته اروپا وصله،

‫برای مواقع فرار.

‫خوشبختانه، ما قبلاً

‫تو این محله دیجیتال گشت زدیم.

‫به سلامتی.

‫ "ناسا استروویا."

‫تقریباً درست گفتی.

‫بهت گفتم

‫ برادرم معمولا ‫تحویل ها رو انجام میده

‫ ولی الان مریضه

‫ اسمش

‫اسمش رو بهم دادی، ‫تو سیستم نیست، دارم بهت میگم

‫ آتیش! آتیش

‫ زیر کاپوت آتیش گرفته

‫آفرین دختر.

‫ ورودی یک آتیش گرفته

‫9.4 وارد شد.

‫مرسی قشنگ.

‫یدک کش داره میاد.

‫رسید.

‫لطفا بزن کنار ‫شوهرم اون جلو تو جاده هست

‫تو گاراژ می بینیمت

‫مرسی قشنگ.

‫تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی

‫آماده ام برم جلو؟

‫سنسورهای حرکتی بلاک شدن.

‫دوربین ها رو لوپن.

‫فلزیاب ها خاموشن.

‫قفل مغناطیسی و آلارم ها...

‫غیرفعال شدن.

‫یه هویت جعلی برات درست کردیم.

‫تگ شناسایی جعلی آپلود شد. ‫میتونی بری داخل.

‫حالا تو ارما استروف هستی، نگهبان،

‫تگ 7-26.

‫زیاد بهمون خبر ندادی.

‫آره، خب، لنگلی همیشه همین جوریه.

‫بهتره بعداً معذرت بخوای ‫تا اینکه اول اجازه بگیری

‫انگار اونا اجازه میگیرن

‫معذرت خواهی کرده باشن ‫فکر نکنم خیلی هم

‫مگه نه؟

‫حالا بیا داخل.

‫زندانی آماده هست؟

‫کجا می برینش؟

‫ای کاش می تونستم بهت بگم.

‫تفنگ تو محیط زندانیا ممنوعه. ‫المور لئوناردم رو خوب می شناسم.

‫پوسته های میکروسکوپی پوست می گیره.

‫نمیتونی بری داخل یا بیای بیرون ‫مگه اینکه دی ان اتو بشناسه.

‫آه، اتاق های بازجویی شیشه ای قدیمی.

‫چند سال پیش ‫تو یه سایت مخفی امتحانش کردیم.

‫تکنیک رایکر. جالب بود.

‫همه نگاهشون میکنن ‫انگار حیون تو باغ وحشن.

‫تا وقتی جوابا بله/خیره،

‫72 درصد احتمال داره حقیقت

‫برعکس چیزی باشه که میگن.

‫پس حقیقت رو می فهمی، ولی برعکس.

‫ما تعطیلش کردیم. ‫متغیرها خیلی زیاد بودن.

‫داخل، از کلیدهای فوب استفاده میکنن. ‫سیستم دو مرحله ایی.

‫آبی، دسترسی کامل. قرمز، محدود.

‫اووه. در جادویی.

‫امیدوارم فقط یه احتیاط مسلح باشم

‫و لازم نباشه کاری کنم.

‫زیوا، باید یه کاری بکنی.

‫چیه؟ چی شده؟

‫- خانوم بدجنس. ‫- مارتین.

‫اینجاست؟

‫اونجاست.

‫اووه.

NCIS: Tony & Ziva subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left